Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
نگاهی به چهارمین قسمت دزدان دریایی کارائیب، بر امواج بیگانه

«ذوق‌زندگی بیهوده، در بعد سوم از قسمت چهارم»

2011 June 21

رضا صدیق / رادیو کوچه

هنگامی که در آستانه‌ی ورود به سالن سینما، دربان سالن عینکی به دست شما می‌دهد، باید در انتظار فیلمی باشید که ترکیب صنعت است و سینما. سینمایی که وارد بعد سوم شده تا در تلاشی از پیش معین، جنبه‌ی غیرواقعی اتفاقات را واقعی نشان دهد. سینمای سه‌بعدی اما تا امروز در این امر معکوس عمل کرده است. به جرات فیلم‌های قدیمی‌ای مانند ادیسه‌ی فضایی – کوبریک – در ژانر سینمای تخیلی‌، به مراتب موفق‌تر از سیل فیلم‌های هالیوودی سه‌بعدی عمل کرده‌اند. سینمایی که تلاشش در ملموس بودن اتفاقات انیماتوریزه شده تنها محدود به بـعددار کردن تصاویر است و تفکیک تصاویر فیلم‌برداری شده از نماهای طراحی شده در کامپیوتر به راحتی قابل تشخیص است. از سوی دیگر این ذوق‌زدگی صنعتی در سینمای سه بعدی هالیوود، باعث شده تا روایت سینمای داستان‌محور جایش را به طراحی‌ آکساسوآرهای انیماتوری و کاراکترهای پوشالی کامپیوتری بدهد. بی‌راه نیست اگر بگوییم سینمای سه‌بعدی، سینمایی‌ست ضد داستان. سینمایی که بر پایه‌ی بصر شکل می‌گیرد و در آن روایت‌ سینما جایش را به صنعت می‌دهد. صنعتی که برای به‌رخ کشیده شدن، داستان و سینمای روایت‌محور را فدای خود می‌کند. «دزدان دریایی کارائیب چهار» یا «بر امواج بیگانه» که در این قسمت به‌صورت سه‌بعدی ساخته شده هم از این امر مستثنا نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید


در قسمت‌های پیشین «دزدان دریایی کارائیب» داستان‌های فرعی در راستای ایجاد فضایی برای روایت داستان اصلی، نقشی کلیدی داشتند. حضور «کیرا نایتلی» (Keira Knightley) در نقش «الیزابت سوآن» (Elizabeth Swann) و «اورلاندو بلوم» (Orlando Bloom) در نقش «ویل ترنر» (Will Turner) و طرح داستان‌شان، در دراماتیزه کردن فضای روایت فیلم تاثیری مهمی داشت. برخلاف سه قسمت قبل که «گور وربینسکی» (Gore Verbinski) کارگردانی اثر را به عهده داشت، در قسمت جدید «راب مارشال» (Rob Marshall) این امر را به عهده گرفته که نوع نگاه و روایت فیلم از ذهن مارشال، شاید موجب تفاوت شگرف این چهارگانه با یک‌دیگر باشد. گور وربینسکی سازنده‌ی سه قسمت پیشین در کارنامه‌ی کاری خود تجربه‌ای مانند «حلقه»- که از به‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت است‌- را دارد و به تازگی نیز انیمشن سینمایی‌محور «رانگو» را در بازار سینما عرضه کرد که مورد استقبال فراوانی از سوی منتقدین قرار گرفت. راب مارشال- سازنده‌ی قسمت جدید دزدان دریایی کارائیب- هم البته در کارنامه‌ی کاری خود، نشان داده که کارگردان توانایی‌ست. «خاطرات گیشا»، «شیگاکو» و یا ساخته‌ی پیشینش «نُه» که فیلمی موزیکال نیز بود، شاهد موفقیت این کارگردان در تعریف داستانی چفت و بست‌دار است. شاید ورود این کارگردان به دنیای سه‌بعدی و ساخت «دزدان کارائیب چهار» با این فیلم‌نامه‌ی ناقص و فاقد بعد داستانی، دست‌پخت تهیه‌کنندگان این فیلم عام‌پسند باشد. چهارمین قسمت «دزدان دریایی کارائیب» در باکس‌آفیس جای‌گاه خوبی از منظر فروش برای خودش دست و پا کرده است که واکاوی علل استقبال از این دست فیلم‌ها نیاز به تحلیلی جامع‌شناختانه در بحث سینمای امروز دنیا دارد.

«دزدان دریای کارائیب چهار، بر امواج بیگانه»، با سوژه‌ای کلیشه‌ای تلاش دارد تا مسیر دست‌یابی دو گروه را به چشمه‌ی جوانی روایت کند. داستانی که از حیث ابعاد افسانه‌ای کارکردهای فراوانی در تاریخ سینمای فانتزی داشته. ورود پنه لوپه کروز در نقش آنجلیکا – دختر کاپیتان بلک‌بیرد – تنها وسیله‌ای برای ورود معشوق سابقش، جک اسپارو – جانی دپ – در چرخه‌ی روایت کنکاش چشمه‌ی جوانی‌ست و پا را در ابعاد داستانی حاشیه‌ای هم حتا فراتر نمی‌گذارد. تمام کارکترهای اضافه شده در قسمت جدید «دزدان دریایی کارائیب» در حد تیپ‌های الکن و بلااستفاده باقی می‌مانند و تنها جک‌اسپارو و هکتور باربوسا – جفری راش – که ابعاد رفتاری و شخصیتی‌شان در قسمت‌های پیش ساخته و پرداخته شده است، دارای بعد کاراکتری هستند. البته اگر مخاطبی قسمت‌های پیشین را ندیده باشد، این دو نیز برایش در حد تیپ‌هایی دست‌ساز جلوه می‌کنند.

«جانی دپ» در یکی از مصاحبه‌هایی که برای اکران فیلم انجام داده بر علاقه‌ی شخصی‌اش به نقش جک‌ اسپارو اشاره می‌کند و آرزو می‌کند که قسمت‌های بعد این فیلم نیز ساخته شود. حضور دپ در دزدان دریایی کارائیب یکی از نقاط قوت فیلم است. دپ با بعدهای رفتاری‌ای که به نقش جک ‌اسپارو می‌دهد سند نقش را به نام خود می‌زند. در قسمت‌های پیشین فیلم، به‌خاطر حضور «کیرا نایتلی» و «اورلاندو بلوم» و داستان حاشیه‌شان، نقش دپ در روایت فیلم شکل دیگری دارد، اما در قسمت آخرین این چهارگانه با حذف داستان‌ حاشیه‌ای قسمت‌های قبل – که به فیلم صدمه‌ی چشم‌گیری هم زده – بار روایت کل فیلم، روی دوش جانی دپ می‌افتد. باری که او به‌خوبی از پسش بر می‌آید و علی‌رغم فضای بدون داستان و روایت فیلم، مخاطب را تنها به دلیل کنش‌های جذاب جک ‌اسپارو با خود هم‌راه می‌کند. بدون شک اگر جانی‌دپ، با آن فرم فانتزی در بازی و حرکات مخصوص به خودش، در فیلم حضور نداشت، فیلم با شکست ملموسی مواجه می‌شد. خلق شخصیت جک ‌اسپارو در قسمت چهارم «دزدان‌دریایی کارائیب، بر امواج بیگانه» نقش منجی فیلم را بازی می‌کند.

گذشته از نقاط ضعف چشم‌گیر- که اصلی‌ترینش ضعف فیلم‌نامه است- و نقطه‌ی قوت حضور و بازی جانی‌ دپ، یکی از آزار دهنده‌ترین ایرادات «دزدان دریایی کارائیب چهار»، کارگردانی راب مارشال است. علی‌رغم این‌که مارشال نشان داده که در کارگردانی کاربلد است، اما بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعفی که مخاطب را با خود درگیر می‌کند و حتا در خیلی از موارد حوصله‌ی بیننده را سر می‌برد، ریتم ناهمگون فیلم است. یک سوم ابتدایی فیلم با ریتمی سریع، یک سوم میانی با ریتمی کش‌دار و یک‌سوم انتهایی که در تلاش ایجاد فضای کنش و واکنش و بسترسازی برای پایان‌بندی فیلم است، ریتمی گنگ و دست‌پاچه دارد. به‌صورتی که بیننده پس از مرگ کاپیتان بلک ‌بیرد، در هر پلان از ده دقیقه‌ی انتهایی می‌تواند خودش نقطه‌ی پایان بگذارد، و فیلم تمام نمی‌شود و باز مخاطب در انتظار پایان فیلم است. سکانس پایانی فیلم هم، هیچ شباهتی به اندینگی مستحکم ندارد و شناسنامه‌دار نیست.

«دزدان دریایی کارائیب چهار، بر امواج بیگانه»، فیلم ضعیفی‌ست. فیلمی که ذوق‌زده‌ی سینمای سه بعدی‌ست و بزرگ‌ترین ضربه را از همین ذوق‌زدگی می‌خورد. سینمای سه‌بعدی، هنوز به تعادل نرسیده و جای کارکرد صحیحش را پیدا نکرده. همین امر هم در حال امروز، سینما را – و به‌خصوص سینمای هالیوود را تا حد بازی‌های کامپیوتری تقلیل داده است. تا این صنعت‌گرایی به تعادل برسد، مخاطبان جدی سینما، باید شاهد فاجعه‌‌ای به اسم، سینمای سه‌بعدی باشند.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,