Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
نگاهی به سخنان مشاور موسوی در دانش‌گاه ام‌آی‌تی

«مدارا برای بازگشت به قدرت!»

2011 June 22

حسن زارع‌زاده اردشیر / فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار

شاید هیچ‌کس مانند شورای هماهنگی راه سبز امید و شخص آقای امیر‌ارجمند نمی‌توانست آقای موسوی را که تلاش می‌کرد از جنبش عقب نماند‌، این‌قدر دور از جنبش سبز نشان دهد‌! هر گفتار و هر عمل‌کرد ایشان به عنوان سخن‌گوی شورای هماهنگی راه سبز امید (که روشن نیست از چه افرادی تشکیل شده است) بخشی از افراد و گروه‌های مردد را نسبت به هدفی که او و حلقه این شورا در پیش دارد، آگاه‌تر ساخته و از سران اصلاح‌طلب دورتر می‌سازد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای اردشیر امیرارجمند در آخرین گفتار خود در دانش‌گاه ام‌ای‌تی سخنانی گفتند که مرور آن‌ها نیات باطنی گروه خود را منعکس می‌کند و چون عکس‌العملی از آقای موسوی مشاهده نمی‌گردد‌، به‌نظر باید نظریات مشاور اولشان را از طرف خود ایشان دانست. درست است که آقای موسوی در حصر است ولی پذیرفتنی نیست هیچ اظهار‌نظری نکنند‌، زمانی‌که زندانیان تحت شدید‌ترین سرکوب در زندان اوین با بیانیه‌هایشان عکس‌العمل‌های امیدوارانه نشان می‌دهند‌. آقای ارجمند می‌گوید‌؛ پرهیز از خشونت ضرروت‌هایی دارد مانند «مدارا» و ادامه می‌دهد که خشونت‌گرایی (‌از سوی اقتدار‌گراها‌) نیروهای حساس و خصوصن جوانان را تحت تاثیر قرار می‌ دهد تا مقابله به مثل کنند و قانع کردن این قشر برای ادامه حرکت مسالمت‌آمیز چیزیست که ما با آن مواجه هستیم‌!؟ ایشان گرچه دفاع شخصی جوانان را به اشتباه خشونت متقابل می‌نامد و درک صحیحی از حرکت مسالمت‌آمیز ندارد‌، هدف اصلی خود را در پشت کلماتش پنهان می‌کند که آری جوانان اگر کتک خوردید و شکنجه و تجاوز شدید و به زندان افتادید ولی آرام باشید تا ما (‌؟‌) بتوانیم «مدارا» کنیم و این ما که حتمن جوانان نیستند بتوانند با کنترل آن‌ها چراغ سبزی به رهبری بدهند تا با گروه ایشان مدارا کنند‌! این شورا و دوستان متحدش هم‌چون مهاجرانی و کدیور در خارج کشور و رفسنجانی و خاتمی در داخل کشور که به دنبال «مدارا» و کسب امتیاز از جناح حاکم هستند، فراموش کرده‌اند که جوانان و مردم بیش از دو سال در سرکوب شدید بوده و کشته‌ها داده‌اند‌، ولی آن‌ها هم‌چنان دنبال خلع رییس دولت که امروزه مغضوب شده‌، هستند و نمی‌خواهند بپذیرند که جوانان و مردم دیگر از رهبری و نظام عبور کرده‌اند!

بی‌دلیل نیست که می‌گویند دروغ‌گو کم حافظه است، چرا که ایشان سخنان خود را چنین ادامه می‌دهد که‌؛ آن‌چه امروز به آن نیاز داریم قوه ابتکار جوانان ما است و جوانان خیلی بهتر از من جنبش را تحلیل می‌کنند و این باعث افتخار ما است

بی‌دلیل نیست که می‌گویند دروغ‌گو کم حافظه است، چرا که ایشان سخنان خود را چنین ادامه می‌دهد که‌؛ آن‌چه امروز به آن نیاز داریم قوه ابتکار جوانان ما است و جوانان خیلی بهتر از من جنبش را تحلیل می‌کنند و این باعث افتخار ما است! روشن نیست این (‌ما ؟‌) کیست که هم دغدغه حساس بودن جوانان را دارد و هم به روشن‌بینی آن‌ها افتخار می‌کند‌، پس نگرانی در چیست و چرا جوانان را می‌خواهید کنترل کنید تا رهبری جازه پست ریاست دولت را به شما (‌ما‌‌؟‌) بدهد؟ مشکل نیست که منظور ایشان از «طرف مقابل» و یا «نیروهای اقتدار‌گرا» را تشخیص داد که تنها رییس دولت و بخش سپاه حامی وی مد نظر است‌، چرا که رفسنجانی در حال مذاکره با بخش دیگر اصول‌گرایان برای حذف آن جناح فعالیت می‌کند.

زمانی‌که ایشان در سال‌روز انتخابات (‌به‌قول ایشان و سال‌روز سرکوب به‌قول جوانان‌) حذف نظارت استصوابی را درخواست می‌کنند و قانون اساسی را مورد تایید جنبش می‌دانند، دیگر تقلب وسیع و سرکوب شدید را منکر شده و فضا را برای انتخابات آماده می‌بینند‌؛ جالب این‌که شخص ایشان قانون اساسی را دموکراتیک نمی‌دانند و وقاهت از این بیش‌تر نمی‌شود‌! از این‌جا هدف اصلی ایشان (‌ما‌؟‌) روشن می‌شود که این ۴ سال را هم به رهبری گذشت نموده و از ایشان می‌خواهند که در انتخابات مجلس و دولت بعدی نظارت استصوابی برداشته شود تا ایشان (‌ما‌؟‌) قول دهد تنور انتخابات را داغ و جوانان و مردم را خام کرده و به شور و شوق وادارد‌! به این ترتیب باید گفت بی‌علت نیست که آقای خاتمی، رییس بنیاد باران (؟) و آقای عطا‌اله مهاجرانی مدافع ریاست جمهوری مادام‌العمر رفسنجانی، از الطاف رهبری صحبت کرده و بخشش را پیش می‌کشند، چرا که آن‌ها به نمایندگی از مردم قول می‌دهند تا به محض بخشش رهبری‌، مردم کشته‌ها‌، شکنجه‌ها‌، تجاوز‌ها و اعدام‌ها را فراموش کنند، گویی اتفاقی نیفتاده است و رژیم خونی نریخته و شکنجه‌ای نکرده است.

آقای امیر‌ارجمند در سخنانش با زبان ملایم که حکومت بفهمد از اعتصاب می‌گوید تا هم رهبری را به مصالحه کشانده و هم ادعای خود (‌ما‌؟‌) را در کنترل جامعه نشان دهد‌، غافل از این‌که نه تنها جوانان با هدف آن‌ها آشناست بلکه زنان‌، کارگران‌، اقوام‌، مذاهب و سایر اقشار و اصناف از مدت‌ها قبل آن‌ها را می‌شناخته و به آن‌ها (‌ما ؟‌) اعتمادی ندارند‌، گرچه رهبری نیز حاضر نیست دوباره در دام آن‌ها و رفسنجانی اسیر گردد.

نکته دیگر که وقاهت ایشان را در ادامه روشن‌تر می‌کند، در آن‌جاست  که از جنایات سال ۶۷ صحبت می‌کند که حتمن جنایات قبل از آن سال مورد تایید همه بوده است؛ «آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضاییه نبوده  و بنا به گفته خودشان بی‌خبر بوده‌اند. من این سوال را از مهندس موسوی پرسیدم که با توجه به این‌که مطلع نبودید چرا پس از اطلاع استفا ندادید، ایشان ظاهرن استعفا داده بودند ولی هم‌چنان سر کار بودند». زنده باد! دفاع از این عالی‌تر نمی‌شود. بالاخره روشن نیست چرا وزیر اطلاعات وقت که درگیر این جنایات بود هیچ‌گونه اطلاعی در گزارش‌های روزانه به نخست وزیر نداده بود‌، درحالی‌که حتا مردم کوچه و بازار نیز از جریان خبر داشتند. چگونه ممکن است که آقای موسوی «نخست وزیر مورد تایید امام» که ایشان را بر رهبر فعلی ترجیح می‌داد از آن جریان و قتل‌های سال‌های ۶۰ – ۶۷ نیز خبر نداشته باشد. موضوع اصلی در این‌جا زیر سوال بردن آقای موسوی نیست بلکه فریب دادن افکار عمومی توسط آقای امیرارجمند و دوستانش است که جنبش را مصادره کرده‌اند و آقای موسوی نیز باید در زمان لازم درباره قتل‌ها پاسخ‌گو باشد. در واقع سخن این‌جاست که این دفاع آقای ارجمند باعث می‌شود که آقای موسوی بیش‌تر زیر سوال برود و ذهن‌ها بیش از گذشته نسبت به این موضوع حساس شود. جالب این‌جاست که حتا آقای موسوی اردبیلی که آن زمان در راس دست‌گاه قضا بود خودش را پاک می‌داند. به نظرم حتا عوامل دست چندم حکومت نیز که شاید از موضوع اطلاعی نداشته‌اند، پس از انتشار نامه آقای منتظری در بی‌بی‌سی پس از قتل عام‌های ۶۷ دیگر نمی‌توانند ادعا کند که از این جنایت‌ها آگاه نبوده‌اند.

اگر سخنان امیرارجمند را بپذیریم و البته دیگران را نیز مصون بدانیم و ما هم بگوییم که این تنها خمینی بود که دستور قتل عام فوری زندانیان سیاسی را داده، پس چرا سران اصلاح‌طلب می‌خواهند «دوران طلایی خمینی» را زنده کنند و آیا این دوران طلایی به این قتل‌ها نیز باز می‌گردد

اگر سخنان امیرارجمند را بپذیریم و البته دیگران را نیز مصون بدانیم و ما هم بگوییم که این تنها خمینی بود که دستور قتل عام فوری زندانیان سیاسی را داده، پس چرا سران اصلاح‌طلب می‌خواهند «دوران طلایی خمینی» را زنده کنند و آیا این دوران طلایی به این قتل‌ها نیز باز می‌گردد که موجب کشتار مخالفان شده و دست‌رسی به قدرت انحصاری را برای این دوستان (‌ما‌‌؟‌) آماده کرده بود؟ بی‌جهت نیست که بودجه کلانی، که شاید منبع آن اگر خارجی‌های طرف‌دار نباشند رفسنجانی متقبل نموده باشد، برای راه‌اندازی جریانات‌، سایت‌ها و رسانه‌های شورای سبز راه امید اختصاص یافته، تا اخبار و تحلیل‌های روزانه داخل را در انحصار رسانه‌ای خود قرار دهند و به این ترتیب با فریب نشان دهند که موج سبز در اختیار آن‌هاست و هم به غرب ثابت کنند که بهترین گزینه برای جانشینی دولت فعلی هستند. ملاقات امیر‌ارجمند که با دیگر اپوزیسیون‌ها نمی‌نشیند اما با لابی‌های طرف‌دار مذاکره غرب با دولت ایران می‌نشیند ناشی از همین حرکت است.

دانش‌جویان و جوانان و اقشار مختلف مردم ایران بهوش هستند که این حرکت‌های مشکوک یا برای حفظ رهبری و تغییر دولت فعلی است و یا هدف حفظ نظام با پوشش سایر افراد شرکت‌کننده است تا جنبش بپا خسته را برای استقرار و تحکیم جناح دیگری از نظام فریب داده و عمر حکومت استبدادی را تداوم دهند. دانش‌جویان و جوانان با اقدامات شجاعانه خود در اعتراضات دانش‌گاهی و خیابانی و شعار‌ها و خواسته‌های خود همواره نشان داده‌اند که با خط «مدارا» و سازش میانه‌ای ندارند و با فرهنگ مبارزه نیز آشنایی دارند. جوانان به دنبال استفاده از ظرفیت‌ها می‌گردند و نه اطاعت کورکورانه!

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,