Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
زخم

«فرار از خانه، گام در بی‌راهه»

2011 June 22

افشان برزگر/ رادیو کوچه

بر  اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار می‌کنند که حدود 80 درصد از این افراد را دختران تشکیل می‌دهند. هر چند که 20 درصد نوجوانان فراری را پسران تشکیل می‌دهند، اما با توجه به این‌که دختران نسبت به آسیب‌های پیش‌رو آسیب‌پذیرترند، فرار دختران از خانه بیش از پسران مورد توجه قرار می‌گیرد که این حساسیت در جامعه سنتی ایران به مراتب بیش‌تر است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بر اساس آخرین آمارها، سالانه 300 تا 400 دختر فراری توسط پلیس دستگیر می‌شوند که بیش‌تر این دستگیری‌ها نیز در ترمینال‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن و پارک‌ها صورت می‌گیرد. هم‌چنین به‌طور متوسط روزانه بیش از 50 مورد فرار از منزل به شهرداری تهران گزارش می‌شود.

بیش از 90 درصد از فرارها از خانه در سنین نوجوانی و در دوران بلوغ اتفاق می‌افتد. این همان سنی است که افراد به‌دنبال حل بحران هویت خود هستند که در این میان رفتارها و اخلاق نوجوانان دست‌خوش تغییرات بنیادی می‌شود. در این شرایط اگر خانواده‌ها این‌گونه رفتارهای نوجوان را تحمل نکرده و با استفاده از خشونت و روش‌های غیرمتعارف به‌دنبال تربیت نوجوان‌شان باشد و یا اساسن خانواده خود دارای مشکلاتی لاینحل باشد، نوجوان دچار بحران و سرگشتگی شده و تحمل محیط خانه برایش دشوار می‌شود. اگر در این میان هم کم تجربگی چاشنی کار قرار بگیرد، نوجوانان به کارهای غیرمتعارفی دست می زنند که یکی از آن‌ها فرار از خانه است.

به همین دلیل نیز به جرات می‌توان گفت که ناسازگاری والدین با نوجوانان علت اصلی فرار دختران از خانه است که نتایج تحقیقات انجام شده نیز این موضوع را تایید می‌کند، به‌طوری که بر اساس آمارها عامل 20 درصد از فرارها، ناسازگاری با والدین، 16 درصد اغفال، 15 درصد وضعیت اقتصادی، 12.5 درصد طلاق والدین، هفت درصد گرایش به مسایل انحرافی، 12 درصد ازدواج‌های اجباری و تحمیلی نوجوانان، سه درصد اعتیاد والدین و پنج درصد مشکلات روانی اعلام شده است.

در کنار این عوامل می‌توان فقر فرهنگی، طلاق عاطفی والدین، وجود ناپدری یا نامادری، رفاه و آزادی بیش از حد، تعرض جنسی توسط نزدیکان، وجود مشکل اخلاقی در خانواده و هم‌نشینی با دوستان ناباب را از دیگر عوامل موثر در فرار دختران از خانه دانست.

به اعتقاد روان‌شناسان اگر تمام این عوامل را در کنار یک‌دیگر قرار دهیم، سهم والدین به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در فرار دختران از خانه به 70 درصد خواهد رسید.

مسئله نگران‌کننده در بحث دختران فراری، کاهش سن فرار از خانه است، به‌طوری که سن فرار دختران از 16 سال به 14 سال کاهش یافته و هر سال 15 تا 20 درصد به آمار دختران فراری اضافه می‌شود.

هنگامی که دختران به قصد فرار، پای از خانه بیرون می‌گذارند، به‌دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عاطفی لازم دچار بسیاری از آسیب‌هایی می‌شوند که در هنگام فرار هیچ‌گاه به ذهن‌شان خطور نمی‌کرد، به‌طوری که بنابر تحقیقات صورت گرفته دختران در همان 24 ساعت اول فرار از خانه، مورد سو‌استفاده جنسی و تجاوز قرار می‌گیرند.

هم‌چنین افراد متبحر که اکثرا دلالان باندها هستند، با حضور در اماکنی هم‌چون پارک‌ها و ترمینال‌ها که معوملن دختران پس از فرار به آن‌جا می‌روند، سوژه‌های مورد نظر را بر اساس نحوه رفتار و استرس موجود در حرکات‌شان شناسایی و با دادن وعده آینده بهتر، آن‌ها را جذب گروه‌ها و باندهای خلاف‌کار می‌کنند، به‌طوری که نتیجه تحقیقات نشان می‌دهد که 90 درصد دختران پس از فرار از خانه معتاد می‌شوند که 25 درصد آن‌ها هروئین، 28 درصد تریاک، 15 درصد حشیش و 31 درصد سیگار مصرف می‌کنند که این اعتیاد پیامد فعالیت آن‌ها در باندهای خرید و فروش و قاچاق مواد مخدر برای کسب درآمد است.

هنگامی که دختران به قصد فرار، پای از خانه بیرون می‌گذارند، به‌دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عاطفی لازم دچار بسیاری از آسیب‌هایی می‌شوند که در هنگام فرار هیچ‌گاه به ذهن‌شان خطور نمی‌کرد، به‌طوری که بنابر تحقیقات صورت گرفته دختران در همان 24 ساعت اول فرار از خانه، مورد سو‌استفاده جنسی و تجاوز قرار می‌گیرند

هم‌چنین این دختران پس از فرار برای تامین نیازهای خود اقدام به سرقت، بزهکاری و خودفروشی می‌کنند که انجام این امور در درازمدت علاوه بر افزایش احتمال ابتلای آن‌ها به بیماری‌هایی هم‌چون ایدز و هپاتیت و بیماری‌های مقاربتی، زمینه ابتلای آن‌ها به بیماری‌های روانی و در نهایت خودکشی و دگرآزاری را فراهم می‌کند.

در کنار نبود پشتوانه عاطفی و مالی و کم تجربگی، عامل موثر دیگری که راه را برای تشدید آسیب‌ها بر روی این دختران می‌گشاید، بی‌سوادی و کم سوادی آن‌هاست، به‌طوری که اطلاعات جمع‌آوری شده از دختران دستگیرشده نشان می‌دهد که اکثر آن‌ها کم‌سواد بوده و سواد 70 درصد آن‌ها در حد مقطع راه‌نمایی است و مابقی آن‌ها دارای سواد ابتدایی و یا بی‌سواد هستند.

مشکل بزرگ‌تری که این دختران پس از فرار از خانه پیدا می‌کنند این است که اگر آن‌ها از کار خود پشیمان شده و قصد برگشت به خانواده خود را داشته باشند، دیگر خانواده‌ها حاضر به پذیرش آن‌ها نیستند و حتا برخورد اعضای خانواده به گونه‌ای است که دختران، اقدام به فرار مجدد می‌کنند.

بر این اساس و طبق بررسی‌های انجام شده تنها 14 درصد خانواده‌ها، پس از بازگشت فرزندشان رفتار مناسبی با آن‌ها داشته‌اند، اما در 86 درصد مابقی وضعیت اصلن به این شکل نیست، به‌طوری که 36 درصد از این دختران مورد تعرض و سو‌استفاده جنسی اعضای خانواده قرار می‌گیرند، 33 درصد مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار گرفته و زندانی می‌شوند، شش‌درصد به گدایی و 13 درصد نیز به خرید و فروش مواد مخدر وادار می‌شوند.

حال راه‌کارها برای فراری نشدن نوجوانان از خانه چیست؟ از آن‌جا که والدین بیش‌ترین نقش در فراری دادن فرزندان از خانه را بر عهده دارند، خود این افراد نیز کلید اصلی جلوگیری از وقوع این آسیب هستند.

به عقیده کارشناسان این والدین هستند که باید شرایط دوران نوجوانی را به درستی درک کرده و به دور از لج‌بازی و تحکم به‌دنبال تربیت نوجوان خود باشند، چرا که بروز رفتارهای غیرمعمول در سنین نوجوانی عادی بوده و جزیی از پروسه شکل‌گیری هویت افراد است. پس والدین به‌دنبال بر هم زدن این روال طبیعی نباشند و به نوجوانان خود در طی کردن این دوران که یکی از بحرانی‌ترین دوران زندگی هر فردی در زندگی است، کمک کنند.

البته در این میان نباید نقش دولت را در ایجاد محیطی کم‌دغدغه برای خانواده‌ها و والدین نادیده گرفت، چراکه در حال حاضر سیاست‌ها و عمل‌کرد دولت و حاکمیت به‌طور مستقیم بر ایجاد تنش و درگیری در خانواده‌ها تاثیر گذاشته و اوضاع پیچیده اقتصادی و اجتماعی، گره‌های کوری را در زندگی خانواده‌ها انداخته است که این امور آستانه تحمل اعضای خانواده به‌خصوص والدین را به شدت کاهش داده است.

کارشناسان روش‌های دیگری هم‌چون به کارگیری تمهیدات لازم برای پیش‌گیری و کاهش نرخ طلاق، برگزاری کلاس‌های آموزش حقوق و تکالیف زوج‌ها قبل از عقد رسمی، نمایش فیلم‌های آموزشی درباره اثرات روش‌های نادرست تربیتی، تقویت ارتباط میان والدین با مربیان و تعامل میان مدرسه و خانواده و انجام تست‌های سلامت سنجی روانی از دانش‌آموزان و شناسایی نوجوانان مستعد فرار از خانه را از راه‌های جلوگیری از وقوع پدیده دختران فراری در کشور می‌دانند.

روان‌شناسان معتقدند که اگر شرایط به گونه‌ای رقم خورد که دختران با هر انگیزه‌ای چه فرار از ظلم و چه گرفتن انتقام از خانواده، خانه را ترک کردند، به هنگام بازگشت از سوی خانواده طرد نشوند که در این راستا باید تمام اعضای خانواده تحت آموزش و مشاوره قرار بگیرند و رفتار والدین و سایر اعضای خانواده نسبت به نوجوان فراری اصلاح شود، تا قربانی به‌صورت طبیعی از سوی خانواده خود پذیرش شود.

خانواده‌ها باید بپذیرند که متهم ردیف اول فراری‌شدن دختران خود از خانه هستند، جامعه هم باید بپذیرد که دختران فراری مجرم نیستند، بلکه قربانیان سیاست‌های اشتباه دولت‌ها و رفتارهای نادرست خانواده‌های خود هستند. تنها با این دید و اصلاح دیدگاه‌های فعلی است که می‌توان این دختران را به روند طبیعی زندگی بازگرداند. در غیر این‌صورت باید منتظر ماند که این افراد انتقام برخورد سرد و بیمارگونه جامعه و خانواده خود را از کسانی که در مسیر زندگی‌شان قرار می‌گیرند، بگیرند.

جامعه شناسان معتقدند که اگر این دسته از افراد به زندگی طبیعی خود بازنگردند، از آن‌جایی که چیزی برای از دست‌دادن ندارند، تهدیدی بالقوه برای سلامت جسمی و روانی جامعه محسوب می‌شوند. هشدارها را جدی بگیریم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,