Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
حسن اسدی زیدآبادی:

«‌آری ما علیه دروغ به پا خواسته‌ایم»

2011 June 24

حسن اسدی زیدآبادی، دبیر کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت که در حال حاضر در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می‌برد، در نامه‌ای خطاب به مردم ایران دلایل اعتصاب غذای خود و ۱۱ زندانی سیاسی دیگر را شرح داد.

به گزارش ادوارنیوز، این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود نوشته است: «ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم تا ثابت کنیم که انکار زندانیان سیاسی و به دست فراموشی سپردن آن‌ها و به قولی حل مسئله آنان از طرق حذف امری ناشدنی است.»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

اعتصاب نوشت /علیه دروغ

اکنون بیش از دو سال از شکل‌گیری جنبش سبز می‌گذرد، حرکتی ملی که از وجوه مختلف قابل تحلیل و بررسی است و تا کنون نیز از زوایای مختلف به آن پرداخته شده است.

جنبشی ملی علیه هرگونه تمامیت‌خواهی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. جنبشی که برآمده از احساس مشترک و عمومی بی‌زاری ملی از اشکال مختلف تبعیض و بی‌عدالتی است و در پی آن است که دست تمامیت‌خواه حاکمیت را از حوزه‌های گوناگون زیست فردی و اجتماعیش کوتاه کند. اکنون فرصت و مجال تحلیل‌های عمیق و بسیط نیست اما اگر باور داریم ‌نقص گسترده و نظام ضد حقوق و آزادی‌های عمومی سال‌هاست که در این کشور نهادینه و به امری روز مره مبدل گشته است، در پی یافتن جرقه و سنگ آتش‌زنه شعله ور شدن انبارهای باروت نارضایتی‌، نمی‌توان از یک عامل اساسی غافل شد و آن چیزی نیست جز توهین آشکار به شعور و تمامیت فردی رای دهندگان در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ که به هر حال باور داشتند که خواست آنان نادیده گرفته شده است، یکی از تابلوها و نمادهای به یاد ماندنی جنبش سبز  شعار (دروغ ممنوع‌) بوده و هست‌، واقعیت آنست که موج اجتماعی حامی اصلاح‌طلبان در وهله اول واکنشی سریع به اکاذیبی بود که از سوی دولت وقت و با در دست داشتن‌ انحصار رسانه‌ای تلاش می‌شد به خورد افکار عمومی داده شود.

همین روند نامیمون در جریان سرکوب اعتراضات مردمی و بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مدنی نیز ادامه داشت‌ به شکلی که از سویی توسل به قلب واقعیت و تکذیب ناشیانه فجایعی که در برابر دیدگان ملت روی می‌داد به  مهم‌ترین سیاست رسانه‌های رسمی و برخبی مقامات بدل گشت و از سوی دیگر اعمال فشار به زندانیان برای انکار عقاید و باورهایشان رویه‌ای رایج در جریان محاکمات فرمایشی‌ و ناعادلانه زندانیان سیاسی بود. و این اصرار بر دروغ‌گویی البته‌ حاصلی نداشت جز  شدت گرفتن نارضایتی و اعتراضات مردمی در سطوح مختلف  جامعه و ریزش‌های فراوان از میان باورمندان به ادعاهای پوسیده‌ و نخ‌نمای تمامیت‌خواهان.

ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم تا ثابت کنیم که انکار زندانیان سیاسی و به دست فراموشی سپردن آن‌ها و به قولی حل مسئله آنان از طرق حذف امری ناشدنی است

اما امروز نیز بخشی از آن‌چه ۱۲ نفر از زندانیان سیاسی را بر آن داشته است که در اقدامی اعتراضی دست به اعتصاب غذا بزنند ایستادگی در برابر سلطه دروغ و دروغ‌گوییست. واقعیت آنست که ما نمی‌توانیم آن‌چه را به چشم خویش دیده‌ایم انکار کنیم. از ما بر نمی‌آید که هم‌بند ارجمند و وارسته‌مان (شهید هدی صابر) این‌چنین با مسامحه‌کاری و بی‌تدبیری از ما بگیرند و آن‌گاه علنن بگویند که او در اعتصاب غذا نبود و یا این‌که هنوز پیکر مرحوم عزت‌اله سحابی تشییع و تدفین نشده  اسباب جان‌ستانی از یک زندانی سیاسی دیگر (شهید هاله سحابی) را فراهم آورند و آن‌گاه با نمایش ده‌ها دروغ در رسانه ملی در پی شانه خالی‌کردن از بار مسوولیت‌های خویش باشند. نه این در توان مانیست که از کنار این همه دروغ بگذریم و دم بر نیاوریم، ما گر چه هر کدام به مثابه گروگانی از یک جناح و گروه سیاسی قربانی سو‌استفاده جریان اقتدار‌گرا از قانون و قوه قضاییه شده‌ایم، تا با حبس و در بند کشیدن ما منافعشان را پی‌گیری کنند، اما می‌خواهیم ندا برآوریم که آقایان‌: مرگ یک انسان و خونی که به ناحق ریخته شده است چیزی شبیه نرخ تورم  و نرخ بی‌کاری نیست که  بتوان آن‌را واژگونه نمایش داد. اگر تلاش می‌کنید تا با بر پایی  دادگاه‌های‌ فرمایشی و نمایشی‌، گروگان‌گیری سیاسی از میان فعالان سیاسی و مدنی و تعداد زیادی از شهروندان معترض را اقدامی قانونی و حقوقی جا بزنید باور کنید که چنین معامله‌ای را با جان و حیات انسان‌ها نمی‌توانید که به انجام برسانید.

ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم تا ثابت کنیم که انکار زندانیان سیاسی و به دست فراموشی سپردن آن‌ها و به قولی حل مسئله آنان از طرق حذف امری ناشدنی است. سخن ما اینست که جرم ما نه اجتماع و تبانیست و نه تشویش اذهان عمومی  و یا نشر اکاذیب که این همه تنها از کسانی برمی‌آید که برای تحریف و تغییر اراده ملی‌، اجتماع و تبانی می‌کنند. و آن‌گاه برای لاپوشانی و انکار جرم خود‌، به نشر اکاذیب می‌پردازند.

جرم ما و سایر دوستان دربند ما شجاعت در انتقاد شرح مظالمی است که به مثابه امر به معروف و نهی از منکر خطاب به حاکمان بیان شده است، جرم ما روایت نقض حقوق انسان‌هاست، ما می‌گوییم حاکمیت مسوول اعمال خود است و نمی‌تواند از زیر بار مسوولیت آن شانه خالی کند.

وقتی یک زندانی بدون هر‌گونه قرار و یا توجیه قانونی‌، ماه‌ها در زندان محبوس می‌ماند مسوول مستقیم مرگ وی عاملان بازداشت خودسرانه او هستند.

ما می گویم پهلوان هدی صابر شجاعانه و مومن به راهی که برگزیده بود به دیار باقی شتافت، اما آیا در حبس‌کنندگان او که  حقوق انسان‌ها را لگدمال می‌کنند هم شجاعت بیان حقیقت را دارند؟

آیا اگر حادثه‌ای برای یکی از ما ۱۲ نفر  واقع شود باز هم مسوولان قضایی  و امنیتی یا یک پزشک مجهول‌الهویه در بهداری زندان اوین در مصاحبه با رسانه‌های دروغ خواهند گفت: «او در اعتصاب غذا نبود….. وی بر اثر حمله قلبی ناشی از بیماری مزمن درگذشت…!!!..»

آری ما علیه دروغ به پا خواسته‌ایم

بند ۳۵۰ زندان اوین

خردادماه ۹۰

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,