Saturday, 18 July 2015
21 October 2021
پرسه- اندر حکایت سفر

«تورهای ارزان به چه قیمت؟!»

2011 June 26

سیمین/ رادیو کوچه

Simin@koochehmail.com

امروز با هم گشت و گذاری در دنیای گردش‌گری داریم و این بار سری به تورهای خارج از ایران می‌زنیم و از حال و روز آن‌ها با خبر می‌شویم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پرده اول:

مسافر در آژانس مسافرتی نشسته و کارمند دفتر مسافرتی دارد با شرح و تفصیل قیمت تورها و خدمات آن‌ها را توضیح می دهد. بالاخره بعد از کلی چونه زدن و بالا و پایین کردن بسته‌های سفر، مسافر با یک پاکت در دست خوش‌حال و خرسند از خرید یک تور با قیمت مناسب می‌آید بیرون تا چند روز دیگر راهی سفر شود.

پرده دوم:

مسافران پس از یک پرواز طولانی سرانجام بعد از انجام مراحل قانونی از سالن بیرون می‌آیند تا با یافتن راه‌نمای‌شان سفر خود را آغاز کنند. تازه ابتدای صبح است. کمی معطل می‌شوند تا همه از راه برسند. خستگی سفر کم کم دارد نمود می‌کند. اختلاف ساعت باعث شده هنوز خواب‌آلوده باشند. الان رسیدن به هتل و استراحت از هر چیزی بیش‌تر می‌چسبد.

پرده سوم:

در اتوبوس راه‌نما پس از ارایه توضیحاتی درباره کشور مقصد و آن‌چه باید بدانند، اطلاع می‌دهد که فعلن از هتل رفتن خبری نیست و تا زمان «چک این» (Check in) که به‌طور معمول بعد از ساعت 2 بعد‌‌از‌ظهر است باید از تور آشنایی با شهر استفاده کنند.

چند نفری غر می‌زنند که خسته‌اند و چیزی از تور نمی‌فهمند. چند تایی هم با وجود آن‌که چیزی نمی‌گویند اما چهره‌های چندان راضی ندارند.

راه‌نما برای‌شان توضیح می‌دهد که این برنامه‌ریزی برای صرفه‌جویی در زمان خود مسافران طراحی شده و به‌تر است از تور شهری‌شان لذت ببرند.

پرده چهارم:

گروه پس از برگزاری تور و خوردن ناهار به هتل می‌رسند. هنوز چند دقیقه‌ای به ساعت 3 بعد‌از‌ظهر باقی است. مسافران دیگری هم در لابی منتظر هستند. مسوول پذیرش به ساعت اشاره می‌کند و می‌گوید که بعد از ساعت 3 پذیرش انجام می‌گیرد.

راه‌نما و مسافران همگی منتظر می‌مانند. کم‌کم به تعداد مسافران منتظر افزوده می‌شود. انگار تمام آژانس‌های دنیا با این هتل قرار داد دارند. جای کافی برای نشستن نیست. هر کسی جای را پیدا کرده برای نشستن روی پله‌ها یا لبه میز و … خستگی از چهره می‌بارد.

پرده پنجم:

ساعت از 3 گذشته. راه‌نما در صف می‌ایستد تا پذیرش مسافران را انجام دهد. کارمندان به آهستگی مراحل را انجام می‌دهند. یکی یکی مسافران را صدا می‌کند، نام برخی در لیست نیست. مسافر شوکه می‌شود و از راه‌نما می‌پرسد. راه‌نما با آژانس کارگزار تماس می‌گیرد. مشخص می‌شود سیستم‌های هتل هنوز به روز نشده‌اند.

اتاق دادن از همه جالب‌تر است. با وجود داشتن فهرست مسافران و اتاق‌های مورد نظر، باید دید چه اتاقی خالی است. طبقه 17 به پدر و مادر و طبقه ششم به فرزندان یا یک اتاق با تخت دونفره به دو تا دوست داده می‌شود و در عوض یک اتاق با دو تخت خوب یک نفره جدا به یک زوج. حالا تا توضیح بدهی که این مشکل تنها با تعویض یک نام حل می‌شود ساعتی گذشته.

اتاق‌های سه نفره هم قرار است تخت خواب سو‌م‌شان ارسال شود.

مسافران یک به یک اتاق‌های‌شان را می‌گیرند و می‌روند  و البته تا آن موقع هم چند گله و شکایت به راه‌نما تحویل می‌دهند که: «هیچ‌جا این‌طور نیست و چرا این‌قدر دیر اتاق را می‌دهند و  ما خسته هستیم و …..»

مسافری اصرار دارد که زودتر اتاقش را بگیرد. همسرش در راه بیمار شده و توان نشستن ندارد اما متاسفانه نام او در لیست هتل نیست باید صبر کند.

مسافر دیگری با مادر مسن خود سفر می‌کند. بی‌چاره پیرزن خسته از سفر طولانی و گشت نیم‌روزی بی‌جان بر روی صندلی نشسته و شروع به بد خلقی با پسرهایش کرده است.

فرزند از راه‌نما خواهش می‌کند که اتاق او را زودتر بدهد. و راه‌نما سعی‌اش را می‌کند اما سعی او کافی نیست‌. کارمند پذیرش هم باید سعی‌اش را بکند اما…

پرده ششم:

ساعت 5 بعد‌از‌ظهر است و راه‌نما هم‌چنان مشغول گرفتن اتاق برای مسافرانش است. از لب‌خند بر چهره مسافران و راه‌نما و کارمندان هیچ خبری نیست. ماجرا ادامه دارد‌؛ اسمی توی لیست نیست یا اشتباهی در سفارش دادن اتاق صورت گرفته.

برخورد کارمندان چندان مناسب نیست. چند نفری از مشتریان ایرانی و خارجی شروع به داد و فریاد کرده‌اند و مدیر هتل را می‌خواهند.

مدیر داخلی هتل به میان مشتریان می‌آید و با آنان صحبت می‌کند.

پرده هفتم:

ساعت 6 بعد‌از‌ظهر است. آخرین مسافران هم دارند اتاق‌های‌شان را می‌گیرند. یکی از مسافران پایین می‌آید. اتاقش یخچال و دم‌پایی ندارد. دیگری اطلاع می‌دهد که تخت اضافه هنوز ارسال نشده. یخچال اتاق‌های دو تن دیگر از مسافران نیز کار نمی‌کند.

امور خانه‌داری و خدمات اتاق‌ها قرار است که به این مشکلات رسیدگی کنند.

آخرین مسافر نیز بعد از چند بار تعویض اتاق بالاخره اتاقش را می‌گیرد و می‌رود و راه‌نما می‌ماند با کوهی از خستگی‌های مسافران که به جان خریده است.

پرده هشتم:

ساعت نه‌ونیم شب است که تلفن راه‌نما زنگ می‌خورد. یکی از مسافران است. با ناراحتی و خشم می‌گوید که هنوز تخت اضافه اتاق او را نبرده‌اند و او جایی برای استراحت ندارد. با عصبانیت از این‌که این هتل و این آژانس را برای سفر انتخاب کرده ابراز پشیمانی می‌کند. چند بار به مسوولان هتل مراجعه کرده و با آنان نیز تندخویی کرده است.

حق دارد تقریبن  یک شبانه‌روز است که در راه است و سرپا.

راه‌نما شرم‌سار می‌شود و او را آرام می‌کند و قول می‌دهد پی‌گیری کند.

با هتل تماس می‌گیرد و مسوول مربوطه می‌گوید تا 5 دقیقه دیگر تخت اضافه ارسال می‌شود.

20 دقیقه گذشته به مسافر زنگ می‌زند‌. هنوز تختی ارسال نشده. باز با هتل تماس می‌گیرد، مسوولی از آن سوی خط می‌خندد و می‌گوید واقعیتش این است که دارند دنبال تخت اضافه می‌گردند و باز قول می‌دهد که سریع آن را ارسال می‌کنند.

سرانجام ساعت 10 شب تخت اضافه به اتاق مسافر می‌رسد.

…………………

با آغاز تعطیلات، سفرهای داخلی و خارجی رونق بیش‌تری می‌یابد و با آغاز این سفرها مسایل و ماجراهای مرتبط نیز آغاز می‌شود.

در این میان در زمان رکود سفر دفاتر مسافرتی اقدام به ارایه بسته‌های سفر ارزان‌تری می‌کنند که مشتریان خاص خود را دارد آنان که زمان سفر برای‌شان مهم نیست و تنها می‌خواهند که تور مناسبی از جهت قیمت بیابند اما این تورهای ارزان همیشه به راحتی هم برگزار نمی‌شود و مسایل و ماجراهای خاص خود را دارد.

آن‌چه شنیدید گوشه‌ای از مشکلاتی است که هرروزه مسافران تورها، راه‌نمایان و دفاتر مسافرتی با آن روبه‌رو هستند.

مشکلاتی که بخشی به انتخاب نا‌مناسب و خواسته‌های نابجای مسافران باز می‌گردد و بخشی به شیوه کار دفاتر مسافرتی.

این‌که در فروش بسته‌های سفر خود اغراق می‌کنند یا با هتل‌ها و کارگزارانی قرار داد می‌بندند که خدماتی با کیفیت نازل ارایه می‌دهند‌. هتلی که قیمتی خیلی پایین ارایه می‌کند را برای تورهای خود انتخاب می‌کنند تا با پایین آوردن بهای تور از سایر رقبا عقب نمانند. نظارتی بر کار کار‌‌گزاران و هتل‌ها در ارایه خدمات‌شان انجام نمی‌دهند و سرانجام مسافران یک بار مصرفی دارند که ناراضی از سفر خود باز می‌گردند.

و در این میان راه‌نمای تور تنها کسی است که در سفر با مسافران در ارتباط است و آن‌ها هرچه دل‌خوری و گله داند بر سر او فریاد می‌زنند.

به هر روی امید است که تمامی اعضای چرخه سفر از مشتری گرفته تا تک تک اجزای ارایه دهنده خدمات به راستی و درستی انتخاب کنند و مسوول آن‌چه بر عهده دارند باشند.

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Kaveh
    1

    واقعا حکایت تلخی از سفر بود که همه ما کم و بیش با آن سروکار داریم