Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
پس‌نشینی تند

«کوزه‌ای برای خیاطان انقلاب»

2011 June 30

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

دو سال پیش شاید کم‌تر کسی گمان می‌برد که جریانی که با شعار ولایت‌مداری و سرسپردگی کامل به رهبری و با حمایت‌های ویژه‌ی شخص «علی ‌خامنه‌ای» بر سرکار آمده بود به لقب «جریان ‌انحرافی» مزین شود و نامحرم و منافق و غیرخودی شمرده و دستور حذف آن از ساختار نظام صادر و ریشه‌هایش یکی‌یکی قطع شود. اما آنان‌که با تاریخ انقلاب‌اسلامی آشنایند خوب می‌دانند که غیرخودی‌سازی یکی از مهارت‌های ویژه حاکمان ایران در 32 سال اخیر بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پیش از انقلاب تمامی آنان‌که به نوعی منتقد وضع موجود بودند، برای یک هدف مشترک با خوبی و خوشی و در زیر یک پرچم که آن‌هم تغییر شرایط از دیکتاتوری به حکومتی مردم‌سالارتر بود، گرد هم آمده بودند. در این میان حتا آنان‌که به پایداری نظام‌پادشاهی با شرط محدودشدن قدرت شاه و تغییر اختیارات‌اش از حکومت به سلطنت باور داشتند هم، در حلقه‌ی یاران خودی قرار می‌گرفتند.

نیروهایی که بعدها صرف نظر از مذهبی‌بودن و یا نبودن‌شان، با رادیکال‌تر شدن فضا و خواسته‌های‌شان به انقلابیون مشهور شدند، دوستانه و در کنار هم برای براندازی رژیم‌پهلوی تلاش می‌کردند. این نیروها حتا خانه‌های تیمی مشترک داشتند و هنگام شرایط اضطراری در کنار یک‌دیگر زندگی می‌کردند. انقلابیون قدیمی خاطرات و گفته‌های فراوانی درباره چنین شب‌ها و روزهایی دارند. هر کس که در راه این هدف مشترک کشته می‌شد ورای اندیشه‌هایش شهید راه آزادی نام می‌گرفت و دیگر مبارزین خود را مصمم به ادامه‌ی راه او می‌دانستند. سرانجام انقلاب به پیروزی رسید اما این فضای دوستانه و هم‌دلانه دیری نپایید.

پس از انقلاب اولین گروه‌هایی که مشمول سنت نوپایی غیرخودی‌سازی شدند، احزاب و افرادی بودند  که گرایش لیبرالی داشتند و یا در پیش از انقلاب مواضع ملایم‌تری را در برابر سلطنت در پیش گرفته بودند. «جبهه‌ملی» و «نهضت‌آزادی» از نخستین احزابی بودند که به اندازه‌ی کافی انقلابی تشخیص داده نشدند. شخصیت‌هایی چون «آیت‌اله محمدکاظم‌ شریعتمداری» نیز به سبب مدارای مقطعی با رژیم پهلوی و باورمندی به امکان اصلاح رژیم‌سلطنتی، از نخستین مغضوبان بودند. گروه‌های چپ غیرمذهبی هم‌چون «توده» و «فدائیان‌خلق» به سبب افکار ضدامپریالیستی خود هنوز تحمل می‌شدند اما به‌تدریج و با حذف نیروهای میانه‌رو نوبت به آن‌ها نیز رسید و تمامی گروه‌هایی که اسلام بخشی از ایدئولوژی آن‌ها نبود از خانواده‌ی انقلاب رانده شدند.

ابتدای دهه‌ی شصت نوبت به گروه‌هایی رسید که بنا به تشخیص حاکمان جمهوری‌اسلامی دارای افکار التقاطی بودند، بدین معنا که اندیشه‌هایش از تلفیق ایدئولوژی‌های مارکسیست‌لنینیستی با اسلام شکل گرفته بود.

«مجاهدین‌خلق» و «فرقان» از شناخته‌شده‌ترین این گروه‌ها بودند. از میانه‌های دهه‌ی شصت تا هفتاد ده سالی طول کشید تا این بار بخشی از گروه‌های چپ که به اصلاح‌طلبان شهره شده بودند انگ و برچسب غیرخودی را دریافت کنند و برخی از افرادی که از سابقه‌داران این جناح در ایران بودند و خود ید طولایی در غیرخودی‌سازی دیگر گروه‌ها داشتند به همین صفت مفتخر و از قطار انقلاب به بیرون پرتاب شدند. بله خیاط در کوزه افتاده بود. نام‌هایی هم‌چون «اکبرگنجی»، «سعیدحجاریان» و «عبدالکریم‌سروش» که زمانی از وزنه‌های حکومت بودند، بدنام و نامحرم شدند.

در ادامه و با بازترشدن فضا برای ابراز نظرها شرایطی فراهم آمد تا دست‌گاه‌های اطلاعاتی باقی‌مانده‌ی نواندیشان درون حکومتی را هم شناسایی کرده و حذف کند. میانه‌ی دهه‌ی هشتاد روزهای رویایی جمهوری‌اسلامی بود. حالا به گمان باطل حاکمان، همه‌چیز یک دست شده و مجلس، رییس‌جمهوری، شورای‌شهر و قوای مقننه و قضاییه همه در دستان محرمان و جان‌نثاران ولایت افتاده بود، غافل از این‌که با گذشت مدت زمانی کوتاه، این نیروها نیز هم‌دیگر را تحمل نخواهند کرد. اکنون که پروژه‌ی حذف «احمدی‌نژاد» و یارانش و یا به اصطلاح همان جریان انحرافی کلید خورده است، زمزمه‌های تازه‌ای از اختلاف در اردوی اصول‌گرایان دوآتشه به گوش می‌رسد. گویا این جریان غیرخودی‌سازی تمامی ندارد.

به هر حال تا این نظام تک حزبی ولایت‌محور در ایران برقرار است، هیچ تفکر و مسیری را به‌عنوان منتقد نخواهد پذیرفت و این سرنوشت تمامی دیکتاتورها در طول تاریخ بوده است. یادمان نرود که در اواخر دوره‌ی حکومت «محمدرضا پهلوی» نیز نزدیک‌ترین یاران سابق خود او، در زندان‌های حکومت خودش به دست انقلابیون افتادند و این چرخه هم‌چنان ادامه خواهد یافت تا دیکتاتور تنهای تنها شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,