Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
گفت‌وگو با حسین جدیدی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر:

«علل نقض حقوق اقلیت‌های دینی»

2011 July 01

با توجه به افزایش نقض حقوق بشر در حوزه اقلیت‌های دینی  توسط حاکمیت، و نیز به‌لحاظ بررسی مواد قانونی بازداشت‌های نوکیشان مسیحی و آزار و اذیت آن‌ها گفت‌وگویی با آقای حسین جدیدی، وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر و وکیل تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی  انجام دادیم تا به بررسی هر چه دقیق‌تر آ‌ن‌چه که باعث برخورد حاکمیت با پیروان سایر اقلیت‌های مذهبی گشته بپردازیم

علل افزایش فشار بر اقلیت‌های دینی خاصه مسیحیان را بفرمائید؟ چرا نظام اسلامی‌از گسترش مسیحیت در هراس است؟

چرا به شهروندان مسیحی فشار وارد میشود وترس نظام چه توجیهی دارد ؟ سوالاتی هستند که وظیفه حاکمیت ایجاب می‌کند که  به آن جوابی قانع کننده بدهد چون حاکم یک جامعه صرفنظر از عقاید مردمان در مقابل حقوق اولیه و انسانی آنها مسئولیت تام دارد و غیر از توهین و افترا به اقلیت‌ها باید جوابی قانع کننده برای این برخوردهای ناصواب به افکار عمومی‌ داخلی و حتا بین‌المللی بدهد اگرچه معتقدم جوابی منطقی و قانونی برای آن  ندارند. روشن است که این فشارها برای ایجاد رعب و وحشت است و مگر می‌شود حوزه عقیده و فکر را با بگیروببند محدود کرد؟ معتقدم میسر نیست واین در درازمدت به اقبال عمومی‌ به مسیحیت می‌انجامد.

حوزه عقاید مردم حوزه ای کاملن خصوصی است و حکومت حق ورود به آن‌را ولو با وضع قانون ندارد در حالی‌که امروزه اساسن با تعابیر عجیب و غریب از قانون؛ هم‌وطنان مسیحی و دیگر ادیان و فرق نیز مورد اجحاف قرار می‌گیرند.

جا دارد که از تضییع حقوق اولیه و انسانی دراویش، اهل تسنن، بهایی‌ها، کلیمیان و… هم  یادی بکنم و این موضوع امروزه منحصر به مسیحیان نیست.

 

همان‌گونه که اطلاع دارید سال گذشته یوسف ندرخانی به‌اتهام ارتداد به اعدام محکوم شدند و هم اکنون در زندان لاکان رشت هستند آیا بنظر شما صدور چنین حکمی‌بر پایه فقه بوده واساسن منشاء قانونی دارد؟

شخصی که نام بردید فقط نمونه ای از ده‌ها و صدها هموطن مسیحی نام آشنا و یا گمنامی ‌است که با اتهامات از قبیل ارتداد- اقدام علیه امنیت ملی-توهین به مقدسات و…در زندانهای کشور هستند. بدیهی است که تا این لحظه جرمی ‌در قانون مجازات اسلامی ‌و سایر قوانین جزایی به عنوان (ارتداد)وجود ندارد و مطابق اصل(قانونی بودن جرائم ومجازات‌ها)چنین اتهامی‌ از لحاظ قانونی موضوعیت ندارد و طرح آن توسط دادستان غیر قانونی است اما از نظر شرعی آنرا طرح و پی‌گیری می‌کنند. صحبت در مورد ارتداد بحث مفصلی را طلب می‌کند ودر این‌جا فقط بدانید که بر پایه یک حدیث از ابن عباس، تعدادی از فقها منجمله مرحوم خمینی آن‌را قبول دارند و تعدادی دیگر از جمله مرحوم مرحوم منتظری و دیگران برای کسی که با مطالعه دین دیگری انتخاب می‌کند قائل به ارتداد نیستند.

آقای ندرخانی و آحاد شهروندان مطابق همین قوانین فعلی حق دارند که دین و عقیده خود را خودشان تعیین و به آن عمل کنند و حتا آن‌را تبلیغ کنند به‌طوریکه گفته شد ما در قانون اینچنین جرمی‌ نداریم بلکه برعکس مطابق اصول 13،14،15 ،26 و64 قانون فعلی مسیحیت در ایران جزء اقلیت‌های دینی در قانون اساسی تعیین و به رسمیت شناخته شده است.

بنابراین اتهاماتی از قبیل ارتداد ویا حتا اتهامات امنیتی برای نوکیشان مسیحی اتهاماتی غیر واقع و صرفن بمنظور ارعاب آن‌ها خواهد بود و اگر سیستم قضایی ایران از حداقل استقلال برخوردار باشد اصولن چنین پرونده‌هایی مجال تشکیل نمی‌یابد.

به عنوان وکیل دادگستری که سالیانی است  وکالت تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی را در دادسراها و دادگاه‌ها به‌عهده داشتید بفرمائید روند رسیدگی به پرونده نوکیشان مسیحی به چه صورت انجام می‌گیرد ؟

براساس مستندات و مشاهدات و تجارب حرفه ای عرض می‌کنم نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در واقع در این‌گونه پرونده‌ها نقش شاکی را دارند بنا به تجربه عرض می‌کنم که نهاد مذکور با ارائه گزارشی که هیچگونه مستندی جزء تحلیلات ذهن متعصب مامور یا مامورین اطلاعاتی ندارد را به دادستان ارائه می‌دهند و دادستان نیز به بازپرس و دادیاران خاص ارجاع می‌دهند وصدور حکم دستگیری آغاز می‌شود(به زبان ساده متهم برای اختراع! مستندات در اختیار شاکی[نهاد اطلاعاتی –امنیتی] قرار می‌گیرد) که باحبس انفرادی و انواع شکنجه نرم و سخت  سعی می‌کنند که حتمن متهم به انواع اتهامات ( ارتداد- اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ مسیحیت-توهین به انبیای عظام و…) اقرار نماید .

از شروع دستگیری تا تکمیل پرونده از سوی دادسرا بدلیل ایراد اتهامات سنگین واهی ؛ عمدتن با قرار بازداشت موقت؛ متهم محبوس است و در هفته‌ها و ماه‌های اول نه به خانواده دسترسی دارد نه به وکیل  و با طرح اتهامات واهی امنیتی چنین وچنان فضایی از رعب و وحشت برای خانواده و وکیل ایجاد می‌کنند و….

پس از ماه‌ها حبس ، با تبدیل قرار به وثیقه‌های نا متناسب عملن ادامه حبس را هموار می‌کنند و سرانجام پرونده به دادگاه که میرود بدلیل این‌که واقعن در این‌گونه دلایل مستنداتی یا وجود ندارد یا بی ربط به اتهام است، رسیدگی با اطاله چندین ماهه و بعضن چند ساله انجام واکثرن نیز به تبرئه می‌انجامد اما نکته ای که نباید از آن غافل ماند سیاست و کیفری و اطلاعاتی ایجاد رعب و وحشت است که آن هموطن مسیحی را ماه‌ها و بلکه سال‌ها در حبس (حتی انفرادی) نگه داشته اند و حال که حکم برائتش نیز صادر شود او مجازاتی را بلادلیل تحمل کرده است که البته این موضوع در مورد خیلی از شهروندانی که در مقام متهم قرار می‌گیرند محتمل است.

در واقع هیچ منطق قانونی پشت این برخوردها نیست و این نوع رفتار ظلمی ‌آشکار بر نوکیشان است.

علل افزایش گرایش به مسیحیت در داخل ایرانیان بخصوص در سال‌های اخیر را در چه می‌دانید؟

گفته می‌شود، اولین کسانی که مسیحیت را به هند و شرق آسیا بردند، ایرانیان بودند و این نشان می‌دهد که مسیحیت ریشه ای تاریخی در افکار واذهان مردم ایران دارد. از طرفی ایرانیان ،مردمان باز و روشنی هستند و این ذهنیت مثبت از مسیح و پیغام او در طول تاریخ در ایران موجود بوده بعلاوه این‌که امروزه جوانها (خصوصن) می‌خواهند به دینی مومن باشند که بتوانند پیرامون آن تحقیق کنند و با اصول جهانی حقوق انسان‌ها تعارضی نداشته باشد ، خوب پیغام مسیحیت تا آنجا که من می‌فهمم ،محبت بی قید وشرط الهی و تسامح و تساهل نسبت به دیگران است بدیهی است که مردم خسته از بی محبتی و خشونت نسل‌های گشته به آن اقبال نشان دهند اگرچه حاکمیت ایران سعی می‌کند مسیحیت را به غرب و غرب‌زدگی و توطئه و… نسبت دهد اما عمده مردم صرف‌نظر از این تبلیغات و بی اعتنا به جو ارعاب وتهدید، کار خودشان را انجام می‌دهند.

ناگفته نماند عمل‌کرد حاکمان اسلامی ‌و شیعی و نمایاندن چهره  دین به شکل موجود نیز تاثیر بسزایی در این روند داشته است و اتفاقن مبارزه با آن از طریق حکومت، مردم را راغب خواهد کرد.

برای مبارزه با رژیمی که تاب تحمل آراء مخالف را ندارد –حتا به‌قول خوشان با وجود سفارش‌های مکرری که بر عدم اجبار در پذیرش دین صورت گرفته چه باید کرد؟هدف از این بگیر وببند‌ها عقیدتی در داخل چیست آیا هدف خاصی را دنبال می‌کند؟

جواب این سوال را باید سیاستمداران بدهند .من وکیل حرفه ای و فعال حقوق بشرم و اگرچه در خصوص دفاع از نوکیشان تجربه‌هایی دارم اما  تمامی‌ تلاشم را برای دفاع از کسانی(صرفنظر از عقیده ومرام) که حقوقشان در معرض تهدید و تضییع است، بکار می‌گیرم و معتقدم در بحث حقوق بشر باید موارد نقض مستند و مستدل و بدون وقفه اعلام و پی‌گیری شود.

این فقط چالش حکومت نیست بلکه روحانیت اسلامی ‌خصوصن تشیع و بویژه مراجع شیعی باید به مردم پاسخ دهند که فرضن پیر مرد کارگری (که وجوهاتش را به فلان مرجع می‌دهد)پسرش دینی غیر از اسلام یا مذهبی غیر از شیعه را انتخاب کرده سزاوار است پدر را تکریم و پسر را بحکم ارتداد کشت؟تضاد بین ارتداد ولااکراه فی الدین را چگونه حل می‌کنند؟

سزاوار نیست حکومتی که اموال مردم وثروت عمومی(نفت – مالیات و…)را در ید خود دارد نه تنها نمی‌تواند و نباید به حوزه افکار و عقاید مردم دست درازی کند بلکه باید و وظیفه دارد به آحاد مردم(صرفنظر از عقیده ومرام) خدمت کند.

هر هدفی که پشت این بگیروببندها باشد، فرقی نمی‌کند چه باشد، این اقدامات حتی خلاف قوانین جاری است(اگرچه قوانین فعلی باید به نفع حقوق مردم ابهام زدائی وجرح وتعدیل شوند)وحقوق اساسی عده زیادی از شهروندان رانقض نموده است. طبیعی است که وقتی عقیده ای دینی خود را در قالب حکومت دینی بر سایرین غلبه کرد آن عقیده ودین خواه ناخواه توجیه گر قدرت شده و انتهایی برای بگیر وببند متصور نخواهد بود .

قانون مدنی و قانون اساسی در این مورد چه می‌گوید؟ آیا پیش بینی‌هایی برای جلوگیری از پذیرش دینی غیر از اسلام در آن‌ها شده است یا قانون انتخاب دین را حق آزادانه شهروندان می‌داند؟ درصورتی که قانون منعی نداشته باشد پس ریشه این برخوردها چیست؟

همان‌گونه که عرض کردم در اصول 13-14-15-26و64 مسیحیت به عنوان اقلیت دینی برسمیت شناخته شده – اگرچه شخصن معتقدم قانونی که بر اساس اصول مدرن قانون نویسی،  تعیین دین و مذهب رسمی ‌برای یک کشور، خود می‌تواند از پایه‌های تبعیض علیه سایرین باشد-است و از سوی دیگر مطابق ماده 2 قانون مدنی جمهوری اسلامی، قراردادها ومیثاق‌ها و منشورهای بین المللی که دولت ایران به آن بپیوندد درحکم قوانین داخلی ایران است و بایستی مستند احکام دادگاه‌ها قرار گیرد در اینخصوص ماده 18میثاق بین المللی حقوق مدنی  وسیاسی که ایران آنرا کاملن پذیرفته و ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران در شورای حقوق بشر عضویت دارد برای تمامی ‌مردم ایران حق تغییر دین و مذهب و حق انجام مراسم مذهبی و حتی حق اظهار آنرا در جامعه به رسمیت شناخته است بنابراین براساس متون قانونی موجود :

1.با اطمینان عرض می‌کنم ، نه تنها قانونی دائر بر ممنوعیت تغییر دین از اسلام به سایر ادیان یا از شیعه به سایر مذاهب در متون قوانین مدون امروزی یافت نمی‌شود .

2.بلکه قوانین حداقلی برای به رسمیت شناخته شدن تغییر مذهب و تغییر دین در قوانینی که عرض شد موجود است.

اما اراده ای برای اجرای دقیق همین قوانین ناقص نیز وجود ندارد بلکه در برخورد با اقلیت‌ها نه تنها قوانین موجد حق نادیده گرفته می‌شود بلکه قوانین کیفری را تفسیر موسع ناصواب میکنند وآن برخوردها را سبب می‌شوند.

سخنان رهبر جمهوری اسلامی ‌در پائیز سال گذشته (که کلیساهای خانگی را بلادلیل به استکبار و استعمار ربط دادند) کافی بود تا برخوردهای غیر قانونی علیه نوکیشان مسیحی آغاز شود، همان روند و پروسه ای که قبلن توضیح دادم که ابتدا با طمطراق وپر سر وصدا شروع وبه روندی کاملن غیر قانونی می‌انجامد و….این داستان ادامه دارد.

به نظر شما جامعه جهانی چه حمایت‌هایی می‌تواند از شهروندان ایرانی در راستای انتخاب آزادانه دین بکند؟ انتظار شما از سازمان‌های حقوق بشری چیست؟

در حقوق بین الملل خیلی ضمانت اجراهای زیادی نداریم البته حکومت‌هایی که دغدغه افکار عمومی‌ داخلی و بین المللی دارند از طریق روابط دیپلماتیک می‌توانند تا حدودی در تعدیل رفتار حاکمیت ایران تاثیر بگذارند اما همین کشورها در مجامع بین المللی خصوصن شورای حقوق بشر امکانات جمعی بیشتری دارند لذا ایران در مجامع بین المللی دیگر نمی‌تواند از اجرای قوانین و میثاق‌ها که متضمن آزادی‌های اساسی ازجمله آزادی عقیده ودین  است شانه خالی کند.

تعیین نماینده ویژه برای بررسی وضعیت نقض حقوق بشر اقدامی‌ مثبت است که اگرچه تا این لحظه با واکنش منفی حاکمیت ایران مواجه شده است اما بنظر می‌رسد لجبازی حکومت در نقض گسترده حقوق بشرجامعه جهانی را به تنگ کردن این حلقه از سوی جامعه جهانی، ترغیب می‌کند.

انتظار مدافعین حقوق بشر، بررسی دقیق و بی‌طرفانه موارد نقض حقوق بشر و ارائه گزارش مفصل از موارد مذکور به شورای حقوق بشر است.

از سوی دیگر به عنوان یک شهروند ایرانی آرزو می‌کنم با صدور فرمان عفو عمومی ‌زندانیان آزاد و ممنوعیت‌های خودساخته برداشته و زمینه جلب مشارکت همه ایرانیان با هرعقیده و مذهب در ساختن ایران فراهم شود.

 

 

مصاحبه از بابک آزادی

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,