Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
دایره‌ی شکسته

«وحدت در تکثر»

2011 July 03

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

اگر از یک فرد کرد یا ترک بپرسید که چه مطالباتی دارد به شما خواهد گفت ما می‌خواهیم هویت‌مان به رسمیت شناخته شود. در وهله‌ی اول می‌خواهیم حقوق فرهنگی ما به ‌رسمیت شناخته شود، مطالبات ما آسان بوده و تحقق آن‌ها دشوار نیست، ما می‌خواهیم زبان ما به عنوان زبان رسمی دوم به رسمیت شناخته شود و در مدارس‌مان به کار برده شود. به هر حال نظام جمهوری اسلامی از مخالفین سرسخت این تفکر می‌باشد و به‌طور کامل معتقد است که این امر منجر به جدایی قوم‌ها شده و از هم‌پاشیدگی وحدت دولت را به دنبال خواهد داشت در صورتی که با این فشارها این قوم‌ها هرروز از وحدت ملی دورتر می‌شوند و این تعصبات ریشه‌دارتر می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

درباره قومیت یا گروه قومی تعاریف متعددی از سوی جامعه‌شناسان سیاسی ارایه شده‌ است. به عنوان مثال یک گروه قومی، اجتماعی کوچک درون یک اجتماع بزرگ‌تر است که دارای عقاید، هویت و تصویر مشترک بوده و بر پایه موضوعاتی هم‌چون علقه‌های خانوادگی، یگانگی فرهنگی، تاریخ مشترک و امکان زبان مشترک بنا نهاده شده است. مسئله‌ی قومیت هرگاه رنگ سیاسی به خود بگیرد، با مفهوم جدال و رقابت هم‌راه خواهد شد. امروز قومیت یا قبیله‌گرایی به‌طور غالب به عنوان یکی از موانع اساسی توسعه در کشورها مورد توجه قرار گرفته و ریشه‌ی کلیه خشونت‌های داخلی را به این پدیده نسبت می‌دهند. برخی بر این باورند که این مسئله  دوباره در دوران کنونی به سیاست کشور ما سرایت یافته است و تنها زمانی این مشکل بر طرف خواهد شد که نیروهای مدرن به تضعیف پای‌گاه‌های قومی بپردازند. بدیهی است که نمی‌توان ریشه‌ی مشکلات را  تنها در قومیت‌گرایی و سپس تصعیف آن دانست بلکه این مسئله دارای ریشه‌های عمیقی است. و این کشمکشی که امروز قومیت‌ها را در برگرفته از بسترهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی سالیان است. با شناخت به‌تر قومیت‌ها و احترام به این تفاوت‌ها به‌تر می‌توانیم خاست‌گاهای فرهنگی را برای حفظ مرزهای سیاسی تقویت نماییم.

یکی از مصادیق بارز تبعیض‌های قومیتی تعصب است. در واقع تعصب امری است که به «عقیده و نگرش» فرد یا جامعه مربوط است و به دو صورت بروز می‌یابد، گاهی یک قوم، خود و ارزش‌ها و هنجارهای خود را برتر از دیگران می‌انگارد، و گاهی سایر افراد جامعه و گروه‌ها و اقوام دیگر را فروتر و پست‌تر از خود قلمداد می‌کند. بار منفی واژه تعصب از آن جا سرچشمه می‌گیرد که مطلوبیت یا مذمومیت نهفته در موضوع و متعلق تعصب، غیرمنطقی و نامعقول و مربوط به پیش داوری یا احساس‌مداری است. بنابراین، واژه تعصب برای بیان علاقه یا نفرتی استفاده می‌شود که استدلال ناپذیر و سوگیرانه است. متاسفانه تبعیض قومی و مذهبی در ایران مختص دولت و حکومت نیست. این‌گونه برخوردهای تبعیض‌آمیز در بطن جامعه‌ی ایران نهادینه شده و در بسیاری از موارد افراد تبعیض کننده به آن آگاهی ندارند.

تبعیض که خود از تعصب برمی‌خیزد، بیان‌گر وجود سوگیری و نابرابری در حوزه «الگوهای رفتاری» نه فکری و اعتقادی است، بدین معنی که حقوق و فرصت‌های اجتماعی که باید همه مردم از آن‌ها برخوردار باشند، در اختیار یک یا چند قوم قرارداده می‌شود. تجربه‌ی دست‌خوش تعصب و تبعیض بودن، منجر به تقویت احساس تعلق به هم‌دیگر در میان اعضای یک قوم و تشدید هم‌بستگی درون قومی می‌شود. بدین ترتیب، اعضای قوم بیش‌تر در امتداد جدایی از اکثریت جامعه و پررنگ کردن مرزهای خود نسبت به دیگران حرکت می‌کنند. علاوه بر این، ممکن است اعضای قوم بکوشند تا با ایجاد جنبش و جریان اجتماعی، برضد تعصب‌ها و تبعیض‌‌ها اقدام کنند و نظم نگرشی و رفتاری مستقر را به نفع خود تغییر بدهند. برخلاف بعضی دوستان که معتقدند تبعیض قومیتی وجود ندارد به نظر من تبعیض قومیتی به‌طور خواسته یا ناخواسته به‌طور گسترده‌ای در کشور شکل گرفته و حماقت برخی از مسوولان مملکتی هم بر این مسئله بیش از پیش دامن می‌زند چرا که مسوولان همواره به بهانه‌ی ایجاد اتحاد ملی و ناسیونالیستی در زیر نام اسلام باعث ایجاد محدودیت برای سایر اقوام و زبان‌های کشور شده‌اند.

قومیت‌هایی که زبان آن‌ها فارسی نیست حتا حق تحصیل به زبان مادری خود را ندارند و برای همه‌ی آن‌ها تنها یک زبان رسمی وجود دارد. به واسطه نداشتن همین حق اولیه، افراد متعلق به قومیت‌ها در کم‌ترین حد ممکن قادر به بیان و ابراز وجود خود در جامعه هستند و یا این‌که این افراد برای خلاصی از تبعیض بیش‌تر، از زبان مادری خود صرف‌نظر می‌کنند. تبعیض قومیتی در چنین محیطی، محدودیت بیش‌تری برای آن‌ها در دست‌رسی‌شان به منابع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و رسانه‌ها ایجاد می‌کند. قومیت‌ها نه تنها به وسیله صاحبان قدرت سرکوب می‌شوند، بلکه مشکلات آن‌ها را بیش‌تر روشن‌فکران نیز در حوزه توجه خود قرار نمی‌دهند. بنابراین، توجه به تبعیض قومیتی در هر دو سطح ملی و منطقه‌ای از ضروری‌ترین مسایل است.

یکی از بدقوارگی‌های ما مربوط به ناسیونالیست ایرانی و برداشت دولت از آن است، ناسیونالیست ایرانی باید چنین باشد که ما ایرانی هستیم، چون درون مرزهای ایران زندگی می‌کنیم، چون انسان هستیم و سابقه‌ی فرهنگ مشترک داریم، دولت را هم ما با رای خود تشکیل دادیم پس باید حقوق ما را رعایت کند، یکی کرد، یکی ترک و یکی فارس است. این ناسیونالیست ایرانی است، اما دولت‌ها همیشه در ایران تعریف دیگری از ناسیونالیست ارایه داده‌اند.

در زمینه‌ی تعصب قومیتی اگر که چنین پیش برود فرجام مردم با توجه به واقعیت موجود از دو حال خارج نیست، یا با ادامه‌ی وضع کنونی کشور دچار تجزیه و فروپاشی تا ریزترین تکه و با بیش‌ترین هزینه می‌شود و مرزهای سیاسی بر پایه‌ی قومیت دوباره بازسازی می‌شوند که البته این فرجام خوشی نیست، زیرا دشمنی‌هایی که به وجود خواهد آمد تا سال‌ها جلوی پیش‌رفت مردم کشور را سد می‌کند و رخداد‌های غم‌ناکی پیش می‌آید که شاید در ذهن نگنجد و دیگر این که نوعی پس‌رفت کردن و بدبختی مضاعفی را به مردم تحمیل می‌کند، آن هم وقتی در اروپا همه‌ی کشورها رقابت‌ها و ستیز‌های دیرین را فراموش می‌کنند در اتحادیه اروپا گرد هم می‌آیند تا قدرت‌شان افزون شود ما تازه تجزیه شدن و خردتر شدن را آغاز و تجربه می‌کنیم. از سویی باید تصور کرد کشور مثلن کردستان بزرگ را که همسایه‌های‌اش ایرانی‌ها، ترک‌ها و عرب‌ها باشند و از همه سو توسط کشورهایی که دوست نیستند احاطه شده است، بازرگانی و داد و ستد و امنیت چیزی است که چنین کشوری باید تا دیر زمانی با آن‌ها خداحافظی کند. و راه دیگر این که خردمندانه با به رسمیت شناختن حقوق و آزادی های قومی و مذهبی به سامان برسیم و در بستری از هم‌کاری‌ها حقوق همه گرامی داشته شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    مسئله هویت تنها یک بخش از مشکلت ملل غیر فارس می باشد. باید تمام قوانینی که هویت، زبان، فرهنگ و داشته های ترک، عرب و … را تضمین می کند در قانون اساسی گنجانده شود. باید هیچ زبان، دین، هویت، ائتنیک و … ارجحتر از دیگر نباشد، ۸۰ سالی هست که همه فارس و فارسی خوانده و نوشته می شویم و اگر این وضعیت ادامه بیابید حتماً روزهای خوبی در انتظار تمام این ملل خواهد بود. طی ۸۰ ساله گذشته وحدتی وجود خارجی نداشته، بیشتر سرکوب بوده و بی اعتنایی و یکی از دلایل عمده آن طبقه حاکم یعنی ائتینک فارس بوده وهست.
    اگر ترک، عرب، لر، کرد و … با تعاریف قوم و قومیت از هر دیدگاهی قابل تعریف باشد شکی نیست که باید ائتنیک فارس نیز در این تعاریف بگنجد. اگر این طور نباشد چه چیز ائتنیک فارس آن را ملت و ملت ترک را در زمره قوم قرار می دهد؟ این نوع تعاریف بیشتر اولین قدم برای جداسازی ملل می باشد و تعریف خودی-غیر خودی، ایرانی- غیر ایرانی و …
    ملل غیر فارس و طبیعتاً ملت ترک برای رسیدن به حقوق ملی برابر در مبارزه ای مدنی و دمکراتیک می باشد. زدن انگ قوم به این حرکات آزادی خواهانه و ضد راسیستی چماغی می باشد برای سرکوب و بی اعتنائی به خواسته های به حق ملل غیر فارس.
    در جغرافیای ۸۰ ساله گذشته ایران به غیر از راسیسم فارس که زمانی در قالب شونیسم فارس و زمانی در قالب پان ارانیسم نقابدار و یا عریان تاخته صحبت کردن از پان دیگری مانند پاشیدن خاک به روی خورشید می باشد.
    همین تعصب بی حد و اندازه ی ائتنیک فارس از هر طیف و طبقه فکری یکی از این اعمال راسیستی می باشد که به نام سوزاندن دل برای ایرانیت تخیلی ۸۰ سالی هست که خون ملل غیر فارس را به شیشه گرفته و امروز نیز می گیرد. هنوز هویت ملیونها انسان ترک در ایران کتمان می شود و همگی فارسی ساخته و آذری قلمداد می شوند. مگر این خلق کم دانشمند، کم محقق و … دارد که یک ائتنیک بیگانه باید برای آن تعیین تکلیف کند.
    راسیسم در ایران طی ۸۰ ساله گذشته در انواع و اقسام لباسها و طیف ها رخنه کرده و بشدت فضا را آلوده کرده است. گاهی با ایرانیت تخیلی، باستانگرائی، اسلام فارسی و …
    ایرانیت به مانند آمریکایی، کانادائی و … مگر چیز دیگری به جز شهروندی یک انسان در یک منطقه جغرافیایی مشخص می باشد؟ ایرانی که طی سالهای گذشته تعریف و تبلیغ شده فقط فارس و فارسی و دزدی فرهنگی، زبانی، تاریخی و … دیگر ملل غیر فارس به کام ائتینک فارس بوده است.
    باید قانون اساسی بر طبق حقوق شهروندی، حقوق بشر و انسانی تبیین شود نه در باطن هم شده بر پایه یک زبان و یک ائتینک خاص.
    فارسی تنها و تنها زبان ائتنیک فارس هست و خواهد بود، باید تمام زبانهای ملی ملل غیر فارس در مناطق ملی بر طبق قانون اساسی تعریف و در تمام سطوح تدریس شوند. در همین وضع موجود هم به یقین بنده تا چند سال دیگر قدمهایی در رابطه با زبان ترکی و سارسری شدن برداشته خواهد شد. تغییر در باورها و اعتقادات بدون تقیسم عادلانه قدرت کاری بیهوده وعبث می باشد. اگر همین فردا صبح این منطقه سکولار شود یقین دارم که آب از آب تکان نمی خورد و فاناتیسم دینی فارسی جای خویش را به سکولاریسم راسیستی فارسی می دهد.