Saturday, 18 July 2015
23 June 2021

«ارتباط‌‌شناسی فیس‌بوکی و علم احتمالات»

2011 July 04

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

طبیب بینوا

منبع: طبیبستان

شنبه صفحه فیس‌بوک خود را باز می‌کنید. گزارش شده است که آقای ایکس با خانم ایگرگ اکنون دوست هستند. دو احتمال به ذهنتان خطور می‌کند. احتمال قوی‌تر این‌که این دو آخر هفته را با هم گذرانده‌اند که می‌تواند از شب جمعه در یک پارتی شروع شده باشد و یا از روز جمعه در یک برنامه کوه نوردی سبک و گل‌گشتی. احتمال ضعیف‌تر این‌که آن‌ها به دلیلی کاملن معمولی و افلاطونی در دنیای مجازی با هم دوست شده‌اند.

یک‌شنبه در گزارش صفحه فیس‌بوک آقای ایکس آمده است که ایشان پای یکایک عکس‌ها و استاتوس‌های پروفایل خانم ایگرگ کامنت گذاشته و آن‌ها را لایک زده‌اند. در این‌جا نیز دو احتمال وجود دارد. احتمال قوی این است که هدف آقای ایکس این بوده که بدون خواندن مطالب و دقت کردن در عکس‌ها فقط می‌خواسته تا به خانم ایگرگ بفهماند که برای شناختن ایشان و درک روحیات از روی نوشته‌هایش وقت گذاشته و با همه آن‌ها احساس قرابت و هم‌ذات پنداری کرده است. احنمال ضعیف این‌که مطالب و عکس‌های خانم ایگرگ جذاب بوده و آقای ایکس جذب نوشته‌های خوب و عکس‌های زیبای پروفایل ایشان شده‌اند.

دوشنبه در صفحه فیس بوک خانم ایگرگ می‌بینید که آقای ایکس ایشان را در چند آلبوم عکس و چند نوشته تگ کرده‌اند. باز در این‌جا دو احتمال پیش می‌آید. احتمال قوی این است که اقای ایکس 24 ساعت دنبال عکس‌های کم‌جواد خود که در یک طبیعت زیبا و با فیگورهای کم‌تر دست‌مالی شده که بدون حضور هرگونه جنس مخالف گرفته شده می‌گشته است و آن‌ها را اسکن کرده و خواسته است بدین وسیله خانم ایگرگ را به سمت خود جلب کند. نوشته‌های تگ شده هم عمدتن کپی پیست شده از صفحات وبلاگ دوستان عاشق یا عارف بوده که آقای ایکس دستی به سر و گوش کلمات کشیده و گاهی نقطه یا ویرگولی اضافه کم نموده تا مشخص شود که نویسنده متن خودش می‌باشد. احتمال ضعیف این است که آقای ایکس همیشه برای دوست‌های تازه خود در فیس‌بوک عکس‌ها و نوشته‌هایش را تگ می‌کند.


سه‌شنبه خانم ایکس در فیس‌بوک آفتابی نشده‌اند. آقای ایکس هر دو ساعت یکی از استاتوس‌های زیر را می‌نویسد و منتشر می‌کند: «باز هم میان مستی و سیاهی و تنهایی جای تو خالی»  «سهم دل من از این دنیای بزرگ‌، همین دست‌های کوچک توست، نگذار روزگار همین میراث را هم پای‌مال کند»  «در هر لحظه شعری‌ست‌، شعر فراق تو» «می‌غلتم‌، تنت را در تاریکی تختم جست‌وجو می‌کنم‌، نیستی‌، به رویایم باز می‌گردم» در این‌جا هم دو احتمال مطرح می‌شود. احتمال قوی‌تر این‌که آقای ایکس همانند سایر آقایان سریعن عاشق شده و قصد دارد به هر نحوی از انحا‌ دل خانم ایگرگ را به‌دست آورد و تا آخر هفته نشده است به وصال یار نایل آید. احتمال ضعیف‌تر این‌که آقای ایکس اخیرن در یک صفحه‌ای مثل «هیچ و پوچ» عضو شده و علاقه دارد که استاتوس‌های آن صفحه را با بقیه به اشتراک بگذارد. آقای ایکس تا 5 صبح در فیس بوک حضور دارد.

چهارشنبه اول صبح خانم ایگرگ وارد فیس‌بوک می‌شود. در این‌جا پنج احتمال هم‌سنگ و هم‌اندازه مطرح می‌شود: «خانم ایگرگ از استاتوس‌های آقای ایکس قند در دلش آب شده ولی به روی خودش نمی‌آورد. خانم ایگرگ پای همه استاتوس‌های دیروز آقای ایکس لایک می‌زند. خانم ایگرگ بلافاصله از فیس‌بوک خارج می‌شود. خانم ایگرگ استاتوس‌های با مضمون‌های ضد مرد، محافظه‌کاری خانم‌ها‌، خاطراتی از بی‌صفتی آقایان منتشر می‌کند. خانم ایگرگ بلافاصله آقای ایکس را از لیست دوستان خود خارج می‌کند. آقای ایکس به علت بی‌خوابی و افسردگی‌های دیروز روز چهارشنبه را کلن می‌خوابد»

پنج‌شنبه آقای ایکس و خانم ایگرگ هردو در فیس بوک حضور دارند و چراغ‌های هردو روشن است. در این‌جا دو احتمال مطرح می‌شود. احتمال اول این‌که قراری برای مهمانی یا کافه‌نشینی شب با هم بگذارند و برنامه کوه‌نوردی فردا را با هم تنظیم کنند . احتمال دوم این‌که آقای ایکس دارد روی پروژه بعدی برای آخر هفته کار می‌کند و دو طرف توجه‌ای به چراغ‌های روشن‌شان نمی‌کنند.

جمعه‌ هیچ‌کدام وارد فیس‌بوک نمی‌شوند. در این‌جا هم دو احتمال مطرح است. احتمال قوی این است که آقای ایکس و خانم ایگرگ مشترکن یا منفردن در برنامه کوه یا پارک گردی هستند و احتمال ضعیف این‌که اینترنت قطع است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,