Saturday, 18 July 2015
14 June 2021

«سودابه سالم، بانوی موسیقی کودک خلاقانه و خستگی‌ناپذیر»

2011 July 06

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

آرش رییسیان

منبع: وبلاگ شخصی

چندسالی‌ست از نزدیک فعالیت‌های موسیقیایی سودابه سالم را دنبال می‌کنم و در بعضی مقاطع که فرصت کرده‌ام حتا به عنوان عضوی از گروه پشتیبان با ارکستر کودکان و نوجوانان ایران زمین به سرپرستی او هم‌کاری کرده‌ام‌. از آن مهم‌تر به عنوان مستندساز و با هدف ساخت فیلم مستندی درحوزه موسیقی کودک بسیار موشکافانه و ملموس با فضای آموزشی‌، دنیای کودکان و تمام مسیر دشواری که طی ‌می‌شود تا اثری برروی صحنه برود آشنا شده‌ام و این خود باعث شده در این خصوص با دیگر ‌دست‌اندر‌کاران موسیقی کودک نیز به گفت‌وگو بنشینم.

از منظر نقش موسیقی در زندگی کودک دو گرایش اصلی در سیستم آموزش موسیقی برای کودک و نوجوان وجود دارد‌. عده‌ای از آموزگاران موسیقی کودک به دنبال کشف استعداد‌های موسیقی و نبوغ در کودکان هستند و می‌خواهند با روی‌کردی بزرگ‌سالانه و خشک و یا کمی هم منعطف آن استعداد‌ها را پرورش دهند‌. به عبارتی می‌خواهند انرژی و وقت خود را برای معدودی کودک و نوجوان با استعداد موسیقی درخشان صرف کرده و از آن‌ها موزیسین‌های حرفه‌ای بسازند‌. این‌جا موسیقی به عنوان هدف انگاشته می‌شود و کودک و نوجوان باید به این هدف نایل آید یا از آن دست کشد و مسیر دیگری را در پیش گیرد‌.

گروهی دیگر از آموزگاران موسیقی بر نقش تربیتی و پرورشی موسیقی تاکید دارند. این روش همه کودکان و نوجوانان را در هر سطح از استعداد موسیقیایی در بر می‌گیرد‌. این‌جا هدف کشف استعداد و پرورش موزیسین نیست‌. هدف تاکید بر نقش موسیقی در حوزه تربیتی کودک است‌. موسیقی هدف نیست بلکه وسیله است‌.

در این شیوه به موضوع بسیار کلان نگاه می‌شود‌. به این معنا که هر انسانی باید با موسیقی ارتباط درست برقرار کند نه به دلیل این‌که موسیقی‌دان شود بلکه به دلیل نقش مهمی که موسیقی تا پایان عمر در زندگی او به عنوان یک انسان بازی خواهد کرد‌. باید رابطه‌ای عمیق و درست با آن برقرار شود و اینکار وقتی در کودکی شکل بگیرد هم در آن دوران و هم در باقی زندگی نقش تربیتی و پرورشی، احساسی و فکری درستی بازی خواهد کرد‌.

سر آمد این نگاه به موسیقی کودک در کشور ما سودابه سالم است‌. او تمام زندگی خود را صرف موسیقی کودک کرده و بخش عمده‌ای از فعالیت آموزش‌گاه موسیقی ودا را که متعلق به او و همسرش پشنگ کامکار می‌باشد به‌طور تخصصی به آموزش موسیقی کودک و نوجوان اختصاص داده است‌.

نگاه سودابه سالم به موسیقی کودک بسیار عمیق‌تر و ریشه‌ای تر از صرف آموزش به یک یا چند گروه کودک است‌. او شیوه‌های آموزشی خود را مدون کرده و برای انتشار این روش و ادامه آن در نسل‌های آینده بخشی از فعالیت حرفه‌ای خود را بر پرورش مربیان موسیقی کودک متمرکز کرده است‌. نگاه او به آموزش موسیقی کودک به دیگر مراکز موسیقی در شهرهای مختلف ایران نیز اشاعه یافته است‌.

در شیوه آموزش سودابه سالم‌، کودک موسیقی را با تمام وجود درک کرده و آن‌را بخشی از زندگی خود می‌کند‌. با موسیقی قصه می‌گوید‌، تخیل می‌کند‌، می‌خواند‌، حرکت می‌کند‌، ریتم را درک می‌کند، می‌رقصد و با خلق اصوات مختلف در اولین قدم‌های تجربه موسیقی خلاقیت را می‌آموزد و جرات به آفرینش پیدا می‌کند. کودک با موسیقی روحیه خود را برون‌ریزی می‌کند که هم پرورش است و هم امکان شناخت بیش‌تر مربی و والدین را از روحیات و شخصیت کودک ممکن می‌سازد و هم درمان بعضی رفتارهای ناهنجار کودک است.

کودکان با حضور جمعی با یک‌دیگر در این‌گونه تجربه‌ها به تدریج خود را باور می‌کنند و اعتماد به نفس در آن‌ها شروع به شکل‌گیری و رشد می‌کنند . چگونگی رفتار هنجار در گروه‌ و هم‌کاری با جمع را تجربه می‌کنند و همه این‌ها برای کودکان حاضر در کلاس حول یک محور هدف‌مند‌، سرگرم‌کننده و نشاط‌آور‌، ریتم‌دهنده به ذهن و بدن‌، احساس برانگیز و لطیف و روح نواز و خلاقانه به نام موسیقی اتفاق می‌افتد‌.

آخرین مرحله که سودابه سالم کودک را روانه آن می‌کند اجرای برنامه‌ای بزرگ و جدی در برابر دیدگان صدها تن مخاطب در کنسرت‌های موسیقی کودک است‌. حضورکودک در این برنامه‌ها او را با تمرینات جدی و پر‌زحمت و منظمی مواجه می‌کند و در نهایت با اجراهای موفق و افتخار‌آمیزی که روی صحنه انجام می‌شود و تشویق‌های پر احساس و با شکوهی که توسط مخاطبین صورت می‌پذیرد تجربه و آموزشی عمیق از کار منظم‌، تحمل زحمت‌، هم‌کاری با دیگران برای رسیدن به نتیجه‌ای ارزش‌مند و باور خود به عنوان یک عنصر موثر دریافت می‌کند و تاثیری فراموش نشدنی در ذهن او به‌جا می‌گذارد‌.

این اجراها واقعن کارهای طاقت‌فرساییت. فقط کافیست تصور کنید یک گروه موسیقی حرفه‌ای بزرگ‌سال چند نفره برای اجرای زنده چقدر باید تمرین کنند و برای انجام تمرینات چقدر باید بروند و بیایند‌؟ به چقدر هماهنگی نیاز دارند‌؟ فضای تمرین چگونه باید فراهم شود و مراحل ا‌داری و کسب مجوزهای لازم چگونه باید طی شود‌؟ تا کنسرتی روی صحنه برود‌. حالا در نظر بگیرید برای پنجاه و گاهی تا نزدیک صد کودک و نوجوان کلیه مراحل آموزش‌، تمرین‌، هماهنگی‌، برنامه‌ریزی، رفت‌وآمد‌، فضای تمرین و غیره و غیره با چه مصیبتی انجام می‌پذیرد . آن‌هم در جایی که حمایت چندانی از اجرای این‌گونه برنامه نمی‌شود و باید تمام کارها توسط صاحب اثر انجام پذیرد‌.

واقعن اگر صرفه اقتصادی داشت سودابه سالم می‌توانست با گروه پشتیبانی گسترده‌تری بار زحمات خود را کم کند اما این امکان وجود ندارد‌. سرمایه‌های سودابه سالم کودکان و مربیان دل‌سوزش هستند که عاشقانه او را مادر معنوی خود می‌دانند وبه کاری که می‌کنند اعتقاد دارند و وفادارانه در کنارش تجربه‌اندوزی می‌کنند‌.

آخرین کار سودابه سالم که دوم و سوم تیرماه در تالار وحدت به اجرا در آمد نشان داد که هنوز بانوی موسیقی کودک خلاقانه و خستگی‌ناپذیر به آن‌چه عمر خود را به پایش ریخته عشق می‌ورزد‌.

سودابه سالم چهارقطعه خاطره برانگیزی از موسیقی کودکانه متعلق به نسل‌های گذشته را در کنار شش قطعه از آثار قدیم و جدید خود با تنظیم و سازبندی جدید‌ قرارداده بود و روایت منطقی‌ و مستحکمی آن‌ها را به هم متصل می‌ساخت و منطق اجرای به موقع هر قطعه را فراهم می‌ساخت‌. قصه با قطعه خورشید خانم شروع می‌شد در صحنه با بازی کودکان ابرها کنار می‌رفتند و آفتاب می‌درخشید راوی دختر نوجوانی بود‌ نقش سیالی داشت و به‌خوبی جای خود را بین دانای کل‌، مجری‌، هم بازی‌، مادر بزرگ و حتا مخاطب تعویض می‌کرد او سعی در بیدار کردن پسربچه‌ای داشت که نقش او را پسری حدود هشت ساله به با نمکی تمام بازی می‌کرد .پسر بچه از خواب بر نمی‌خواست و این بهانه‌ای بود برای اجرای پاشو پاشو کوچولو. و به همین ترتیب داستان ادامه پیدا کرد و هشت قطعه دیگر اجرا شد تا در نهایت به شب رسید و با لالایی‌، کودک ما دوباره به خواب رفت‌. و بعد از حدود یک ساعت اجرا با یک اشاره موسیقیایی چند ثانیه‌ای برنامه در صبح روز بعد پایان یافت.

ضمن اجرای قطعات کودکانه و حضور کودکان در صحنه که مخاطب کودک و نوجوان را به شدت جلب می‌کرد اما قصه خوش ربط با روند منطقی و ساختار دایره‌ای کار که از یک صبح به یک صبح‌ می‌رسید فهم آن‌را برای کودکان بهتر و ارتباط کودک را با کار بیش‌تر می‌کرد و دردل این ارتباط قوی پیام‌های تربیتی خود را به خوبی عرضه می‌کرد. مثل دوری از تنبلی و کسالت‌، تحرک و ورزش‌، بازی‌های کهن‌، ارتباط عاطفی با نسل‌های گذشته‌، درست خوردن و منظم بودن و تقبیح شلختگی‌، رقص و پای‌کوبی‌، به موقع خوابیدن برای شاداب بودن و مطالب پیدا و نهان دیگر. اگر جایی بحث الگوبرداری کودک پیش می‌آید همین جاهاست‌. یعنی در یک قصه زیبای آهنگین که کودک را جذب کرده‌ایم حالا برای او الگوی خوب از یک کودک می‌سازیم و در روند تربیت مرتب می‌توان به این الگوها اشاره کرد و رفتار آن‌ها را به کودک یاد‌آور شد‌.

موسیقی توسط گروه مربیان که نوازندگانی حرفه‌ای هستند نواخته می‌شد و شاید این یکی از تفاوت‌های عمده این کار با تجربه‌های قبلی سودابه سالم است که البته تمرینات و زحمات را برای آماده سازی گروه کم‌تر و آسان‌تر ولی اجرای روی صحنه را شنیدنی‌تر کرده بود‌. در تجربیات قبلی شاهد زحمات طاقت‌فرسا و هماهنگی‌ها و مدیریت بسیار پیچیده و مشکلی بودم که با گروه نوازندگان کودک ونوجوان انجام می‌شد‌. ماهیت چنین اجراهایی موسیقی ناکوک شنیدن و بعضن خطاهایی است که کودکان در حین اجرا انجام می‌دهند‌. می‌دانیم که امکان تربیت نوازندگان بی‌عیب و نقص در سنین کودکی به دلایل زیادی در کشور ما در حد اقل ممکن است برای همین حضور کودکان‌ به عنوان نوازنده نه برای اجرای موسیقی حرفه‌ای که برای تجربه‌های کودک بر روی صحنه است که انجام می‌شود و این خطاها در نوازندگی و صدا‌دهی‌ سازها ماهیت این گونه اجراهای کودکانه است که به هیچ وجه نازیبا هم نیست‌. چرا که مخاطب برای شنیدن موسیقی نمی‌آید بلکه برای دیدن تجربه‌های کودکی و دنیای کودکان‌ می آید.

سودابه سالم می‌گوید این بار می‌خواستم مربیان برای کودکان بنوازند‌. و شاید به همین دلیل درست اجرا شدن موسیقی امکان تکثیر و انتشار این اثر در تیراژ بالا حاصل شود‌.

اما تمام این زحمات می‌خواهد چیزی به ما بگوید. ببینید کودکان چگونه روی صحنه خودشان هستند و ببینید این خود با چه اعتماد به نفس و استحکامی حضور دارد‌. ببینید چگونه رنگ و رقص و موسیقی و شعر و کلام وقصه با کودکی در هم آمیخته و یک زندگی روی صحنه شکل گرفته است‌. یک زندگی بی‌غل و غش‌. حس رهایی و خلاقیت را در چهره کودکان مان روی صحنه ببینیم‌. نقش تربیتی و پرورشی موسیقی و ابعاد آن‌را در زندگی کودکانمام ببینیم‌. پس به آن اهمیت دهیم‌. پس آن‌را نه تنها برای گروه پنجاه نفره‌ای که در توان سودابه سالم است بلکه در گروه‌های بی‌شمار کودکان در اقصا نقاط ایران مهیا کنیم‌. بدانیم که همین ده نفر ده نفر‌، بیست نفر بیست نفر‌، کودکان هستند که آینده را می‌سازند و قدم‌ها و تلاش‌های خود را هر چند کوچک در این راه دست کم نگیریم‌.

10 تیر 1390

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,