Saturday, 18 July 2015
22 June 2021
مهارت‌های زندگی

«تکلیفت رو با خودت روشن کن»

2011 July 08

سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

دیدید خیلی‌ها مرتب شاکی هستند و غر می‌زنند؟ همیشه از وضعیت موجودشون ناراضی‌اند و زمین و زمان را در بروز مشکلاتشان مقصر می‌دانند؟

در شرایطی قرار دارند که برایشان آزاردهنده است اما به جای هر کاری فقط ابراز ناراحتی می‌کنند؟

از یک چیزی خوششان نمی‌آید اما خودشان را مجبور به تحمل آن می‌کنند آن هم با اعمال شاقه؟

برنامه امروز من مخاطبش آدم‌های این گروه هستند که البته تعدادشان هم کم نیست. شما هم با من همراه باشید و به این برنامه گوش بدهید . شاید شما هم مثل من یکی از همین گونه افراد باشید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گاهی اوقات برای آدم شرایطی پیش می‌آید که به اجبار در وضعیتی ناراحت‌کننده قرار می‌گیرد. خوب طبیعی است که نخستین واکنشی که نشان می‌دهد ابراز ناراحتی است آن هم به شکل‌های مختلف. گاهی چهره در هم می‌‌کنیم و گاهی غر می‌زنیم. گاهی در دل غصه می‌خوریم و در خفا اشکی هم می‌ریزیم. گاهی اوقات هم واکنش‌های تندتری انجام می‌دهیم و با دیگران پرخاش‌جویی می‌کنیم.

اما پس از همه این واکنش‌ها چه پیش می‌آید؟ یک فضای مضطرب و سرشار از حس‌های منفی، سرزنش کردن و ناامید شدن از خود. اگر هم که دیگران را مقصر بدانیم، اوضاع وخامت بیشتری می‌یابد و اطرافیان هم از این فضا بی‌بهره نمی‌مانند.

اما بهتر نیست در این مواقع ذهنمان را تربیت کنیم که به دنبال راه چاره باشد تا این که سوگواری کند؟

فرض کنید با دوستی ارتباط دارید که چند وقتی است از او حس مثبتی نمی‌گیرید. با بودن در کنار او یا گفت وگو با او نسبت به خودتون حس خوبی پیدا نمی‌کنید. انگار دیگر حرف هم را نمی‌فهمید و دوستانه و با مهر به هم نگاه نمی‌کنید. یا شاید هم احساس می‌کنید که دوستتان با شما روراست نبوده و در حق شما نامردانه رفتار کرده‌است.

همه این‌ها می‌تواند دلیل خوبی باشد برای این که کلن بی‌خیال این ارتباط بشوید و خیلی راحت اورا از فهرست دوستانتان کنار بگذارید. اصلن لزومی ندارد که این وضعیت ناراحت‌کننده را برای خودتان حفظ کنید.

با شما موافقم به این آسانی‌ها هم نیست به خصوص وقتی عمق رابطه بیشتر از این‌ها بوده که بتوان به سادگی آن را از ذهن دور کرد. اما به هرحال یک جا باید با خود کنار آمد و به این شرایط خاتمه داد. ابتدا شاید کمی دشوار باشد اما بعد زمانی که می‌بینید زندگی بدون رنج بردن از حضور یک عنصر نامطلوب در زندگی چه لذتی دارد به این فکر می‌کنید که در آینده زودتر از این‌ها دست به این اقدام بزنید و راه را برای دوستی‌های جدید باز کنید.

گاهی اوقات پیش می‌آید که خدماتی را به آشنایی ارایه می‌کنید؛ از او دعوت کرده‌اید یا برای کاری با او همراه شده‌اید. اگر به واقع ظرفیت انجام این خدمتی را که قرار بوده، تمام و کمال و از صمیم قلب انجام دهید،ندارید، این کار را نکنید چون که مرتب با خود کلنجار می‌روید و ژست انسان‌های فداکار را به خود می‌گیرید و غر می‌زنید و گاهی این حس را به آن آشنایان نیز انتقال می‌دهید.

 به راستی خیلی خوب است که هر کسی به اندازه ظرفیت خود کاری را انجام دهد؛ محبت کند، یاری برساند یا حتا هم دم و مونس کسی باشد. اگر هنوز دل‌هایمان آن قدر وسعت  پیدا نکرده که یاری رساندنمان را به روی افراد نیاوریم اگر قرار است از میهمانمان با ترش‌رویی استقبال کنیم اگر قرار است حس کنیم که هر چه کار نیک در دنیا هست تنها توسط ما انجام می‌شود و بس! بهتر است اصلن به کار کسی کاری نداشته باشیم و تنها مسوول زندگی خودمان باشیم.

گاهی زمان‌ها، اوضاع بر وفق مراد نیست، پیش بینی‌ها درست در نیامده و چرخه زندگی آن گونه که باید باب میل ما نمی‌چرخد. شریک زندگی‌‌امان آن گونه که باید همراه نیست و زندگی هم چون خیابانی دوطرفه شده که یکی می‌رود و دیگری می‌آید.

در تجارت جای مناسبی سرمایه‌گذاری نکردیم یا کشور مناسبی را برای مهاجرت انتخاب نکرده‌ایم.

به نظرم این وقت‌ها به جای غم‌بادگرفتن و زندگی را به کام خود و دیگران تلخ کردن بهتر است که به فکر تغییر باشیم. تغییری مثبت و کارساز.

باید بدانیم که با تحمل کردن بی‌حاصل شرایط و گرفتن ژست انسان‌های  مظلوم هیچ‌کس مدال قهرمانی بر سینه‌امان نخواهد زد و این خود ما هستیم که می‌توانیم پس از بررسی تمامی راه‌حل‌ها، بهترین گزینه یا تغییر را انتخاب کنیم

باید بدانیم که با تحمل کردن بی‌حاصل شرایط و گرفتن ژست انسان‌های  مظلوم هیچ‌کس مدال قهرمانی بر سینه‌امان نخواهد زد و این خود ما هستیم که می‌توانیم پس از بررسی تمامی راه‌حل‌ها، بهترین گزینه یا تغییر را انتخاب کنیم.

البته منظور من این نیست که تا ناملایماتی پیش آمد سریع سر ناسازگاری گذاشته و اوضاع را بر هم بزنیم، نه، گاهی صبوری لازمه رسیدن به نتیجه است. اما بهتر است با خود روراست باشیم و اگر به جای یک صبوری مثبت و سازنده قرار است مدام به دیگران و طرف مقابلمان غر بزنیم که مسبب این شرایط اوست، بهتر همان است که شجاعانه تغییر را بپذیریم و با درس گرفتن از اشتباهات گذشته، شرایط مطلوب‌تری را برای خود انتخاب کنیم.

در مجموع قصد دارم در برنامه امروزم بگویم که بیائیم با خودمان رو راست باشیم و  تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم.

به این فکر کنیم که عمرهای ما آن‌قدرها طولانی نیست که فرصتی چندین باره برای آزمون و خطا داشته باشیم. چه بهتر که آن را به چیزهای باارزش اختصاص دهیم. شاید هیچ کس جز خود ما سازنده‌ی سرنوشتمان نباشیم چنان‌که می‌گوییم «سر – نوشت».

بیائید به سر دیگران منت نگذاریم، غر نزنیم و زندگی را به خود و دیگران تلخ نکنیم. مطمئن باشیم که زندگی بازتابی از رفتار ماست اگر احساس می‌کنیم که مورد بی‌مهری واقع شده‌ایم، شاید جایی بی مهری کرده‌ایم و اگر کسی بی مهری می‌کند، شک نکند که در روزهایی نزدیک با او همان گونه رفتار می‌شود.

بیائید نه سر به ظلم کسی بسپاریم نه خود ظالم باشیم که «از ماست که بر ماست…»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,