Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
قدرت دانش‌جویان، آلترناتیو واقعی تغییر حکومت

«رمز ماندگاری ۱۸ تیر»

2011 July 09

حسن زارع‌زاده اردشیر / روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر و از متهمان اصلی پرونده 18 تیر

امروز جنبش دانش‌جویی ایران نقش اساسی در افزایش آگاهی و به تبع آن نورافکنی بر تاریک خانه‌های تحجر و عقب ماندگی نظام جمهوری اسلامی دارد. دانش‌جویان به دلیل حضور در مراکز علمی و ارتباط نزدیک با دانش روز و آگاهی از تغییرات در جهان، نقش مهمی در آینده کشور برعهده دارند و علی‌رغم همه محدودیت‌ها و کنترل‌های حکومتی،‌ با اتکا به بار علمی و قدرت جوانی و میل به حق و عدالت‌جویی، درب جدیدی به روی خود گشوده که حاصل آن تحول و دگرگونی‌طلبی به نفع جامعه و آینده‌ای بهتر برای کشورشان است. اگرچه کنترل و سرکوب حرف اول را میزند اما دانش‌جو راه خود را باز میابد.

رشد قابل توجه جمعیت جوان کشور ما در ظرف ۳۰ سال گذشته موجب شده است اکثریت جامعه به نسل جوان تعلق داشته باشد. این جمعیت انبوه با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی علی‌رغم کنترل‌های شدید دولتی توانسته است با جهان آزاد در تماس باشد و پیامش را برساند بر این اساس که در کشوری زندگی می‌کند که حاکمانش با فشار و فریب می‌خواهند با محور قرار دادن قوانینی که برای مردم ۱۴۰۰ سال پیش مدون شده‌ آن‌ها را محبوس کنند.

سه دهه است که جوانان ایرانی از کودکی و سپس در دوران تحصیل در مدارس از چپ و راست مورد هجوم افکار و عقاید اسلام ناب محمدی قرار می‌گیرند تا در حصار اندیشه حکومت ولایی به خدمت جناح‌های حکومتی در‌ایند. ولی علی‌رغم این‌که در سال‌های اولیه جمهوری اسلامی بسیاری از دانش‌جویان هنوز نتوانسته بودند مرز قوانین مذهبی را از قوانین عرفی در ذهن خود تمیز دهند اما دریافتند که برای دست‌یابی به عدالت و آزادی و جبران عقب‌ماندگی از دنیا باید جامعه را از تحجر، خرافات و عقب ماندگی برها‌نند. از این رو بود نهادهای دانش‌جویی به مرور شکل گرفتند و نهادهای دانش‌جویی که در جهت دفاع از حکومت تاسیس شده بودند به ضد افکار دولتی تغییر جهت دادند تا شرایط برای مخالفت با حکومت و نظام نیز فراهم شود.

در واقع حکومتی که توانسته بود پس از انقلاب فرهنگی از دانش‌جویان به عنوان ابزاری در داخل دانش‌گاه‌ها استفاده کند، از اوایل دهه هفتاد با دانش‌جویان و تشکل‌های دانش‌جویی متفاوتی روبه‌رو شد که در نتیجه آگاهی بیش‌تر نسبت به ماهیت نظامی جمهوری اسلامی، رشد علمی و نیز تضادهای  به‌وجود آمده در حکومت به دنبال روزنه امیدی برای فعالیت می‌گشتند این قشر دانش‌جو به مرور به انتقاد  پرداختند

در واقع حکومتی که توانسته بود پس از انقلاب فرهنگی از دانش‌جویان به عنوان ابزاری در داخل دانش‌گاه‌ها استفاده کند، از اوایل دهه هفتاد با دانش‌جویان و تشکل‌های دانش‌جویی متفاوتی روبه‌رو شد که در نتیجه آگاهی بیش‌تر نسبت به ماهیت نظامی جمهوری اسلامی، رشد علمی و نیز تضادهای  به‌وجود آمده در حکومت به دنبال روزنه امیدی برای فعالیت می‌گشتند این قشر دانش‌جو به مرور به انتقاد  پرداختند. این روی‌کرد به‌ویژه پس از جنگ و فوت آیت‌اله خمینی آغاز شده  و تشدید یافت.

با وقوع حوادث دوم خرداد و ایجاد فضای سیاسی دگرگون، نهادهای دانش‌جویی از جمله تحکیم وحدت که بیش‌تر تحت نفوذ سران اصلاح‌طلب و جبهه دوم خرداد قرار گرفته بودند، به عاملی تبدیل شدند تا دانش‌جویان و رهبران قدیمی دانش‌جویی از جمله حشمت‌اله طبرزدی را به فکر ایجاد  نهادهای مستقل و جدید وادارند که با اهداف مبارزات آن‌ها تطابق داشته باشد. جبهه متحد دانش‌جویی یکی از مهم‌ترین جریان‌های دانش‌جویی بود که از همان سال قدرت‌گیری دولت اصلاحات با اتحاد چند تشکل مستقل دانش‌جویان و انتشار روزنامه و هفته‌نامه گام بزرگی در انتشار اخبار دانش‌جویی‌، سیاسی‌، اجتماعی و تحلیل‌های تئوریک برداشته و دانش‌جویان را برای پی‌گیری خواسته‌های صنفی و اجتماعی متشکل نمود. این جبهه‌ با محور قرار دادن نیازها و مشکلات حقوقی و صنفی و نیز تاکید بر نقش محوری دانش‌جویان در تحولات سیاسی اجتماعی در راس مبارزات خود توانست دانش‌جویان را به اهمیت تشکل‌های سازمانی علاقه‌مند نموده و از طرفی با به حاشیه راندن اختلافات تئوریک و عقاید مذهبی دانش‌جویان، تعداد زیادی را برای مبارزه مشترک با دولتی که داعیه اصلاحات بر پیشانی داشت بدور هم گرد آورد.

اعتراضات‌، اعتصابات و تظاهرات مختلفی که در دو سال اول استقرار دولت اصلاحات در نقاط مختلف از جمله دانش‌گاه‌های کشور انجام گرفت‌، جنبش دانش‌جویی را به‌عنوان نیرویی قابل ملاحظه، پی‌گیر و پیشرو، ساختار‌شکن‌، بدون سازش و بهم پیوسته مقابل دولت قرار داد. در حوادث کوی دانش‌گاه در تیر ۷۸ که نقطه عطف مبارزات د‌انش‌جویی ساختارشکن بود، به چالش کشیده شدن مشروعیت طبقه حاکم و پرده‌برداری از چهره روحانی رژیم توسط دانش‌جویان نشان از اهمیت و قدرت جنبش دانش‌جویی داشت. اما  رژیم با سرکوبی که توسط نهادهای مختلف و ارکان حکومت بر علیه دانش‌جویان  انجام داد، نشان داد که هیچ بخشی از نظام جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش خواست‌های دموکراتیک دانش‌جویان نیست.‌

 دانش‌جویان در مبارزات خود و به خصوص بعد از سرکوب وحشیانه تظاهرات تیر ۷۸ دریافتند  نیروی اصلی که باید با ان مبارزه کنند حکومت ولایی است که با دولت‌های جنگ، سازندگی، اصلاح‌طلب (‌و سپس اصول‌گرا‌) هم‌راه سایر نهادهای حکومتی حاضر نیستند نظام را فدای آزادی و دموکراسی مردم نمایند. جبهه متحد دانش‌جویی با دستگیری رهبران خود به‌هم‌راه بسیاری از دانش‌جویان و جوانان و با درک ماهیت کلیت حکومت، نقطه عطفی را در مبارزات دانش‌جویی به‌وجود آوردند که آزادی و دموکراسی جز با تغییر نظام امکان‌پذیر نخواهد بود. از این رو با گسترش تشکل‌ها و فعالیت‌های دانش‌جویی و حضور سایر اقشار در کنار دانش‌جویان،‌ جبهه دموکراتیک ایران که علاوه بر دانش‌جویان سایر نیروهای سیاسی درگیر با حکومت را دربر می‌گرفت‌ راه اندازی شد تا فاز جدیدی از مبارزه آغاز شود. زمانی نگذشت که جبهه دموکراتیک ایران منشور خود را که بر جدایی دین از حکومت و برابری حقوق همه ایرانیان بر اساس مواد حقوق بشر تاکید داشت در نیمه دوم سال ۷۹ منتشر کرد و به این ترتیب اولین نهادی بود که با چنین درخواست مترقی حکومت جمهوری اسلامی را به چالش  کشید. اگرچه اقدام شجاعانه جبهه دمکراتیک ایران با دستگیری سراسری اعضا و هوادارانش روبه‌رو شد و انتشار روزنامه‌های این نهاد ممنوع شد، اما روند مبارزات را تقویت کرد به‌طوری‌که دیگر نیروهای سیاسی با شجاعت بیش‌تری پای به عرصه فعالیت گذاشتند‌. از سویی دیگر دانش‌جویان اصلاح‌طلب نیز با روی‌کرد دوری از قدرت به صف ساختارشکنان پیوستند تا سید‌خندان و رهبر اصلاح‌طلبان در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی از پشتوانه دانش‌جویی برخوردار نباشند.

با حضور دفتر تحکیم وحدت در صف جنبش دانش‌جویی ساختارشکن، توان‌مندی‌های این جنبش افزایش یافت و حکومت ولی فقیه خود را ناگهان در برابر یک جنبش متحد و متشکل دید که  تلاش کرده بود آن‌ها را چند شقه و منفک نگه دارد. از این رو شدت سرکوب تشکل‌ها و فشار بر ‌اعضای عضو در جبهه متحد دانش‌جویی و جبهه دمکراتیک ایران و از سویی دفتر تحکیم وحدت و سپس سازمان ادوار تحکیم موجب شد تا بسیاری از فعالان آن‌ها به خارج کشور پناهنده شوند و تعدادی نیز هم‌چون حشمت‌اله طبرزدی، بهروز جاوید تهرانی، عبداله مومنی، احمد زیدآبادی، بهاره هدایت، مهدی گلرو، میلاد اسدی، حسن اسدی زیدآبادی هم‌چنان در زندان‌های رژیم اسیر بمانند تا آشتی‌ناپذیری نظام با خط  و مواضع نیروهای مدافع سکولار دمکراسی و حقوق بشر روشن شود.

به این ترتیب دانش‌جویان و جوانان آزادی‌خواه امروز با شجاعت و توان‌مندی قابل تحسین خود و از طرفی به دلیل موقعیت خاص از نظر تحصیل علم و دانش‌، آگاهی از تحولات جهان خارج و حضور در اجتماع هزاران نفری جوانان در دانش‌گاه‌ها، به سادگی متشکل می‌شوند، و امسال نیز با برگزاری چندین برنامه در دانش‌گاه‌ها که با کمپین حمایت از بهاره هدایت بانوی مبارز ایرانی و سمبل جنبش دانش‌جویی آغاز شد،  بار دیگر کوشش کرده‌اند ‌فعالیت خود در سال جدید را با ایجاد تجمع‌های صنفی‌- شورایی که همان نهادهای دموکراتیک دانش‌جویی است، متمرکز نمایند.

بدون شک گروه‌ها و شبکه‌هایی مخفی کوچک از دانش‌جویان جهت مبارزه با نظام وجود دارد که تلاش می‌کنند بخشی از مبارزات جوانان را بر علیه سران حکومت سازماندهی نمایند‌، اما جدا از چنین گروه‌هایی که برای حفظ فعالین از دستگیری لازم است‌، تقویت یک‌پارچگی جنبش دانش‌جویی و ایجاد تشکلات علنی دانش‌جویی با همه سرکوب‌های حکومتی نیاز فعلی جنبش است‌. این شکلی از مبارزه بود که در واقعه کوی دانش‌گاه در ۱۸ تیرماه ۷۸ رخ  داد  تا تهران یک هفته در دست دانش‌جویان قرار گیرد.

اخراج فعالان دانش‌جویی از دانش‌گاه و زندانی کردن بسیاری از آن‌ها‌، تعطیلی اجباری دانش‌گاه‌ها توسط حکومت، تعطیلی دانش‌گاه‌ها در روزهای عید نوروز و تابستان و یا بین دو ترم‌، شهرستانی بودن بسیاری از دانش‌جویان که باهر تعطیلی به شهر خود باز می‌گردند و موارد دیگر موجب می‌شوند که بازسازی انجمن‌ها و شوراهای دانش‌جویی مستقل قبلی و یا ایجاد تشکل‌های مستقل جدید دچار مشکل شوند. از این رو ‌کوشش در این زمینه اهمیت بالایی دارد. هرچند امروزه جوانان از طریق اینترنت و استفاده از وسایل ارتباطی هماهنگی بسیار بالایی برای تظاهرات از خود نشان می‌دهند و حتا توانسته‌اند انگیزه دانش‌آموزان مدارس را نیز برای دفاع از حقوق مردم جذب نمایند‌، اما تشکیلاتی که  دانش‌جویان در آن می‌آموزند چگونه با خواسته‌های هم‌دیگر آگاه شده و دانش مبارزاتی خود و دیگران را بالا برده و درک دموکراتیک در جامعه را یاد بگیرند امری حیاتی است چرا که در نتیجه این پروسه مبارزاتی، به ضرورت ایجاد سازمان‌های قدرت‌مندی می‌رسند که دارای استراتژی و تاکتیک‌های مبارزاتی برای مقابله است و حتا توانایی آن را می‌تواند داشته باشد که محدودیت‌های رژیم در مورد اینترنت‌، موبایل و ماهواره را در زمان‌های تظاهرات و سایر حرکات مبارزاتی خنثی کند. هرچند حکومت نهایت تلاش خود را در سرکوب چنین تشکل‌هایی به‌کار خواهد برد‌، ولی سرانجام قدرتش فرسایش پیدا کرده و تسلیم می‌شود، هم‌چنان‌که هنوز قادر نشده جنبش دانش‌جویی و سندیکاهای مستقل کارگری و یا کمپین بانوان را از بین ببرد.

 رشد گروه‌های مستقل و پیش‌رو دانش‌جویی و ایجاد نهادهای جدید از آن‌ها در کنار نهادهای کارگران و زنان که خواسته‌های همه مردم را در بر بگیرد ضرورتی انکار‌ناپذیر بوده و وحدت آن‌ها با یک‌دیگر علاوه بر آموزش هم‌زیستی مسالمت‌آمیز دموکراتیک با هم‌دیگر، به ایجاد وحدت ملی خواهد انجامید که الگوی مبارزاتی داخل کشور است. این اتفاق پیش‌تر در ۱۸ تیرماه ۷۸ روی داد و هم‌بستگی دانش‌جویان و کارگران، رژیم را به زانو در آورد و نوید هم‌بستگی بزرگ‌تری را داد. این هم‌زیستی به اتحاد و هم‌بستگی برای دموکراسی و حقوق بشر منجر خواهد گردید. قدرت‌ و پیش‌رو بودن دانش‌جویان در ایجاد اتحاد و هم‌بستگی به‌طور قاطع به آلترناتیو واقعی تغییر حکومت مبدل‌ خواهد گردید و آینده کشور را رقم خواهد زد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,