Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
دایره‌ی شکسته

«نوشخوار سیاست در آخور درد»

2011 July 09

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

در جامعه‌ی امروز ایران سیاست‌زدگی در هر قشری به شدت به چشم می‌آید. یعنی در واقع مردم ایران بدون داشتن تقصیری به دلیل شرایط حاکم بر جامعه هر کدام یک سیاست‌مدار آماتور هستند، یعنی شما در هر مکانی که پا می‌گذارید، تاکسی، فروش‌گاه، صف سینما یا حتا یک میهمانی خصوصی بعد از سلام و تعارفات معمول بحث به چگونگی شرایط اجتماع و به دنبال آن به ارایه نظرات و راه‌کارها برای چگونگی درمان آن می‌گذرد. نمونه‌ی بارز این مسئله در شبکه‌های اجتماعی مربوط به ایرانیان نیز به شدت به چشم می‌خورد. برای مثال شبکه‌ی بالاترین که با هدف تبادل لینک‌های مناسب و جذاب پدید آمده محلی است برای درگیرها و کشمکش‌های احزاب مختلف و جنگ‌های کلامی و لفظی که با یک‌دیگر دارند. البته این به‌طور کامل تقصیر مردم نیست و جامعه پرتب و بحرانی امروز ما نمی‌گذارد که افراد به راحتی به یک زندگی نورمال بپردازند و شاید حتا زمانهایی سکوت مطلق به نوعی خیانت محسوب شود ولی ایرانیان باید خود را از تب این سیاست‌زدگی که گاهی منتج به نظرات شرطی و جانب‌دارانه می‌شود، حفظ کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نقد سیاسی که در برهه‌هایی از زمان همانند شمشیر دولبه عمل می‌کند در واقع نقدی است مبتنی بر یافته‌های عینی طبق قواعد سیاسی که با بی‌طرفی انجام می‌گیرد و نیک و بد جامعه را‌، بدون حب و بغض ارایه می‌دهد‌. فقط در یک جامعه‌ی  ایدئولوژی‌زده است که می‌تواند خواست‌های خود را در قالب رنگ دل‌خواه خود بیاراید و به عنوان کار علمی جعلی به مردم ارایه دهد‌. چنین آثاری در بسیاری از کشورها رایج است و کشور ما استثنا نیست‌، با این تفاوت در برخی از کشورها مردم به نسبت آگاه سره را از ناسره تشخیص می‌دهند، ولی در کشور ما که مردم تا پوست و استخوان درگیر سیاست هستند این به سادگی امکان‌پذیر نیست.

سیاست‌زدگی در جامعه کنونی ما یک واقعیت انکارناپذیر است، و این واقعیت دلایل متعددی دارد. اول این‌که گرچه اجزای هر جامعه‌ای با یک‌دیگر پیوستگی و وابستگی متقابل دارند، اما هر‌کدام به نوعی دارای استقلال نیز هستند، و تا حدی هم میان آن‌ها توازن برقرار است، اما هنگامی که کفه‌ی یکی از این اجزا به دلایل خاصی سنگینی کند، این گرایش ایجاد می‌شود که برای حفظ این تفوق سایر وجوه را در زیر سیطره خود درآورد. سیاست‌زدگی در عرصه سیاست به معنی شرکت در کنش و واکنش سیاسی است بدون داشتن آگاهی سیاسی و بدون احساس نیاز به این آگاهی. سیاست‌زدگی به‌ مثابه یک آسیب فرهنگی عبارت است از به کار بستن چنین شیوه‌ای هم‌چون الگویی برای داوری و عمل در دیگر شئون هستی اجتماعی.

در واقع نمی‌توان گفت این اوضاع به معنای رشد شعور سیاسی مردم است یا نوعی سیاست‌زدگی عمومی است. فقط آن‌چه بدیهی است نوعی سیاست‌زدگی عمومی در میان مردم وجود دارد که دیگر حاضر نیستند به آن‌چه می‌بینند و می‌شنوند اعتماد کنند و یا تحلیل‌های سیاسیون را الگو قرار دهند. هر کسی با بضاعت خود در حال تجزیه و تحلیل مسایل سیاسی است و خود را در هر بحثی صاحب‌نظر می‌داند. شاید اگر تلنگری بر بدنه سیاسیون آنان را از آن‌چه بودند پشیمان می‌کرد و دیگرانی را که دل و جان به آن‌ها بسته بودند از حیرانی و سرگردان، هنوز کمی اعتماد باقی مانده بود. شاید اگر آنان که با هزاران اما و اگر دیروز فرصتی داشتند بیش‌تر قدر این فرصت‌ها را می‌دانستند و متوجه بودند که حیثت کسانی در گرو این جای‌گاه است که با کوچک‌ترین اشتباه و بی‌تدبیری بیش از پیش آسیب می‌بینند کمکی بود برای ترمیم زخم‌هایی که هنوز بر پیکر این مملکت جا خوش کرده است.

عدم اطلاع‌رسانی درست و هم‌چنین نداشتن اندیشه سیاسی مدیریت شده در میان مردم ما، می‌بینیم که به چه اوضاع آشفته سیاسی و خط مشی حرکتی میان این جامعه ما انجامیده است. امروز همان‌طور که  جدال بر سر فقط من نه تو در لایه‌های بالای قدرت و سیاست جامعه ما به راه افتاده و به صورت یک اعتیاد مزمن درآمده است متاسفانه می‌بینیم که دامنه این نزاع‌ها و کج‌اندیشی‌ها به میان بافت فرهنگی و آکادمیک ما هم نفوذ کرده و صف‌بندی‌های اشتباه و متعصبانه‌ای میان آن‌ها به وجود آورده است که بررسی عوامل و ریشه‌های آن نشان‌گر این است که جوانان ما را به ابزاری در دست گردانندگان سیاست داخلی و خارجی ما که به راحتی می‌شود آن‌ها را در راستای منافع و سودجویی‌های تنظیمی و یا شخصی و گروهی جهت داده و سازمان‌دهی کرد، تبدیل کرده است.

و این گونه تعامل با سیاست و حضور در عرصه‌ی سیاسی می‌تواند پیامدهای منفی و غیر مترقبه‌ا‌ی برای نسل جوان ما به هم‌راه داشته باشد و در حقیقت آن‌ها را از سهم و نقش فعال و تاثیرگذار داشتن در معادلات سیاسی داخلی و خارجی کشور محروم کرده و سیاست‌زدگی محض و مخربی را به هم‌راه خواهد آورد که از نسل جوان ما می‌تواند عناصر مزدور و متعصبی بسازد که امید یک جهش فکری و اندیشه‌ای که برپایه ی خلاقیت و خوش فکری و توان‌مندی درونی نه القایی خودشان باشد، را خاکستر کرده  و برباد خواهد داد و به بقای سیاهی و دوام تاریکی و نفاق در  این سرزمین دامن خواهد زد.

از مسایلی که در سیاست‌زدگی هر دم نابود و لگدمال می‌شود ذات حقیقت‌جویی انسان‌هاست و خاموش شدن و به استتار رفتن این طلب در پرسش‌ها و خواسته‌های سراسر متصنع و دروغین است. پس چگونه می‌توان از ذات سیاست‌زدگی رها گشت؟ رهایی از سیاست با آگاهی از ذات و «ماهیت» آن میسر و محقق می‌شود. درست بدان جهت که می خواهیم از دام سیاست رها شویم، باید بدان به‌طور عمیقی بیاندیشیم. سیاست‌زدگی تفکر منطقی را به یغما می‌برد. تفکر در آن محجور و مکتوم می‌شود. حقیقت‌یابی که بر بنیاد تفکر و پرسش پا می‌گیرد، نیز جای خود را به غفلت و تعصب می سپارد. و این‌گونه راه برای داوری و قضاوت درست بسته می‌شود و مهم‌تر از آن تعصب و عصبانیتی که گریبان مردم را می‌گیرد باعث می‌شود دست به اقداماتی کورکورانه بزنند که شرایطی در آینده پیش بیاید صد مرتبه بدتر از اکنون.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,