Saturday, 18 July 2015
25 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و چهل‌و‌‌ششم

«کاش تاریخ با ما تمام شود»

2011 July 10

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

برخی می‌گویند: «اخلاق و ارزش‌های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و ریشه ثابتی ندارند. اعتبار همه اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و … برمی‌گردد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای نسبی است، اما بعضی دیگر معتقدند مسایل اخلاقی، مسایلی در حوزه عقل عملی هستند و پارامترهای تجربی نمی‌تواند در این مبحث ورود کنند.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

فارغ از این‌که جز کدام گروه قرار داشته باشیم در ایران امروز شاهد اتفاقاتی هستیم که با اصول عرفی و تعریف شده فرهنگ ایرانی متفاوت است.

در یک دوره سی و دو ساله نظام قوام‌یافته با ستون روحانیت همه آن‌چه شاخصه‌های سنتی – رفتاری ایرانیان بوده آن‌چنان دچار دگرگونی کرده که بازشناخت رفتار مردمان این کشور تحت هیچ معیاری آسان نیست.

رفتار جوانان و حتا میان‌سالان کنونی پرورش یافته و تربیت شده نظام اسلامی، دارای قواعدی آن‌قدر پیچیده و ناشناخته است که واکنش‌های قابل پیش‌بینی برای جامعه ما قابل تصور نیست.

این شهروندان به ظاهر خون‌سردی که می‌توانند شاهد اصابت 50 ضربه چاقو به دختری جوان باشند یا حلقه‌وار جان‌کندن هم‌نوع‌شان را در میدانی پرازدحام به هم‌راه پلیس نظاره کرده و فیلم‌برداری کنند، همان کسانی هستند که می‌توانند شبانه‌روز در فضای مجازی بر سر رهبران جنبش‌شان غرولند بی‌عرضگی سر دهند و پس از دستگیری واقعی‌شان باز هم در همان فضای مجازی رجزخوانی سرنگونی نظام و گستاخی بیش‌تر حاکمان را به ارمغان آورند.

رفتار جوانان و حتا میان‌سالان کنونی پرورش یافته و تربیت شده نظام اسلامی، دارای قواعدی آن‌قدر پیچیده و ناشناخته است که واکنش‌های قابل پیش‌بینی برای جامعه ما قابل تصور نیست

به راستی چه افیونی در رگ‌های ما جریان دارد که در قبال ماجرای کهریزک، مرگ ندا، مفقودی شمار زیادی از هم‌شهریان‌مان لب‌خندزنان به قصد پیک‌نیک و اغذیه مجانی به تظاهرات می‌شتابیم و زنان‌مان پیش چشم شوهران‌شان تحقیر می‌شوند و ما باز هم اشعار زیبای آزادگی و جوان‌مردی را در صفحات مجازی دست‌به‌دست کرده لایک می‌زنیم و خجالت هم نمی‌کشیم.

از تمامی این سخنان آبادکننده‌تر بحث اپوزیسیون هماهنگ و نجیب‌مان است که شرافت را هرکدام به نوعی به چالش می‌گیرند، هرکدام مزدبگیر تشکلی و نهادی و قلم‌زدن در راه منافع مشترک‌شان با کسی هستند، یکی هزاران نفر را محبوس در قرارگاهی دوزخی هیستریک‌تر از جمهوری اسلامی نموده و دوره در اروپا و آمریکا از عمرشان هزینه می‌کند و فراموش‌شده‌ترین طرف بازی‌اش نظام حاکم در ایران است و یکی دیگر در حال ورق‌زدن شاه‌نامه، مدال‌های زرین ارثی را برق می‌اندازد و در به‌ترین حالت می‌تواند وعده حکومتی در حد شاه‌مشروطه را دوره کند، وعده‌ای برای بازگشت به قرن گذشته و در همین حال شماری از نخبگان صاحب‌نام را می‌توان نامید که سال‌هاست در استخدام دولی هستند که‌ هم‌چنان تحریم می‌کنند تا در بازاری دیگر دلالان‌شان اجناس مستعمل‌شان را چند برابر قیمت آب کنند. و از هر که بگذریم باز هم باید بین این‌ همه زیبا نظاره کنیم صف واسطه‌های حقیر آشتی‌کنان نه، دست‌بوسی مردم از رژیم را .

این گروه از همه چرب‌زبان‌تر و فریبنده‌ترند، آن‌ها آن‌قدر بازی موش و گربه را با مهارت انجام می‌دهند که گویی فلسفه خلفت‌شان این دلالی ناپسند است.

این گروه مخوف سیاسی می‌توانند به راحتی فرفره در مسیر کوچک‌ترین تغییرات واکنش مناسب از خود نشان دهند، خمیرمایه آن‌ها تنها به واسطه قالب‌های حکومتی‌ای شکل می‌گیرد که پشتوانه محکم مناسب را داشته باشند، این قدرت تا به آن حد منسجم شکل گرفته که می‌توانند در جامعه‌ای که توصیف‌اش رفت این هواخواهی مبتذل از منفعت را به کل نیروهای موثر و فعال تزریق نموده و جاری کنند، شگفتا که این نان به نرخ روزی نهادینه شده در بندبند تنمان قبل از آن‌که بدانیم کی و چگونه در تمامی مناسبات‌مان مشهود است، ما به راحتی از هم می گذریم، آن‌ها کشتار 67 را تبدیل به دوران طلایی می‌کنند و ما با تجاوزگروهی تا به آن حد جوک می‌سازیم که تابوی آن را شکسته و به عرف‌های معمول‌مان اضافه کنیم.

این گروه فراگیر و پرطرف‌دار از آن‌جایی با کفایت و لایق در جذب نظر ما جلوه‌گر شد که با خوی گروهی و مشترک‌مان در یک فضا تنفس کرده و رشد یافته بود. وقتی در فرهنگی یکی از بزرگ‌ترین افتخاراتش تقیه باشد و این پرده‌پوشی از حقیقت برای مصلحت توجیه شود باید منتظر چنین فرآیندی نیز می‌بودیم.

در چنین شرایطی تنهایی کشته‌شدگان، اسیران، خانوادهای‌شان و آوارگان سیاسی در سراسر دنیا از آن‌جایی بیش از پیش به چشم می‌آید که ما هر هزینه‌ای را برای آزاداندیشان گزاف کرده‌ایم، موج سواری گروه مخوف بر احساسات عاصی مردمانی خسته و رها کردن‌شان در خلا دروس بسیاری را برای آن قشر تاوان داده به هم‌راه داشت که هرگز فراموش نخواهد شد، وقتی که مصلح‌ترین این مصلحت‌اندیشان برای تصاحب چند کرسی عاریه‌ای زارزنان خود را مضحکه حاکمان کرده و وقاحت‌شان حتا حامیان رادیکال‌شان را نیز بهت‌زده کرد.

در چنین فضایی آقای رییس دولت تنها از روی بداقبالی کذاب نامیده شده زیرا که اتمسفر دروغ و تحقیر شعور مخاطب در میان تمامی گروه‌های اپوزیسیون و تمامیت جامعه ایرانی نهادینه است، افرادی که در این گروه کذابین نمی‌گنجند تا به آن حد اندکند که در محاسبه‌های معمول نمی‌توانند به شمار آیند.

اپوزیسیون مقتدر ایرانی می‌تواند دروغ‌های آشکار را برای فروکش کردن قلیان احساسات طرف‌دارانش با اعتماد به نفس تکرار کند و نگران پذیرش آن‌هم نباشد زیرا ما همه از یک قماشیم، ما می‌دانیم آنان دروغ می‌گویند، ما به روی خودمان نمی‌آوریم زیرا باید بهانه‌ای تنها برای نق‌های نمادین‌مان داشته باشیم و آن‌ها دروغ می‌گویند چون ما به روی‌شان نمی‌آوریم و هر دو طرف دکان‌مان مفتوح است، هیچ‌کدام هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنیم.

خلاصه مطلب آن‌که ما هیچ کدام خجالت نمی‌کشیم، دو روزه دنیا را سخت نمی‌گیریم، ما آسوده حکومت را و ضعف‌های چندش‌آورش را در فضای مجازی به سخره می‌گیریم و تا به آن‌جا که توان داشته باشیم به نظام و دین سیاسی پرخاش می‌کنیم اما از روی احتیاط خمس و زکات‌مان را به فقیهان دولتی می‌پردازیم که اگر آن دنیایی هم بود دچار خسران نشویم، عرب‌ها را ملخ‌خورهای بی‌اراده و تنبل می‌دانیم و در خلوت حسرت‌مند توان ناگهانی‌شان در مهار اقتدارگرایان یوتیوب را وجب می‌کنیم.

تمامی آن‌چه گفته شد برای امروزه همه ما صدق می‌کرد، گذشته از تمامی سخنان نگفته‌ای که در حوصله نوشتن نیامد، باید امیدوار باشیم تاریخ با ما به پایان برسد زیرا ویروس هرزه‌اندیشگی‌مان می‌تواند تمامی تاریخ گذشتگان‌مان را نیز آلوده کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,