Saturday, 18 July 2015
18 June 2021
کافه قصه- داستانی از «صادق چوبک»

«چشم شیشه‌ای»

2011 July 10

مهرداد/ رادیو کوچه

امروز و در این برنامه داستان کوتاهی از «صادق چوبک» را می‌شنوید به‌نام «چشم شیشه‌ای». این داستان روایت تلخی‌ست از چشمخانه‌ی چشم یک کودک و چشمی شیشه‌ای.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

صادق چوبک، در سال ۱۲۹۵ خورشیدی در بوشهربه دنیا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره کالج آمریکایی تهران را هم گذراند. در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد.

وی به هم‌راه «صادق هدایت» از پیش‌گامان داستان‌نویسی مدرن ایران است. از آثار مشهور وی می‌توان از مجموعه داستان «انتری که لوطی‌اش مرده بود» و رمان‌های «سنگ صبور» و «تنگسیر» نام برد.

اکثر داستان‌های وی حکایت تیره روزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پای‌بند به مذهب خویش هستند. چوبک با توجه به خشونت رفتاری‌ای که در طبقات فرودست دیده می‌شد سراغ شخصیت‌ها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب می‌دادند و به شدت ره به تاریکی می‌بردند. او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرک‌ها و زخم‌های طبقه‌ی رها شده فرودست نه در جست‌وجوی درمان آن‌ها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی‌چیز، گرسنه و فاقد رویا ارایه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت. او در اکثر داستان‌های کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی‌ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمی‌دهد. از این منظر طبقه‌ی فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناه‌کار ترسیم می‌شود که هرچه بیش‌تر در گل و لای فرو می‌رود.

چوبک در سال 73 خود را بازنشسته کرده و راهی انگلستان وسپس آمریکا شد. او در اواخر عمر بینایی‌اش را از دست داد و در 13 تیر ۱۳۷۷، در برکلی آمریکا درگذشت و بنا به وصیتش یادداشت‌های منتشر نشده‌اش را سوزاندند.

هم‌چنین بنا به در خواست خودش، پیکرش نیز پس از مرگ سوزانده شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,