Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و چهل‌‌و‌هفتم

«تنها شرط، رفع بزرگ‌ترین نقیصه نظام است»

2011 July 11

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

ایراد اساسی حکومت روحانیت در چیست‌؟ کجای کار این نظام مشکل‌دار است که چنین ارتباط نفرت‌انگیزی با مردمانش دارد؟ آیا هزینه‌های انقلاب ارزش دگرگونی کلی این حکومت را دارد؟ آیا ساختارهای اصلی آن قابل بازیافت و نوسازی نیستند؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برای شناخت بزرگ‌ترین نکته غیر‌قابل فهم و تغییر‌ناپذیر این نظام باید به گفته رهبری توجه کرد، او معتقد است ولی فقیه تمام اختیارات پیامبر اسلام «حتا اختیار بر نفس و جان مسلمانان» را داراست و رای او بر نظر همه مردم و حتا سایر فقها برتری و رجحان دارد:

«مراد از ولایت مطلقه،  فقیه جامع‌الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعه‌است، لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسایل پیش‌رفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تامین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امت مقدم و حاکم است، و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه‌ است.»

وی هم‌چنین معتقد است که «اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است.»

اختیارات ولی فقیه در صورت تعارض با اراده و اختیار مردم، بر اختیارات و تصمیمات مردم، مقدم و حاکم است

این سخنان تنها گفتار مردی روان‌پریش و بیمار نیست، بلکه گفتمان مورد پذیرش و آسمانی جریان حاکم بر یک کشور است، ضمن آن‌که این کشور در میان آفریقا در 2000 سال پیش نیز قرار ندارد و مردمان‌اش هم بی‌سواد و متوسل به ارواح نیستند.

اما آن‌چه اکنون در این کشور جریان یافته پروسه قدیس‌سازی در مورد انسانی است که تا قبل از این منسب مانند همه انسان‌های عادی زندگی می‌کرد و نه خود و نه اطرافیان‌اش او را شخصی در حد پیامبران نمی‌دیدند اما دقیقن زمانی که به افتخار رهبری نائل شد به یک‌باره در اتمسفری قرار گرفت که موجب توهم خودش نیز شد، سال‌ها از آن روزهای آغازین رهبری ایشان گذشته و شاید از خاطره‌ها آن مرد ترسویی که از عهده هیچ‌کاری به درستی برنمی‌آمد محو شده باشد اما شاید بزرگ‌ترین دستاورد جنبش پس از انتخابات 88 را بتوان پرده‌دری از چگونگی زمام‌داری این آقا دانست، پرده‌ها فرو افتاده و ولایت مطلقه فقیه به بازی افکار و سپس جامعه کشیده شد، تابویی که حتا قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانش‌گاه هم نتوانست بی‌آزاری‌اش را مخدوش کند و ناگهان بزرگ‌ترین نقیصه نظام به روی پرده آمد، پاسخ این پرسش که چرا با تغییر جناح‌ها و افراد در سمت‌های مهم، تغییری ماهوی در حکومت ایجاد نشده و ما شاهد بهبود نیستم؟ ولایت فقیه بود.

آقای خامنه‌ای که از ترس موش به آغوش روباه رفته بود با نعره‌های‌اش همگان را از نقش‌اش، رلی که در آن به خوبی نشسته بود بیرون کشید و چهره یک ولی‌فقیه را آشکار کرد و همین روشنایی در اذهان عامه باعث شده تا کسانی که در این میان با استفاده از این نام دکانی داشتند به تهدید، پرخاش و هیهات‌گویی پناه آورند.

آیت‌اله مصباح یزدی در مقاله هشدار‌آمیزی که در نشریه «پاسدار اسلام» منتشر کرده مدعی شده بود که نظام اسلامی ایران با بزرگ‌ترین خطر و تهدید تاریخ سی و دو ساله خود روبه‌رو شده است. آیت‌اله مصباح یزدی در این مقاله بیش از همه از بی‌اعتقادی عمومی نسبت به ولایت فقیه در جامعه انتقاد کرده و سپس با استناد به قراین و شواهد گفته است که حتا عالی‌ترین مقامات کشور دیگر اعتقادی به ولایت فقیه ندارند و تردید و پرسش‌های جدی نیز درباره ولایت فقیه به طور نسبتن گسترده در تمام حوزه‌های علوم دینی رسوخ کرده است. آیت‌اله مصباح یزدی در جای دیگری از سخنانش تصریح می‌کند که تلقی عالی‌ترین مقامات اسلامی نسبت به ولایت فقیه این است که آیت‌اله خمینی با بهره‌گیری از فرصت انقلاب «دکانی به اسم ولایت فقیه برای آخوندهای کشور ایجاد کرد.»

وی هم‌چنین گفته‌: «ولایت فقیه در زمان معصوم هم وجود داشته و مخالفت با آن، درحد شرک بالله است. وی در دیدار جمعی از پاسداران افزوده: فقها، وارثان معصومین و قرآن هستند و اگر کسی به دستور غیرخدا عمل کند در حقیقت به شرک در ربوبیت تشریعی گرفتار شده است. اگر پس از بررسی ادله ولایت فقیه به حقانیت آن پی بردیم، باید پای آن بایستیم و بدانیم که مخالفت با ولی فقیه مخالفت با ائمه و براساس روایات در حد شرک بالله است.»

حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان نیز در مراسم پنجمین نشست سراسری شورای بسیج جامعه پزشکی استان‌های کشور تاکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران امروز درگیر جنگ نرم تمام عیار است و دشمن تلاش دارد ولایت فقیه را مورد حمله قرار دهد. دشمن کانون‌های اصلی قدرت در کشورمان را هدف‌گیری کرده است و تمام قدرت خود را به این نقطه برده است.»

شریعتمداری با بیان این‌که در دوران اصلاحات همه تلاش این بود که قرائت‌های مختلفی از اسلام وجود داشته باشد، اظهار داشت: «جدایی دین از سیاست بر دو نوع استوار است. نوع اول به این معنی است که سیاست‌گذاران از خاست‌گاه دینی و سیاسی قانون‌گذاری نکند و بر مبنای دین تصمیم‌گیری نکنند. نوع دیگر این است که نقطه تبدیل آموزه‌های دینی از عرصه تئوری به کاربردی دست‌کاری شود و در آن خلاء ایجاد شود که این کانون مهم ولایت فقیه است.»

پناهیان، عضو شورای مرکز قرارگاه عمار هم معتقد است‌: «یکی از مولفه‌های اصلی گفتمان ناب انقلاب اسلامی و عدالت، ولایت است، اساسن عدالت نمی‌تواند بدون ولایت باشد. ولایت در بحث عدالت نقش محوری دارد و در واقع باید گفت که قدرت ولایت همواره پشتیبان کسانی است که بخواهند عدالت را ایجاد کنند و اساسن قابل تصور نیست کسی بدون ولایت بخواهد به عدالت فکر کند.»

تمامی این سخنان و واکنش‌های تدافعی در حالتی انجام می‌گیرد که اکنون همه به خصوص خواص می‌دانند که بزرگ‌ترین مشکل این نظام بحث ولایت فقیه است، اما حیف که شرط‌گذارها آن‌قدر جسور نیستند که این مسئله تنها همین یک خواسته را برای به رای گذاشتن شرط بازگشتی کنند که اکنون حکومت به آن بسیار نیازمند است، البته اگر خود به آن معتقد باشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,