Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
پرسه – نگاهی به طرح تفکیک جنسیتی

«ما از دو جنس مخالفیم، مسئله این است…»

2011 July 10

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

مدتی است که طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها باز هم در محافل عمومی و رسمی مطرح شده و این طرح قدیمی، به محلی برای ابراز مخالفت‌ها و جبهه گیری‌ها، جلب آرا و حتا خود عزیز کردن برخی از مسوولین مبدل شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به یاد دارم زمانی که نخستین روزهای تحصیل در دانشگاه را می‌گذراندم آن‌قدر کم سن و سال به نظر می‌رسیدم (و البته کم سن‌تر از سن و سال دانشگاه هم بودم) که وقتی بیرون از دانشگاه کاری داشتم مردم از من می‌پرسیدند مگه مدرسه‌ها تعطیل شدند؟ داخل دانشگاه هم خیلی‌ها فکر می‌کردند دبیرستانی‌ام و برای تحقیقی یا کاری آمدم دانشگاه. یعنی این‌قدر تو حال و هوای خودم بودم و دنبال کشف رشته‌های درسی جدید و این جور ماجراها که کسی باورش نمی‌شد، دانشجو باشم.

از خوش شانسی زیاد هم دانشگاه بزرگ خوبی قبول شده بودم که از نظر فضای دانشگاهی بسیار سخت‌گیرانه و خشک بود.

من به طور معمول یک مانتو شلوار ساده تنم می‌کردم که با آن تفکری که نسبت به یک دانشجو داشتم جور در بیاد؛ دانشجو باید ساده باشد با لباس و کفشی تمیز و راحت آن طور که از تیپش بشود اورا تشخیص داد.

اما در دانشگاه، از همان روزهای اول ابتدا به رنگ جوراب‌هاایراد گرفتند که: «چه معنی دارد جوراب سفید بپوشید جلب توجه می‌کند؟!» تا آن موقع فکر می‌کردم جوراب سفید برای حفظ نظافت خیلی مفید هست چراکه باید مرتب آن را شست و مراقب تمیزی‌اش بود. تا به آن زمان به جلب توجه کردن جوراب داخل کفش رو بسته فکر نکرده بودم! شاید راست می‌گفتند! واقعن ممکن بود حسابی جلب توجه کند!

با تغییر رنگ جوراب از سفید به مشکی یا سرمه‌ای دیگر بهانه‌ای باقی نماند همه چیز ساده و مرتب بود تا این که یکی از مسوولان ارشد دانشگاه کشف کرد که داشتن دو ردیف دکمه در مانتو هم باعث جلب توجه می‌شود! و باز از ما ایراد گرفتند که چرا لباس‌های شما دو ردیف دکمه از بالا تا پائین دارد! این هم حرفی بود ! لابد تاثیرگذاری دکمه‌ها هم از کشفیات جدید بود ! بالاخره مسوولان ما خودشان تحصیل کرده و دانشگاهی بودند و حتمن از ما بیشتر می‌فهمیدند!

خلاصه این کشفیات آن‌قدر ادامه پیدا کرد که به برق زدن بند ساعت از دور یا مدل جمع کردن مو زیر مقنعه و پوشیدن شلوار جین هم رسید و ما کم‌کم در نخستین درس‌های دانشگاه دانستیم که خیلی چیزهای که فکرش را هم نمی‌کردیم می‌توانند تحریک کننده باشد! البته از آن مهم‌تر این بود که فهمیدیم صفتی با عنوان «تحریک‌کننده» وجود دارد و این اقلام کشف شده قرار است دسته‌ای دیگر از انسان‌ها را که از قرار هم دانشگاهی‌های ما و از «جنس مخالف » ما بودند تحریک کنند! شناختن جنس مخالف آن هم با اشد معنای آن از درس‌های مهم‌تری بود که در نخستین ماه‌های دانشگاه رفتن فرا گرفتیم.

کم‌کم وقتی وارد کلاس‌های درس مختلط شدیم، کلاس‌هایی که به دلیل تعداد ناکافی دانشجویان دختر یا پسر به صورت مختلط تشکیل می‌شد، با این مفاهیم به طور گسترده‌تری آشنا شدیم؛ سلام کردن به هم کلاسی پسر حکم ارتداد داشت ضمن این که باید در کلاس درس در ردیف‌های پشت سر دانشجویان پسر می‌نشستیم حالا این که صدای استاد به ما می‌رسد یا تخته سیاه قابل دیدن هست یا نه اصلن مهم نبود. مهم این بود که «خواهران» جایی بنشینند که حالت تحریک‌کنندگی برای «برادران» نداشته باشند.

و بعدها جزوه گرفتن یا حرف زدن با هم‌کلاس‌های جنس مخالف، هم‌کاری در انجام پروژه‌ها یا برگزاری برنامه‌های فرهنگی و خلاصه هر کار مشترکی با جنس مخالف برایمان یک پرونده سیاه و شرم‌آور فراهم می‌ساخت.

و بدین ترتیب آموختیم که بر این باور قدیمی که «دانشگاه مکانی برای یادگیری و کسب دانش است» خط بطلان بکشیم و حواسمان باشد که در دانشگاه به موضوع‌های مهم‌تری هم می‌توان اندیشید. می‌توان به جای این که هم چون قبل از ورودبه دانشگاه،به جنس مخالفت هم تنها با عنوان یک انسان نگاه کنی که برای فکر و اندیشه او یا توانایی‌هایش ارزش قایل باشی، به این فکر کنی که می‌توانی برای او جذاب باشی یا او برایت جذاب باشد! به راه‌های افزایش قدرت تحریک‌کنندگی و جذابیت در خود فکر کنی چرا که ظاهرن در دنیای دانشجویان و دانشگاه ها چیزی مهم‌تر از این قضیه وجود ندارد و همواره مساله اصلی این بوده است و بس. از آن زمان که کلاس‌های درس را با پرده از هم جدا می‌کردند تا زمانی که ورودی‌های جدا و کریدورهای جدا برای تردد اختصاص دادند.

و حالا در نسل‌های بعد از ما به لطف تکرار این عبارت‌ها و یادآوری مرتب به دانشجویان دختر و پسر در بدو ورود این مساله در آن ها نهادینه شده که خدای ناکرده از آن غافل نباشند و در راس تمام امور خود قرار دهند و به هرحال کم‌ترین تاثیر این امر مهم این بوده است که دانشگاه‌ها به حول و قوه‌ی مسوولان دوراندیش به سالن مد و محلی برای اجرای انواع و اقسام گونه‌های رابطه اجتماعی و شخصی و نیمه شخصی مبدل شده است.

خداوند توفیقشان بدهد که از هر چیزی عقب مانده باشیم از دنیای مد عقب که نیافتاده‌ایم هیچ، در این حوزه چند گام هم جلوتر هستیم و البته یک سری حوزه‌های دیگر که عرصه‌ی رسانه جایی برای مطرح کردن آن‌ها نیست! شاید این طرح به سرقت رود!

……..

اما به راستی آیا جدا بودن یا  نبودن در سر کلاس‌های درس می‌تواند تاثیری در درس خواندن داشته باشد؟

یک بانوی فرهنگی نیز با سال‌ها سابقه آموزشی معتقد است که به همان نسبت که این طرح می تواند در دانشگاه اثر منفی دارد و جوانان را نسبت به جنس مخالف کنجکاوتر می‌کند

از چند دانشجویی که تحصیل در فضای دانشگاهی داخل و خارج از ایران را تجربه کرذند این سوال را می‌پرسم.

اغلب اعتقاد دارند که ممکن است تفکیک جنسیتی در مقطعی از تحصیل قبل از دانشگاه مفید باشد و نتیجه‌ی خوبی داشته باشد که این هم باید آزموده شود اما آینده خوشی را برای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها پیش‌بینی نمی‌کنند.

برخی از آنان معتقدند دانشگاه می‌تواند محیط سلامت و مناسبی برای ایجاد رابطه صحیح میان دو جنس مخالف باشد و با اجرای این طرح این امکان از بین می‌رود.

یک بانوی فرهنگی نیز با سال‌ها سابقه آموزشی معتقد است که به همان نسبت که این طرح می تواند در دانشگاه اثر منفی دارد و جوانان را نسبت به جنس مخالف کنجکاوتر می‌کند.

به هر روی هر چند که این طرح تازگی به فاز جدیدی رسیده است اما موضوع جدیدی نیست و در طول سه دهه تقریبن اغلب دانشجویان با آن به نوعی روبرو بوده‌اند و می‌توان گفت که آزمون و خطای خود را انجام داده است.

باید دید هدایت کردن به عبور چندین باره از راهی که به بیراهه می‌رود، چه سرانجامی خواهد داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,