Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
در پی پاسخ علی‌رضا نوری‌زاده به فریبا داوودی مهاجر:

«آیا روسری برداشتن گناه سیاسی است»

2011 July 13

اشاره:

فریبا داوودی مهاجر، فعال مدنی و روزنامه نگار به تازه گی در خصوص کنفر‌انس سالانه مرکز مطالعات ایران و اعراب که در لندن برگزار شد و علی‌رضا نوری‌زاده نیز در آن حضور داشت در مورد اظهارات یکی از سخن‌ران‌ها‌ انتقاد داشته و در این خصوص سوالاتی را مطرح کرده است.

از سویی دیگر علی‌رضا نوری‌زاده در ویدئویی که در روز پنج‌شنبه، 7 ژوئیه 2011 منتشر کرده واکنش‌هایی را به سوالات مطرح شده از سوی فربیا داوودی مهاجر داشته است.

آن‌چه در پی می‌آید اظهارات علی‌رضا نوری‌زاده و فریبا داوودی مهاجر و هم‌چنین برخی از دید‌گاه‌های دیگر فعالان سیاسی و مدنی است.

لازم به اشاره است یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب این مطالب در هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد.

برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی:    contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

………………………………………………………………

اولین مطلب منتشر شده از سوی فربیا داوودی مهاجر:

«طرح نام استان عربستان به جای استان خوزستان در کنفرانسی در لندن»

در  کنفر‌انس سالانه مرکز مطالعات ایران و اعراب که در لندن برگزار شد یکی از سخن‌ران‌ها‌ استان خوزستان را عربستان نامید‌. هم‌چنین شایعاتی پیرامون این نشست است که بودجه آن را یکی از کشورهای عربی  است‌.  قرار شده که توافقات حاصل در این نشست مطبوعاتی نشود. با توجه به این‌که افراد و گروه‌هایی از اپوزسیون‌ از جمله جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان و روزنامه‌نگاران و فعالان دانش‌جویی و زنان شرکت داشتند‌. می‌بایست نسبت به منبع بودجه این نشست و مطالبی که درباره تمامیت ارضی ایران مطرح شده و دیگر مطالب مورد مناقشه برای افکار عمومی شفاف‌سازی نمایند‌.

آن‌چه مسلم است بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر به همان اندازه که برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و حقوق اقلیت‌ها در ایران تلاش می‌کنند به کشورهای چون عربستان سعودی که به دنبال تامین منافع خود از طریق اطلاق نام عربستان به استان خوزستان است اجازه نمی‌دهند که از نشیب و فراز دوران گذار به دموکراسی از آب گل‌آلود ماهی بگیرند‌. چنان‌چه فرد دیگری که به نام حقوق بشر در نشست حقوق بشر در سازمان ملل شرکت کرده بود با نشان دادن نقشه عربستان سعودی که‌ بوشهر و  و مناطقی از استان خوزستان جز عربستان سعودی بوده صحبت کرده است‌. آن‌چه مسلم است طرح  تجزیه ایران با عنوانین مختلف مشکوک و برای انحراف اذهان مردم یعنی مبارزه با استبداد مطرح می‌شود و در نهایت و پس از مشخص شدن تکلیف جمهوری اسلامی این ملت ایران است که نظام سیاسی در ایران و چگونگی اداره ان را  چه به شکل متمرکز یا غیر‌متمرکز مشخص می‌کند‌. نظامی که حقوق آحاد ملت در آن رعایت شده و مردم گام به گام به دموکراسی نزدیک شوند.

………………………………………………………………

اما پاسخ آقای نوری‌زاده به خانم داوودی مهاجر که در این ویدئو داده شده است در پی می آید:

………………………………………………………………

واکنش فربیا داوودی مهاجر به ویدئوی علی‌رضا نوری‌زاده:

«نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من»

علی‌رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد از داستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت  اجاره خانه من به‌وسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

………………………………………………………………

«در دفاع از شرافت سیاسی خانم داوودی»

علی افشاری

مطالب و بحث‌ها پیرامون کنفرانس لندن که توسط مرکز مطالعات ایران و اعراب رخ داده هست‌، حاشیه‌ای را پدید آورد که باعث برخی حملات و تخریب شخصیت خانم داوودی شده است. اگرچه به لحاظ رابطه خانوادگی شاید دفاع بنده از ایشان طبیعی جلوه کند اما پیش از آن‌که داماد ایشان باشم‌، دوست و هم‌راه سیاسی بوده‌ام و در ثانی به‌لحاظ اخلاقی خود را موظف به بیان حقیقت می‌دانم. از مدتی که ایشان را در طول 12 سال گذشته شناخته‌ام می‌توانم شهادت بدهم بر درست‌کاری‌ و شرافت سیاسی ایشان که در همه احوالات نسبت به حقوق مردم، منافع ملی‌ و آرمان‌های سیاسی حساسیت زیاد داشته‌اند. هزینه‌های بسیاری را به خاطر پای‌بندی به خواست مردم و مبارزه با گرایش‌های قدرت‌طلب پرداخت کرده‌اند. وی همیشه به قدرت و بده‌بستان‌های سیاسی بی‌اعتنا بوده است. هم‌چنین شجاعانه با مصلحت‌سنجی‌ها مخالفت کرده است و نظرش در خصوص نارسایی‌ها را با صراحت‌ بیان کرده است. البته بنده مدعی نبود خطا در مواضع سیاسی و فرهنگی ایشان نیستم ولی وی در عرصه‌ سیاسی بر اساس انگیزه‌های آرمان‌گرایانه عمل کرده و صادقانه به دنبال اصلاح امور و آبادانی کشور و راحتی مردم بوده است.

بنده شاهد بودم که ایشان به‌لحاظ سیاسی فرصت‌های زیادی در دوران اصلاحات و بعد از آن داشتند ولی به خاطر عقاید شان به آن‌ها بی‌اعتنایی کردند. وی اگر به دنبال منفعت سیاسی و تقسیم سهم و برخورداری از ثروت بود‌، کارش به این‌جا نمی‌کشید و الان از یک زندگی مرفه و آسوده در ایران برخوردار بود.

 آقای نوری‌زاده حتا اگر از مطلب ایشان ناراحت بودند‌ و یا پرسش‌های ایشان  را نادرست‌، غیر‌منصفانه و جهت‌دار می‌دانستند‌، نباید به خودشان اجازه می‌دادند تا به توهین بپردازند و حمله شخصی بکنند‌ و اتهامات بی‌اساسی را مطرح کنند. ‌همه ما د‌ر وهله نخست باید خود‌مان را کنترل کنیم که جسارت اتهام‌زدن بلا‌دلیل و تخریب شخصیت را به خود ندهیم. هم‌چنین‌ سوال کردن حق همه است و حد و حدود نمی‌شناسد.

ایشان در بدو ورود در منزل بنده بودند‌ که شرایط سختی را در  آپارتمان یک خوابه گذراندند. بعد که  مسایل اقامتی‌شان حل شد به کار مشغول شدند‌ و تا‌کنون از دست‌مزد زحمات و کار‌های‌شان در بنیاد‌های غیر‌دولتی‌ بدون آن‌که‌ هیچ استراحتی بکنند اجاره‌خانه را پرداخت کرده‌اند و در کل مثل همه افرادی که تازه مهاجرت کرده‌اند مشقات‌ وسختی‌های زیادی را از سر گذرانده‌اند‌.

گرفتن بورس‌های مطالعاتی در آمریکا یک رویه‌ و فرصت هست. برخی حق دارند آن را نپذیرند ولی محق نیستند به تخطئه کسانی بپردازند که از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند. در این بورس‌ها به افراد حقوق می‌دهند. اما این حقوق ربطی به دولت آمریکا و یا به اصطلاح دلار‌های آمریکایی ندارد (‌که مفهوم گنگ و مبهمی است) و از همان جنس منابع مالی است که روزنامه‌نگاران و یا برنامه‌سازان از رسانه‌های فارسی زبان متعلق به دولت آمریکا می‌گیرند.

به هر حال گویا این فضا و برخورد غیر‌اخلاقی آقای نوری‌زاده که البته نسبت به بنده همیشه لطف داشته‌اند‌، باعث شده تا دیگرانی که به هر دلیل از خانم داوودی دل‌خوری داشته‌اند به میدان بیایند واتهامات بی‌اساسی بزنند که لایق خودشان هست‌.

شیوه رفتاری‌ مناسب از سوی آقای نوری‌زاده روشن‌گری پیرامون کنفرانس لندن‌، پرهیز از عصبانیت و انتقاد محترمانه و سیاسی از خانم داوودی بود. این موضوع نشان می‌دهد که نیروهای مخالف باید توجه بیش‌تری به افزایش ظرفیت‌های تحمل و رعایت اصول اخلاقی و آداب پرسش و گفت‌وگو نشان بدهند.

امیدوارم آقای نوری‌زاده و خانم داوودی با تصحیح و جبران اشتباهات رخ داده پایان خوشی بر این مناقشه نا‌پسند بزنند. البته آقای نوری‌زاده چون به صراحت اتهاماتی به خانم داوودی زده‌اند لذا نیاز است که موضع‌شان را تصحیح کنند.

…………………………………………………

«دفاع از خانم داودی مهاجر در برابر حمله و توهین علیرضا نوری زاده وظیفه همه روزنامه نگاران است»

امین موحدی

این چند سطر را تقدیم مظلومیت و شرف و شجاعت ‌خانم فریبا داودی مهاجر می‌کنم.

به خدا اگر همین فردا «زید‌آبادی» هم از کشور خارج شود این چنین مورد توهین این عافیت‌نشینان سی‌ساله قرار خواهد گرفت‌. یک جایی باید این بی‌دردان تاجر پیشه را بر سر جای خود بنشانیم‌. من از یک انقلاب در بین اپوزیسیون و در بین اهل قلم صحبت می‌کنم برای اتحاد ابتدا باید مواضع و تکلیف‌ها روشن شود. تا کی باید دنباله رو مغز‌های متحجر متمدن‌نما باشیم‌؟ متحجر متحجر است انحصار‌طلب انحصار‌طلب است دیکتاتور دیکتاتور است چه قلم دستش باشد و چه اسلحه‌.

امروز ما را در رسانه‌های اهدایی غرب که فقط به دنبال منافع خود هستندتهدید‌؛ تحقیر و تحدید می‌کنند و فردا که قدرت گرفتند دارمان خواهند زد. مرعوب این پروپاگاندای ریشه در خوی استبدادی کسانی چون نوری‌زاده شدن و تبدیل این مستبد به کاریزمای قلمی؛ ما را به سمت ۵۷ دیگری خواهد برد و در آن‌روز قلم‌ها را خواهند شکست و شمشیر‌ها را از رو خواهند بست‌. به خدای آزادی و ایران قسم روزی ۱۲ ساعت کارگری می‌کنم از ایشان می‌پرسم آقای نوری‌زاده آیا در عمرتان یک آجر روی آجر گذشته‌اید‌؟ آیا می‌دانید گرفتن قلم میان انگشتان پینه بسته و زل زدن برسفیدی کاغذ با چشمانی خسته و نیمه‌باز چه احساسی دارد‌؟ خوابم می‌آید خسته‌ام دستانم پینه بسته است اما نمی‌خواهم بخوابم می‌خواهم زمانی سر به بالین بگذارم که آن‌چه را که آغاز کرده‌ام پایان یافته باشد‌.

………………………………………………………………

«تداوم دیکتاتوری رسانه‌ای و فحاشی علی‌رضا نوری‌زاده به روزنامه‌نگاران منتقد»

امین موحدی

پس از توهین و تهدید منتقدین از سوی علیرضا نوری‌زاده در قبال طرح سوالاتی مبنی بر چگونگی ارتباط وی با علیرضا مدحی و چرایی تبدیل وی به چهره رسانه‌ای و اپوزیسیون از سوی ایشان‌، هم‌زمان با تداوم اعمال شک بر‌انگیز نوری‌زاده و افزایش تردید‌ها و سوالات، توهین به پرسش‌گران و تهدید آن‌ها نیز از سوی علیرضا نوری‌زاده افزایش یافته است .

پیش از این از سوی آقای نوری‌زاده افرادی چون آرش سیگارچی روزنامه‌نگار شاغل در صدای آمریکا به دلیل طرح پرسش در این زمینه از ایشان به خائن تشبیه و تهدید به اخراج از صدای آمریکا شده بود. هم‌چنین سایر منتقدین با القابی نظیر تیغ‌کش و حسود مورد حمله ایشان قرار گرفته بودند‌.

در تازه ترین این حملات در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ پنج شنبه هفتم ژوئیه 2011 کسانی که در قبال منابع مالی کنفرانس پاریس و لندن و هم‌چنین شرکت تجزیه‌طلبانی نظیر عبدیان و عبداله مهتدی در کنفرانس لندن و چرایی «طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان» در کنفرانس لندن پرسش‌هایی را مطرح کرده‌اند مورد حمله قرار گرفته و پرسش‌گران به گردن شکسته و حسود و یالغوز آباد‌نشینان آمریکا تشبیه شده‌اند (‌دقیقه 4.35‌)

از جمله افرادی که به تازگی مورد حمله و فحاشی آقای نوری‌زاده قرار گرفته است‌، می‌توان از خانم فریبا داودی مهاجر نام برد‌. بعد از کنفرانس لندن خانم داودی سوالاتی در مورد منابع مالی تامین‌کننده این کنفرانس و دلیل طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان در این کنفرانس را مطرح کرده بود که همین پرسش‌ها سبب‌ساز توهین علیرضا نوری‌زاده به ایشان گردیده است‌. علیرضا نوری‌زاده در پاسخ خانم داودی و در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ هفتم ژوئیه 2011  چنین می‌گوید‌: «شما کی هستید که از من منابع مالی می‌خواهید؟ شما وقتی آمدید آمریکا با روسری! منابع مالیتان کی بود؟ کی به شما آپارتمان داد که رو سری‌تان را بر داشتید‌؟(‌دقیقه 8.39‌)‌.» نوری‌زاده در ادامه ادعا کرده که «هزینه این کنفرانس‌ها از طریق فروش نشریه تامین شده است و این هزینه‌ها بسیار کم‌تر از مبلغی است که به عنوان بورسیه در آمریکا به شما پرداخت شده است بنابراین وقتی حساب کتاب باز می‌کنید بدانید با کی طرف هستید. من بالاترین دست‌مزد را برای مصاحبه‌هایم می‌گیرم ونیازی به پول عربستان ندارم، بنابر‌این خود را نخود هر آش نکنید و در جاهایی‌که از حد و حدود شما بالاتر است دخالت نکنید این‌را به بانوی محترم (داودی مهاجر) می‌گویم و به بقیه که در این‌مورد اظهار‌نظر می‌کنند.»

نوری‌زاده در ادامه با اشاره ضمنی به امین موحدی بدون نام بردن از وی به دلیل آن‌چه که نمی‌خواهد آن شخص بزرگ شود‌، با اشاره به آوارگی برادرش به عنوان پناهنده در ترکیه گفت‌: «دلیل انتقاد این شخص از من، عدم شرکت داده شدن ایشان در برنامه آقای چالنگی می‌باشد که گویا این مسئله سبب شده ایشان دشمن خونی من شوند‌. نوری‌زاده بار دیگر مثل برادر حاتم طایی را در مورد امین موحدی به کار بردند که قبلن در مورد آرش سیگار چی به کار برده بودند و ادامه دادند: «که در نهایت ایشان برادر آن کسی است که در ترکیه است‌. البته آقای نوری‌زاده در تعریف برادر امین موحدی سنگ تمام گذشته و گفت‌: برادر وی که در ترکیه است بسیار آدم محترم و شریفی است و بیماری قند هم دارد و البته به من هم لطف دارند‌! (دقیقه 13.5)

لازم به توضیح است که بر اساس روایت آقای نوری‌زاده در برنامه‌های قبلی، گویا برادر حاتم طایی برای این‌که مانند برادرش مشهور شود به «چاه زم‌زم» ادرار کرده است‌. نوری‌زاده این مثل را قبلن نیز یک بار در مورد آرش سیگارچی به کار برده و هشدار داده بود که می‌تواند وی را از صدای آمریکا اخراج نماید. گویا آقای نوری‌زاده یکی از خدام و نگه‌بانان «چاه زم‌زم» هستند که به روز‌نامه‌نگاران تهمت ادرار در آن چاه را، زده و آن‌ها را از ادرار در آن منع می‌فرمایند.

لازم به توضیح مجدد است که ادعای آقای نوری‌زاده و داستان صدای آمریکا زاییده ذهن قوی و خلاق قصه پرداز ایشان می‌باشد. آقای نوری‌زاده بسیار علاقه‌مند می‌باشند که منتقدین را با چوب صدای آمریکا بنوازند و بر همین اساس است که صدای آمریکا باید روشن کند که سمت آقای نوری‌زاده در صدای آمریکا چه می‌باشد و آقای چالنگی نیز باید در مورد ادعای ایشان پاسخ فرمایند‌.

از طرف دیگر خانم داودی مهاجر نیز با ابراز تعجب از عصبانیت آقای نوری‌زاده نسبت به طرح سوال و توهین به خویش در مطلبی تحت عنوان «نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من» این‌چنین نوشته است‌: «علی رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من در فیس‌بوک درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد ازداستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت اجاره خانه من بوسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.»

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

با تمام این تفاسیر، سوالات مطرح شده از آقای علیرضا نوری‌زاده، غیر از فحاشی و توهین پاسخی به دنبال نداشته است، لذا به نظر می‌آید تا زمانی که ایشان در فضایی آرام و منطقی و بدور ازفحاشی و «دیکتاتوری رسانه‌ای» نسبت به پرسش‌گران، اقدام به پاسخ ننماید، این سوالات کما‌کان به قوت خودباقی خواهد بود و توهین و تهدید و فحاشی به روزنامه‌نگاران هرگز مانع تداوم طرح پرسش و انجام وظیفه از سوی روز‌نامه‌نگاران نخواهد شد.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱۱ Comments


  1. abadani
    1

    سپاس از رادیو کوچه بابت مطلب کامل و مفیدشان و درود بر صداقت و شرافت و مظلومیت مردان و زنان بی ادعایی چون فریبا داودی مهاجر و علی افشاری و امین موحدی و همه آنها که با صداقت و شرافت قلم میزنند


  2. لاله
    2

    این اقای موحدی خودش مسئله دارد. خانواده روشنفکر نماهای مذهبی افشاری و مهاجر هم که دنبال موقعیت خود هستند روشن است. ایشان به خاطر عدم حضور در کنفرانس دست به تخریب زده به نظر من. البته من از نوریزاده دفاع نمی کنم چون او هم مسئله زیاد دارد ولی خانم مهاجر حای دفاع ندارد.


  3. رفیق
    3

    برداشتن روسری گناه سیاسی نیست, مساله این است که چگونه شخصی که خود به تازگی به رنگ جدیدی در آمده و تا این حد فاقد ثبات شخصیتی ست که تا چند روز پیش هنوز نمیدانسته که آیا باید روسری سر کند یا نه!اینجا سر کند, آنجا سر نکند! , و نهایتا کامبیز حسینی باید روسری از سر ایشان بردارد و ایشان هم در برابر دوربین رنگ به رنگ شوند و دست و پایشان بلرزد و زبانشان بگیرد! چگونه به خود اجازه میدهد از آشپزخانه شایعات خاله زنکی سوالات بی پایه و اساسی به صرف اینکه به گوش ایشان رسیده طرح کنند, آن هم از کسی که همواره موضع شفاف و روشنی در برابر مساله حفظ تمامیت ارضی ایران داشته است.
    امیدوارم که آقای علی افشاری هم برای حفظ شخصیت خود بیشتر از این وارد مسایل خاله زنکی مادر زن عزیزشان نشوند و خانم مهاجر هم به همان چندتا لایک فیس بوکی قناعت کنند که ازاین راه چیز بیشتری نصیبشان نخواهد شد.

  4. 4

    آقای نوری زاده نباید از ایراد سوال ناراحت بشود چون ادعادی دموکراسی می کند. اتهام زدن به یک خانم که اگر هم روسری را برای همان منظور مورد نظر هم در اورده کاری انقلابی کرده نباید مورد سوال قرار بگیردبلکه بایدحمایتهم شودن.بکاربردن اسم عربستان در این کنفرانس هم این شک را ایجاد می کند برای تجزیه ایران عربها هزینه انرا پرداخته باشند .حالا اگر حسین باز جو این مسائل را خوراک می کند نباید خانمی انقلابی را با اون باز جو یکی کرد.کلا علی رضا نوری زاده در این دادگاه محکوم است به معذرت خواهی از خانم داودی خاتم دادگاه علی دانا


  5. Bijan
    5

    آقای نوری زاده بهیچ وجهی حق ندارد اینطور با عصبانیت و همراه با تهمت و بی احترامی به دو سوال بسیار معمولی پاسخ بدهد(در واقع پاسخ ندهد!)حداقل بخاطر سن وسال و تجربه ای که دارد توقع بیشتری از ایشان میرود تا روشهایش بعنوان روزنامه نگار تحصیل کرده تفاوت داشته باشد با حسین بازجو! کاش ایشان و خانم داوودی یادداشت آقای علی افشاری را بخوانند و به توصیه انتهایی آن عمل کنند. حیف است انرژی ها در این مسیرها صرف شود.


  6. مجتبی
    6

    آقای نوری زاده حق داشت چنان پاسخی بدهد چون خانم داودی مهاجر بدون آگاهی یا با آگاهی تام می خواست این نشست را تخریب کند. به جای اینکه خوشحال باشد که بعد از این همه اغلب نیروهای مخالف دور هم جمع شدند اول می پرسد هزینه را چه کسی پرداخت کرد. حانم داودی هزینه گردهمائی ترکیه که بانوان ایران پس از آگاه شدن از منبع مالی در آن حاضر نشدند وبایکوت کردند زا چه کسی تامین کرده بود؟ شما هم جواب بدهید؟


  7. پست چی
    7

    عصبانیت و گر گرفتگی آقای نوری زاده شباهت بسیار زیادی دارد به عصبانیت و
    تهدیدها و مقالات شدیدالحنی که از سوی سبزالهی ها بر آقای مجتبی واحدی
    بعد از طرح سؤال از آقای خاتمی، آوار شد!

    آقای نوریزاده!
    مگر طرح سؤال حد و اندازه دارد که شما در جواب خانم داوودی چنین گفته
    اید که شما در حد و اندازه ای نیستید که از من سؤال کنید!

    لطفا به جای این گستاخی ها و رگ گردن کلفت کردن ها یا جوابی به ایشان و
    افکار عمومی بدهید یا به خاطر گفته ها و توهین های بی اساس و سبک بار از
    ایشان عذر خواهی کنید!

    بسیاری از دوستداران و مخاطبان شما من جمله بنده بعد از این اتفاقات ریزش
    کرده ایم و در این مناظره مانند رسانه ای، حق را به خانم داوودی داده
    ایم.

    به شما هشدار می دهم که دست از این خودکامگی و غرور کاذب که جدیدا بر شما
    مستولی شده بردارید، که این خود دشمن سازی ها، آب به آسیاب جمهوری اسلامی
    ریختن است و لا غیر!
    باشد که همه با اتحاد راه آزادی ایران را در پیش گیریم.

    پستچی


  8. حسین
    8

    خانم داودی مهاجر می توانستن با آقای نوری زاده تماس بگیرند و از شخص او این سوالات را بپرسند نه اینکه سوالات علنی کنن و بیشتر حرف های ایشان جنبه ی اتحام داشت نه سوال .
    به نظر جواب آقای نوری زاده برای ایشان خوب بود .


  9. ساسان
    9

    آقای نوریزاده همچنان که در خبر رسانی دچار توهم هستند در مسائل دیگر هم همین حالت را دارند ایشان آمرانه دستور میدهند به کجا وارد شوید به کجا وارد نشوید و حد حدود برای دیگران میگذارند


  10. پویا پویا پویا Pooya
    10

    به روباه گفتن شاهدت کیه گفت؟ دمبم.
    به خانم داوودی مهاجر گفتن شاهدت کیه؟ گفت دامادم، آقای علی افشاری!


  11. Pooya
    11

    در جریان درگیری علیرضا نوریزاده با سازمان مجاهدین او مجاهدین را ستون پنجم ارتش بعث عراق مینامید و مجاهدین هم به نوریزاده مامور وزارت اطلاعت میگفتند.
    یک مشکل وجود داشت: هر دو راست میگفتند.