Saturday, 18 July 2015
25 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و پنجاه‌

«لا اکراه فی ‌الدین»

2011 July 14

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

ابتدا باید باوری به آزادی داشت سپس در مورد حدود این آزادی سخن گفت، وقتی بحث به جمهوری اسلامی و اساسن دین اسلام می‌رسد توضیح این ماجرا کمی سخت می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

متدینین مدعی‌اند که: اسلام به آزادی انسان احترام گذاشته است اما در اسلام در کنار آزادی انسان، چیزهای دیگری هم داریم. یکی امر قدسی و فرا انسانی «عقل‏» است که همه ما در آن شریکیم. این عقل بسیاری از «آزادی‏های نامعقول‏» را محدود می‏کند و لازم الاتباع است. امر دیگری که آزادی را محدود می‏کند وحی است و این دو نعمت بزرگ را خداوند به انسان عنایت فرموده است. پس فرامین خدا می‏توانند آزادی را محدود کنند، چرا که خداوند در دیدگاه اسلامی، ما فوق آزادی است و اساسن اوست که انسان را در این عالم آزاد آفریده و فرموده اوست که نعمت اختیار و انتخاب را به انسان کرامت فرموده است. «سوره انسان، آیه 3» همین خداوند خالق انسان و آزادی او، در درون انسان و بیرون او، پیامبرانی را مبعوث کرده تا انسان آزاد را هدایت و راه‌نمایی کنند و آزادی، اختیار و انتخاب او را با فرامین این دو «نبی‏» درونی و بیرونی قید زده است.

از سویی ما می‌دانیم که با پذیرش اسلام، حق برگشت از او سلب می‎شود.

در فرهنگ دین اسلام قوام و ارزش انسان به چگونگی اعتقاد و ایمان او بستگی دارد و فرد بی‎اعتقاد صحیح در شمار چارپایان یا پست‎تر از آن به شمار می‎رود. با وجود این‎که در زبان وحی اعتقاد به توحید مطلوب خداوند است. اما پیامبر اسلام فقط مامور ابلاغ آن است. «حق را بگو، و عقیده‎ای را بر کسی تحمیل مکن.» سوره زمر آیه 7 و «اگر خداوند، عقیده اجباری را مطلوب می‎دانست، آن را تحمیل می‎کرد» سوره کهف آیه 28، «و اگر خداوند اراده می‎کرد، تمامی اهل زمین ایمان می‎آوردند (ولی خداوند چنین ایمانی را نمی‎خواهد) آیا تو مردم را به اکراه وامی‎داری که مومن شوند؟» سوره یونس آیه 99

در فرهنگ دین اسلام قوام و ارزش انسان به چگونگی اعتقاد و ایمان او بستگی دارد و فرد بی‎اعتقاد صحیح در شمار چارپایان یا پست‎تر از آن به شمار می‎رود

در کنار این آیات و از همه واضح‌تر «لااکراه فی ‌الدین» را می‌بینیم و حکم شدید ارتداد را که با روایتی مستند از محمد پیامبر اسلام نقل شده است:

«کسی که دینش (اسلام) را به دین دیگر تبدیل کرد، پس او را بکشید.» کافی جلد 6 صفحه 174

این آیات و روایات وقتی کنار هم نقد می‌شوند مباحث چالش‌برانگیزی را موجب می‌شوند که عالمان دین اسلام در صدد پاسخ‌گویی به آن برمی‌آیند:

آقای مطهری ضمن تفکیک آزادی عقیده و تفکر، و تاکید بر آزادی تفکر، وجود آزادی عقیده در اسلام را رد می‏کند. البته ایشان معتقد است که در هیچ وضعیتی نباید برای تحمیل عقیده، فشار و اجبار به کار رود. معنای«لا اکراه فی ‌الدین» این است، نه این که تمسک به هر رای و عقیده‏ای که دل‌خواه است، جایز باشد. مراد از آیه‏هایی نظیر آیات بالا، نه صحه گذاشتن بر عقاید دیگر، بلکه تکیه نمودن بر روش درست ایجاد تغییر در آن‌هاست و این که با اکراه و اجبار نمی‏توان دین حق را گسترش داد.

رهبر انقلاب ایران نیز در این مورد چنین می‌گوید: «با توجه به آیات مربوط به ارتداد، این گونه به نظر می‎رسد که اسلام با این کار درصدد آن است که حصار ایمان اسلامی را حفظ کند، در حقیقت بعد از این‎که مردم ایمان آوردند، نظام اسلامی را مکلف کرده است که از ایمان مردم حفاظت و حراست کنند… علت خشم الهی بر مرتدین و کسانی که از دین خارج شده‎اند این است که این‌ها زندگی و عشرت دنیوی و هوای نفسانی را بر خواست معنوی و قلبی و فطرت انسانی خود و بر آخرت ترجیح داده‎اند. بنابراین مسئله فقط عوض شدن یک اعتقاد نبوده است. مسئله این بوده که کسانی به خاطر جاذبه‎های مادی و تامین هواهای نفسانی حاضر شده‎اند به حیثیت نظام اسلامی لطمه بزنند، و به آن پشت کرده، ایمان اسلامی را رها کنند. این مقوله دیگری است و سخت‎گیری اسلام در رابطه با این مقوله است.»

ضمنن ما می‌دانیم که سن بلوغ ذکر شده برای پذیرش اسلام و سپس خروج از اسلام برای مسلمانانی که از پدر و مادر مسلمان به دنیا آمده‌اند بسیار غیرمنطقی تعیین شده است و تقریبن شرطی محال است، زیرا اعتقاد به خروج از دینی و سپس جای‌گزینی دینی دیگر در ذهن کسی که مشتاق مسایل مذهبی‌ست پروسه‌ای بسیار طولانی و وقت‌گیر است و یک پسر یا دختر بچه‌ مسلمان‌زاده در 9 یا 15 سالگی اصولن دغدغه تغییر دین ندارد و اگر قرار بر تغییری باشد این اقدام در سنین بالاتری صورت می‌گیرد که در این صورت شخص از دید حاکمان اسلامی به علت معرفی به عنوان یک مسلمان مرتد تشخیص داده خواهد شد.

ما دو گونه مرتد داریم که اتفاقن حکم برای گروهی که فرصتی برای‌شان تدارک دیده نشده، بسیار شدیدتر است:

ماده 3-225: مرتد بر دو نوع است: فطری و ملی‎.

ماده 4-225 : مرتد فطری کسی است که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه‎ ‎مسلمان بوده و بعد از ‏بلوغش اظهار اسلام کرده و سپس از اسلام خارج شود‎.

ماده 5-225: مرتد ملی کسی است که والدین وی در حال انعقاد نطفه غیر‌مسلمان بوده و‎ ‎بعد از بلوغش به اسلام ‏گرویده و سپس از اسلام خارج و به دین دیگری برگردد‎.

ماده 6-225: هر گاه کسی که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده‎ ‎بعد از بلوغ بدون آن‌‌که ‏تظاهر به اسلام نماید، اختیار کفر کند در حکم مرتد ملی است‎.

ماده 7-225 : حد مرتد فطری قتل است‎.

ماده 8-225 : حد مرتد ملی قتل است، اما بعد از قطعیت حکم تا سه روز ارشاد و توصیه به‎ ‎توبه می‌شود و چنان‌که ‏توبه ننماید، کشته می‌شود‎ .

ماده 10-225: حد زنی که مرتد شده، اعم از فطری و ملی حبس دایم است و ضمن حبس طبق‎ ‎نظر دادگاه ‏تضییقاتی بر وی اعمال و نیز ارشاد و توصیه به توبه می‌شود و چنان‌چه توبه‎ ‎نماید، بلافاصله آزاد می‌گردد‎.

خلاصه آن‌که حکم «ارتداد» از نظر حقوقی قتل است و یک نکته اساسی در تعریف این‌گونه مجازات‌ها این است که هیچ‌کس نمی‌تواند مانع از اجرای آن‌ها شود.‏

در کنار تمام این آیات، روایات و قوانین متناقض و اجباری تنها برای باور یا عدم باور به یک اعتقاد شخصی و دینی باید رفتار غیر هوش‌مندانه حکومت اسلامی را نیز نظاره کرد، در هزاره‌ای که احترام به آزادی ادیان توسط بسیاری از دولت‌ها و افراد به عنوان یکی از اصول حقوق بشر، بنیادی شناخته می‌شود، جمهوری  اسلامی سعی کرد از آن‌جا که میزان تغییر دین به‌طور پنهانی در بین جوانان ایرانی شدت پیدا کرده بود به خصوص به دین‌های بودایی، بهایی و مسیحی با طرح قانون مجازات اسلامی که به مجلس هفتم ارایه شد به ‏دوره آزمایشی پایان داده و این قوانین دایمی مجازات در کشورمان را تعیین کرد و به این ترتیب نظام اسلامی درصدد بود با ارایه این لایحه، تمامی کسانی که فکر علنی کردن و یا تغییر دین را در سر داشتند مرعوب کنند، اتفاقی که مانند سایر برنامه‌ریزی‌های آنان ناکام ماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,