Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
دایره‌ی شکسته

«فرار به سوی ناکجا‌آباد»

2011 July 14

مه‌شب ‌تاجیک / رادیو کوچه

پدیده‌ی فرار از منزل یک پدیده‌ی اجتماعی است که عدم مقابله‌ی مناسب با این مسئله عواقب و پیامدهای ناگواری برای فرد و اجتماع دارد. جوانان و نوجوانان به نوعی سرمایه‌ی یک مملکت حساب می‌شوند و در صورت به هدر رفتن این سرمایه‌های بزرگ خسارت‌های چبران ناپذیری بر پیکر جامعه وارد می‌شود و چنانچه با این مسئله برخورد بنیادی صورت نگیرد، عواقب آن به سادگی قابل جبران نخواهد بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران و نظریه‌پردازان اجتماعی با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران فرار از خانه یک انحراف اخلاقی محسوب می‌شود و و یک پدیده‌ی اجتماعی زمانی به عنوان یک انحراف اجتماعی تلقی می‌شود که با انتظارات و توقعات جامعه یا حداقل یکی از گروه‌های اجتماعی درون جامعه سازگار نباشد و یا حتا با آن در تعارض باشد. رفتاری که از نظر جامعه و معیارهای آن مورد پذیرش قرار نگیرد و هر گونه عدول از قوانین جامعه انحراف محسوب شده و جامعه با شخص خاطی به صورت فردی طرد شده برخورد می‌کند.

حال با بیان این مطالب که عفت و پاکدامنی همیشه از مهم‌ترین ویژگی‌های یک زن ایرانی بوده و جدایی از خانواده امری به شدت مذموم و نکوهش شده است و این قبیل القائات و نگاه‌های جزمی نمی‌توان با این پدیده برخورد نمود و این‌گونه نیست که ساختار یک خانواده چنان رکن مهمی است که گاهی حتا یک جوان باید در آن جان خود را از دست بدهد تا ننگی به نام فرار را به جان نخرد. این آسیب اجتماعی با توجه به این‌که جامعه‌ی ایران یک جامعه‌ی در حال گذار ار سنت است و معیارهای شرعی و هنجارهای خاص اجتماعی در آن تعریف شده است، بسیار بالاست و هستند هر روز پدر و مادرانی که به نیروی انتظامی مراجعه می‌کنند و گزارش فرزندان خود به خصوص دختران‌شان را می‌دهند. آمار فرار دختران بسیار بیش‌تر از پسران است زیرا به دلیل همان نگاه سنتی و خاص پسران از آزادی‌های نسبی بیش‌تری برخوردارند و کم‌تر با محدودیت‌های که دختران چه از جانب خانواده و چه از جانب جامعه با آن دست به گریبانند سر و کار دارند.

مسایلی هم‌چون عدم تفاهم و ناسازگاری بین والدین، پرجمعیت بودن اعضای خانواده، پایین بودن سطح تحصیلات والدین، ارتباط سرد و خصمانه و توام با ترس شدید بین  اعضای خانواده، وجود تنبیه و فقدان و تشویق بین والدین و فرزندان و وابستگی به مواد مخدر و سابقه‌ی حبس از جمله مشکلاتی است که وجود دارد و باعث فرار نوجوانان از خانواده می‌شود. گاهی دیده می‌شود که جامعه شناسان به این مسئله می‌پردازند و یا این سوال را مطرح می‌کنند که چرا افرادی خاص هنجارهای اجتماعی را نقض می‌کنند؟ باید دید  که این افراد از چه شرایطی برخوردارند، شرایطی مانند مسایل روحی و روانی، شرایط اجتماعی و خانوادگی و یا مسایلی خاص که ممکن است باعث شود چنین پدیده‌ای در آن‌ها بروز کند .

ارتباط بین فرار نوجوانان و سن آن‌ها بسیار به یک‌دیگر بستگی دارد، یعنی هر چه سن نوجوانان کم‌تر باشد با فرار به و هر چی سن آن‌ها بالاتر می‌رود با فرار از مواجه هستیم. به این معنی که در سنین پایین‌تر افراد توانایی کم‌تری برای کنترل خواسته‌های خود دارند و به همین دلیل زودتر توسط محرک‌های خارجی وسوسه می‌شوند و نمی‌توانند برآورده شدن نیازهای خود را به تعویق بیاندازند. ولی فرار در سنین بالا نشان می‌دهد که اجبارها بروی آنان  بیش‌تر شده و به همین دلیل فشارها هم بر آن‌ها بیش‌تر و این افزایش فشار و خواسته باعث شده که آن‌ها دست به فرار بزنند.

به‌طور تقریبی بیش‌تر نوجوانی که فرار کرده‌اند مورد سو رفتار فیزیکی یا جسمی قرار گرفته‌اند، و این نمایان‌گر نوعی بی‌ارزش کردن است که جوانان را آزار می‌دهد، اغلب بدرفتارهایی که در خانه ممکن است وجود داشته باشد، اغلب به عنوان عاملی برای فرار از خانه به شمار می‌روند، عوامل دیگری هم وجود دارد اما به نظر می‌رسد که عواملی که نقش کشیدن ماشه را دارند و این‌گونه نوجوانان هم عامل فرار کردن خود را به آن‌ها نسبت می‌دهند. گاهی مشکلات خانوادگی یا مشکلاتی در مدرسه، باعث می‌شود که نوجوان نتواند به حل آن‌ها بپردازد و بنابراین تحملش به سرآمده و فرار می‌کند، از طرفی دیگر گاهی نوجوان برای دست‌یابی به روابط رمانتیک، گشت و گذار، فعالیت‌هایی مثل ارتباط جنسی، الکل و یا مواد مخدر که در خانه برای آن‌ها ممنوع بوده  و نمی‌توانند به آن بپردازند فرار می‌کنند و در واقع به رنگ جماعت در می‌آیند و این گروه را خطرات بیش‌تری نیز تهدید می‌کند، چرا که اصولن برای این نوع رفتارهای پر خطر به دام گروه‌های تبه‌کار می‌افتند. این افراد یا در خانواده‌هایی به شدت بسته و سنتی بزرگ می‌شوند و یا در خانواده‌هایی که به آن‌ها اهمیتی داده نمی‌شود و والدین به شدت مشغول زندگی یا تامین نیازهای فرزندان‌شان هستند و با آن‌ها رابطه‌ی دوستی ندارند و در واقع نسبت به یک‌دیگر بی‌تفاوتند.

جامعه شناسان معتقدند پدیده‌های اجتماعی هم‌چون حلقه‌های زنجیر به هم متصل و وابسته‌اند، به‌طوری که افزایش نرخ آسیب‌هایی چون طلاق، بی‌کاری، اعتیاد، منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار نوجوانان می‌شود و نکته قابل توجه آن‌که فرار نوجوانان از خانه به افزایش مفاسد اجتماعی منتهی می‌شود. برخی از صاحب‌نظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیب‌های اجتماعی می‏دانند، البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نیست. به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها تاثیر‌گذار است. فقر و توزیع ناعادلانه ثروت، به هم‌راه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار است. «ژان دولارد» معتقد است انسان‌ها به‌طور معمول به علت کشمکش درونی ناشی از محرومیت، عکس‌العمل‌هایی نشان می‏دهند، اما نکته قابل تامل آن است که محرومیت‌های اقتصادی، عکس‌العمل‌های تند و ضد اجتماعی را تحریک می‏کند زیرا فقر، ترس از مجازات را به حداقل می‏رساند و فرد محروم مسوولیت عمل ضد اجتماعی خود را متوجه بی‌سامانی اجتماعی می‏داند.

نوجوانان فراری از خانه تصور می‌کنند که خانواده، آن‌ها را درک نمی‌کند و به‌طور معمول خانواده‌ها نیز احساس می‌کنند که فرزندان آن‌ها بسیار پرتوقع و بی‌منطق هستند‌. فرار از خانه به هر دلیلی که اتفاق افتد، رفتاری غیرعقلایی و غیرمنطقی به حساب می‌آید و عواقب آن در درجه نخست متوجه فرارکننده است، در حالی که فرارکننده به اشتباه تصور می‌کند در خارج از چارچوب خانواده می‌تواند به اهداف و آرزوهایش برسد. و این‌که جامعه و خانواده باید رفتارهای درست را آموزش دهند تا یک نوجوان هر عملی که انجام می‌دهد با دیدی باز و منطقی باشد و خانواده باید در نهایت محل آرامش نوجوانان باشد تا به راحتی وارد هر سرابی نشوند و آینده‌ی خود را تباه نکنند و بحران‌های زندگی را با کمک خانواده‌ی خود پشت سر بگذارند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,