Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و پنجاه‌‌و‌سوم

«دین ترسوست»

2011 July 17

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

بسیار طبیعی است که وقتی محل ارتزاق و آبروی کسی از راه دینی باشد که داعیه آخرین ارتباط با ملکوت را دارد آن شخص در مقابل دینی مشابه که اتفاقن مدعی است نیازمند هیچ واسطه‌ای برای اتصال با بالا نبوده و زبان سخنش هم برای هم‌‌وطن‌انش قابل فهم‌تر است، باید درگیری پایان‌ناپذیری اتفاق بیافتد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ماجرای بسیار ساده درگیری اسلام و بهاییت و عناد و آشتی‌ناپذیری فقهای اسلام و در نهایت حکومت اسلامی با بهاییانی که اصولن دغدغه سیاسی نداشته و به علت عقاید دینی‌شان ذاتن انسان‌های آرامی هستند، شاید همین نکته کلیدی باشد.

درگیری این دو دین سابقه‌ای به قدمت تاسیس آن دارد، دینی که پیامبری محمدبن‌عبداله را قبول داشته و آموزه‌های بسیار ساده و عملی دارد، به نوعی مبلغ اسلامی تکامل یافته‌تر با باورهایی جهانی شده و بی‌تبعیض.

البته به‌طور مثال می‌توان تفاوت‌هایی بنیادی را یادآوری کرد، اما این تفاوت‌ها هیچ‌کدام در راستای نقض کلی حریف نبوده بلکه تنها برای آنان که ترجیح می‌دهند زیر چتر حمایتی باوری مذهبی زندگی کنند امتیازی برای دین جدید به هم‌راه دارد:

یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌ها در نگرش به دروغ‌گویی و مذمت آن مشاهده می‌شود. در بهاییت دروغ‌گویی به مانند ایرانیان باستان شدیدن مقبوح است

یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌ها در نگرش به دروغ‌گویی و مذمت آن مشاهده می‌شود. در بهاییت دروغ‌گویی به مانند ایرانیان باستان شدیدن مقبوح است. بهاییان بسیاری را می‌بینید که در دانش‌گاه‌ها در مقام پرسش دین و مذهب دروغ نگفته و از دانش‌گاه اخراج شده‌اند و موارد بسیاری که به خاطر باورهای مذهبی‌شان انکار آسان کلامی دین‌شان را نپذیرفته و به همین علت مایملک‌‌شان را از دست داده‌اند.

این نکته دقیقن در تعارض با اصل تقیه در تشیع است که امری عادی محسوب شده و باعث می‌شود تا شخص شیعه مذهب قدرت مانور بسیاری برای دروغ‌گویی‌های غیر‌اخلاقی با روکش شرعی داشته باشد.

تفاوت دیگر آن‌ست که در دین بهاییت واسطه‌ها برای ارتباط با درگاه الهی برداشته شده و کلمه آخوند و بساط‌های مرتبط تعطیل است و دقیقن به همین علت بهره‌برداری اقتصادی توسط دین اسلام که به نام الله، خمس و زکات و جزیه دریافت می‌کند از بین رقته و مشاغل کاذبی که بار زیان‌دهی دارند مانند آخوندها بی‌معنی شده و هیچ‌ سوددهی در کار نخواهد بود.

دیانت بهایی دشواری زبان آموزی را برای هموطنانش از میان برده و دارای مشکلات عدیده قومی میان اعراب و ایرانیان نیست.

شاید برای این دین بزرگ‌ترین مزیت را باید آرامش نام برد، آسودگی روانی از بایدها و نبایدهای بسیاری که به صورت متداول در حوزه یک دین نباید قرار بگیرد، مشکلی که متاسفانه در دین اسلام بسیار دیده می‌شود.

حقوق مساوی زن و مرد، در ارث، ازدواج و طلاق… و خلاصه هر آن‌چه مزیت مردانه در دین اسلام شمرده می‌شود و در حوصله گفتن هزارباره نمی‌گنجد.

با تمام این تشابهات دیانت بهایی یک دیانت مستقل است که در حدود 156 سال پیش در ایران ایجاد شده است‌. این آیین توسط «میرزا حسین علی نوری» ملقب به «بهاالله» پایه‌گزاری شد‌. وی ایجاد وحدت عالم انسانی را هدف دیانت بهایی دانسته و آثار و تعالیم بسیاری را برای رسیدن به این هدف برجای گذاشته است. بهاییان وحدت را در سه حیطه توحید الهی _ وحدت اساس ادیان و پیامبران الهی «به این معنا که همه فرستاده حق و برای هدایت بشر و رشد روحانی انسان‌ها در مراحل مختلف تاریخ بشری هستند» و وحدت عالم انسانی می‌نگرند.

تعالیم دیانت بهایی این‌ست‌: ترک تقلید، تحری و جست‌وجوی حقیقت، ترک تعصبات از هر نوع (مذهبی، جنسی، وطنی، رنگی و نژادی)، تعلیم و تربیت عمومی و اجباری، وحدت لسان و خط، تعدیل معیشت اقتصادی، عالم محتاج روح‌القدس است، تساوی حقوق زن و مرد، صلح عمومی، تشکیل محکمه کبرای بین‌المللی جهت حل اختلافات بین ملل و این‌که دین باید سبب محبت باشد.

اصول اعتقادی دیانت بهایی بر اساس اعتقاد به خدای یگانه و عوالم روحانی پس از مرگ است آن‌ها معتقدند از آن‌جا که بشر مراحل رشد و ترقی بسیار را پشت سر گذارده تا به این مرحله از رشد رسیده، درک بسیار از حقایق برای او آسان‌تر است، بنابراین معاد و عالم پس از مرگ که در همه ادیان الهی به صورت مادی و محسوس و مطابق فهم بشر زمان‌های گذشته ترسیم گشته در دیانت بهایی جنبه‌ای روحانی دارد .

اصل دیگرشان این‌ست که خداوند هیچ‌گاه عالم بشری را از هدایات خویش بی‌بهره نمی‌گذارد و در هر زمان و دوره‌ای مطابق آن عصر تعالیم و راه‌نمایی‌هایی را به واسطه مظاهر ظهورش بر انسان‌ها عطا می‌کند و تمام این مظاهر ظهور برای نجات بشر و رهایی انسان از کردارهای ناشایست و رسیدن به انسانیت حقیقی است.

حکومت شیعی ایران آیین بهاییت را به عنوان انحراف از اسلام و ارتداد می‌داند و بر خلاف ادیان مسیحیت، یهود و زرتشتی آن را به رسمیت نمی‌شناسد. بهایی‌ها در ایران نمی‌توانند آزادانه و بدون مزاحمت اعمال مذهبی خود را در محیط‌های عمومی انجام دهند هم‌چنین حکومت ایران تا سال 1383 داوطلبان کنکور سراسری را موظف می‌کرد تا اعتقادات مذهبی‌شان را اعلام کنند. در فرم مربوط به ثبت نام فقط گزینه‌های اسلام، یهود، مسیحیت وزرتشت قرار داده شده بود در نتیجه افراد بهایی فاقد صلاحیت برای تحصیل در دانش‌گاه‌ها بودند. پس از این‌که این شرط در سال 1383 منتفی شد، دانش‌جویان بهایی توانستند در کنکور شرکت کنند اما آن‌ها در مراحل بعدی پذیرش و ثبت نام رد شدند تا این‌که در سال 1386 بیش از 200 دانش‌آموز بهایی اجازه یافتند تا در دانش‌گاه‌های دولتی تحصیل کنند و پس از اعمال فشار دوباره آن‌ها به آموزش و دانش‌گاه‌هایی مجازی روی آورند، این دقیقن به این معناست که عده‌ای از ایرانیان در کشور خودشان به علت تفاوت دیدگاه‌شان در امور مذهبی از داشتن حقوق اولیه شهروندی محروم شده‌اند.

دیان علایی از جامعه بهاییان در این مورد چنین گفته است‌: در دهه‌ی اول انقلاب، تعدادی از بهاییان سرشناس، از گوشه و کنار کشور، توسط افرادی که امروز از آن‌ها با عنوان «نیروهای امنیتی لباس شخصی» نام می‌بریم، ربوده و کشته شدند. خانه‌ها و مراکز کسب و کار آن‌ها در بعضی از شهرها و روستاها مورد حمله‌ی به ظاهر مردم متعصب قرار گرفت. 28 خردادی که گذشت، هجدهمین سال‌روز اعدام ده زن بهایی در شیراز بود که به جرم بهایی بودن و تدریس به کودکان بهایی در سال 1362 اعدام شدند، از دختر 17 ساله تا زن 56 ساله. حتا گورستان‌های آن‌ها نیز تخریب شد. در مواردی بدون دلیل، مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار گرفتند. تازه‌ترین نمونه اش 13 اردی‌بهشت همین امسال بود «1390» که در تنکابن، «وجیه‌اله میرزا گلپور»، پیرمرد 71 ساله بهایی را پس از دستگیری و ضرب و شتم، با زنجیر و پابند در شهر گرداندند تا تحقیرش کنند. و اول خرداد 1390 هم بیش از بیست تن از استادانی که به دانش‌جویان بهایی محروم از تحصیل، درس می‌دادند، دست‌گیر کردند و بساط تدریس آن‌ها را به هم ریختند. این‌ها نمونه‌ای از خروار است تا بدانیم این شهروندان ایرانی تا چه حد از حقوق شهروندی خودشان محرومند.

البته در یک تعریف کلی باید گفت که دین ترسوست، هر‌چه دینی دارای پشتوانه تحلیلی اندک‌تری باشد به دور از گستره اشاعه‌اش، از رقابت فراری و میل بیش‌تری برای مبارزه فیزیکی خواهد داشت به هر روی بهاییان شهروند در ایران به واسطه قدرت جمهوری اسلامی یکی از مظلوم‌ترین هم‌وطنان‌مان هستند، چه خوب‌ست که این نکته را هرگز فراموش نکنیم که به نام ما، مسلمان‌زاده‌های شیعی، به هم‌میهنان‌مان ظلم‌های بسیاری روا شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,