Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و پنجاه‌‌و‌پنجم

«ظهور مهدی موعود به تاخیر افتاد»

2011 July 18

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

وقتی یکی از مقامات جمهوری اسلامی در مورد اصل ولایت فقیه یا امامت سخن می‌گوید تردیدهای نهان را در مورد ائمه شیعیان بیدار می‌کند، راستی این امامانی که تا به این حد در زندگی ما زنده بوده‌اند، از کجا و به وسیله چه کسانی در طول تاریخ حرکت کرده‌اند و چگونه بوده‌اند و وقتی به ما رسیده‌اند چقدر با اصالت‌شان فاصله گرفته بودند؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«آیت‌اله یزدی» در روز نیمه‌شعبان امسال گفته است: «آقای خامنه‌ای توسط شخص امام زمان انتخاب شده است… رهبر معظم انقلاب، کشور را از بحران‌های مختلف عبور دادند و مدیریت بحران ایشان چه در فتنه 88 و چه مسایل انحرافی بی‌نظیر بود. نزدیکان مقام معظم رهبری در این‌باره مطالبی را می‌دانند که بسیاری از عامه مردم نمی‌دانند. ادله‌ای که بر ولایت فقیه دلالت می‌کند، ادله اطلاق دارد و فقیه مانند امام معصوم‌ است و به تعبیر بسیاری از بزرگان در فقه، هرچه که برای امام معصوم‌ است، برای ولی فقیه هم هست، ولی مطلق فقیه در تصمیمات خود هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند، چراکه اگر بخواهد تصمیمی بگیرد و این تصمیم صد در صد به ضرر امت اسلام باشد، وظیفه لطف امامتی امام زمان‌ ایجاب می‌کند که به هر نوعی وی را ارشاد کند.»

البته آقای یزدی از اطلاعات نزدیکان ایشان در مورد مقامات معنوی این آقا گفته‌اند که امیدواریم مانند سخنان یکی از این نزدیکان، آیت‌اله سعیدی امام جمعه قم نباشد که ادعا کرد «مقام معظم رهبری به هنگام خروج از شکم مادر، فریاد یاعلی سر داده و سخن گفته‌اند» یا مانند رسوایی نورانی بودن صورت‌شان در اتومبیل و پدال تکبیر و رفتار چالشی‌شان در دفع مسلمان‌زاده‌ها به سوی ادیان دیگر یا بی‌دینی مطلق و تصرف کشور توسط رمال‌ها و اجنه و تکذیب‌ اولیه و تایید ثانویه که مسلمن نقیض معصومیت و اطلاعات ماورایی‌شان است.

دکتر عابدین مومنی عضو هیت علمی گروه فقه و مبانی حقوق دانش‌گاه تهران از طرف‌داران آقای خامنه‌ای در مورد آیت‌اله خمینی می‌گوید‌: «امام مرتبه وجودی‌اش تالی تلو معصومین است یعنی اگر قائل نشویم که ایشان به وادی عصمت راه پیدا کرده بایستی بگوییم ایشان تالی تلو معصومین است. بزرگان درباره شیخ انصاری وقتی صحبت می‌کردند می‌فرمودند: از عدالت شیخ بگذریم و از عصمت شیخ صحبت کنیم. حضرت آیت‌اله العظمی گلپایگانی فرموده بودند که ما معصوم بودن این چهارده معصوم و پیامبران سلف را می‌دانیم اما دیگران به مقام عصمت می‌رسند یا نه را ما نمی‌دانیم. رفتار امام را وقتی بررسی می‌کنیم امام را در اوج انسانیت می‌یابیم. امام با مردم انس و الفت داشت و این علاقه به مردم را به خداوند پیوند می‌زد. همه امور را مرتبط با خدا می‌دید لذا تشکر از اشخاص را تشکر از خدا می‌دانست، دوست داشتن اشخاص را دوست داشتن خدا می‌دانست. خدمت به اشخاص و همه چیز را مرتبط با خدا می‌دانست و به همین دلیل مردم در عشق و ارادت به امام سر از پا نمی‌شناختند. نیل به مرتبه امامت امت برای هر کسی حاصل نمی‌شود خیلی‌ها شاید اقتداری پیدا کنند ولی امام امت نمی‌شوند. خداوند منان به حضرت امام عنایت کرد و امام بندگی خدا را پذیرفت و خدا زعامت امت را نصیب او کرد. ما باید شخصیت امام را اسوه و الگوی خودمان قرار داده و با ادامه حرکت امام به آن مرتبه نائل شویم. ما خدا را شاکریم که توفیق آن را داد که چهره منور و قدسی امام را بالعیان مشاهده کردیم و وقتی امام را انسان می‌دید دلش هوایی می‌شد و به طرف امام زمان حرکت می داد. الان کشور ما در حال و هوای امام نفس می‌کشد و ما خدا را به این نعمت بزرگ شاکریم و این نعمتی است که هر قدر شکر کنیم حق آن ادا نمی‌شود…»

به نظر می‌رسد روند رو به رشد این‌گونه سخنان از دایره تملق‌گویی عده‌ای از مقامات پیش‌ رفته و تنها نوعی رودروایسی مصلحتی و چند مورد جزیی اختلاف دیدگاه باعث شده تا مسیر امامت رهبری با کندی پیش رود، شاید برای یک فرد غیرمذهبی تعداد 12 یا 1200 امام فرقی نداشته باشد، اما برای جامعه ایران می‌تواند به صدا در‌آمدن زنگ حرکت تراژدی جدیدی را هشدار دهد، نمی‌توان از جامعه‌ای مذهبی که در دوران آقای خمینی زندگی می‌کرد و متوجه اوج انحطاط نشد و از آن سال‌ها به عنوان دوران طلایی یاد کرد انتظار داشت که نوادگانی تربیت کند که با تمامی اطلاعاتش از چگونگی فرآیند پدید آمدن این افراد در هنگام استیصال به پابوس امام جدید نرود، ما در آن سال‌ها تنفس کردیم، لحظه به لحظه را به یاد داریم و در میان‌مان کسانی را می‌پذیریم که به کلی منکر دیده‌های‌مان می‌شوند، آن‌گاه از اخلاف‌مان چه توقعی می‌توان داشت، گرچه خوش‌بختانه ماجرای آقای خامنه‌ای پس از رسوایی‌های مکرر به خصوص پس از انتخابات 88 کاملن می‌تواند متفاوت باشد .

قبل از آقای خمینی اعتقاد غالب آن بود که عصر غیبت امام عصر را عصر تقیه «یا عصر خوف» می‌نامیدند و طبیعتن تشکیل حکومت اسلامی را مجاز نمی‌دانستند اما آقای خمینی در کتاب ولایت فقیه خودشان با ساختارشکنی نوشتند: اگر قرار باشد تا عصر حضور را که حدود دویست و شصت سال بود را عصر اجرای دین  بدانیم، اسلام منسوخ می‌شود، زیرا طبق این مبنا بخش‌هایی از اسلام در عصر غیبت تا زمان ظهور تعطیل می‌شود. بنابراین، اسلام با ادیان منسوخ دیگر چه فرقی دارد؟ معنا ندارد که اسلام را بپذیریم ولی عمل نکنیم. خمینی اصل تقیه را به این صورت قبول نکردند و معتقد بودند در عصری زندگی می‌کنیم که عصر اسلام است، اسلام باید دایر باشد که وابسته به دایر بودن حکومت اسلامی است.

در این‌جا نکته مهمی در دیدگاه آقای خمینی وجود دارد که ایشان ولایت مطلقه فقیه را مطرح کردند. ایشان قبل از انقلاب این نکته را مطرح کردند که در کتاب البیع مطرح شده است. ولایت مطلقه‌ای که ایشان مطرح کردند به دو مسئله جدی و مهم بر‌می‌گردد. یکی این‌که ولایت فقیه را همان ولایت معصومین دانستند در حوزه اجرای احکام اسلامی به این‌که «وقتی فقیه اجرای اسلام می‌کند مثل این است که امام معصوم اجرا می‌کند. آیا امام عصر اگر بخواهد گناه‌کاری را مجازات بکند با فقیه تفاوت دارد. یعنی فقیه باید کم‌تر یا بیش‌تر مجازات را اجرا کند؟ اگر اجرای اسلام را هر‌کدام بخواهند اجرا کنند باید طبق دستورات خدا و شرع انجام شود. نکته دوم این‌که فقیه بر اساس مصالح اختیار دارد در زمان‌هایی تصمیم‌هایی بگیرد مثل این‌که مصلحت دید که حکمی الان اجرا نشود یا در مواردی می‌تواند تصمیمات ویژه‌ای بگیرد. ولی فقیه به عنوان امام مسلمین حق دارد از اختیارات سلطانی که پیامبر اکرم و امام معصوم داشتند استفاده کرده و در مواقعی حساس بر طبق مصالح تصمیماتی بگیرد. اگر فقیه این اختیار را نداشته باشد امت اسلامی دچار حرج می‌شود. معنای ولایت مطلقه فقیه که خمینی عنوان کردند همین است.» با توجه به مباحث اشاره شده ولایت مطلقه فقیه در دیدگاه این آقا دقیقن همان امام معصوم است و معنای امام و خدود اختیارات‌اش هم که کلن بر تمام شیعه‌زادگان مشخص است.

خلاصه کلام آن‌که در کشور ما ایران، اتفاقی در جریان است که ممکن است در صده‌های قبل نیز برای شکل‌گیری پروژه امام‌سازی امتحان پس داده باشد، به هر روی گویی آخرالزمان با این پروسه جدید به تاخیر افتاده و با وجود تالی‌تلوی‌های نو، جمهوری اسلامی به ظهور امام زمان احتیاجی نداشته باشد زیرا 2 پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجند و امام فعلی نیز که در حال اداره همان حکومت وعده داده شده است و از شواهد پیداست که نیازی به کمک امام غایب ندارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,