Saturday, 18 July 2015
18 June 2021
انتصابات با هدایت راس نظام

«شاه کلید جنبش سبز در انتخابات»

2011 July 19

حسن زارع‌زاده اردشیر / فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار

بحث‌های انتخاباتی این روزها توجه بسیاری را به خود جلب کرده است به‌طوری‌که عده‌ای هم‌چنان با علامت سوال روبه‌رو هستند. و این در حالی است که جمهوری اسلامی ثابت کرده است که انتخابات در ساختار آن تنها انتصاباتی با هدایت راس نظام است، پس باید پاسخ را از این زاویه بیابیم که فرد یا گروه داوطلب چه سیاستی را دنبال می‌کند؟ در این‌جاست که تجربه‌های گذشته و نیز بحث اصلاح پذیری نظام جمهوری اسلامی مطرح می‌شود.

رژیم در ۳۱ سال و نیم گذشته همیشه توانسته است با ترفندهایی از جمله انتخابات، جنگ، سازندگی، اصلاحات، اصول‌گرایی، انرژی هسته‌ای، یارانه و موارد دیگر افراد و گروه‌ها را مشغول تزهای خود کند و در نتیجه اندیشه تغییر و ایجاد گفتمان دیگر را به بحثی فرعی تبدیل نماید. به‌این ترتیب حکومت توانسته است افراد و گروه‌های روشن‌فکر را به‌دنبال خود بکشید و از آن‌جایی‌که اهرم‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی را در اختیار دارد، موفق شده است تا با ایجاد جو در جامعه، مردم را حیران و سرگردان به امید تغییری هرچند ناچیز نگاه دارد. در این میان چهره‌هایی بوده‌اند که همواره تلاش داشتند حققیت فضای سیاسی اجتماعی را برای مردم روشن و افشا کنند که بلافاصله توسط رژیم با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده و یا زندانی و در مواردی کشته شده‌اند. در واقع جمهوری اسلامی تلاش می‌کند از سویی با سرکوب نهادها و افراد پیشرو مدافع آزادی و دمکراسی و از طرفی دیگر راه‌اندازی فضای دروغین سیاسی به داغی تنور انتخابات دامن بزند.

در زمان انتخابات همواره خلا‌ حضور نهادهای مدنی آزاد ملموس است. سرکوب و سایه سنگین خفقان اما نتوانسته است بخشی از نیروهای پیش‌رو را از صحنه خارج کند. همان‌طور که انتظار می‌رود فعالان دانش‌جویی پیش‌رو و حتا آن دسته که زمانی مدافع جناح‌هایی از حکومت بودند، به دلیل ویژگی‌های فعالیت‌های دانش‌جویی، بار علمی خود و پیش‌تاز بودن در جامعه، توانستند به‌صورت انبوه پرده از ترفندهای انتخاباتی سران رژیم بردارند و با نشان دادن مخالفت خود در برابر رژیم حضور تشکیلاتی و موثر خود را نهادینه کنند.

دانش‌جویان به‌عنوان گروه بی‌شمار و متمرکز پس از کش و قوس‌های فراوان توانستند رژیم را به چالش کشیده و با شرکت موثر خود، انتخابات سال ۷۶ را به‌سود اصلاح‌طلبان رقم بزنند تا فضای سیاسی را دگرگون سازند

دانش‌جویان به‌عنوان گروه بی‌شمار و متمرکز پس از کش و قوس‌های فراوان توانستند رژیم را به چالش کشیده و با شرکت موثر خود، انتخابات سال ۷۶ را به‌سود اصلاح‌طلبان رقم بزنند تا فضای سیاسی را دگرگون سازند. باز این دانش‌جویان و فعالان دانش‌جویی بودند که در طول دو سال از زمان دوم خرداد به افشای سیاست‌های رژیم پرداختند و اعلام کردند که اصلاحات سرابی بیش نیست. تاسیس جبهه متحد دانش‌جویی و در ادامه ایجاد جبهه دموکراتیک ایران به دبیر کلی مهندس حشمت‌اله طبرزدی در همین راستا بود تا نیروهای مستقل ششکل بگیرند و فارغ از جناح‌بندی‌های حکومتی به افشای رژیم بپردازند. هم‌چنین دانش‌جویان دفتر تحکیم وحدت نیز به مرور به صف ساختارشکنان پیوستند و روی‌کرد دری از قدرت را اتخاذ کردند. روشن بود که حکومت حتا با چهره اصلاح‌طلبی نمی‌توانست عبور از خط قرمز نظام را تحمل نموده و بدین ترتیب واقعه بزرگ ۱۸ تیر و دستگیری اعضای جبهه متحد دانش‌جویی و طرف‌دارانش آغاز گردید و هم‌چنان بهروز جاوید‌تهرانی و حشمت‌اله طبرزدی و تعداد دیگری از فعالین هم‌چنان در زندان به‌سر می‌برند. از دگر سو دانش‌جویان تحکیمی نیز امروز در زندان‌های رژیم هستند و نشان داده‌اند که جنبش دانش‌جویی ایران امروز یک‌صدا در برابر جناح‌های حاکم و نیز سابق حکومتی قرار دارد.‌

دانش‌جویان به روشنی دلایل ساختارشکن بودن خود و عدم اصلاح‌پذیری رژیم را با نوشته‌ها و مبارزاتشان ابراز کرده‌اند. اگر دانش‌جویان نسل جدید که با شرکت در انتخابات سال ۸۸ برای بار آخر رژیم را محک زدند و به دنبال تغییر فضا از طریق انتخابات رفتند، اما سرمایه‌گذاری آن‌ها بر روی چهره‌های اصلاح‌طلب برای رسمیت بخشیدن به رژیم نبود بلکه می‌کوشیدند تا در اقدامی تاکتیکی برای تغییر فضا و تقویت فعالیت‌های خود قدم بردارند. تفاوت اندیشه و پیش‌رو بودن دانش‌جویان که در سال ۷۸ ساختار نظام را زیر سوال بردند با سران اصلاح‌طلب داخل و خارج کشور که هم‌چنان نور کور سویی را برای رسیدن به قدرت و حفظ نظام دنبال می‌کنند، نشان از راه درستی دارد که جنبش دانش‌جویی در پیش گرفته است.

حال باور کردنی نیست که گروهی از سران اصلاح‌طلب که از فضای سرکوب مردم پس از انتخابات و نیز سرکوب وحشیانه دانش‌جویان آگاهی دارند و به خوبی درک کرده‌اند که رژیم به راحتی انتخابات را به انتصابات تبدیل کرده و حتا به خودی نیز رحم نمی‌کند هم‌چنان خواستار شرایطی از حکومت سرکوب‌گر برای شرکت در انتخابات هستند. زمانی‌که با گذشت بیش از ۳۱ سال هنوز کسانی هستند که با وجود سرکوب وحشیانه مردم و فعالان مدنی و اجتماعی و کشتار مبارزان به‌دلیل مخالفت در نتایج آرای انتخابات جعلی سال ۸۸، شرکت در انتخابات را توصیه می‌کنند، تنها چیزی که به ذهن متبادر می‌شود منافع آن افراد است که می‌خواهند وارد صحنه انتصابات ریاست جمهوری و مجلس شوند و سهمی از ولایت فقیه دریافت کنند.

زمانی‌که رفسنجانی می‌گوید بدیلی برای ولایت فقیه و خامنه‌ای نمی‌شناسم و اسلام نیازی به تحمیل ندارد و فضای بسته مانع اسلام حقیقی است، اگر نتوانیم رضایت اکثریت مردم را با خود حفظ کنیم تاریخ نشان داده که موفق نخواهیم بود و آینده روشنی به‌هم‌راه نخواهیم داشت. زمانی که خاتمی از شرکت در انتخابات و عفو رهبری صحبت می‌کند و با فشار افکار عمومی اعلام می‌کند که اگر انتخابات آزاد نباشد در آن شرکت نمی‌کند. زمانی که کواکبیان و منتجب‌نیا از سران اصلاح‌طلب با محکوم کردن یاران سابق خود و جنبش سبز ناجوان‌مردانه به انتخابات بعدی فکر می‌کنند، باید که فرمانده سپاه پاسداران از محمد خاتمی و سایرین که خط خود را از برخی رفقایشان جدا کرده و آن‌ها را محکوم می‌کنند، به شرکت در انتخابات دعوت کند! زمانی‌که محمد‌رضا خاتمی که به‌دلیل خط مشی خود مانند سایر یاران، طعم تلخ زندان را نچشیده است دوباره به‌صدا آمده و از شرایط انتخابات سخن می‌گوید، دیگر از مهاجرانی، کدیور، امیر‌ارجمند و سایر سخن گویان رفسنجانی (‌و نه حتا سخن‌گویان آقایان موسوی و کروبی) انتظار می‌رود تا با سایت‌ها و رسانه‌های بی‌شمار خود در خارج بر طبل انتخابات بکوبند. بی‌جهت نیست که احمدی‌نژاد با پوشش ایرانی‌گری و ضد روحانیتی خود قصد حکومت داشته و می‌گوید دولت‌های منطقه با ایجاد اصلاحات می‌توانند کشورشان را اداره کنند. اگر آقای واحدی از این‌همه سیاست‌بازی آشفته می‌شود و خود را اصلاح‌طلب نمی‌داند و انتظار نمی‌رود که خط اصلاح‌طلبی را کاملن زیر سوال ببرد، از آقای تاجزاده که سختی زندان را در کمال نا‌باوری از دوستان سابق خود چشیده و هم‌چنان زیر تیغ آن‌ها قرار دارد باید انتظار داشت که دیگر از شرکت در انتخابات با همه شرایطی که بعدا زیرپا گذشته می‌شود، بحثی به میان نکشد‌! چگونه می‌توان از شرایط انتخابات سخن گفت و به رهبری که رییس جمهوری منتخب خود را با آن تقلب میلیونی به رفسنجانی یار ۴۰ ساله خود ترجیح داد و در حال حاضر وی را مفتضح کرده، اعتماد کرد، گرچه این ترجیح منافع از مرگ خمینی به‌این طرف سیاست همه سران جمهوری اسلامی بوده است! چگونه می‌توان به فرماندهان سپاهی که اکنون بخش وسیعی از قدرت را در دست دارند و اکنون همه سران رژیم از رییس قوه قضاییه و نمایندگان مجلس و روحانیون از آن‌ها حمایت می‌کنند، اعتقاد داشت که به شرایط قبل از انتخابات عمل کنند!؟ بی‌خود نیست که فرزند مطهری از مجلس به‌عنوان دفتر رهبری نام برده و عماد افروغ می‌گوید که هر روز تصورمان از انقلاب و ولایت فقیه تنگ‌تر می‌شود و بتدریج داریم ولایت فقیه را شاه می‌کنیم!

اگر کشتار سال‌های اولیه پس از پیروزی روحانیون و تاسیس جمهوری اسلامی درسی نگرفته باشیم، اگر کشتار سال‌های ۶۰ تا ۶۷ ماهیت رژیم را برای جهانیان روشن نکرده، اگر قتل‌های زنجیره‌ای یک‌دست بودن اقشار حکومتی را معلوم نکرده، اگر سرکوب دانش‌جویان و کارگران و زنان و سایر اقشار هنوز نشان نداده که همه دولت‌های جمهوری اسلامی هم‌چنان در حفظ نظام کوشا هستند، دیگر باید کشتار و اسارت بهترین مبارزان کشور در دو و نیم سال گذشته، که همه جهان را از دیکتاتوری رژیم آگاه کرده، سرمشق قرار داده و امیدی به اصلاح رژیم نداشته باشیم. این حکومت همچون رژیم‌های دیکتاتوری منطقه راهی جز سقوط ندارد و صحبت از شرکت در انتخابات با همه شرایط شیرین با حفظ نظام کاری عبث و بیهوده است.

پیام روشن است. مهندس طبرزدی با تمام ناراحتی‌هایی که تحمل می ‌کند در پیامی روز گذشته اعلام کرده است که «مادامی که آزادی بیان و مطبوعات از سوی حاکمان نقض می‌گردد شرکت در انتخابات مشمول تحریم می‌شود

پیام روشن است. مهندس طبرزدی با تمام ناراحتی‌هایی که تحمل می ‌کند در پیامی روز گذشته اعلام کرده است که «مادامی که آزادی بیان و مطبوعات از سوی حاکمان نقض می‌گردد شرکت در انتخابات مشمول تحریم می‌شود.»

از دگر سو باید گفت که امروز تلاش‌های بین‌المللی از اهمیت فراوانی برخوردار است و تاثیرات آن در درون جامعه و روی حکومت کاملن ملموس است. به همین دلیل فشار غرب برای بلوکه کردن حساب‌های بانکی سران نظام و ممنوعیت خروج آن‌ها از کشور به هم‌راه عمده کردن نقض حقوق بشر از اهمیت خاصی برخوردار است. ‌در صورتی که این تلاش‌ها تقویت شود و در عین حال اصلاح‌طلبان به جای پرداختن به انتصابات به خواسته‌های جنبش دانش‌جویی توجه کنند توانسته‌اند به وعده خود به مردم یعنی توسعه سیاسی عمل کنند. اگر اصلاح‌طلبان هم‌چنان به عنوان ابزار به جوانان و دانش‌جویان بنگرند و امکان سرکوب آن‌ها را توسط اقتدارگرایان فراهم سازند درواقع نه تنها به قدرتی دست نخواهند یافت بلکه شاه کلید خود که همانا قدرت دانش‌جویان و جوانان است از دست خواهند داد. توجه به این ویژگی‌ها هم‌راه با سازماندهی دانش‌جویان، کارگران، زنان، معلمان، اقوام و سایر اقشار افق روشن سقوط دیکتاتوری مذهبی و برقراری حکومتی سکولار بر پایه اصول حقوق بشر و دموکراسی را ترسیم می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,