Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
بررسی کارنامه دبیرکل مقتول حزب دمکرات کردستان ایران،

«قاسملو: آزادی‌خواه یا جنایت‌کار»

2011 July 19

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

حسین بزرگ‌منش

هدف از این مقاله بررسی کارنامه عبدالرحمان قاسملو دبیرکل مقتول حزب دمکرات کردستان ایران می‏باشد، در این مقاله سعی شده است نگاهی بی‌طرفانه و علمی به عمل‌کرد، برنامه‏ها و اهداف قاسملو بیندازد فارق از نگاه حکومت و احزاب سیاسی اپوزیسیون. بررسی مواضع قاسملو با توجه به تلاش حزب دمکرات کردستان ایران و بخشی از روشن‌فکران کرد به منظور ساختن چهره‏ای صلح‌طلب و افسانه‌ای از او کاری دشوار می‏باشد ولی برای آشنایی نسل جوان در ایران و کردستان بسیار ضروری می‏باشد. با توجه به گستردگی بحث و جلوگیری از طولانی شدن نوشتار، سعی شده است به مهمترین خواسته‌ها و عمل‌کرد قاسملو در فردای پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شود و به زندگی قاسملو قبل از انقلاب در این نوشته پرداخته نمی‏شود.

1- مذاکرات قاسملو با حکومت مرکزی

تاکید قاسملو به عنوان رهبر مهم‌ترین حزب سیاسی در کردستان بر خودمختاری کردستان را می‏‌توان مهم‌ترین و حساس‌ترین خواسته دبیرکل حزب دمکرات کردستان دانست، این طرح با مخالفت دولت ایران روبه‌رو شد گرچه دولت مرکزی طرحی مبتنی بر خودگردانی کردستان ارایه داد ولی عبدالرحمان قاسملو با طرح فوق مخالفت کرد و بر خودمختاری کردستان ایران اصرار کرد، خودمختاری که شامل داشتن پرچم کردستان، سرود ملی کردستان، اختیارات بسیار وسیع، داشتن ارتش اختصاصی (پیش‌مرگان)، کنترل مرزها و خواسته های دیگری بود که عملن به معنای نقض استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران محسوب می‌شد. به اعتقاد اکثر تحلیل‌گران آشنا به مسایل کردستان وی خومختاری را مقدمه جدایی از ایران و تشکیل کشور کردستان می‏دانست و  قصد داشت پس از کسب خودمختاری در صورت فراهم بودن شرایط داخلی و بین‌المللی اعلام استقلال کند، بسیار طبیعی بود که مسوولان وقت ایران با چنین خواسته‌های نامتعارفی مخالف کنند. نکته بعدی که مورد اختلاف طرفین بود تعیین محدوده مناطق کردنشین ایران بود، قاسملو استان‌های کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام را جزو کردستان حساب می‏کرد که این خواسته قاسملو با مخالفت دولت‌مردان ایرانی روبه‌رو شد، علت این مخالفت را باید در خواسته نامتعارف و غیرمعمول قاسملو دانست، قاسملو خواهان الحاق کل استان آذربایجان غربی به کردستان خودمختار بود این درحالی می‏باشد که فقط در جنوب استان که شامل شهرهای مهاباد، پیرانشهر، اشنویه، سردشت، بوکان که معروف به منطقه مکریان می‏باشد اکثریت جمعیت کرد می‏باشند و در مرکز و شمال استان اکثریت بالای جمعیت آذری و شیعه مذهب می‏باشند در واقع قاسملو می‌خواست بر مناطق با اکثریت جمعیت ترک‌زبان شامل ارومیه، خوی، سلماس، ماکو، میاندوآب و… حکومت کند چون این مناطق در نقشه کردستان بزرگ که نقشه‌ای از لحاظ علمی، جعلی و از لحاظ حقوقی فاقد کوچک‌ترین ارزشی می‏باشد، به عنوان محدوده جغرافیایی کردستان ترسیم شده است.

تاکید قاسملو به عنوان رهبر مهم‌ترین حزب سیاسی در کردستان بر خودمختاری کردستان را می‏‌توان مهم‌ترین و حساس‌ترین خواسته دبیرکل حزب دمکرات کردستان دانست

اگر شما در مجامع بین‌المللی چنین خواسته‌ای را مطرح کنید شما را دست‌بسته روانه تیمارستان روانی می‏کنند، قاسملو چنین تقاضایی را در مورد استان‌های کرمانشاه و ایلام نیز داشت در مورد استان کرمانشاه باید گفت حزب دمکرات در مناطق سنی‌نشین استان که شامل پاوه، روانسر، جوانرود می‏باشد دارای هوادار بوده و می‏باشد، این مناطق در تقسیمات کشوری از استان کردستان به کرمانشاه در قبل از انقلاب الحاق شده بود ولی در سایر نقاط استان که شامل کردهای شیعه مذهب، اهل حق، فارس‌ها و لرها می‏باشد این حزب فاقد هرگونه نفوذ و پایگاه مردمی می‏باشد، برای این‌که عدم نفوذ احزاب ناسیونالیستی کردستان بر کردهای شیعه مذهب را اثبات بکنیم کافیست به نتایج انتخابات پارلمانی عراق در سال 2010 نگاهی بیندازیم احزاب کرد در استان دیاله که دارای جمعیت اعراب شیعه، سنی و کردهای فیلی(شیعه مذهب) می‌باشد توانست از بین 13 کرسی فقط یک کرسی کسب کند و در بغداد که دارای یک جمعیت مهم کردهای شیعه مذهب می‏باشد نتوانست حتا یک کرسی کسب کند، کردهای شیعه آرای خود را به نفع گروه‌ها و احزاب غیر‌کرد ریختند در مورد کردهای شیعه مذهب ایران وضعیت احزاب ناسیونالیستی کرد به مراتب بدتر می‏باشد، ایران مثل عراق، سودان، سوریه و سایر کشورها براساس خواسته قدرت‌های جهانی به‌وجود نیامده است بلکه کشوری تاریخی می‏باشد، حتا مناطقی مثل کرمانشاه یکی از مراکز مهم ملی‌گرایی ایرانی محسوب می‏شود، همان‌طور که مهاباد یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی و ناسیونالیستی کردی محسوب می‏شود کرمانشاه هم یکی از مهم‌ترین مراکز ناسیونالیست ایرانی می‏باشد. باورهای سیاسی، گویش و مذهب کردهای شیعه ایران با کردهای سنی بسیار متفاوت می‏باشد، شاید فهم این نکات برای مردم عادی کردستان سخت باشد یا خیلی از آن‌ها از این مسایل آگاه نباشند اما از شخصی که دبیرکل مهمترین حزب کردی محسوب می‏شود فقط می‌توان چنین خواسته‌هایی را رویاهای فاشیستی به حساب آورد مشخص نیست رهبر صلح‌طلب کردستان بر اساس کدام مجوزی خود را صاحب استان‌های کرمانشاه و ایلام می‌داند. پس می‌توان نتیجه‌گیری کرد که خواسته‏های قاسملو بسیار غیرمعمول و نابه‌جا بوده است و هیچ‌دولتی در جهان حتا دمکراترین دولت‌های جهان نیز تن به چنین خواسته‏های نامعقولی نمی‏دهند.

2- آغاز جنگ کردستان

اقدامات قاسملو به منظور کسب خودمختاری و کردستان بزرگ فقط محدود به گفت‌وگوهای سیاسی نشد بلکه قاسملو دست به تحرکات گسترده نظامی زد، دبیرکل حزب دمکرات کردستان تصور می‏کرد با توجه به ضعف حکومت نوپای ایران و داشتن تعداد زیادی هوادار در کردستان به راحتی می‏تواند حکومت مرکزی را شکست دهد این تفکر سرانجام منجر به حملات گسترده به پادگان‌های نظامی شد منجمله پادگان سنندج و پادگان مهاباد گرچه نیروهای مستقر در پادگان سنندج مقاومت کردند و مانع از سقوط پادگان شدند اما در مورد پادگان مهاباد موفق شدند پادگان را غارت کنند و تعداد زیادی از تانک‌ها و زره‌پوش‌ها و تسلیحات موجود در پادگان را غارت کردند در جریان حملات نیروهای دموکرات تعدادی از سربازان کشته و فرمانده پادگان نیز به علت اصابت گلوله مجروح شد. از دیگر اقدامات قاسملو می‌توان به برگزاری میتینگ مسلحانه در شهر نقده اشاره کرد، شهری که بالغ بر 70 درصد از جمعیت آن‌را ترک‌ها تشکیل می‏دهند، اقدام به برگزاری میتینگ مسلحانه در منطقه ترک‌نشین شهر منجر به درگیری‌های گسترده و خونینی بین ترکها و کردها شد که بالغ بر چهارصد کشته و مجروح برجای گذاشت، رفتار خشن پیش‌مرگان حزب دمکرات کردستان در نقده منجمله در قتل عام اعضای یک خانواده محترم آذری باعث بروز خشم شدید اهالی ترک‌زبان شهر و فرار کردهای ساکن نقده از ترس انتقام ترک‌ها شد، هم‌چنین حمله پیش‌مرگان حزب دمکرات کردستان به گروهی از شبه نظامیان محلی هوادار حکومت مرکزی (جوان‌مردان) و کشته شدن تعدادی از آن‌ها باعث شد گروهی از بستگان و هم‌کاران افراد کشته شده به دوروستای کردنشین در حومه نقده حمله کنند و تعدادی از ساکنان روستاهای قارنا و قلاتان را به قصد انتقام گرفتن کشته شدن عزیزانشان به قتل برسانند.

از دیگر اقدامات قاسملو حضور گسترده پیش‌مرگان حزب دمکرات در اطراف شهر ارومیه به خصوص در مناطق کردنشین غرب و جبوب ارومیه که شامل بخش سیلوانه و صومای برادوست و دره قاسملو (شهدا) ارومیه می‏‌شد

از دیگر اقدامات قاسملو حضور گسترده پیش‌مرگان حزب دمکرات در اطراف شهر ارومیه به خصوص در مناطق کردنشین غرب و جبوب ارومیه که شامل بخش سیلوانه و صومای برادوست و دره قاسملو (شهدا) ارومیه می‌شد آن‌ها حتا به شهر ارومیه حمله کردند ولی با واکنش فوری نیروهای مردمی روبه‌رو شدند و با دادن تلفات سنگین مجبور به عقب‌نشینی شدند. از دیگر اقدامات قاسملو حمله مسلحانه به هواداران کومله در روستاهای مهاباد و آغاز جنگ سراسری با کومله که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از چریک‌های کرد شد. یورش مسلحانه به دفتر سازمان پیکار در بوکان و کشته شدن سه نفر از اعضای گروه پیکار، اعلام جنگ مسلحانه بر علیه منشعبین کنگره هشتم حزب دمکرات، دریافت کمک‏های مالی، لجستیکی و تسلیحاتی از صدام حسین، دستور اعدام اعضا‌ی حزب در بخش سیاسی و نظامی که به انگیزه های گوناگون از حزب فاصله گرفته و خواهان ماندگار شدن در عراق نبودند و به ایران بازگشتند و امان نامه دریافت نموده بودند.

در این مورد ده‌ها نفر یا مستقیمن در خیابان‌ها و یا در منازلشان اعدام شدند و با افتخار از رادیو صدای کردستان متعلق به دکتر قاسملو اخبار این جنایت‌های ضد‌انسانی پخش می‌شد. این‌ها گوشه کوچکی از کارنامه عبدلرحمان قاسملو می‏باشد و بیان‌کننده این نکته مهم می‏باشد که قاسملو بر خلاف تبلیغات گسترده هوادارنش و حزب دمکرات کردستان نه تنها شخصیت صلح‌طلب و دمکراتی نبوده است بلکه می‌توان وی را یک فاشیست همانند صدام، موسولینی و هیتلر به حساب آورد منتها فاشیستی در ابعاد کوچک‌تر، قاسملو رویاهایی در سر داشت که جز کشتار، ویرانی، آشوب هیچ نتیجه‌ایی در برنداشت، سرانجام پس از کشتار پاسداران و شبه نظامیان کرد حامی حکومت در پاوه روح‌اله خمینی رهبر وقت ایران دستور حمله نظامی به کردستان را صادر کرد، جنگی گسترده که ابتدا در شهرها سپس در مناطق روستایی ادامه یافت گرچه با ترور قاسملو در سال 1988، زندگی او به پایان رسید ولی درگیری‌های خونین تا سال 1372 و محاصره اردوگاه حزب دمکرات به درازا کشید و هزاران کرد و غیر‌کرد قربانی افکار بلندپروازانه قاسملو و رویای تشکیل کردستان بزرگ شدند.

فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۳ Comments

  1. 1

    خانا(پیرانشهر)، به ی کندی (بوکان)، ساووجبولاق (مهاباد) هیچ وقت در طول تاریخ جزء جغرافیای کردستان نبوده اند. به مرزهای آزربایجان و اسناد بی شمار موجود از سالهای ۱۹۰۵-۱۰۹۶ بنگرید. سیاست تغییر بافت جمعیتی غرب آزربایجان طی ۸۰ ساله گذشته همیشه ادامه داشته و دارد و از این بازی غیراخلاقی به عنوان کارتی بر علیه مردم ترک و آزربایجان بهره برده میشود. گروههای رادیکال و تروریستی کردی مثل پ.ک.ک، پژاک نیز از این فرصت نهایت استفاده را برده و روزی نیست که آزربایجان غربی ، اورمیه، ماکو، خوی، سولدوز(نقده) و… را جزء کردستان معرفی و تبلیغ نکنند و از اکنون بذر کینه و دشمنی را با مردم ترک نکارند. به نظر اینان هر کجا کرد باشد (مهم نیست واشنگتن یا سیبری)جزء کردستان محسوب میشود. چند وقت پیش با یکی از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران در فیسبوک بحثی داشتم. خود شخص سالهاست در اتریش زندگی می کرد ولی نوع تفکر به حدی ارتجاعی و قرون وسطی بود که انسان نمی دانست در جواب چه بگوید. از او سوال کردم که چرا گروهها و تشکیلات کرد روزی نیست که نقشه، کتاب، جزوه و … را در مورد کرد نشان دادن آزربایجان غربی و دیگر مناطق ترک نشین انجام داده و با یدک کشیدن لفط دمکرات به عینه راسیسم در حد افراطی را ترویج می کنند. مگر اورمیه، خوی، بیجار، قروه و هزاران شهر ترک نشین با استناد به کدام منبع تاریخی جزء کردستان بوده است؟ آیا گروهها و تشکیلات کرد همان بلائی را که بر سر کرکوک، و اربیل ترکمان نشین آوردند می خواهند بر سر اورمیه و شهرهای ترک نشین بیاورند؟ در جواب ایشان فرمودند که اورمیه و شهرهای نامبرده شده کردستان نیستند ولی طی ۵۰-۱۰۰ سال آینده که کردستان خواهند شد… واقعا ماندم چه جوابی بدهم.
    اگر روزی بافت جمعیتی شیکاگو به نفع کردها تغییر کند احتمال اینکه شیکاکو جزء کردستان شود بسیار محتمل میباشد.
    متاسفانه گروههای راسیست فارس و پان ایرانیست نیز بر این معرکه آتش می ریزند، به طوریکه از همه حجم رسانه ای بهره برده و پ.ک.ک، پژاک را نه یک گروه تروریست و رادیکال بلکه گروههای ضلح طلب تبلیغ می کنند. دود این رفتار غیر انسانی و بازی کثیف چشم همه ملل ساکن ایران را در روز مبادا خواهد سوزاند.
    استفاده از مفهوم آذری برای نامیدن ملت ترک دارای بار راسیسمی هست و تکرار راه ۸۰ ساله گذشته که سرانجامی به جز خاطره شدن این منطقه جغرافیایی به ارمغان نخواهد آورد.
    قاسملو اگر چه برای ناسیونالیستهای کرد نقش پیشوا و خدا را بازی کند، برای مردم ترک یادآوری تجاوگری ها و خون ریزیهایی هست که بی شک تاریخ آنها را فراموش نخواهد کرد. این رسم روزگار هست که قهرمان ائتینیکی نقش ضد قهرمان و یاغی دیگر ائتنیکی را داشته باشد.


  2. abadani
    2

    قاسملو اگر چه برای ناسیونالیستهای کرد نقش پیشوا و خدا را بازی کند، برای مردم ترک یادآوری تجاوگری ها و خون ریزیهایی هست که بی شک تاریخ آنها را فراموش نخواهد کرد. این رسم روزگار هست که قهرمان ائتینیکی نقش ضد قهرمان و یاغی دیگر ائتنیکی را داشته باشد.


  3. sipan
    3

    پشت سر کلمات این مقاله تهدید و نفرت نسبت به کردها است.
    چرا مجامع بینلمللی دست بنینانگذاران ترکیه جعلی را نبستند و روانه تیمارستان نکردند. ؟چرا مجامع بینلمللی دست جرج w بوش را نبستند و روانه تیمارستان نکردن؟ او که قوانین بینلمللی را زیر پا گذاشت.ووووووووووو و