Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و پنجاه‌‌و‌ششم

«گفته‌اند زنان ناقص‌العقلند»

2011 July 20

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

نوشتن در مورد زن، زنانگی و هر‌چه مرتبط با این موجود است وقتی که زن باشی سخت است، شاید به همین علت است که این نوشتار را در قسمت‌های پایانی برنامه‌های «سایه‌های هراسان در شبستان عتیق» قرار دادم و سعی خواهم کرد به سرنوشت زنان در دوران حاکمیت نظام قوام یافته بر مبنای ساختار تفکرات روحانیت شیعه بپردازم، گرچه ارزیابی روند شکل‌گیری زن امروز ایرانی فاکتورهای فراوانی دارد و بضاعت این نوشتار اندک است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از آن‌جا که نگاه کلی دین اسلام به زن بسیار آشکار است و منابع مورد استناد اکثر مسلمین جهان نص قرآن و احادیث معتبر از محمد پیامبر است «و فمینیسم اسلامی هم توجیحی منطقی برای شرایط کنونی زنان در کشورهایی که این دین در آن‌جا بر فرهنگ یا دولت یا فرهنگ-دولت‌اش حاکم است نمی‌تواند ارایه کند» و با دست‌رسی به انواع نقدهای مطرح شده به این نگرش نیاز به توضیح اضافه‌ای وجود ندارد، تنها با ذکر دو حدیث و یک آیه به آن خواهیم پرداخت:

بر اساس حدیثی از صحیح بخاری، وقتی پیامبر اسلام شنید که پوراندخت دختر خسرو پادشاه ایران شده ‌است گفت قومی که ولایت امر را به زنی بسپارند، هرگز رستگار نخواهند شد.

مردان مسلط بر زنان و سرپرست ایشان‌اند چرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌است؛ پس مردان از اموال خویش به زنان نفقه دهند و زنان شایسته و مطیع و حافظان خانه در غیاب شوهر باشند و آن‌چه خداوند به نگه‌داری آن دستور داده، نگه‌دارند« نسا-34»

هنگامی که زن‌ها برای طمع دنیا در داد و ستد همسران‌شان شرکت کنند، مردها خود را به صورت زن‌ها و زن‌ها خود را به صورت مردها در می‌آورند

روزی پیامبر در جمع صحابی خود گفتند‌: «چگونه می‌شود حال شما هنگامی که زن‌های شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند و شما نیز به جای امر به معروف امر به منکر و نهی از معروف نمایید، معروف را منکر بپندارید و منکر را معروف.»

اصحاب با تعجب سوال کردند: «آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟» پیامبر گفتند: «بلی، بدتر از این هم خواهد شد.»

و بعد پیامبر به بیان تفصیلی‌تر وضعیت دوران آخرالزمان پرداختند و گفتند: «هنگامی که زن‌ها برای طمع دنیا در داد و ستد همسران‌شان شرکت کنند، مردها خود را به صورت زن‌ها و زن‌ها خود را به صورت مردها در می‌آورند.» (کتاب زن منتظر و منتظرپروری)

اگر از نگاه کلی دین اسلام به مقوله زن بگذریم و تنها بخواهیم آن را از دید مذهب شیعه مورد بررسی قرار دهیم باید ابتدا تعریف مشخصی از آموزه‌ها این شاخه دینی در مورد زن ارایه دهیم، سپس به ارزیابی این نکته بپردازیم که آیا نظام روحانیت شیعه به این اصول وفادار بوده است یا خیر.

ما می‌دانیم که اصول فلسفه شیعه بر اساس رفتار و اقوال امامان پی‌ریزی شده است و حکومت کنونی نیز مدعی‌ست در این دایره تعریف شده است، به روایاتی از امامان شیعه توجه کنید:

امام علی‌: هر مردى که تدبیر امورش به‌دست زنش باشد ملعون است.(مکارم الاخلاق، 231 )

هم‌چنین این روایت از علی‌: برکت در مخالفت با آن‌هاست.

از امام باقر‌: در خلوت با ایشان مشورت مکنید، و درباره خویشان گفته آن‌ها را فرمان مبرید.(مکارم الاخلاق، 232)

امام علی: زنان ناقص‌العقل و لاایمانند. (نهج‌البلاغه)

البته مشابه این احادیث در نهج‌البلاغه به خصوص خطبه 80 بسیار زیاد است و می‌توان گفت این کتاب یکی از موارد نادری‌ست که بیش‌ترین وقت را برای توجیحات و تفاسیر گوناگون از فمنیسم‌های اسلامی گرفته و اشخاص روحانی زیادی نیز بر حاشیه آن مطلب افزوده‌اند. تعدادی از این افراد سعی در تعریف این خطبه زن‌ستیز در ظرف زمانی و مکانی خاصی داشته‌اند و افراد دیگری تمامی آن را انکار کرده و تحریف شده می‌دانند.

به هر روی آن‌چه از مشاهده این تلاش‌ها حاصل می‌شود، رشد بلوغ جمعیت زنانی است که منتظر شنیدن استدلالاتی از این حاکمان برای آن سخنان زشت دارند و به تازگی لیاقت دریافت جواب را یافته‌اند. همان‌گونه که گفته شد بدون هیج زحمتی می‌توان حتا از روایات و احادیثی که در ظاهر بار مثبتی را حاملند دریافت که زنان در به‌ترین حالت گوهری در صدفند که باید محافظت شده در خدمت روحیات مردانه باشند و ارشدترین وظیفه‌شان خانه‌داری و شوهرداری‌ است.

این حکم کلی شیعه است، اما جمهوری اسلامی‌. برای رسیدن به شناخت صحیح از نگرش این حکومت به گوشه‌ای از سخنان «حجت‌الاسلام محمدرضا زیبایی‌نژاد» موسس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان در قم توجه کنید:

«از مجموع آموزه‌های دینی به‌دست می‌آید که حضور زن در خانواده باعث ایجاد آرامش روانی می‌شود. مثلن پسر در مدرسه است و بعدازظهر به خانه می‌آید و ارتباط عاطفی با مادر می‌خواهد که این  ارتباط با پدر متفاوت است. الویت اول برای زن ایجاد آرامش روانی در خانواده است و حضور زن در عرصه اجتماعی در رتبه آخر قرار دارد. اگر بخواهیم تقسیم‌بندی ارزشی برای زن بکنیم، اول همسری، دوم مادری، سوم خانه‌داری و چهارم فعالیت اجتماعی. در نقطه مقابل برای ارزش‌گذاری مرد، اول فعالیت اجتماعی و بعد خانواده.»

«علامه طباطبایی» نیز در کتاب «المیزان» از مجموعه ادله این‌طور استنباط کرده‌اند که زن غیر از کسب معارف الیهه و ارتباطات خانوادگی وظیفه واجب اجتماعی به عهده‌اش نیست. یعنی اگر جامعه بدون مهندس و پزشک ماند گناه‌اش گردن مردان است و به‌عهده زنان نیست.

بحث دیگر این است که عرصه مدیریت‌های کلان ممکن است با برخی از ویژگی‌های زنان هم‌خوانی نداشته باشد یعنی اگر گفتیم زن عنصر احساسی و عاطفی است، مداخله کردن عنصر احساسات و عواطف در برنامه‌ریزی مدیریت‌های کلان ممکن است مخاطره‌آمیز باشد.

ویژگی‌های فردی در مدیریت خیلی تاثیر دارد و در مدیریت‌های کلان که بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها حالت مدیریت بحران  پیدا می‌کند باید کسانی باشند که شکل وجودی مدیریتی آن‌ها با مدیریت بحران هماهنگ باشد و اگر در این‌جا احساسات و عواطف بخواهد تاثیر داشته باشد ممکن است اختلال ایجاد کند.

نکته بعدی این است که عرصه مدیریت‌های کلان، عرصه رقابت‌های خشن است. حتا در مناصب غیررقابتی، الان مدیریت مجلس یا مدیریت قوه قضاییه عرصه انتسابی است و رقابتی ندارند اما شما ببینید روسای این دو قوه چقدر در معرض نقد و گاهی تخریب قرار دارند. حالا اگر زن در این عرصه‌ها که فشار عصبی وجود دارد نتواند تحمل کند، هم به خودش و هم به کار لطمه وارد می‌شود. خلاصه باید تمهیدی را در مناصب کلان در نظر بگیریم که هم به زن و هم خانواده و به کار لطمه نخورد.

نکته دیگر این‌که اگر عنصر احساسات وارد عرصه کلان اجتماعی بشود گاهی اوقات روش‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است منطق احساسی ایجاد کند  به این معنا که این‌طور برداشت می شود که باید جو احساسی درست کنیم تا کار پیش رود. مثال عینی آن را ذکر می‌کنم، آقای پزشکیان «وزیر بهداشت دولت اصلاحات» به این نتیجه رسیده بود و می‌گفت که ما در تحصیلات رشته پزشکی هزینه زیادی انجام می‌دهیم اما اگر بخواهیم زنی در روستا در رشته پزشکی خدمت بکند با مخالفت زن مواجه می‌شویم، به دلیل این‌که چون زن است و نمی‌تواند از خانواده‌اش دور بماند و یا به هر دلیل دیگری. ایشان می‌گفت الان در علوم پزشکی زن‌ها 70 درصد وارد مشاغل پزشکی شدند.  پیش از آن زمانی که دختران 20 یا 30 درصد بیش‌تر نبودند دولت سهمیه 50 – 50 را ارایه کرد و  اجرا شد. حالا که معادله عکس شده و حدود 70 درصد دختر و 30 درصد پسر داریم، بیاییم برای تامین نیازهای کشورمان دوباره به معادله 50-50 برگردیم. بعد از این صحبت، دولت قبول کرد اما وقتی این خبر به فراکسیون زنان مجلس وقت رسید، تبدیل شد به یک فضای احساسی و بحث را زنانه و مردانه کردند. چیزی که شاید مصلحت اجتماعی در آن بود اما با ادبیات احساسی رد شد…

ردپایی از آرزوی دولت اسلامی را می‌توان در سخنان مسوول امور تحقیقاتی زنان دید، آرزویی از مدینه 1400 سال پیش، امری که اکنون وقوع‌اش ناممکن می‌نماید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,