Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
گزارش ادبی

«نیلوفر، رمان یک نویسنده‌ی اسراییلی درباره ایران»

2011 July 20

مصطفی خلجی / رادیو کوچه

mostafa.k@koochehmail.com

«اسراییلی‌ها و ایرانی‌ها انگار از یک تبار و نژاد هستند و یک ملت را تشکیل می‌دهند، با این تفاوت که در ایران زنان بسیار زیباترند.» این جملات از «ران لشم»  (Ron Leshem) یکی از نویسندگان جوان اسراییلی است که به تازگی رمان «نیلوفر» را درباره ایران امروز منتشر کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

راوی داستان «نیلوفر» که با زبانی پراحساس و گاهی شاعرانه نوشته شده، یک پسر جوان 18 ساله به نام «کامی» است که معصوم، خوش‌بین، رویاپرداز و تشنه‌ی تجربه‌های جدید است. نویسنده این شخصیت را چنان خوب پردازش می‌کند که از همان ابتدای داستان، خواننده با او هم‌راه می‌شود و با او مستی اولین عشق‌اش را مزه‌مزه می‌کند.

«کامی» ایده‌آلیست است، اما می‌داند که زندگی یعنی تجربه کردن. به همین دلیل تصمیم می‌گیرد که شهرستان کوچک خود را ترک کند تا تهران را کشف کند و درسش را ادامه دهد. در دانش‌گاه، او با دختری هم‌سن خودش به نام «نیلوفر» آشنا می‌‌شود که زیبا و طغیان‌گر و هم‌چنین راننده ماشین مسابقه است. نیلوفر هم مثل کامی، تشنه زندگی است. او می‌خواهد خطوط قرمز را زیرپا بگذارد، هنرمندی خانه به دوش شود. او چون راننده معروفی در مسابقات اتومبیل‌رانی است، چندان به مذاق حکومت خوش نمی‌آید، با این حال نیلوفر می‌خواهد بیش‌تر و بیش‌تر افتخار کسب کند.

این دو جوان بدون این‌که با هم ازدواج کنند، یک‌دیگر را دوست دارند و تصمیم می‌گیرند که از تمامی آزادی‌هایی که حکومت در ایران نهی می‌کند، لذت ببرند. آن‌ها به مهمانی‌ جوانان پول‌دار تهران می‌روند و دوست دارند با بقیه مواد مخدر را تجربه کنند. آن‌ها به بازار سیاه کتاب‌های مخفی یا جلسات جوانان مبارزی سرک می‌کشند که گاهی غم‌گین و سرسخت، اما شجاع تا مرز به خطر انداختن زندگی‌شان هستند.

ران لشم، نیلوفر را هم‌چون یک «حاشیه‌نشین جامعه ایران» به تصویر می‌کشد. او آن‌قدر به استقلالش وابسته است که حاضر نیست به هیچ‌چیز یا هیچ‌کس و گروهی وابسته شود. ران لشم دنیای نیلوفر را با دقت بسیار بازسازی می‌کند. این نویسنده اسراییلی دوست دارد به مخاطبانش ایرانی را نشان ‌دهد که وجود دارد اما کسی نمی‌شناسد. ایران ران لشم مخلوطی از اشتیاق، تعجب، سوال و پریشانی است. به عقیده‌ی منتقدان، ران لشم توانسته برای تصویر ایران امروز، دچار بازی‌های پنهان و توهمات نویسندگی نشود.

یکی از مسایلی که شخصیت «نیلوفر» در رمان «نیلوفر» با آن درگیر است موضوع بلوغ است. مرز میان کودکی و بزرگ‌سالی؛ آن هم در کشوری مانند ایران. نیلوفر دوران بلوغ خود را در ناف تهران و در خانه «زهراخانم»، که قبلن در زمان شاه ستاره سینمای ایران و در اوج شهرت بوده، می‌گذراند.

اوج تراژدی این رمان، مرگ نیلوفر است که بعد از آن کامی با امیر آشنا می‌شود که گرایش‌های اسلامی دارد.

ران لشم، متولد سال ۱۹۷۶، نویسنده و خبرنگار است. «بوفور»، اولین رمان لشم، جایزه «سپیر» را به دست آورد و «ژوزف سدار» فیلمی بر اساس همین رمان ساخت که جایزه خرس نقره‌ای جشن‌واره برلین سال ۲۰۰۷ را به‌دست آورد. این نویسنده‌ی جوان اسراییلی همیشه خود را جهان‌وطن حس کرده است.

لشم که به دلیل ملیت اسراییلیش نمی‌تواند به یک سری از کشورها برود، از طریق اینترنت به خیلی از این کشورها سفر کرده است. او از همین طریق با سوری‌ها، لبنانی‌ها و به ویژه ایرانیان ارتباط برقرار کرده است.

ران لشم عاشق فرهنگ ایران است، به حدی که آپارتمانش در تل‌آویو پر است از نمادهای ایرانی و هم‌چنین آلبوم‌های موسیقی و پوسترهایی از ایران. این نویسنده برای نوشتن رمان نیلوفر، خودش را جای یک جوان ایرانی تصور کرده و انگار در مدت نوشتن این رمان هم‌راه قهرمانانش در ایران زندگی کرده است.

ران لشم می‌گوید: «گاهی روی موکت آپارتمانم دراز می‌کشم و عکس‌های تهران را که بر دیوارهای خانه‌ام آویزان است نگاه می‌کنم. خانه‌ام را در تهران جست‌وجو می‌کنم و راه‌هایی را که باید از خانه به سمت دانش‌گاه برم را روی نقشه گوگل پیدا می‌کنم.»

کتاب «نیلوفر»، پیش از اعتراضات اخیر ایران نوشته شده، اما به خوبی محدودیت‌هایی را که برای جوانان ایران وجود دارد به تصویر کشیده است. این رمان به خوبی نشان می‌دهد که چگونه ایرانیان در زندگی روزمره خود مشغول «جنگیدن» هستند.

هم‌چنین ران لشم هم‌زمان پریشانی جوانان ایرانی و اسراییلی را با هم مقایسه می‌کند و آن‌ها را بسیار به هم شبیه می‌داند. به عقیده ران لشم: «به دلیل حاکم شدن طرز فکر افراطیون، ممکن است که اسراییل هم روزی تبدیل به کشوری تاریک‌اندیش شود و مردم هم می‌توانند به آن عادت کنند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    سلام
    من تبلیغ این کتاب را به آلمانی دیده ام. سؤالم این است: آیا این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است٬ و اگر ترجمه شده است چه کسی آن را ترجمه کرده و آیا قابل دسترسی است؟
    لطفا همینجا جواب دهید. ممنون