Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
زخم

«از هر سه ایرانی، یک نفر بیمار روانی است»

2011 July 20

افشان برزگر/ رادیو کوچه

کوچیک که بودیم، وقتی می‌خواستیم به هم‌دیگه بد و بی‌راه بگیم، می‌گفتیم «روانی». بابام دعوامون می‌کرد و می‌گفت، بده زشته، نگو. آره، اون موقع‌ها از واژه روانی به عنوان فحش استفاده می‌کردن، اما انگار الان دیگه این کلمه فحش نیست و به معنی واقعی کلمه، روانی شدیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر یه کم دقت کنیم، شاید هم اصلن احتیاج به دقت نداشته باشه، دور و برمون پر از آدمای روانیه. اگر رودربایستی از خودمونم بذاریم کنار شاید خودمون هم یکی از همون روانی‌ها باشیم، یا کم کم داریم به دنیای روانی‌ها وارد می‌شیم.

هرچند که باور کردن این موضوع این قدر راحته که احتیاجی به مدرک نداره، اما آخرین آمارهای اعلام شده نشون می‌ده که 35 درصد از ایرانی‌ها، یعنی یک سوم جمعیت کشور به یکی از انواع بیماری‌های روانی دچار هستند. معنی این جمله اینه که از هر سه نفر ایرانی یه نفر بیماری روانی داره، اینم بازم معنی‌اش اینه که در خانواده‌های ایرانی که هر روز از حجمش داره کاسته می‌شه و الان به‌طور متوسط به سه نفر رسیده، یه نفر بیماره، اونم بیمار روانی.

هر نوع اختلال در عمل‌کردهاى هیجانى، تحصیلى و اجتماعى افراد را بیماری روانى مى‌نامند که بسیاری از افرادی که با این بیماری پنهان دست و پنجه نرم می کنند، از بیماری خود آگاهی ندارند و برخی دیگر نیز با نداشتن اطلاعات کافی در مورد عواملی که باعث بروز یا تشدید بیماری می‌شود، خود و دیگران را در معرض بیماری روانی قرار می‌دهند.

بیمارهای روانی طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها را در بر می‌گیرد. در علم روان‌پزشکی و روان‌شناسی از عقب‌ماندگی ذهنی گرفته تا اختلالات یادگیری، اختلالات کمبود توجه، تیک‌های عصبی، اختلالات ارتباطی، اختلالات دفعی، اسکیزوفرنی تا اختلالات شخصیتی، هویتی و جنسیتی جزو بیماری‌های روانی محسوب می‌شوند.

شاید از نظر ما اختلالات در خواب و یا حتا مشکل در یادگیری ریاضیات و یا لکنت زبان، بیماری روانی محسوب نشود، اما از نظر این علم همه این‌ها، یک نوع بیماری روانی است که تعداد زیادی از افراد جامعه به آن مبتلا هستند.

البته ابتلا به بیماری‌های روانی تنها مربوط به امروز و دیروز نیست، بلکه قدمت آن به اندازه عمر بشر بر روی کره خاکی است، به طوری که نظریه‌های کهن نشان می‌هد که پیشینیان، اختلالات روانی را نتیجه عمل‌کرد نیروهای ماورا‌ طبیعی و جادویی مثل ارواح شرور و شیطان می‌دانستند و به همین دلیل جن‌گیری یکی از مشاغل مهم در دنیای قدیم و البته دنیای جدید به حساب می‌آمد و می‌آید.

طبق تخمین سازمان جهانی بهداشت، ‌‌25 درصد جمعیت جهان از نوعی بیماری روانی رنج می‌برند و طبق آمارهای منتشرشده، افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و وسواس جزو 10 بیماری اول دنیا هستند که باعث ناتوانی جمعیت جهان شده‌اند.

بر اساس آخرین آمارها، حدود 13 درصد بار بیماری‌ها در دنیا مربوط به اختلالات روانی است و بر این اساس سازمان بهداشت جهانی پیش‌بینی کرده که این رقم در سال 2020 به 15 درصد برسد که به این ترتیب، اختلالات روانی رتبه اول بار بیماری‌ها را از آن خود خواهد کرد.

هم‌چنین در حال حاضر بیماری افسردگی 60 درصد علت مرگ‌و‌میرهای دنیا را به خود اختصاص داده است که مطابق با این آمار، افسردگی چهارمین عامل سال‌های از دست رفته به دلیل ناتوانی بوده که به زودی به دومین علت در دنیا تبدیل می‌شود.

اما رشد ابتلا به بیماری‌های روانی در ایران، بسیار سریع‌تر از حد معمول بین‌المللی آن است، به طوری که میزان شیوع بیماری‌های روانی در سال77، 11 درصد بود که این رقم در سال 82 به 16 درصد و در حال حاضر به 35 درصد افزایش یافته و طبق پیمایش‌های کشوری و داده‌های اولیه این روند هم‌چنان رو به افزایش است.

نتایج تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که اضطراب، شایع‌ترین اختلال روانی در کشور است که پس از آن افسردگی و حالت‌های پرخاش‌گرانه قرار دارد. البته وسواس نیز از دیگر اختلالات شایع در میان ایرانیان، به ویژه زنان است.

بر اساس آخرین آمارهای وزارت بهداشت، میزان شیوع بیماری‌های روانی در زنان بیش‌تر از مردان است، به طوری که 16 درصد مردان از بیماری‌های روانی رنج می‌برند، در حالی که این رقم در بین زنان 26 درصد است که این امر نشان می‌‌دهد، زنان بیش‌تر از مردان در معرض خطر ابتلا به این بیماری‌ها قرار دارند.

آمارها درباره کودکان نیز وضعیت خوبی ندارد، به طوری که بر اساس آخرین آمارهای ارایه شده، حداقل 20 درصد از کودکان و نوجوانان زیر 18 سال به نوعى از اختلالات روانى هم‌چون اختلال در خواب و غذا، اضطراب، بیش فعالی، پرخاش‌گری و افسردگی رنج مى‌برند.

در کنار این ارقام نیز سازمان بهزیستی کشور عنوان کرده که 101 هزار بیمار روانی مزمن در کشور شناسایی شده‌اند که 67 درصد آن‌‌ها را مردان و 33 درصد را زنان تشکیل می‌دهند که مردان اغلب دچار اسکیزوفرنی و زنان دچار استرس، اضطراب و افسردگی هستند.

از سوی دیگر بر اساس پژوهشی که در همین حوزه صورت گرفته میزان شیوع بیماری‌های روانی در روستاها بیش‌تر از شهرهاست، به طوری که این آمار در روستاها 21.3 درصد و در شهرها 21 درصد است. هم‌چنین میزان مرگ ‌و ‌میر بر اثر ابتلا به بیماری‌های روانی در مردان، بعد از حوادث، رتبه دوم را داراست و در زنان، رتبه اول را به خود اختصاص داده است.

البته این آمارها در حالی اعلام می‌شود که وزارت بهداشت کشور اعلام کرده که آمارهای فعلی، مربوط به سال 78 است و آمار جدید ملی شیوع بیماری‌ها روانی تا پایان شهریور اعلام می‌شود، بنابراین در آینده نزدیک باید منتظر آمارهای وحشت‌ناک‌تری در زمینه ابتلای ایرانیان به بیماری‌های روانی باشیم.

عوامل بروز بیماری‌های روانی کاملن مشخص و واضح است، سو‌مدیریت در بخش‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی کشور منجر به ایجاد مشکلاتی هم‌چون شکاف بین نسل‌ها، گرانی، بی‌کاری، جا ماندن والدین از روش‌های نوین فرزندپروری، نهادینه نشدن سیستم غربال‌گری در کشور، کم‌رنگ شدن روابط عاطفی میان اعضای خانواده، افزایش سن ازدواج، ورشکستگی، از کار افتادگی، پرکاری و ساعات طولانی کار در طول شبانه روز و ده‌ها مورد دیگر شده است.

در کنار این عوامل دولت در برنامه‌ریزی‌های خود آن‌چنان که باید و شاید به بهداشت روانی جامعه توجه نمی‌کند که نمونه بارز آن کمبود تخت‌های بیمارستانی برای این دسته از بیماران است، به طوری برای 90 هزار بیمار روانی مزمن در کشور تنها 30 هزار تخت وجود دارد، بنابراین این دسته از بیماران در نظام سلامت کشور جای‌گاهی ندارند، به طوری که حتا در گزارش‌های رسمی اشاره شده است که در بسیاری از بیمارستان‌های کشور این بیماران در وضعیتی ناخوشایند و به صورت ایزوله و منزوی نگه‌داری می‌شوند.

هم‌چنین نبود پوشش بیمه‌ای مناسب، نبود برنامه‌ای مشخص برای کنترل شیوع بیماری‌های روانی از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت، اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود بر سر راه سامان‌دهی بیماری‌های روانی در کشور از دیگر مشکلات این بخش است، به‌طوری که منتقدان طرح‌های دولت معتقدند، عمده برنامه‌های کشور در برخی حوزه‌های خاص تعریف و معطوف به کودکان، زنان و سال‌مندان است و به سلامت روان مردان جوان و میان‌سال و افراد دارای اختلالات جنسی با منشا روانی که تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، توجه چندانی نشده است.

در کنار این مشکلات، اغلب کارشناسان از بی‌توجهی و بی‌مهری مردم به روان‌شناسی و روان‌پزشکی انتقاد می‌کنند، به‌طوری که جامعه به دلیل باورهای غلط و ترس از انگ خوردن قدمی برای درمان خود برنمی‌دارد.

نتیجه بی‌توجهی دولت و مردم به شیوع بیماری‌های روانی باعث شده که آمار خودکشی در ایران به شدت افزایش یافته و سالانه بیش از پنج هزار نفر جان خود را از این طرق از دست بدهند.

همسرآزاری، کودک آزاری، خارج شدن نیروی مفید کار از چرخه تولید و اقتصاد، ایجاد زمینه برای ابتلای نزدیکان و اعضای خانواده فرد مبتلا به بیماری مشابه و سایر بیماری‌های روانی، افزایش آمار طلاق، خشونت‌های خیابانی، قتل و حتا اختلافات مالی و صدها و صدها مورد دیگر، اثر ملموس کم توجهی به بهداشت روان است که در زندگی روزمره همه ما ایرانی‌ها قابل لمس و مشاهده است.

و سخن آخر این‌که چند درصد از مسوولانی که در قانون‌گذاری، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کشور نقش دارند، خود عاری از بیماری‌های روانی هستند و آیا نسبت یک به سه تعداد مبتلایان به بیماری‌های روانی در جامعه، در میان مسوولان کشور نیز صادق است که سیاست‌گذاری‌های آن‌ها باعث شده که انواع و اقسام بیماری‌های روانی به صورت قارچ‌گونه در جامعه و خانواده‌‌ها رشد کند؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. iran
    1

    درسته برای اینکه از هر سه ایرانی یکی اش آخونده