Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت صد‌و‌پنجاه‌و‌نه

«باید زنان نامریی شوند تا دلم آرام گیرد»

2011 July 22

شراره سعیدی / رادیو کوچه

واژه‌‌ای آشنا به نام فاحشه را می‌‌شناسید؟ واژه‌‌ای که تنها برای زنان به کار می‌‌رود، نظامی را که تمامی زنان را بالقوه فاحشه می‌‌داند را نیز که حتمن به جا می‌‌آورید؟ البته حکومت فعلی تعاریف جدیدی نیز در کنار این مفهم کلی ارایه می‌‌دهد که بسیار جالب است، این نظام دینی ترفندهایی برای مهار این عوامل ذاتن مقصر در فحشا نیز دارد، روش‌‌هایی عجاب‌‌انگیز و بهت‌‌آور، تنها برای یک‌‌سوی ماجرای گسترده فحشا، زنانی که باید از انظار عمومی حذف و در پستوهای شخصی مشغول به فاحشگی جنسی باشند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به سخنان آقای خمینی در مورد جلوگیری از فحشا توجه کنید: ما مى‌‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم. حفظ مملکت به آزادى که شما می‌‌گویید نیست. این آزادى مملکت را، بر باد می‌‌دهد. این آزادى که شما می‌‌خواهید آزادى دیکته شده است، براى این‌‌که مملکت را ببلعند و جوانى ما نداشته باشیم جواب بدهد. چنان‌‌چه دیدیم که عمل کردند و چه شد، چه مصیبت‌‌هایى به مملکت ما وارد شد، براى این‌‌که جوان‌‌هاى ما را به فساد کشیده بودند. ما می‌‌خواهیم جوانان‌‌مان را از چوب وافور رها کنیم، مسلسل دست آن‌‌ها بدهیم. ما می‌‌خواهیم جوانان‌‌مان را از وافور رها کنیم و به میدان جنگ ببریم. شما می‌‌خواهید که ما آزاد بگذاریم تا جوانان ما فاسد بشوند، و اربابان شما بهره بردارند… بله، ما مرتجع هستیم، شما روشن‌‌فکر هستید. شما روشن‌‌فکرها می‌‌خواهید که ما به هزار و چهارصد سال قبل برنگردیم. شما می‌‌ترسید که اگر ما جوانان را مثل هزار و چهارصد سال قبل تربیت کنیم که با جمعیت کم دو امپراتورى بزرگ را به باد داد. ما مرتجع هستیم، شمایى که می‌‌خواهید جوانان ما را به تعلیمات غربى بکشید، نه آن تعلیماتى که خودشان دارند، آن تعلیماتى که براى ممالک استعمارى دارند، شما روشن‌‌فکر هستید، شما که آزادى می‌‌خواهید، آزادى همه چیز، آزادى فحشا، همه آزادی‌‌ها را می‌‌خواهید، شما روشن‌‌فکر هستید، آزادى که جوان‌‌هاى ما را فاسد کند، آزادى که راه را براى مستکبرین باز کند، آزادى که ملت ما را تا آخر به بند بکشد. شما این آزادى را می‌‌خواهید، و این دیکته-اى است که از خارج به شما شده است… شما حدود آزادى را، براى آن چیزى قائل نیستید. شما بى-بند و بارى را آزادى مى‌‌دانید. شما فساد اخلاق را آزادى می‌‌دانید. شما فحشا را آزادى می‌‌دانید. ما شما را آزاد گذاشتیم و خودتان را به فحشا کشیدید، به بدتر از فحشا کشیدید، آبروى خودتان را بردید پیش ملت. ما شما را آزاد گذاشتیم، و قلم‌‌هاى مسموم شما توطئه‌‌گران، مملکت ما را می‌‌خواست به باد بدهد، با اسم دمکراتى، با اسم آزادی‌‌خواهى، با اسم روشن‌‌فکرى، با اسم‌‌هاى مختلف. آن‌‌هایى که جنایت‌‌کاران را قصاص می‌‌کنند برای‌‌شان «نوحه» می‌‌گیرند؟! ما که می‌‌خواهیم مملکت خودمان را از دست جنایت‌‌کاران، از دست خیانت‌‌کاران، از دست چپاول‌‌گران، نجات بدهیم، ما سلب آزادى کردیم! البته آزادى که منتهى بشود به فساد، آزادیى که منتهى بشود به تباهى ملت، به تباهى کشور، آن آزادى را نمی‌‌توانیم بدهیم.

ما مى‌‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم. حفظ مملکت به آزادى که شما می‌‌گویید نیست. این آزادى مملکت را، بر باد می‌‌دهد. این آزادى که شما می‌‌خواهید آزادى دیکته شده است، براى این‌‌که مملکت را ببلعند و جوانى ما نداشته باشیم جواب بدهد

زمان ثابت کرد پرنسیب جمهوری اسلامی پس از گذشت سال‌‌هایی طولانی دقیقن در حدود همین سخن‌‌رانی بوده است، نظام هرگز حتی در زمان اصلاح‌‌طلبان هم از این قاعده کلی خارج نشد، مبنا بر حصر برای کنترل بود، رفتاری که خارج از چارچوب‌‌های واقعی دینی حاکم نیست، چگونه می‌‌توان انتظار داشت که نظام اسلامی خارج از تعاریف مشخص و واضح مواضعی دیگر داشته باشد، حکومتی  که الهام‌‌بخشش چنین روایاتیست:

پیامبر اسلام: «زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آن‌‌ها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است».

پیامبر اسلام: «هر زنی که خود را معطر و خوش‌‌بو کند «عطر بزند» و سپس از خانه خارج شود، هم-واره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشت‌‌اش به خانه طول بکشد.»

پیامبر اسلام:«در آخر الزمان، مردانی پیدا می‌‌شوند که زنان‌‌شان در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آن‌‌ها عطر بهشت را نمی‌‌شنوند، آن‌‌ها را لعنت کنید که آن‌‌ها از رحمت خدا به دور هستند.»

فاطمه زهرا به اسما‌ گفت :«چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند، زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه‌‌ای بر بدنش می‌‌کشند، حجم بدن او معلوم است. اسماء گفت: من که در حبشه بودم ، می‌دیدم مردم آن‌‌جا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند. سپس اسما با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه نشان داد. فاطمه بسیار خوشحال شد و گفت: این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده، مرد است یا زن . و گقت :پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

تمامی این روایات حکایت از استراتژی منسجم و صاحب سبکی دارد که در آن مردان کنترل کننده جنس ضعیف‌‌اند و زن‌‌ها تنها در صورتی که به صورت کاملن نامرئی «حتا پس از مرگ» درآیند، فحشا و فساد ریشه‌‌کن می‌‌شود و آن‌‌ها دل‌‌شان آرام می‌‌گیرد، شاید این قاعده از آن‌‌جا اتخاذ شده است که اسلام نمی‌‌توانست برای کنترل مردان که در ایام پیشین به علت قدرت فیزیکی دارای برتری بوده‌‌اند روشی اتخاذ نماید، از این رو نیروی خود را متمرکز بر زنان قرار داد و به این‌‌گونه هم موجبات رنجش مردان را فراهم ننمود و حتی به علت آزادی‌‌های جنسی متنوع و فراوان توانست آن‌‌ها را در صف مروجان دین‌‌اش قرار دهد و هم شان نیمی از جامعه را که حداقل نیروهای اثرگذار بر مردان بودند را به حدی پایین بیاورد که به بردگان جنسی مبدل شده و جز لوازم سکسی بودن کاربرد دیگری برای‌‌شان نتوان تصور کرد، به این آیه قرآن توجه کنید:

هر جا که خود سکونت گزیدید آن‌‌ها را نیز به قدر توانایی خود مسکن دهید به آنان ضرر نزنید تا بر آن‌‌ها تنگ آید و اگر آبستن بودند نفقه‌‌شان را بدهید تا وضع حمل کنند و اگر فرزندان شما را شیر می‌‌دهند مزدشان را بدهید و به وجهی نیکو با یک‌‌دیگر توافق کنید . «آیه 233 سوره بقره»

در این آیه و آیات مشابه زن به منزله ابزاری جنسی در خانه محسوب می‌‌شود نه شریک زندگی، این آیه که موجبات افتخار مومنان متوهم است و دال بر سفارش به نیکی با زنان محسوب می‌‌شود نمایان‌گر بالاترین توهین‌‌هاست، زن در حد خدمتکاریست که به سبب رفع نیازهای جنسی ارباب‌‌اش صاحب سرپناه می‌‌شود، از آن‌‌جا که فرزندان متعلق به مردان هستند این باربران می‌‌توانند مزد دربافت کنند، پس چگونه می‌‌توان انتظار داشت که مردان با توجه به چنین آموزه‌‌های توهم‌‌آمیزی با زنان‌‌شان به مانند شریکانی مساوی رفتار نمایند؟ چگونه می‌‌توان متوقع بود که نظام دینی برای زن حدی بالاتر از کتاب مقدس‌‌اش قائل باشد؟  آیا انتظاری به‌جاست که ما زنان خواهان مساوات و سهم‌‌خواهی در چنین جامعه‌‌ای باشیم؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. كامران موسوي
    1

    با کشورم چه رفته است…….؟