Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
پارس‌نامه

«آموزش و پرورش در عصر هخامنشی»

2011 July 25

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

برای مطالعه درباره آموزش و پرورش در ایران باستان در درجه اول روایات و گزارش‌های مورخان یونانی، اسناد مصریان و بابلیان سودمند به نظر می‌رسد. چون از خود شاهان هخامنشی سند و اسنادی از این دست باقی نمانده و از خلال کتیبه‌ها نیز در زمینه این موضوع چیزی عاید پژوهش‌گران نمی‌شود، بنابراین باتوجه به اصول کلی متدوال در نزد آریایی‌ها و اقوام و ملل آریایی می‌توان تصویر متعارفی از نظام تعلیم و تربیت در ایران عصر هخامنشی دست یافت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کتیبه‌ها و لوح‌های عصر هخامنشی و آثار باستانی مانند کاخ‌ها و سایر بناها طبعن راه‌گشا در این زمینه هستند، ولی به نحوی که در شیوه‌های پژوهشی علمی متداول است، پاسخ‌گو نیستند. سابقه بس کهن تمدن ایران بیان‌گر حاکمیت تشکیلات آموزشی بر جوامع ایران قدیم بوده است که به کمک آن می‌توان فرزندان خود را به فراگرفتن علوم و فنون وادار کنند. تحولات سیاسی، نظامی و فرهنگی گسترده‌ای که در طول تاریخ ایران باستان روی داده است، طبع بر نظام آموزش و پرورش تاثیر داشته و تغییرات قابل ملاحظه‌ای را در سازمان‌های علمی و تربیتی ایران باستان موجب شده است.

پژوهش‌گران، ایرانیان باستان را از علاقه‌مندترین مردم جهان قدیم به قانون و رعایت آن می‌دانند. قوانین در کوچک‌ترین بنیادهای اجتماعی ایران باستان به اجرا در می‌آمده است. نظام خانواده در عهد قدیم ایران آن‌گونه که از خلال منابع تاریخی و فرهنگی ایرانیان استنباط می‌شود، خود تابع ضوابط و قوانین بسیار محکم و قاطعی بوده است که برای تک تک افراد خانواده تکلیفی معین کرده و همه ملزم به اجرای آن بوده‌اند.

پژوهش‌گران، ایرانیان باستان را از علاقه‌مندترین مردم جهان قدیم به قانون و رعایت آن می‌دانند. قوانین در کوچک‌ترین بنیادهای اجتماعی ایران باستان به اجرا در می‌آمده است

«آدلف راپ» ایران‌شناس معروف در این باره می‌گوید: «آن‌چه در تاریخ ایران پیش از هر چیز جلب توجه  و روح معنوی ایرانیان را در زندگی اجتماعی آنان مجسم می‌کند، شیوه تعلیم و تربیت آنان بوده است این تعلیم و تربیت از بدو طفولیت در روحیه جوانان ایرانی منشا احساسات و عواطف سودمند و نیکی شده، آنان را در هر کار به مسیر راستی و ترقی راه‌نمایی می‌کرده است و به گونه‌ای تحسین‌برانگیز قوای جسمانی و روحی آنان را آماده کار و پذیرش سختی‌ها ساخته که در سایه آن ایرانیان پیوسته    می‌توانستند جامعه صحیح و سالمی داشته باشند.

خوی سلحشوری و دشمن ستیزی ایرانیان نمونه بارزی از بازدهی این چنین شیوه‌ای در امر آموزش و پرورش ایرانیان بوده است. تاثیر‌گذاری شیوه‌‌های تربیتی اقوام و ملل دیگر بر ایرانیان قابل انکار نیست، ولی ویژگی نظام تربیتی ایرانیان پیوسته خدشه‌ناپذیر مانده است. بی‌تردید ملاک پژوهش درباره نظام آموزش و پرورش در هر تمدنی، اطلاعات درباره اوضاع جغرافیایی‌، اقلیمی، اقتصادی و فرهنگی آن تمدن و سرزمین است. از دیگر شرایط لازم برای انجام چنین پژوهشی داشتن آگاهی درستی درباره نظام حکومتی، سازمان‌های اجتماعی و شیوه تولید در یک جامعه است. هرکدام از دو واژه مورد تعریفی آموزش و پرورش مفاهیم و قلمرو گسترده‌ای در تاریخ علوم انسانی دارند. با بهره‌گیری از مطالبی در خلال منابع فرهنگی و اجتماعی ایران باستان مانند اندرز نامه‌ها، کارنامه‌ها و مانند آن می‌توان به اهمیت این دو اصل مهم و شیوه‌ها و توصیه‌های اندیش‌مندان، آموزگاران در تحقق هدف آموزش و پرورش راحت‌تر پی برد.

از آموزش و پرورش کودکان در عصر هخامنشی نکات اندکی دانسته است. در دو سند ایلامی به دست آمده از تخت جمشید، پیش‌نویسی شده در بیست‌و‌سومین سال پادشاهی داریوش یکم، از «پسرانی پارسی که رونویسی کننده‌ی متون‌اند» یاد شده است. متن‌های مورد بحث، گزارش‌های ثبت شده‌ی تحویل گندم به 29 نفر و تحویل شراب به 16 نفر هستند. ممکن است که این پسران، خط میخی پارسی را، که احتمالن تنها برای چند دبیر دانسته بود، فرا می‌گرفتند، چرا که این خط بیش‌تر برای نگارش سنگ‌نبشته‌های حاکی از پیروزی و توفیق شاهانه مورد استفاده بود. حتا بزرگان و کارمندان بلندپایه‌ی پارسی، نانویسا بودند، و بدین سبب از دبیران بیگانه (به ویژه نویسنده به زبان آرامی) در بایگانی دولتی استفاده می‌شد.»

منابع یونانی طرح و تصویری از آموزش و پرورش نمونه‌وار پارسی به دست می‌دهند. به نوشته‌ی هردوت: «پسران پارسی از سن پنج تا بیست سالگی به آنان اسب‌سواری، تیراندازی، و راست‌گویی آموخته می‌شد. پارسیان دروغ‌گویی را بدترین گناهان می‌دانستند، در صورتی که دلاوری و شجاعت در خدمت نظامی نشانه‌ی مردانگی و جوان‌مردی بود.» گزنفون در «کوروش‌نامه»  (Cyropaedia)می‌نویسد: «که پسران اشراف پارسی تا سن شانزده یا هفده سالگی در دربار سلطنتی پرورش می‌یافتند و سوارکاری، تیراندازی، پرتاب نیزه، و شکارگری را تمرین می‌کردند. به آنان شیوه‌ی داوری، فرمان‌بری، بردباری، و خویشتن‌داری نیز آموخته می‌شد. صرف‌نظر از این ره‌نمودهای اخلاقی، به آشکارا، هدف آموزش و پرورش پارسی به بار آوردن سربازان کارآمد و شایسته بود.»

 این استنتاج را سنگ‌نبشته‌ی آرام‌گاه داریوش یکم گواهی می‌کند: «ورزیده‌ام، هم با دست‌ها، هم با پاها؛ سوارکارم، سوارکار خوب؛ تیراندازم، تیرانداز خوب، هم پیاده، هم سواره، نیزه افکن‌ام، نیزه افکن خوب، هم پیاده، هم سواره». افلاطون چنین ذکر کرده است: «که شاه‌زادگان پارسی در سن چهارده سالگی به چهار آموزگار پارسی برجسته واگذار می‌شدند، به ترتیب به نام‌های خردمندترین، دادگرترین، پارساترین، دلیرترین، که به آنان به ترتیب، پرستش خدایان، شیوه‌ی حکم‌رانی، خویشتن‌داری و دلیری را می‌آموختند».  پلوتارخ‌: «به دین‌داری اشاره کرده است که دانش مغان را به کورش کوچک آموزش داد.»

درباره‌ی آموزش و پرورش در شهربانی‌های شرقی امپراتوری هخامنشی عملن اطلاعاتی در دست نیست، اما مدارک و شواهد مربوط به بابل و مصر، که نظام‌های سنتی آموزشی آن‌ها در زمان فرمان‌روایی پارسی نیز ادامه داشت، گسترده و فراوان است. در هر دو کشور، آموزش و پرورش رسمی محدود به پسران بود. در آموزش‌گاه‌های دبیری، خواندن و نوشتن، و نیز اندکی دستور زبان، ریاضیات و اخترشناسی آموخته می‌شد. در بابل عصر هخامنشی، باسوادی در میان جمعیت غیرایرانی آن رواج بسیاری داشت، دبیران بابلی پرشمار، و شامل پسران شبانان، ماهی‌گیران، بافندگان و مانند آن بودند.

یونانیان گزارش کرده‌اند: «که پارسیان (هخامنشیان) از آغاز سنین نوجوانی، نظم، بی‌باکی و شهامت را می‌آموختند و می‌اندوختند. ایرانیان قدیم پیوسته از خدایان‌شان فرزندان سالم آرزو می‌کردند که هوشیار، وظیفه‌شناس، وطن‌پرست و راستین‌ باشند.»

از میان‌رودان متن‌های درسی بسیاری به جای مانده است. این آثار شامل واژه‌نامه‌های سومری، بابلی، الواحی با نشانه‌های میخی، و انبوهی از سرمشق‌ها و نمونه‌های کاربرد و تکالیف دستوری هستند. میزان باسوادی حتا در میان مستعمره‌نشینان نظامی هخامنشی در الفانتین مصر نیز بالاتر بود، و این موضوع را قراردادهایی به زبان آرامی که آنان معمولن با نام‌های خودشان امضا می‌کردند، گواهی می‌کند. داریوش یکم فرمان بازسازی آموزش‌گاه پزشکی در ساییس مصر را صادر کرده بود. با وجود این، چنین به نظر می‌رسد که در میان مصریان، آموزش و پرورش به صورت امتیازی برای اشراف باقی مانده بود: «اوجاهوررسنه»  (Ujahorresne)، یک شخصیت برجسته‌ی مصری، اظهار داشته است که کودکان افراد بی‌اهمیت در میان دانش‌جویان این آموزش‌گاه پزشکی وجود نداشته‌اند.

یونانیان گزارش کرده‌اند: «که پارسیان (هخامنشیان) از آغاز سنین نوجوانی، نظم، بی‌باکی و شهامت را می‌آموختند و می‌اندوختند. ایرانیان قدیم پیوسته از خدایان‌شان فرزندان سالم آرزو می‌کردند که هوشیار، وظیفه‌شناس، وطن‌پرست و راستین‌ باشند. «گزنفون» مورخ یونانی که در اثر خود به نام «کوروپدی»، «سیروپدی» و یا «کوروش نامه» درباره تعلیم و تربیت کوروش سخن گفته است، روایت می‌کندکه کوروش بر اساس شیوه زندگی و اخلاق پارسیان پرورش یافته است. این شیوه به سود همه مردم پیش‌بینی شده بودند. در حالی که در بسیاری از سرزمین‌ها، تربیت خیلی جدی تلقی نمی‌شد، پارسیان لحظه‌ای از تربیت فرزندان‌شان غفلت نمی‌کردند. گزنفون بر این باور است که عادات و آداب و سنن و قوانین تربیتی پارسیان بسیار سخت‌گیرانه بوده و فرزندان را از همان اوان کودکی از ارتکاب اعمال خلاف بر حذر می‌داشتند.»

پارسیان برای تربیت نوجوانان خود مکانی به نام «الوتیر»  (Eleuthra)که از نظر لغوی به معنای (خانه اشراف)‌، نجبا و آزادگان است، داشته و این مکان در جوار کاخ شاهی و نزدیک بناهای دولتی قرار دارد. الویترا به معنای «خانه آزاد» نیز آمده است. افلاطون گفته است که تربیت کودکان مادی وپارسی، یا به سخن دیگر کودکان درباری، وظیفه دانایان و روشن اندیشان، معلمان دربار و بانوان درباری بود که ویژه این کار در نظر گرفته شده‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۹ Comments


  1. Yahel
    1

    آره جون مادرت، جعلیات و چرندیات ساخته پرداخته یهود رو میگی فکر میکنی همه باور میکنند و به تاریخ پر از مجهولات هخامنشی به به و چه چه میگند. جمع مکن این چرندیات رو بابا برو مملکتت رو الان جمع کن که تو جهان به کاهی نمی ارزه، افتخار به چرندیات واهی سودی واسه ما نداره


    1. amir
      2

      اگر تاریخی که تارخ نگاران در مورد ایران نوشته اند برای شما جعلی است. واعتقاد نداریدکشور شما در حال حاظر کاهی نمی ارزد به آن اعتقادی ندارید. شماکه بدنبال سود هستید به عنوان به یک ایرانی چه کاری برای مملکتتان انجام دادید. ارزش هر کشوربجز تاریخ آن به مردم آن کشور بستگی دارد.


  2. hamoon
    3

    از بی سوادی و آثار باستانی که همه به زبان عیلامی و بابلیست معلومه که ایرانیها چقدر آموزش و پرورش پیشرفته ای داشته اند.آخه بزغاله،آموزش و پرورش کجا بود،ایرانیها هر چه دارند مربوط به پس از اسلام و مغولهاست.میگی نه؟یک سند علمی،ادبی،ستاره شناسی،ریاضیات و و و مربوط به ایران قبل از اسلام نشون بده.

    1. 4

      ازطرز نوشتار شما معلوم است ادب تربیتی که شما درباره آن صحبت می کنید مربوط به چه دوره ای است.
      ولی اگر درباره تهاجم اسکندرویاتهاجم مغول ویاحمله اعرب به ایران وشرح کتاب سوزی هاواز بین بردن آثارعلمی مطلبی خوانده باشید فکر می کنم نظر شما تغییر کند


  3. Ahmad
    5

    سپاس نوشتار مفیدی بود
    دوستان گرامی که در بالا کامنت گذاشتین هیچ تمدنی بدون زیرساخت های لازم شکل نمیگیره.
    امیدوارم با مطالعه و سند و مدرک دلایل خودتون رو بگید نه با این ادبیات نامناسب


  4. mohammad
    6

    ba dorud bar shoma ham vatan aziz kheyli mamnun az in gozaresh por mohtava1


  5. mohammad
    7

    bebakhshid aya dar iran bastan bejoz hakimani chon orod zartosht hakiman digarie niz hast?


  6. arezoo
    8

    درود بر همگی :
    سوالی برایم پیش آمده است از کسانیکه مدعی اند فارابی و بوعلی سینا و خوارزمی و… در اثر تعالیم اسلام علم را آموختند !سوال اینجاست که ۱- چرا در سرزمین وحی (حجاز عالم و دانشمندی حقیقی پا نگرفت
    ۲- چرا بعد از قرن پنجم که علوم کشورهای اشغال شده مانند ایران و هند و مصر و عراق ته کشید از منویات دینی علمی زاده نشد ؟


  7. arezoo
    9

    ضمنا نمی دانستیم که باید از مغولها بخاطر گسترش علم! تشکر کنیم