Saturday, 18 July 2015
15 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد ‌و شصت‌ویکم

«آیا جامعه مردان به این سوالات اندیشیده است؟»

2011 July 25

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

وقتی در خاورمیانه به دنیا آمده باشی خود حکایتی است، چه رسد به آن‌که در این مهد ادیان زنی ایرانی هم باشی در دوره حکومت جمهوری اسلامی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از آن‌جا که شعور حداقلی جمهوری اسلامی برای حفظ عفت عمومی و کیان خانواده تنها در حد ویرانی نجیب‌خانه‌ها و حجاب اجباری و محدودیت زنان بوده، متاسفانه ما شاهدیم که عدم ثمربخشی این راه‌کارها آن‌چنان هویدا شده که آمارها موجب بهت است.

اکنون استفاده از اصطلاح آشنای «حفظ حریم خانواده» تبدیل به واژه‌ای چروک و مستعمل گشته که توسط مقامات حافظ امنیت عمومی شهروندان، بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرد و هر از چند گاهی موجی از تهاجم خیابانی را با نشانه‌گیری زنان اجرا می‌کند و عجیب آن است که با این ترفند مفعولین ماخذه شده و فاعلین رها می‌شوند و در این میان سوالی ناپرسیده می‌ماند، آیا این طرح‌های ضربتی و مقطعی اهانت به مردان تلقی نمی‌شود؟ آیا این طرح مبارزه با بدحجاب‌ها درصدد نیست تا القا کند که مردان ایرانی موجوداتی بی‌کنترل و بدون شعور متمدنانه هستند که باید از هرگونه تحریک بیمارگونه‌ای درامان باشند تا بتوانند به زندگی معمولی ادامه دهند؟ آیا واقعن جامعه مردان به این سوالات اندیشیده است؟

در کشور ما ایران با نهایت اعمال سانسورهای قراردادی و عرفی و فاکتورهای روشن سانسورهای دولتی شیوع و رواج تجاوز جنسی امری عادی شده است، از تجاوزات چشمی و ذهنی تا هتک حرمت‌های وقیحانه و گروهی، آیا مردان خود را مجرم اصلی این ماجرای وقیحانه فرض می‌کنند؟ یا ترجیح می‌دهند مانند حکومت نوع پوشش زنان و تحریک‌کنندگی‌شان را سبب این رسوایی ملی قلمداد کنند؟ در تعریف  تجاوز جنسی آمده، «اصطلاحی در پزشکی قانونی و جرم‌شناسی جنسی است. تجاوز جنسی به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد، بدون رضایت اوست. تجاوز جنسی در حقیقت تنها یک حمله فیزیکی و جنسی نیست، بلکه در عین حال حمله معنوی و حمله به شان انسان است که در آن قربانی از حق خود محروم می‌شود. این خشونت، هرچند همیشه قتل را به هم‌راه نداشته باشد، عمومن تهدید به قتل را به هم‌راه دارد.

در کشور ما ایران با نهایت اعمال سانسورهای قراردادی و عرفی و فاکتورهای روشن سانسورهای دولتی شیوع و رواج تجاوز جنسی امری عادی شده است، از تجاوزات چشمی و ذهنی تا هتک حرمت‌های وقیحانه و گروهی، آیا مردان خود را مجرم اصلی این ماجرای وقیحانه فرض می‌کنند؟

نزدیکی فرد بالغ با افراد کم‌سن و سال و کودکان، حتا اگر با رضایت او باشد، تجاوز محسوب می‌شود.

بیش‌تر زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند یا می‌خواهند این واقعه را از ذهن بیرون کنند و یا مایل به آن‌چه که فرآیند اهانت‌آمیز معاینه پزشکی، بازجویی پلیس و رسیدگی دادگاه می‌دانند، نیستند. فرایند قانونی اغلب مدت بسیار زیادی به طول خواهد انجامید، ممکن است قبل از این که دادگاه رای بدهد هجده ماه از وقوع حادثه گذشته باشد. البته در ایران دادگاه رسیدگی کننده به جرایم منافی عفت علنی نیست مطابق ماده 188 قانون دادرسی کیفری محاکمات دادگاه علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه:

۱ – اعمال منافی عفت و جرایمی که بر خلاف اخلاق حسنه است.

۲ – امور خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین.

۳ – علنی بودن محاکمه مخل امنیت یا احساسات مذهبی باشد.

بیش از نیمی از تجاوزات جنسی، به‌طور خود به خودی اتفاق نمی‌افتند، بلکه حداقل تا اندازه‌ای از پیش برنامه‌ریزی شده‌اند. تجاوز جنسی با سلطه و نیرومندی و ارتباط مردانگی با قدرت، و یا میل جنسی لبریزشونده است. اکثر تجاوزگران جنسی تنها در زمانی می‌توانند از نظر جنسی تحریک شوند که قربانی را دچار وحشت و خفت کرده باشند، عمل جنسی خود اهمیت کم‌تری دارد.»

در میان این تعاریف آن‌جا که در مورد کودکان اشاره رفته از آن‌جا که مبحثی بسیار گسترده است نقدش در حوصله این نوشته نمی‌گنجد، اما زنان:

 در کشور ما، استان «قم» با میانگین رخداد بیش از ۱۷۴ مورد جرایم جنسى در هر صد هزار نفر جمعیت، بالاترین میانگین جرایم جنسى کشور را به خود اختصاص داده است. براساس آمارهاى موجود به‌طور میانگین استان قم هر ساله شاهد وقوع بیش از یک هزار و ۵۵۶ مورد جرم جنسى است. در مقابل استان «لرستان»، از پایین‌ترین آمار تجاوزهاى جنسى در سراسر کشور برخوردار بوده است. به میزان هر صدهزار نفر جمعیت این استان تنها ۱۳ مورد جرم جنسى رخ داده است. باید یادآور شد که آمارهاى ارایه شده تنها موارد گزارش شده به دادگاه‌ها و نیروهاى انتظامى را تحت پوشش قرار داده و ارقام واقعى بدون شک فراتر از گزارش‌هاى ارایه شده وزارت کشور است و خدا می‌داند در این کشور در داخل خانه‌ها و پستوی حافظه زنان‌اش چه رازهایی نهفته است .

ترس از بى‌آبرویى و خانوادگى بودن برخى از جرایم و نابودی پیوندهای فامیلی، مهم‌ترین موانع ارایه گزارش به مراجع مسوول از سوى قربانیان است‌. استان قم، تهران و خراسان و مازندران در آمار، مقام‌های نخست را به خود اختصاص داده‌اند، طبق برآورد آمارهای رسمی 62 درصد از زنان در خشونت‌های خانگی به قتل می‌رسند و تعداد مردان متاهلی که در جرایم جنسی شرکت دارند بیش از مجردان است، البته باید در تمامی موارد به یاد داشت که این آمارها قابل اطمینان نیستند زیرا اتفاقاتی که در مورد زنان در جریان است همان‌قدر که توسط خانواده‌ها رازداری می‌شود در نگاه نظام هم در ردیف تابوها قرار دارد و تنها گاهی که کوس رسوایی نواخته می‌شود سر برمی‌آورد.

ما می‌دانیم که مدینه فاضله تنها در رویاها محقق می‌شود اما وقتی در کشوری با داعیه گسترش قداست 85 درصد از خانواده‌ها درگیر طلاق پنهان هستند و 85 درصد از این خانواده‌ها مشکل‌شان ناکامی‌های جنسی است، یعنی یکی از موارد اصلی و اصولی این جامعه دچار مشکل است و شاید دقیقن مشکل در آن‌جایی خود را نهان کرده که طبق موازین شرعی چندین فاکتور اصولی را نمی‌توان با هم جمع کرد.

وقتی حکومتی ازدواج تحت هر شرایطی را ترویج می‌کند، خانواده‌ها نیز برای اجرای این امر مقدس نهایت کوشش‌شان را مصروف می‌نمایند، در نهایت دو روی‌داد قابل تصور است، دخترانی که برای تصاحب شوهر به هر روشی متوسل می‌شوند و سپس دچار ناامیدی غیرقابل جبرانی از بربادرفتن آرزوها‌ی‌شان می‌شوند و سهم دیگری برای ناکامان این روند که موفق به انجام این عمل نمی‌شوند را باید در نظر گرفت سهمی از وحشی‌گری و خشونت و انواع مشکلات روانی و بی‌بندو باری‌های غیرقابل فهم.

در کشوری که ارتباط قبل از ازدواج عملی تا به آن‌قدر قبیح تصور می‌شود که موجب عقوبت‌های دنیوی و اخروی‌ست باید هم شاهد ناکامی‌های جنسی پس از ازدواج و انواع کج‌روی‌های پس از تاهل بود، حکومت دینی آن‌چیزی را ترویج می‌کند که جمع اضداد است، مگر می‌توان زن امروزی را پوشاند، او را با فشارهای متعدد اجتماعی و خانوادگی مجبور به ازدواج کرد سپس منتظر زندگی بادوام هم بود؟ شاید متدینین سیاسی فراموش کرده‌اند که دوران اجبار ده‌ها سال است که پایان یافته و ما بی‌آن‌که بدانیم در عصر انتخاب زندگی می‌کنیم و از آن‌ها و باورهای‌شان مهم‌تر نگاه مردان به این مسئله است، آیا مردان ایرانی می‌دانند ما در هزاره‌ای زندگی می‌کنیم که سال‌هاست از دوران برده‌داری فاصله گرفته‌ایم؟ آیا آن‌ها می‌دانند حداقل شعور اذعان انسانی‌ست که سعی نکند با اعمال محدودیت و فشار انسانی را در قلمرو خود نگه دارد‌؟ تصور می‌کنم اگر روزی مردان ایرانی پاسخ‌گوی این سوالات باشند دیگر دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند رفتاری تخریبی و جاهلانه داشته باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,