Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
فراخوان سازمان «عدالت برای ایران»

«جمع‌آوری اطلاعات درباره توابان زن در زندان‌های دهه ۶۰»

2011 July 25

سازمان «عدالت برای ایران» در فراخوانی در سایت رسمی خود از عموم مخاطبان و زندانیان سال‌های 60 درخواست کرده است برای تکمیل مستند‌سازی موارد «تجاوز و شکنجه‌ی جنسی در زندان‌های جمهوری اسلامی»، به خصوص در سال‌های 60، هرگونه اطلاعات و مدارکی در خصوص «تواب‌سازی»‌سازی زندانیان زن در اختیار دارند در اختیار این سازمان قرار داده و در روند ثبت موارد نقض حقوق بشر در زندان‌های جمهوری اسلامی کمک کنند.

در فراخوان این سازمان آمده:

پس از یک سال کار مداوم، سازمان «عدالت برای ایران» هم‌اکنون به مراحل نهایی کار خود در مستند‌سازی موارد تجاوز و شکنجه جنسی در زندان‌های دهه ۶۰ در جمهوری اسلامی نزدیک شده است. تاکنون با تعداد زیادی زندانی زن و مرد مطلع مصاحبه داشته‌ایم و سعی کرده‌ایم تا جایی که ممکن است، بر بخشی از تاریک‌خانه نقض شدید و گسترده حقوق بشر در دهه ۶۰، نور آگاهی و روشن‌گری بیندازیم. پیمودن این راه پرچالش بدون یاری لحظه به لحظه و مسوولانه تعداد زیادی از زندانیان سیاسی آن دوره ممکن نبود. با این همه، در روزهای پایانی این راه، چالش دیگری پیش روی این تحقیق قرار گرفته است که عمدتن به موضوع توابان زن مربوط می‌شود.

در مصاحبه با بسیاری از زنان زندانی برنقش ویژه توابان زن، به خصوص در زندان اوین تاکید می‌شود. «تواب» یا «بریده» به کسی گفته می‌شده که در طول مراحل بازجویی و عمدتن زیر فشار شکنجه‌های شدید، طاقت نیاورده و اطلاعاتی را که درباره دیگران داشته در اختیار مقامات امنیتی قرار داده یا این‌که از عمل‌کرد خود و سازمان و گروهی که با آن کار می‌کرده ابراز پشیمانی کرده است. توابان زن، گروه متنوعی را شامل می‌شدند؛ از کسانی که تنها علیه خود اعتراف کرده بودند یا به شرکت در نماز جماعت یا سایر مراسم مذهبی که از سوی مسوولان زندان برگزار می‌شد اکتفا می‌کردند تا توابانی که اداره بندها را برعهده داشتند و گفتار و رفتار زندانیان را به بازجویان و مقامات زندان گزارش می‌کردند. در مرحله بالاتر نیز توابانی بودند که در شعبه‌‌های بازجویی با بازجویان کار می‌کردند، برای شناسایی فعالان سیاسی با پاسدارها به خانه‌ها، خیابان‌ها و میادین می‌رفتند و حتا در اجرای اعدام‌ها، از اولین مراحل تا آخرین آن، هم‌کاری داشتند.

توابان زن و به خصوص این گروه آخر، ارتباط اندکی با سایر زندانیان که از آن‌ها به عنوان «سرموضعی» یاد می‌شد داشتند. این ارتباط هم به دلیل این‌که آن‌ها غالبن روزها و بسیاری از شب‌ها را در بند نبودند و سایر زندانیان هم تمایل و علاقه‌ای به برقراری ارتباط و تماس با آن‌ها نداشتند؛ محدود بود. بسیاری از زندانیان آن‌ها را کاملن «بایکوت» کرده بودند و برخی نیز به دلیل ترس از این‌که هر ارتباطی منجر به دادن گزارش به بازجویان و احضار و تنبیه آنان شود، از هر نوع هم کلامی و مواجهه‌ای با توابان پرهیز می‌کردند.

آن‌چه امروز برای ما، و برای روشن‌گری بخشی از تاریخ ما، که زیر خروارها غبار و خاک فرو رفته مهم است دانستن این است که زندانیان زن تواب واقعن در بیرون بند چه می‌کرده‌اند

در چنین شرایطی بدیهی است که زندانیان «سر‌موضعی» (که بخش غالب مصاحبه‌شوندگان ما هستند) اطلاعات اندکی ازجزییات ارتباطات میان توابان زن و بازجویان و مسوولان زندان که در آن زمان همگی مرد بوده‌اند داشته باشند. همه آن‌چه زندانیان زن می‌دانسته‌اند، ساعت‌های طولانی روز و شبی بوده که توابان زن گاهن در خارج از بند به سر می‌برده‌اند، و حرف‌های پراکنده‌ای که از آنان درباره مشاهداتشان از صحنه اعدام، گشت‌های شبانه یا حتا رفتن با بازجویان به شهرستان برای گشت و شناسایی شنیده‌اند.

آن‌چه امروز برای ما، و برای روشن‌گری بخشی از تاریخ ما، که زیر خروارها غبار و خاک فرو رفته مهم است دانستن این است که زندانیان زن تواب واقعن در بیرون بند چه می‌کرده‌اند؟ تجربه آن‌ها از آن جهت که در رابطه با بازجویانشان، نخست به عنوان یک زندانی سیاسی و دوم به عنوان یک زن، در مرتبه‌ای فرودست قرار داشته‌اند، برای تکمیل زوایای مبهم تحقیق پیرامون آزار جنسی در زندان‌ها بسیار مهم است؛ به خصوص این‌که تعدادی از آن‌ها، در همان دوران زندان یا پس از آن، با بازجویان خود ازدواج کرده‌اند؛ ازدواج‌هایی که به دلیل همان رابطه نابرابر قدرت و در چارچوب زندان، قطعن شباهتی به ازدواج‌های عادی از حیث اختیار و رضایت زن ندارد ، هر چند با «رضایت» آنان صورت گرفته باشد. هم‌چنین شهادت زنان تواب، به عنوان کسانی که شاهد آخرین لحظه‌های اعدام بسیاری کسان، از جمله دختران نوجوان و جوان (باکره) بوده‌اند، اهمیت بسیار دارد.

با چنین درکی از اهمیت شکستن سکوت این گروه از زندانیان برای روشن شدن ابعاد جنایات به وقوع پیوسته،‌ از تمامی زنانی که در زندان، «تواب» خوانده می‌شدند، صرف‌نظر از این‌که بعدها در چه مسیری گام برداشتند و نیز همه کسانی که در خانواده یا در میان آشنایان خود زندانی سیاسی سابقی را می‌شناسند که در زندان تواب شده بوده و یا این‌که با بازجو یا یکی از مقامات قضایی ازدواج کرده است، می‌خواهیم سکوت خود را بشکنند و به نورافکنی بر آن‌چه در سلول‌های انفرادی، اتاق‌های بازجویی، شعبه‌های اوین و نیز مراحل منتهی به جوخه‌های اعدام اتفاق افتاده کمک کنند.

این امر، نه تنها حق تمامی قربانیان نقض حقوق بشر و خانواده‌های آنان در چارچوب حق «دانستن حقیقت» که از جمله حقوق به رسمیت شناخته شده در اسناد بین‌المللی است می‌باشد بلکه مسوولیت همه کسانی است که در این‌باره اطلاعاتی دارند. این پروسه بایستی از همین امروز آغاز شود. باشد که آن‌ها نیز با مشارکت در این روشن‌گری، نه تنها وجدان معذب خود را آرام کنند بلکه از رنجی که خودنیز تجربه کرده‌اند برای نخستین بار سخن بگویند.

بدیهی است عدالت برای ایران به عنوان یک سازمان غیر‌دولتی، غیر‌انتفاعی و مستقل ثبت شده و قانونی، تمامی اطلاعاتی را که از طریق پاسخ‌دهندگان به این فراخوان به دست می‌آورد نزد خود محفوظ می‌دارد و جز با رضایت کتبی شاهدان‌، هویت آن‌ها را به هیچ صورت و در هیچ کجا منتشر نخواهد کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,