Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد وشصت‌و‌دو

«ایران و اسراییل، دوستانی دیرینه»

2011 July 27

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

آیا روابط دو کشور ایران و اسراییل‌ خصمانه است، یا این دو کشوری که بر پایه اعتقادات دینی اداره می‌شوند دوستانی دیرینه هستند؟ پاسخ به این سوال با وجود فضای بسیار غبارآلود دشوار است، دشوار از آن جهت که نظام‌های مستقر بر هر دو کشور رفتاری صادقانه نداشته و منافع متناقصی را نسبت به عرف بین‌المللی دنبال می‌کنند، اگر اولویت دوستی میان دول را مناسبات اقتصادی و نظامی قرار دهیم، با یادآوری روابط این دو کشور باید آن‌ها را دوستانی خوب و دیرینه بدانیم. برای بازشناخت روابط واقعی این دو نظام دینی به روایت تاریخ‌چه مناسبات آن‌ها خواهیم پرداخت، شاید اندکی موجب آشنایی‌مان با تناقض‌های کلامی و رفتاری شود و برای ذهن‌مان فاصله میان شعار تا عمل را در دیپلماسی تعریف کند:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

روابط ایران و اسراییل‌ از زمان تولد اسراییل‌ تاکنون حتا در زمان نظام قبلی هم به صورت روابط رسمی دیپلماتیک نبوده است. اما همواره روابط دوطرفه گسترده سیاسی، علمی، نظامی و تجاری بین دو کشور برقرار بود. اما پس از انقلاب این روابط محدود و زیرزمینی شد.

در دوران سلطنت «محمدرضا پهلوی» با آن‌که مناسبات گوناگونی میان دو کشور در جریان بود اما مانند پس از انقلاب عمده تبادلات صورت گرفته بین ایران و اسراییل‌ مربوط به معامله سلاح و تجهیزات نظامی بوده است.

در تاریخ 30 بهمن 57، دولت انقلابی ایران در اولین موضع‌گیری رسمی خود، طی اطلاعیه‌ای، دستور اخراج 32 کارمند اسراییلی شعبه هواپیمایی «ال عال» از ایران را صادر کرد و خواستار قطع کامل روابط ایران و اسراییل‌ شد و روز قدس، که مراسمی دولتی‌ست از یک‌سال پس از انقلاب‌، در آخرین جمعه ماه رمضان و در حمایت از فلسطینی‌ها برگزار می‌شود. در این روز بر علیه اسراییل‌ شعارهای تندی توسط تظاهرکنندگان داده می‌شود، ما از این تاریخ به بعد همواره شاهد بوده‌ایم که روابط گسترده اقتصادی و نظامی با تکذیب‌های متعدد در جریان بوده است.

در زمان جنگ ایران و عراق بزرگ‌ترین متحد تهران که در نهان تسلیحات‌اش را تامین می‌کرد، اسراییل‌ بود، به گفته سفیر آمریکا در تل آویو در گزارشی به وزارت امور خارجه آمریکا، در مدت جنگ ایران و عراق، اسراییل‌ بارها از ایران درخواست‌هایی برای خرید اسلحه دریافت کرد و بسیاری از این درخواست‌ها را پاسخ گفت و به ایران تسلیحات فروخت. این روابط مخفیانه که با انکار هم‌راه بود توسط دلال‌هایی از سوی دو طرف صورت می‌گرفت و بر فیگورهای سیاسی دو نظام تاثیری نداشت، مدارک و شواهد به دست آمده حاکی از آن است که فروش این تسلیحات به ایران با موافقت و تایید آمریکایی‌ها هم‌راه بوده است. به عنوان مثال در دولت «رونالد ریگان»، اجازه فروش قطعات مجزای جنگنده را به دولت اسراییل‌ ابلاغ کرد. از شروع جنگ تا پایان عملیات بیت‌المقدس، اسراییل‌ 27 میلیون دلار تجهیزات نظامی به ایران فروخته است. برخی منابع میزان فروش تسلیحاتی اسراییل‌ به ایران را تا 2.5 میلیارد دلار نیز تخمین زده‌اند. برخی دیگر، تسلیحات فروخته شده به ایران توسط اسراییل‌ را در آن زمان سالی 500 میلیون دلار برآورد کرده‌اند. این میزان در سال 59 حدود 136 میلیون دلار و در سال 61 حدود 21 میلیون دلار برآورد شده‌ است که با فروش نفت ایران به اسراییل‌، و با مطلع بودن رونالد ریگان از این موضوع خریداری شد. برخی منابع حاکی از آن است که ایران پس از آغاز جنگ، تا 80درصد تسلیحات مورد نیاز خود را از اسراییل‌ خریداری کرد.

ایران در تمام مدت جنگ و پس از آن، هرگونه خرید اسلحه و غیره از اسراییل‌ را البته تکذیب نمود، به‌طوری که «خمینی» در سخن‌رانی در سال 1360 به شدت این اخبار را مورد حمله قرار داد و آن‌ها را ادعاهای دشمنان انقلاب خواند. بااین‌حال در سال 60 «آریل شارون» در مصاحبه‌ای با شبکه ان بی سی آمریکا اعتراف به فروش اسلحه به ایران کرد و گفت: «دلیل فروش اسلحه به ایران برای ما این است که پنجره کوچکی را برای احتمال برقراری روابط دوستانه میان دو کشور برای آینده باز گذاشته باشیم.»

روابط ایران و اسراییل‌ پس از جنگ ایران و عراق نیز ادامه یافت. پس از مرگ خمینی، وزارت امور خارجه اسراییل‌، وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا را مطلع ساخت که خرید نفت از ایران را از سر گرفته و «موشه شاهال»، وزیر نیروی اسراییل‌ در سال 68 در کنست اعلام کرد که دولت مطبوع‌اش در معاملات نفتی با ایران دو و نیم میلیون دلار سود کرده است. ایران البته وقوع هرگونه روابطی را تکذیب کرد.

در سال 1376، یک تاجر رده بالای اسراییلی به دلیل فروش اسلحه و فناوری نظامی به ایران، به 17 سال زندان محکوم شد. در جریان رسیدگی به پرونده وی‌، بیش از 100 شرکت اسراییلی فاش شدند که با ایران در دهه 90 میلادی روابط تجاری و نظامی برقرار کرده بودند، که بسیاری از آنان با اطلاع دولت انجام شده بود.

در ره‌گذر ارتباطات گسترده اقتصادی و نظامی اتفاقات خونینی نیز در جریان بود، حوادثی که شعارهای دو کشور برای تنش میان‌شان را به خوبی توجیه می‌کرد، در تاریخ 28 اسفند 1370 ساختمان سفارت اسراییل‌ در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین در اثر یک انفجار مهیب فرو ریخت که در جریان آن 29 نفر از کارمندان سفارت اسراییل‌ و عابرین محلی کشته شدند و بیش از صد نفر زخمی گردیدند. دولت آرژانتین پس از انجام تحقیقاتی جامع، این انفجار و عوامل آن را به تروریست‌های تحت خدمت نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت داد. دو سال پس از فرو ریختن ساختمان سفارت اسراییل‌ در بوئنوس آیرس و در تاریخ27 تیر 1373 انفجار مشابهی در ساختمان کانون هم‌یاری یهودیان آرژانتین رخ داد که بر اثر آن، 85 نفر کشته و بیش از سیصد نفر زخمی شدند.

پس از مدت تقریبن سیزده سال، دولت آرژانتین با درخواستی رسمی به پلیس بین‌الملل، درخواست جلب پنج مقام بلندپایه نظام جمهوری اسلامی در ارتباط با انفجار «آمیا» را صادر کرد.

پس از مدت تقریبن سیزده سال، دولت آرژانتین با درخواستی رسمی به پلیس بین‌الملل، درخواست جلب پنج مقام بلندپایه نظام جمهوری اسلامی در ارتباط با انفجار «آمیا» را صادر کرد

دولت «خاتمی» در آغازین روزهای خود در سال 76 میزبان اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی در تهران بود، وی در اظهارنظری درباره اسراییل‌ اعلام کرد که اگر فلسطینیان موجودیت اسراییل‌ را بپذیرند ایران نیز با آن‌ها موافقت خواهد کرد، اما همین جملات نیز با واکنش‌های منفی روبه‌رو شد و دو نظام ترجیح دادند که هم‌چنان در زیر تهدیدات متعدد و متناقض به آمد و شدهای نظامی و اقتصادی ادامه دهند، با وجودی که انکار کمک‌های مالی ایران به معترضان لبنانی بی‌فایده است اما هیچ‌گاه قدرت‌گیری آنان به منافع اسراییل‌ لطمات جدی نسبت به سودهای عاید شده از مناسبات با ایران وارد نساخته است‌. با به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد در ایران و سخنان تهاجمی‌اش در مورد اسراییل‌ و ماجرای پیچیده «هولوکاست» و مظلوم‌نمایی تصنعی حاکمان اسراییل‌ جو منفی گسترده‌ای برای ایران و ایرا‌یان به وجود آمده و خسارات بسیاری را در اذهان جهانیان سبب شد. اما وی در سال 89 در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی آمریکایی ای‌بی‌سی، سیاست نظام جمهوری اسلامی ایران در مناقشه خاورمیانه را تعدیل کرد. محمود احمدی‌نژاد مدعی شد که نظام جمهوری اسلامی با چاره دو کشوری و به رسمیت‌شناختن کشور اسراییل‌ توسط فلسطینی‌ها بر اساس طرح دو دولت برای دو ملت مخالفتی ندارد.

این در حالی‌ست که هم‌چنان با آن‌که دو نظام سعی در تخاصمی جلوه دادن مناسبات‌شان دارند هر از چندگاهی توسط مطبوعات یا دلالان و دول دیگر پرده از مناسبات گسترده اقتصادی و سیاسی‌شان برمی‌افتد، در اردی‌بهشت سال 88 مشخص شد که مقدار زیادی پرتقال با مارک یک شرکت اسراییلی از طریق دبی و با مجوز وزارت بازرگانی ایران، وارد ایران شده و در شهرهای تهران و کرج توزیع شده‌ است.

 در سال 90، دولت آمریکا اعلام کرد که هفت شرکت خارجی از جمله یک شرکت اسراییلی را به دلیل «تامین فرآورده‌های نفتی ایران» تحریم کرده ‌است. در خرداد سال 90 رسانه‌های اسراییلی گزارش کردند که شرکت «تانکر پاسیفیک – سهامی عام» یک فروند کشتی نفت‌کش  را در سال 89 میلادی، به شرکت کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران فروخته است.

با بررسی مختصر تاریخ‌چه روابط این دو حکومت، آن‌چه که شعار همیشگی امت «حزب‌اله» خوانده می‌شود و با فریادهای هم‌راه با نفرت توام است تبدیل به شوخی نفرت‌انگیزی می‌شود که از نگاه ساده‌انگاران پنهان می‌ماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. bahman
    1

    hi khili barnameh roshan va ba etebar ast
    shad bashid