Saturday, 18 July 2015
15 June 2021
کافه قصه- داستان کوتاهی از «آنتوان چخوف»

«بی عرضه»

2011 July 26

 مهرداد/ رادیو کوچه

در برنامه‌ی امروز، داستان کوتاهی از «آنتون چخوف» را می‌شنوید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آغاز داستان: «چند روز پیش خانم یولیا واسیلی یونا، معلم سرخانه‌ی بچه‌ها را به اتاق کارم دعوت کردم. قرار بود با او تسویه حساب کنم. به او گفتم: «بفرمایید بنشینید خانم یولیا واسیلی یونا. بیایید حساب و کتاب‌مان را روشن کنیم. حتمن به پول هم احتیاج دارید اما آن‌قدر اهل تعارف هستید که هیچ حرفی نمی‌زنید …»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. aydin
    1

    ممنون مهراد عزیز دستت درد نکنه
    منتظر کارهای بلندترت هم هستیم
    زنده باشی


  2. مهرداد
    2

    آیدین گرامی سپاس از توجه و لطفت. محدودیت هایی وجود دارد و منتظر موافقت سردبیر می باشم.
    بهر حال به فکر هستم و امیدوارم بشه کارهای بلندتری را دنباله دار تقدیم کنم. ممنون از همراهیت. پایدار باشی