Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
نگاهی به شورای عالی سینما، سازمان سینما و تضعیف خانه سینما

«خانه‌ای روی آب»

2011 August 04

رضا صدیق/ رادیو کوچه

ماهیت راه‌اندازی شورای عالی سینما، اثبات‌گر خلا‌ قانونی در قانون‌گذاری فرهنگی ا‌ست. طبق گفته‌ی اعضای این شورا، دلیل راه‌اندازی شورای عالی سینما زودتر به نتیجه رسیدن تصمیمات کلی و جزیی فرهنگی و سینما با حضور شخص رییس دولت است. تصمیماتی که مستقیمن با شخص رییس دولت مطرح می‌شود تا با دستور او تصمیمات زودتر به نتیجه برسد. اما در اولین قدم- که ماهیت راه‌اندازی این شوراست- سه نکته‌ی مهم اثبات می‌شود:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

۱-‌ پوسیده بودن و از کار افتادن قانون‌ در به‌ثمر رسیدن درخواست‌ها و مناسبات فرتوط برای اجرایی شدن نیازهای فرهنگی و به حق سینماگران.

۲- بسط فرهنگ «حکم حکومتی» و سواستفاده از اهرم فشار و دستور سیاسی رییس دولت، برای حل تصمیمات سیلقه‌ای مدیران و فرار از مناسبات فرهنگی و سینمایی.

 ۳- دولتی بودن کامل سینمای ایران و نبود سینمای خصوصی و مستقل و تضعیف سینماگران مستقل با ایجاد مافیای قدرت و بسترهای حمایتی مالی و معنوی صد در صد دولتی.

در اصل و با توجه به این سه نکته‌ی مهم، تشکیل شورای عالی سینما یعنی خواستار تغییر قانون اساسی‌. قانونی که ناکارآمد و پوسیده است که مدیران فرهنگی را برای حل خواسته‌های‌شان دست به دامان حکم حکومتی کرده است. این شورای در ظاهر مدبرانه، در ماهیتش فرهنگ مدیریت اهرم‌فشار و حکم حکومتی را ترویج می‌کند و در فرار از راه‌کارهای قانونی و قانون‌مداری در بحث فرهنگ و سینما، به دلیل تخصصی بودن، نیاز به متخصصان و مشاوران تصمیم‌گیرنده‌ای‌ است که دل‌سوز سینما باشند و سینمای ایران و مشکلات ریشه‌ایش را به‌خوبی بشناسند، نه این‌که مدیرانی که ذوب در تفکرات دگم خود، دل‌خوش کرده‌اند به امضا و دستور رییس دولت؛ که این موضوع فی‌نفسه صورت مسئله را پاک کردن است.

اما گذشته از این موضوع و پاک کردن صورت مسئله با دستور رییس دولت در حل مشکلات – که ماهیت چنین شورایی را زیر سوال می‌برد- فرض را بر این می‌گذاریم که تشکیل شورای عالی سینما از دید مدیریت بحران بنا شده و موقت است تا قانون‌گذاری جدیدی صورت بگیرد و بروکراسی‌های کهنه و پوسیده را برطرف کند؛ با این فرض، باز به این شورا و عمل‌کردش، نقدهای جدی و اساسی‌ای وارد است. نقدهایی که وزیر ارشاد در جواب‌شان (با حضور در برنامه هفت) کلی‌گویی را انتخاب کرد و جواب صریحی به نبود اساس‌نامه و روی‌کرد جزیی و دقیق، و اعضای دست‌چین شده و تک‌بعدی این شورا نداد.

مباحث و گزارشاتی که حسینی (وزیر ارشاد) از عمل‌کرد شورای عالی سینما مطرح کرد، در برخی موارد به تناقضات ریشه‌ای بر‌می‌خورد که نشان از نبودن برنامه‌ای دقیق از سوی ندانستن عمل‌کرد این شورای فرمایشی‌ است که قرار است در این شورا چه اتفاقی بیفتد؟

گذشته از ترکیب اعضای شورای عالی سینما که نقدهای فراوانی از هنگام شروع جلسات به آن وارد شد و چینش غیرتخصصی و مدیر محور شورا با خط زدن مدیران خانه‌ سینما -که از تاثیرگذارترین نهادهای سینما هستند- و دست‌چین کردن سینماگرانی که موافق و ذوب در سیاست‌های دولت و حکومت هستند و عبور از منتقدان جدی غلط مدیریت فرهنگی کشور؛ نتیجه‌ی اعلام شده از برگزاری جلسات، پدیده‌ای شد به اسم «سازمان سینمایی»‌، تناقضی که به آن اشاره شد در همین پدیده نمایان می‌شود. وزیر ارشاد به یکی شدن صنوف و با تاکید به تهیه‌کنندگان اشاره می‌کند که اختیارش با بخش خصوصی‌ است- خصوصی‌سازی‌ای که تمام مدیرانش از تهیه‌کنندگان و ارتزاق کنندگان دولتی هستند- از طرفی هم به اختصاص وام‌های میلیاردی و بودجه‌های کلان برای راه‌اندازی فعالیت‌های صنوف اشاره می‌کند و سوال دولتی بودن سینمای ایران را با پاسخ منفی رد می‌کند. در عین حال هم خبر از تشکیل سازمان سینمایی می‌دهد. سازمانی که ساز و کارش دولتی‌ است و بیش‌تر نقش تفکیک کننده‌ی خودی را از غیرخودی دارد تا رسیدگی به فرهنگ و سینما.

ترکیب و تحلیل این تصمیمات، جز به یک‌رنگ شدن مدیران و تصمیم‌گیرندگان سینما به سلیقه‌ی دولت و حکومت و از طرفی هم جز به معنای از بین رفتن سینمای خصوصی نیست. بی‌راه نیست اگر هشدار داده شود که فعالیت‌های شورای عالی سینما، نوید کودتایی سینمایی در بحث صنوف و سینماگران دارد. تصفیه‌حسابی که از دو سال پیش با از صحنه به در کردن خانه سینما شروع شد و حالا با ایجاد سازمان سینمایی، ردای خلافت بر سینما را بر تن کرده است.

تمام این بحث‌ها زمانی مطرح می‌شود و وزیر ارشاد از استقبال نظرات مخالف صحبت می‌کند که خانه سینما در یک سال گذشته زیر بمباران فحاشی‌ها و نامه‌ها و فشارهای این وزارت‌خانه و معاونت سینمایی و هم‌فکرانشان بوده و هست. حتا دادگاه به یکی از این حضرات بابت تهمت‌ها و فحاشی‌هایش حکم چهارهزار تومان جریمه را داد که دهن‌کجی‌ دیگری به خانه‌ سینما بود. وزیر ارشاد در حالی سخن از وام‌های میلیاردی می‌دهد که خانه سینما بودجه‌ای در اختیار ندارد تا جشن هرساله‌اش را برگزار کند، بیمه‌ها و مزایای صنوف سینمایی را تهیه کند و با مدیریت و تدبیر خود روی پا ایستاده. معاونت سینمایی و ارشاد، خانه سینما را غیرقانونی می‌خوانند و شورای عالی سینما از صنوف و حمایت از صنوف می‌گوید. پارادوکسی (تناقضی) که در تحلیل رفتار و حرکتش نوید اتفاقات خوبی را برای سینماگران ندارد. در حالی که اهالی صنوف در خانه سینما سال‌ها است انتخابات برگزار می‌کنند و طبق آمار، هفتاد درصد نیز در این رای‌گیری‌ها شرکت می‌کنند و مهر تایید بر خانه سینما می‌زنند. همین تناقض رفتاری وزیر ارشاد و معاونت سینمایی در گفتار و عمل، که از اعضای شورای عالی سینمای نیز هستند، بر خروجی و نتایج این شورا، تاثیر مستقیم می‌گذارد که نتیجه‌ای جز تک‌قطبی شدن  و کودتا در مدیریت صنفی سینمای ایران ندارد.

گذشته از این انتقادات بی‌پاسخ از سوی مدیران امر، که از دید وزیر ارشاد‌ (طبق صحبت‌هایش در برنامه‌ی هفت‌) سنگ‌اندازی و ایرادهای بی‌پایه و اساس است؛ ایجاد سازمان سینما به معنای تشکیل سازمانی که قرار است بودجه‌های میلیاردی داشته باشد که هیچ نهادی جز شخص رییس دولت اجازه‌ی نظارت و تحقیق و تفحص را در آن ندارد، تاکید بر «سازمان» بودن اتفاقی ا‌ست که طبق قانون اساسی، موجب می‌شود که نهادهای نظارتی و مطبوعات نتوانند و اجازه نداشته باشند که بر نوع هزینه کردن‌ بودجه‌های کلان و مدیریت سینمایی و فرهنگی این سازمان که در آمیخته با سیاست هم هست، نظارت کنند.

مطالعه‌ تاریخ دنیا نشان می‌دهد که تجربه‌ی سازمان‌ها و نهادهای دربسته و بدون نظارت، جز به فساد مالی و منفعت‌طلبی‌های مدیران ختم نخواهد شد. همین موضوعات – به‌دلیل مشخص نبودن دقیق ساز و کار و چارت سازمان سینما- مشخص نبودن چینش مدیران و جنس مدیریتی‌ای که قرار است در آن‌جا صورت بگیرد  و از سوی دیگر معلوم نبودن اشخاصی که قرار است از طرف رییس دولت با حکم حکومتی تایید و در سازمان سینما مدیریت و فعالیت کنند، موجب نگرانی و ترسی‌ است، که عاقبت مدیریتی سینمای کشور را به ناکجا خواهد برد.

سینما کلاژی‌ است از صنعت، اقتصاد، هنر و مدیریت و برنامه‌ریزی‌؛ پس تا هنگامی که شورای عالی سینما مانند هندوانه‌ای در بسته و بدون هیچ ناظر و با ترکیبی دست‌چین شده و ناقص به کارش ادامه می‌دهد و اساس‌نامه‌اش گنگ و تصمیماتش فرمایشی و هیتی‌ و به دور از عقلانیت مدیریتی‌ست، راه به جایی نخواهد برد.

اگر سعی کنیم تا خوش‌بینانه نگاه کنیم؛ شاید بی‌راه نباشد که عمل‌کرد و وجود شورای عالی سینما و بچه‌های تازه زاییده‌اش، سازمان سینما را حکایت دکتری بدانیم که آمد دندان مریض را بکشد، زد و چشمش را هم کور کرد.

 * تیتر این مطلب برگرفته از نام فیلمی اثر «بهمن فرمان‌آرا» است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,