Saturday, 18 July 2015
11 July 2020
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد وشصت‌و‌هفتم

«رهبر، سایه که نه خود خداست»

2011 August 05

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

نظام جمهوری اسلامی اکنون با کدام اصطلاح رایج در علوم سیاسی قابل توضیح و مطابقت است؟ یا به کدام شیوه حکم‌رانی نزدیک‌تر‌؟ استبدادی- شایسته‌سالاری- دزدسالاری- تمامیت‌خواه یا دموکراسی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به نظر می‌رسد هم‌چنان که قدرت‌مندان خود حکومت نیز مدعیند سیستم زمام‌داری‌شان ترکیبی جدید است، نوعی حاکمیت که یا توجه به شباهت‌هایش به بسیاری از انواع نظام‌ها در هیچ یک از قالب‌های تعریفی مرسوم شناخته شده نمی‌گنجد. می‌توان ادعا کرد که از روزهای نخست حکم‌رانی روحانیون در کشور تاکنون تمامی اقسام و مشتقات نوع حکومتی تمامیت‌خواه در این حکومت به صورت منحصر‌به‌فردی تجسم یافته است،

ابتدا نگاهی خواهیم داشت به تعاریف چندگونه از تمامیت‌خواهی که شخصیت فعلی جمهوری اسلامی را تشکیل داده است .

«باربر» پژوهش‌گر آمریکایی می‌گوید، توتالیتاریسم برآیندی است که پدر و مادرش معلوم نیست، به شخص خاصی تعلق ندارد و در خدمت هر حکومت دولتی در می‌آید نظامی سیاسی که در آن حکومت تقریبن تمام جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل می‌کند. رژیم‌های توتالیتر اغلب استقرار و حفظ قدرت سیاسی را از طریق استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی از راه رسانه‌هایی که عمده آن‌ها در انحصار دولت است، برقراری کیش شخصیت «مقدس کردن یک نفر در راس حکومت» محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیت، استفاده از فضای سانسور و استفاده از تاکتیک‌های ایجاد رعب محقق می‌سازند. این نوع حکومت معمولن دارای این شش خصوصیت می‌باشد: یک ایدئولوژی کلی، یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی کلی که معمولن توسط یک نفر رهبری می‌شود، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزومن و به طور مستقیم توسط حزب صورت نگیرد.

این نوع حکومتی به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود نمونه‌هایی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم و… در حقیقت زیرگونه‌های این گونه‌های حکومتی هستند.

این نوع حکومتی به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود نمونه‌هایی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم و… در حقیقت زیرگونه‌های این گونه‌های حکومتی هستند

در این‌ نوع حکومت‌ها دولت تقریبن بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد. به تعریف سیاست‌دانان برجسته یک دولت تمامیت‌خواه می‌کوشد تا همه جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که هم‌سو با این اهداف نباشند از جمله فعالیت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تایید نشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف، تحمل نمی‌شوند. افلاطون در کتاب جمهوری، حکومت تمامیت‌خواه را از به‌ترین انواع حکومت دانسته‌است.

مشخصه‌های نظام توتالیتر آن‌ است که :

بسته شدن روزنامه‌های منتقد حکومت، وجود سانسور شدید در تمام ابعاد، از جمله اطلاعات، رسانه‌ها، مطبوعات و کتب، زندانی شدن افرادی که از حکومت انتقاد می‌کنند، پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر، اقتصاد دولت مدار، وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در راس حکومت.  شخصیت‌پرستی مشرکانه، وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه‌چیز با آن سنجیده می‌شود، سرکوب شدن حقوق اقلیت‌های سیاسی، مذهبی، قومی. قرار داشتن انحصار رسانه‌های فراگیر، از جمله رادیو و تلویزیون، در اختیار دولت، دولتی بودن تمام نظام‌های ارتباطی، از جمله پست، تلفن و اینترنت، مقدس شماری آرمان‌های رسمی حاکمیت، برخورد سبعانه و بی‌رحمانه با مخالفان حکومت. محدود شدن آزادی‌های فردی، به ویژه آزادی بیان.

باید توجه داشت که اگرچه مفاهیم استبداد، تمامیت‌خواهی، یکه‌سالاری، خودکامگی، حکومت مطلقه و جباریت، مترادفات هر‌یک از آن‌ها و نیز نام فرمان‌روایان‌شان در ادبیات و محاورات اغلب به یک معنا به کار می‌روند، هم معنا نبوده و در علم سیاست دارای تعاریف جداگانه هستند و تنها نظام جمهوری اسلامی است که توانسته معنایی جدید از ترکیب اتحاد تمامی این نوع حکومت‌ها را ابداع کند.

تفکر دینی – سنتی، حکومت یک فرد خودسر است که قدرت‌اش را با زور و یا از شخص پیشین به ارث برده و دیکتاتوری نوعی از تفکر دینی- سنتی است که قدرت را از راه زور قبضه کرده و توتالیتر حکومتی است که در آن یک حزب به رهبری یک شخص با زور بر امور سیاسی، اجتماعی و مردم حاکم شده است.

تمامی حکومت‌های توتالیتر از نوع مدل مو تا پوشش و رفتار و سکنات را برای مردم مشخص می‌سازند و با استفاده از انحصارات رسانه‌ای تبلیغات مشابهی ارایه داده و از شیوه‌های یک‌سان سرکوب مخالفان بهره می‌گیرند.

این‌که ما بر مبنای پذیرش کدام مکتب حکومتی را بنا کنیم و بر اساس کدام ایدئولوژی باید و نبایدهای آن را معلوم سازیم تفاوتی ندارد، اسلامی بودن یا مسیحی بودن یا بی‌دین بودن یک حکومت توتالیتر تغییری در عمل‌کرد آن ایجاد نمی‌کند آن‌چه که مهم است جلوگیری از تسلط یک تفکر خاص در تمام ارکان حکومتی است به گونه‌ای که آن را به صورت تفکر غالب و معیار سنجش درستی و نادرستی در آورده هرگونه تفکر دیگر را بی‌ارزش تلقی کند، چنان‌که اگر درست‌ترین اصول موجود در جهان را هم در اختیار داشته باشیم در نتیجه تغییری ایجاد نخواهد شد.

حکومت‌های توتالیتر با تفکر دینی – سنتی با استفاده از اهرم اقتصادی و به کارگیری نفوذ دین، افکار جامعه را در راه از قبل تعیین شده کانالیزه می‌کنند. آن‌ها به «حق اللهی» متوسل می‌شوند و ادعا دارند که اراده راستین خداوند بر روی زمین به اجرا در می‌آورند و هدف‌شان به اجرا در آوردند احکام و شریعت خداوند است. حکومت توتالیتر مدعی هستند که تنها یک ولی فقیه، وجود دارد که به معنای نماینده خداوند می‌باشد و احزاب و سازمان‌ها سیاسی با تفکرات‌شان باعث می‌شوند که قوانین زمینی جانشین احکام و شریعت خداوند بر روی زمین گردد، پس نتیجه گرفته می‌شود دموکراسی باعث فحشا‌ و بی‌بندوباری در جامعه می‌گردد، بنابراین، می‌توان گفت که صورت‌های حکومت توتالیتاریسم، یعنی تفکر دینی، سنتی و سوسیالیسم از ویژگی‌های حکومت خودکامه در عصر ما است.

در این نظام‌ها علاوه بر مناسک و ضوابط مقدس، اعتقادات جزمی و دگرگونی‌ناپذیر و اطاعت کورکورانه و لعن مرتدان با استناد به حقیقت مطلق نیز وجود دارد. این حقیقت مطلق را رهبران نهضت کشف و ابلاغ می‌کنند، نظریه‌ا‌یی که نهضت بر آن استوار است بعضی شعارها و ضوابط را نیز شامل می‌شود که در مارکسیسم و در بلشویسم پیکار طبقاتی و ضدیت با سرمایه‌داری است، ولی چون رهبری نهضت دارای حق نامحدود تفسیر و تفسیرهای مجدد است، سیاست در رژیم‌های توتالیتر از انعطاف برخوردار می‌شود و دوست دیروز می‌تواند بنا بر رای رهبر تبدیل به دشمن امروز شود، خلاصه آن‌که رهبر در نظام توتالیتر همان سایه خدا که نه خود خدا در زمین است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,