Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و هفتاد‌و‌پنج

«سرنوشت مشترک نظام، روحانیت و دین»

2011 August 13

 شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در برنامه پیش گفتیم که روحانیت با انتقال به دوره جدید و زمام‌داری کشور ایران در حال شدن نوینی بود که با شدن سابق‌اش تفاوت داشت. آنان در این دوره با الزامات متعددی مواجهه شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بدون تردید انقلاب بستری مناسب برای تقویت نگاه‌های غیرسنتی به فقه و سایر موضوعات دینی بود. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، «آیت‌اله گلپایگانی» در دروس خارج فقه خود، گفت‌و‌گو درباره صلات و صوم را رها کرد و به بحث قضا پرداخت تا نشان دهد فقه اسلامی، باید به موضوعات مورد نیاز جامعه بپردازد و به نوعی کشور را از علوم روز و غربی بی‌نیاز نماید. فراتر از ایشان، «آیت‌اله‌خمینی» کلیت فقه را با مسایل اجتماعی و سیاسی درگیر و عملن حوزه پس از انقلاب را به تغییر نگاه‌های سنتی به دین دعوت کرد. پس از آن بود که حوزه علمیه قم توانست در درون خود، شاهد تغییر و تحولات جدید و ظهور نسلی از طلاب باشد که دعاوی نوگرایانه داشته باشد. این نشان می‌داد روحانیت گر‌چه در شرایط جدید، هنوز هم مقید به سنت حوزه علمیه قم بود اما بعضن علاقه‌مندی به فاصله گرفتن از آن و تعامل با غرب دارد، اما این تمایل از آن‌جا که در تعارض با مفاهیم اولیه فقه بود، موجب سرگشتگی طلاب جوانی شد که هنوز درک درستی از این تعارفات مرسوم حوزه نداشتند، آن‌ها به درستی نمی‌دانستند که قرار نیست در این شدن جدید تعاملی واقعی صورت گیرد و از آن‌جا که فقه و مجری فقه قرار نیست که دارای انعطاف باشد این شدن جدید تنها تعویض عنوان و به صدرنشستن با همان احکام قدیم بود.

نتیجه این پروسه متناقض و نشدنی آن شد که روحانیون با آن‌که بر مسند تکیه زدند اما از آن‌‌جا که علوم مورد نیازشان در مقایسه با علوم روز پاسخ‌گوی مناسبی نبود صلاح در آن دیدند که با انکار کلیت دانش علوم انسانی جدید و ارایه ارزیابی منفی تنها به همان فقهی اکتفا نمایند که برای اجرایش خود را مکلف می‌پنداشتند و این روند تاکنون حاصلی نداشته جز بی‌اعتباری ردایی که سالیانی طولانی در میان عوام دارای قداست بود.

آقای خامنه‌ای به عنوان جانشین آقای خمینی در ادامه تمامی رفتارهای تقلیدی‌اش همان سبک ناموفق را پی‌گیری کرد، چندی پیش او در جمع طلاب قم در مورد دو مفهوم «حکومت آخوندی» و نیز «تقسیم روحانیت به آخوند حکومتی و غیرحکومتی» گفت: «آن‌ها می‌خواهند نظام را از پشتوانه عظیم فکری، عقلی و استدلالی علما محروم کنند و به خیال خود روحانیت انقلابی و حاضر در صحنه را منزوی و بدنام سازند که باید با این اهداف، هوشیارانه مقابله کرد

آقای خامنه‌ای به عنوان جانشین آقای خمینی در ادامه تمامی رفتارهای تقلیدی‌اش همان سبک ناموفق را پی‌گیری کرد، چندی پیش او در جمع طلاب قم در مورد دو مفهوم «حکومت آخوندی» و نیز «تقسیم روحانیت به آخوند حکومتی و غیرحکومتی» گفت: «آن‌ها می‌خواهند نظام را از پشتوانه عظیم فکری، عقلی و استدلالی علما محروم کنند و به خیال خود روحانیت انقلابی و حاضر در صحنه را منزوی و بدنام سازند که باید با این اهداف، هوشیارانه مقابله کرد. نسبت حوزه‌های علمیه با نظام اسلامی، «حمایت و نصیحت» و «دفاع در کنار اصلاح» است و نظام اسلامی، حکومت دین و ارزش‌های دینی است نه حکومت افراد روحانی و در نظام اسلامی، صرف روحانی بودن برای به دست گرفتن مسوولیت‌های حکومتی کافی نیست چرا که (روحانی بودن) به تنهایی صلاحیت آور نیست هم‌چنان که موجب سلب صلاحیت هم نمی‌شود.»

 آقای خامنه‌ای هم‌چنین اضافه کرد: «رفتن به سمت حکومت و مسوولیت‌های حکومتی مانند هر هدف دیگر اگر برای مسایل دنیوی و هوای نفس باشد مردود است اما اگر یک روحانی با اهداف معنوی و الهی، از نظام حمایت و یا مسوولیت‌های حکومتی قبول کند این کار، از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و مصداق بارز مجاهدت فی‌سبیل الله است. به علت ذات و ماهیت دینی جمهوری اسلامی، نظریه‌پردازی در همه عرصه‌ها از جمله سیاست، اقتصاد – مدیریت، مسایل تربیتی و دیگر مسایل مطرح در اداره کشور، بر عهده علمای دین یعنی کسانی است که اسلام را می‌شناسند و متخصص این امر هستند.»

پس از گذشت 3 دهه از انقلاب و آب‌دیدگی ملت نسبت به درک تفاوت شعارها با اعمال و عدم کارایی فقه و مجریان‌اش نسبت به ارزش علوم جدید، نگرانی حکومت از سلطه دوباره علوم انسانی در میان توده تا به آن‌جا پیش رفت که شخص رهبر فرمان مبارزه با آن را صادر کرد:

«علوم انسانی رایج، متکی بر جهان‌بینی دیگری غیر از جهان‌بینی الهی است و مدیران آینده کشور را براساس اهداف جهان‌بینی غربی و مادی تربیت می‌کند که لازم است حوزه‌های علمیه و علمای دین برای جلوگیری از این انحراف، نظریه‌های اسلامی را در زمینه‌های مختلف مشخص و برای برنامه‌ریزی در اختیار مسوولان بگذارند. هدف دشمنان نظام از تزریق مستمر شبهات گوناگون دینی، سیاسی و اعتقادی به جامعه، مخدوش کردن مبانی نظام اسلامی است لذا اقدام علما و فضلای حوزه‌ها در برطرف کردن این شبهات غبارانگیز از ذهن جامعه، کمک به نظام اسلامی است و نظام در واقع از این زاویه نیز به حوزه‌ها، متکی است.»

گرچه بعضی از تلاش‌ها از ابتدا بی‌نتیجگی‌شان مشهود است، اما آقای خامنه‌ای به عنوان شخص اول حافظ منافع اسلام و انقلاب هم‌چنان سعی می‌نماید تا موجب ثبات جای‌گاه به شدت تضعیف شده نظام و روحانیت باشد و شناس‌نامه‌های متعددی برای روحانیت ابداع می‌کند، او روحانیت و حوزه‌ها به خصوص حوزه علمیه قم را «مادر و به وجود آورنده» نظام می‌خواند و بر این نکته تاکید می‌کند که یک مادر، هرگز نمی‌تواند نسبت به فرزند خود غافل و بی‌تفاوت باشد و یا در هنگام لزوم از او دفاع نکند.

صدها سال ویژگی‌ فقهای شیعه آن بود که به جز تعدادی از آخوندهای معلوم و معرفی شده بقیه آن‌ها برای امرار معاش متکی به وجوهات مردمی بودند و به همین سبب با آن‌که با دولت‌های وقت کم‌تر سر دعوا داشتند اما از آن‌جا که مراودات مالی در جریان نبود می‌توانستند بر سر مواردی با دولت‌ها هم‌آوردی نمایند، این همان نکته‌ای بود که روحانیون صاحب‌منسب بسیار خوب به آن اشراف داشتند و به همین دلیل حوزه‌ها، مراجع و طلاب را از این مزیت محروم کردند، اتفاقی که موجب شد در بدترین شرایط هم فقها و حوزه‌ها قدرت خودنمایی و عرض‌اندام در مقابل نظام را نداشته باشند، بازی زشتی که باعث شد این قشر از آن‌ جهت که توسط نظام بی‌اعتبار شده بود تنها امید خود برای حیات و معاش را در جمهوری اسلامی ببیند.

آقای خامنه‌ای در این مورد چنین می‌گوید‌: «عده‌ای می‌خواهند به نام (استقلال)، رابطه حوزه‌ها را با نظام قطع کنند اما واضح است که وابستگی غیر از حمایت و هم‌کاری است و می‌توان در عین استقلال، به هم‌کاری متقابل نیز پرداخت. نظام موظف است بدون این‌که در مسایل حوزه‌ها دخالتی کند به آن‌ها کمک نماید چرا که مسایلی در این مجموعه‌ها وجود دارد که جز با کمک بیت‌المال، حل آن‌ها ممکن نیست.»

او هم‌چنین خواستار آن‌ست که کمک‌ها نه تنها مالی بلکه بسیط و در تمامی جنبه‌ها باشد:

«امروز به فضل الهی و با حمایت نظام، مهم‌ترین و عمومی‌ترین تریبون‌های ملی در اختیار علما و مراجع معظم است و افزایش پشتیبانی‌های مختلف از نظام، وظیفه همه دولت‌هاست.

نظام اسلامی و در دل آن حوزه‌های علمیه، دو جریان عظیمی هستند که از زوایا و ابعاد فراوان به هم مرتبط و متصلند و در واقع سرنوشت آن‌ها یکی است. اگرچه هرگونه ضربه به نظام اسلامی، موجب لطمه شدید به حوزه‌ها و اهل دین خواهد بود اما نظام اسلامی، زنده و قوی است و مطمئنن بر همه چالش‌های پیش رو پیروز خواهد شد.»

اکنون دیگر تنها آقای خامنه‌ای و روحانیون طراز اول نظام نیستند که می‌دانند سرنوشت نظام، روحانیت و حتا دین در کشور ایران به هم گره خورده است، این واقعیت آن‌چنان در میان توده خودنمایی می‌کند که موجبات ترس مذهبیون عادی را نیز فراهم آورده، ترسی که ناخودآگاه مسبب کمک آنان به حفظ نظامی‌ست که بالاترین درجه عناد مزورانه را با دین نمایش می‌دهد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟ How Islam has issued orders to kill more than two billion people? * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری
    1

    چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟
    How Islam has issued orders to kill more than two billion people?
    * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری لطفاً این را حتماً بخوان!
    ترجمه تحریرالوسیله خمینى جلد چهارم

    تتمه اى در مورد احکام اهل ذمه
    (گفتار در کسى که از او جزیه مى گیرند)
    مساله۱ – از یهود و نصارى که اهل کتاب هستند و هر ملتى که شبهه داشتن کتاب در آنها هست نظیر مجوسیان جزیه یعنى مالیات سرانه گرفته مى شود، و در این حکم فرقى نیست بین مذاهب مختلفه آنان نظیر کاتولیک و پروتستان و غیر اینها هر چند که در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنکه همه نصارى یا یهود یا مجوس خوانده مى شوند.
    مساله ۲ – حکومت اسلامى جزیه را از سایر فرقه هاى کفار یعنى مشرکین مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غیر اینها نمى پذیرد، چه عرب و چه عجم ، چه اینکه خود را بصاحب کتابى مثل ابراهیم و داود و انبیائى دیگر منسوب کنند و چه نکنند، بنابراین از غیر یهود و نصارى و مجوس غیر از اسلام آوردن و یا کشته شدن پذیرفته نیست ، و همچنین از کسانیکه در اصل یکى از این سه کیش را نداشته اند و جدیدا یعنى بعد از نسخ شرایع سه گانه بوسیله اسلام به این کیش ها در آمده اند جزیه پذیرفته نیست و کافر جربى شناخته مى شوند که یا به اسلام در مى آیند یا کشته مى شوند، چه اینکه قبلا مشرک بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل دیگر باشند.

    *( این یعنی کشتن همه هندیها و ژاپنی ها و کره ای ها و چینی ها و… یعنی کشتن بیش از دو میلیارد نفر مجاز شمرده شده و باجگیری از تمام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان٬ یعنی اگر قدرتش را پیدا کنند حتماً این کار را انجام خواهند داد. این یعنی گفتگوی تمدنهای اسلامی!؟ این یعنی دوران طلائی خمینی !؟ این یعنی مدینه فاضله اشرف !؟ این یعنی اسلام توحیدی !؟ این یعنی اساس فلسفه اسلامی !؟ و این در رساله همه آخوندها هست و هر روز در حوزه درس داده می شود). *( این احکام را نمی توا نند نفی کنند زیرا احکام واجب اسلام را نفی کرده اند و از اسلام خارج شده اند و اگر هم تایید کنند بر تروریسم در اسلام صحه دوباره گذاشته اند).
    * هموطن اگر نماز می خوانی و روزه می گیری احکام آن در کتاب تحریر الوسیله در کنار احکام بالا است٬ آیا وجدان تو راضی به کشتن بیش از دو میلیارد انسان٬ مرد٬ زن و کودک تنها به دلیل مسلمان نبودن می شود؟ آیا می توانی مسئولیت این جنایت بزرگ ضد بشری را که با نام و پشتیبانی معنوی و مادی تو انجام شود را بپذیری؟ از سوی دیگر این افکار وحشیگرایانه بیگانه که قرنها به زبان دیگری در کنج تاریک حجره ها ادامه داشته باعث نابودی چهره صلحدوستی و نجابت ایرانیان شده و صلح و ثبات جهانی را نیز به خطر انداخته و بطور مسلم باعث جنگهای منطقه ای و بین المللی خواهد شد.

    به پندار نیک٬ گفتار نیک و کردار نیک خویش بازگردیم.
    .«کورش فردوسی»


  2. سيامك
    2

    شما هنوز دین را درست نمی شناسد و حرف هاتون به رویا بافی نزدیک تر است تا به تحلیل درست