Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
زخم بر طبیعت، زخمی بر زندگی انسانی است،

«درختانی که برای پول قتل عام شدند»

2011 August 17

جلال ایجادی/ استاد دانش‌گاه در فرانسه

طرف‌داران اکولوژی می‌دانند که زخم بر طبیعت، زخمی بر زندگی انسانی است. هرچقدر طبیعت ویران میشود زندگی انسانی نیز صدمه می‌بیند. زندگی بدون آب و گیاه و پرنده‌گان و جانوران و رودخانه‌ها و هوا چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ کره خاکی ما با بحران روبه‌رو است زیرا در تمام کشورها خراب‌کاران طبیعت بسیارند، از مدیران صنایع و سیاست‌مداران و سوداگران گرفته تا شبکه مافیایی و روحانیون و دزدان منابع طبیعی و بوروکرات‌ها، همه و همه مشغول تخریب هستند. ایران ما میراث زیست محیطی را از دست می‌دهد، زیرا قدرت حاکم و دست‌گاه اداری دولتی و کارخانه‌داران و شهروندان بی‌دقت و ناآگاه نسبت به امور زیست محیطی، به‌ اشکال گوناگون آن‌را ویران می‌کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در ابتدا به تحلیل کوتاهی از قتل‌عام بلوط‌ها پرداخته و سپس تاکید بر این‌ است که این اقدام دولتی اتفاقی نیست. ‌بلوط‌ها را برای پول بیش‌تر درو کردند و این خراب‌کاری نشانه‌ای از یک سیاست همیشگی است.

طرح دولتی گاز و توطئه علیه محیط زیست

از چند سال پیش دولت ایران برای فروش گاز طرح اقتصادی عسلویه را در دستور قرار داد. این طرح خط لوله گاز که بیش از 1800 کیلومتر طول دارد با این هدف در دستور قرار گرفت تا با حمل 35 میلیارد متر مکعب گاز پارس جنوبی در سال از بندر عسلویه  به عراق و سوریه و بالاخره به لبنان و مدیترانه برساند تا در آن‌جا به مشتریان احتمالی اروپایی و غیر‌اروپایی برسد. تاکنون ساخت قطعه اول و دوم این خط لوله گاز ازعسلویه تا اهواز به طول 611 کیلومتر به پایان رسیده است و جهت ادامه پروژه با اجازه دولت شرکت پیمان‌کار به‌سرعت در حال تخریب تمامی «منابع طبیعی» در مسیر لوله گاز 56 اینچی می‌باشد. فاجعه زیست محیطی ادامه خواهد داشت.

 برای انجام این طرح صنعتی بازرگانی از جمله مسایل اساسی که مورد توجه قرارنگرفت، امر زیست محیطی بود. یکی از این خراب‌کاری‌های زیست محیطی دردناک قتل عام درختان بلوط کهن‌سال دنا می‌باشد. برای طرح صنعتی و درآمد آتی ناشی از فروش گاز به اروپا، شرکت پیمان‌کار با هم‌دستی مسوولان دولتی طرح قتل عام درختان را ریختند و شبانه و دزدانه هزاران بلوط را درو کردند.

به توضیح کوتاه این تراژدی بپردازیم و تناقضات و پرسش‌های مهم مربوط به آن‌را نگاه کنیم.

یکم: سیاست مخفی کاری برای اجرای طرح. ‌شبانه حدود 14000 اصله درخت کهن‌سال بلوط که در مسیر انتقال خط لوله گاز عسلویه به شمال و شمال غربی بود با بولدزرها و اره‌های برقی و تبرهای سنگین قتل عام شدند. اگر مسئله پول و فساد در کار نبود، چرا مسوولان شبانه و مخفیانه عمل کردند؟ چرا مسوولان کوشیدند تا شهروندان و نهاد‌های زیست محیطی و یا افراد سالم دست‌گاه اداری در جریان نباشند؟

دوم: زیر پا گذاشتن هرگونه قانون‌گرایی زیست محیطی. این درختان در منطقه دنا در کهگیلویه و بویر‌احمد و به‌خصوص در منطقه حفاظت شده قرار داشتند. از نظر قانونی مناطقی که جزو مناطق حفاظت شده به‌شمار می‌آیند هر گونه اقدام جهت خرابی و تغییر ممنوع و نشاید است. پس چگونه تصمیم‌گیران به قانون‌های موجود نیز عمل نمی‌کنند؟ آیا قانون این نظام جز همان شیوه تبلیغاتی دروغین چیزدیگری میتواند باشد؟

سوم: دولت جمهوری اسلامی مسوول فاجعه.‌ در واقع مسبب مستقیم این تخریب شرکت ملی گاز است که یک سازمان دولتی است. این سازمان دولتی با شرکت پیمان‌کار خود قطع کردن درختان را سازماندهی می‌نماید. روشن است این سازمان دولتی خود خراب‌کار زیست محیطی می‌باشد. آیا سود پرستی و بی‌لیاقتی و نادانی و رشوه‌گیری و بوروکراسی و ضدیت با قانون از مشخصات این نظام نیست؟

چهارم: فقدان اعتبار سازمان محیط زیست. یک سازمان دیگر یعنی سازمان محیط زیست کشور به این قتل عام اعتراض کرده و شکایت خود را به مقامات قضایی ارایه داده و ادعای خسارت نموده است. چرا این سازمان یک کارزار گسترده علیه همه اقدام‌های دولتی و خصوصی ترتیب نمی‌دهد؟ چرا ویران‌گری ممتد در این کشور را در سطح جهانی مطرح نمی‌کند؟ چرا آمار دقیق با تحلیل علمی منتشر نمی‌کند؟

پنجم: بی‌توجهی نسبت به تجربه‌ها. خط انتقال گاز از کریدور تعین شده در صورتی انجام می‌گیرد که تجربه انتقال سه خط لوله در 40 سال اخیر را در پشت سر داشته و خط لوله گاز قرارگاه خاتم الانبیا برخلاف قرارداد یاد شده از فراز تپه ها و در حاشیه رودخانه بشار عبور داده شده است. چرا تجربه های گوناگون مورد توجه قرار نمیگیرد تا از کجروی ها اجتناب شود و فعالیت اقتصادی در تناقض با محیط زیست قرار نگیرد؟

ششم: بی‌توجهی به کل خسارات زیست محیطی. سازمان محیط زیست کشور، خسارت وارده به جنگل‌های حفاظت شده و تحت مدیریت سازمان محیط زیست را بیش از یک میلیارد تومان برآورد کرده است. هزینه واقعی به‌مراتب سنگین‌تر از یک میلیارد تومان خواهد بود. آیا در این محاسبه هزینه تخریب سرچشمه‌ها، قنات‌ها، شبکه‌های هیدرولوژیکی، آشیانه پرندگان، زیست‌گاه جانوران، پوشش گیاهان، خسارات اقلیمی و آب و هوایی کوتاه مدت و دراز‌مدت و غیره در نظر گرفته شده است؟ آیا خسارات آن برای سلامتی انسان‌ها ارزیابی شده است؟

هفتم: در این نظام، دادگستری مدافع درخت‌ها نخواهد بود. دادستان استان  در تصمیم قضایی دستور توقف عملیات، شناسایی مجرمان و معاینه میدانی محل و جمع‌بندی پرونده را با احضار پیمان‌کار صادر کرد. نتیجه واقعی و نهایی اقدام دادستان چه خواهد بود؟ آیا واقعیت سیستم دولتی، نبود یک دادگستری مستقل و منافع گروه‌های ذی‌نفع همه اعتراضات را خفه نخواهند کرد؟

هشتم: کارشناسی و آموزش فراموش شده‌اند. کارشناسان محیط زیست ضمن هشدار به مقامات اجرایی و پیمان‌کاران کشور خواستار رعایت ابتدایی‌ترین اصول ارزیابی‌های زیست محیطی در فعالیت‌های عمرانی و صنعتی برای جلوگیری از بروز و تکرار چنین فجایعی در محیط زیست و منابع طبیعی کشور شده‌اند. اجرای واقعی این خواست اصولی به یک آموزش زیست محیطی و درایت سیاسی نیازمند است. بیش از سی سال این ویران‌گری‌ها ادامه دارد، چرا در بسیاری از طرح‌های صنعتی و راه‌سازی در بخش خصوصی و دولتی این فاجعه‌ها تکرار می‌شوند؟ کارشناسی همه جانبه و آموزش زیست محیطی مدیران و کارکنان چرا در دستور سیاست کنونی نیست؟

نهم: جریمه مالی برای حفظ  درخت‌ها هرگز کافی نیست. اداره گاز و پیمان‌کار مجری طرح انتقال گاز، ملزم به پرداخت خسارت شده‌اند. این در حالی است که دکتر دلاور نجفی معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست کشور با ابراز نگرانی از این تخریب بی‌سابقه محیط زیست گفت: «وقتی درختان را قطع کرده‌اند هر چقدر هم جریمه تعیین شود دردی را دوا نمی‌کند و این درختان از گونه‌های غیر‌قابل تجدید و احیا هستند.» ارزش درختان تنها اقتصادی نیست، آن‌ها تعادل زندگی هستند. البته می‌توان به درخت‌کاری دست زد، تا نیاز‌های کشوری بر طرف شود و این امر به‌راحتی می‌تواند با برنامه انجام یابد. در ایران روند تخریب گیاه و جنگل بسیار نیرومند‌تر از روند بازسازی و کاشتن دوباره است، این دست‌گاه سیاسی فاقد چنین اراده جهت بازسازی جنگل‌هاست و آن‌چه که وجود دارد را به‌سرعت نابود می‌کند. چرا نیروی مالی و تخصصی لازم در نظر گرفته نمی‌شود؟ چرا پول نفت و گاز برای حفظ جنگل‌ها استفاده نمی‌شود؟

دهم: تخریب میراث طبیعی جبران ناپذیر است. جنگل‌سوزی‌ها، دزدی چوب جنگل‌ها، طرح‌های جاده‌کشی و لوله‌کشی در میان جنگل، منابع طبیعی را نابود می‌کنند و دولت نیز زیر پوشش وزارت‌خانه و پیمان‌کار خصوصی و غیره در راستای این تخریب عمل می‌کند.‌ اجازه‌های دولتی و ماموران بوروکرات، دیروز درختان بی‌شمار، امروز بلوط‌های دنا و فردا و پس فردا درختان دیگر را نابود خواهند کرد. جامعه انسانی بدون محیط زیست سالم و شاداب به بحران افتاده و پژمرده خواهد شد. منافع اقتصادی و حریصانه امروز و سیاست فاجعه‌بار کنونی به تخریب زیست محیطی ادامه می‌دهند و این امر جنگی علیه جامعه انسانی است. بیداری جامعه چه موقع به‌وقوع می‌پیوندد و مدیران وسیاست‌مداران مدافع محیط زیست در چه هنگامی در ایران نقش خواهند داشت؟

فاجعه تخریب گسترده

در این جمهوری اسلامی این قتل عام درختان، نه تازه است و نه اتفاقی. بر پایه گزارش کارشناسان فائو (سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد) درسال 2001 با تخریب 33 درصد از جنگل‌های ایران، پهنه 18 میلیون هکتاری این جنگل‌ها به 12.4 میلیون هکتار کاهش یافته است. درسال 2009 گزارش این نهاد حاکی از آنست که سطح جنگل‌ها به 11 میلیون هکتار سقوط کرده است.‌ از نگاه این نهاد بین‌المللی هرگاه سطح جنگل‌های یک کشور از 25 درصد خاک آن کم‌تر گردد، آن کشور از نظر وضعیت محیط زیست انسانی در شرایط بحرانی به سر می‌برد. این درحالی است که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران 7.5 درصد از مساحت کشور است. حال باتوجه به این وضعیت فاجعه‌انگیز، مسوولان دولتی با سهل‌انگاری و بی‌کفایتی به ویران‌گری ادامه می‌دهند. هم اکنون مساحت مناطق حفاظت شده‌ی پارک ملی، آثار طبیعی و پناه‌گاه‌های حیات وحش در ایران تنها 4.48 درصد از کل سرزمین است. در حالی که با معیارهای جهانی دست‌کم سطح این مناطق با ید برابر با 10 درصد از مساحت هر سرزمین باشد. از میان این مناطق حفاظت شده طبیعی ایران نیز بسیاری از آن‌ها با روند فرسایشی و بحران‌های خطرناک زیست محیطی رو‌به‌رو هستند که برای نمونه می‌توان به مواردزیر اشاره کرد:

پارک ملی گلستان، پارک ملی لار، پارک ملی خجیر و سرخه‌حصار (در شرق تهران)، مناطق حفاظت شده و رجین و البرز مرکزی، جنگل‌های پارک لویزان، جنگل‌های حرا در جنوب کشور، دشت مغان در آذربایجان، پوشش گیاهی و جانوری تنگه بلاغی شیراز، جنگل‌های مازندران، دشت بوئین زهرا، پارک ملی بختگان فارس و غیره دست‌خوش نابسامانی می‌باشند و با روند کنونی قطع درختان جنگل‌های حفاظتی و حمایتی در شمال و سایر نقاط کشور و نیز آتش‌سوزی‌های گسترده در کردستان در سال‌های آینده شاهد وخامت بیش‌تر اقلیمی و هوا و بروز سیل در استان‌های سرسبز کشور حتا گیلان و مازندران خواهیم بود زیرا زمین‌هایی که دارای پوشش گیاهی هستند از قدرب جذب آب بیش‌تری برخوردارند. بانک جهانی نیز در انتشار گزارشی وضعیت نابودی جنگل‌ها در ایران را چنین ترسیم کرده است: خسارت ناشی از تخریب و قطع درختان جنگلی و نابودی جنگل‌های خزری سالانه 906 میلیون دلار برابر با 7 میلیارد و 212 میلیون ریال بوده واین رقم برابر 0.8 درصد از تولید ناخالص داخلی است. براساس این گزارش هولناک از پنج منطقه جنگلی کشور یعنی خزری، تورانی، ارسباران، زاگرس و پوشش گیاهی خلیج فارس، میانگین سالانه نابودی جنگل‌های خزری در ایران 45 هزار هکتار معادل 2.4 درصد از کل مساحت جنگل‌های این ناحیه و 0.3 درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور است.

باید دانست که جنگل مدام دست‌خوش آسیب است و از سوی دیگر به عنوان منبع تولید چوب و سلولزیکی از منابع مهم اقتصادی و مصرفی به‌شمار میاید و مانند بسیاری از منابع طبیعی با بهره‌برداری ناهنجار به‌سرعت پایان می‌پذیرد. به‌این دلیل باید از جنگل‌ها نگه‌داری نمود و با کاشت فعال هم نیاز‌ها را پاسخ گفت و هم به‌ویژه جنگل‌های آسیب دیده را ترمیم نموده و توسعه داد. ایران در سال 2009 به‌اندازه 616 هکتار جنگل‌کاری داشته است ولی نباید فراموش کرد که در همان زمان در ایران هر سال 6500 هکتار از مناطق جنگلی در اثر آتش‌سوزی نابود می‌گردد.

بر اساس گزارش بانک جهانی، جنگل زدایی به تنهایی عامل تولید 20 تا 30 درصد مجموع گازهای گل‌خانه‌ای دنیاست که این گازها موجب افزایش گرمایش زمین می‌شوند. به بیان دیگر تخریب جنگل‌ها نقش مسقیم در وخامت وضعیت زیست‌محیطی در جهان داشته و ایران نیز با فقدان مدیریت پای‌دار جنگل‌ها و نابودی این میراث مانند قتل عام درختان دنا، فعالانه در این ویران‌گری شرکت دارد. طرح صنعتی گاز بی‌توجه به‌امور زیست محیطی، باهدف فروش گاز برای تامین هزینه‌های خانمان‌سوز نیروگاه اتمی بوشهر و فعالیت‌های نظامی و اداری دیگر می‌باشد. پول برای بودجه دولتی و طرح‌های غیر‌اصولی و ناموزون نظام و پول برای تاراج هرچه بیش‌تر، چشم و گوش این حاکمان و بوروکرات‌ها را کور کرده است. جنگل‌ها و سلامتی طبیعت و انسان برای این حاکمان ارزشی ندارد. ایران ما در دوره سیاهی به‌سر می‌برد.

به قتل عام درختان دنا در مسیر خط لوله گاز بنگرید:


«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,