Saturday, 18 July 2015
11 July 2020
روشن‌فکران و نیروهای مذهبی روشن‌تر بگویند،

«پرسش ازسیاست‌مداران و روشن‌فکران دینی درباره حکومت لائیک»

2011 August 19

جلال ایجادی / استاد دانش‌گاه در فرانسه

اپوزیسیون مترقی ایران باید یک‌پارچه بر علیه نظام جمهوری اسلامی  مبارزه کرده و با برکنار نهادن این دست‌گاه استبدادی ولایت فقهی به آزادی دست یابد. این آزادی با سه اصل گره خورده است: «دمکراسی، اکولوژی و لائیسیته.»

خواست دمکراسی با برقراری نظام دمکراتیک متکی بر اصول پارلمانتاریسم، انتخابات آزاد در جمهوری و شرکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی مشخص می‌شود.

خواست اکولوژی با اصل پذیرش حق زیست محیطی به‌مثابه حق اساسی هر شهروند در داشتن یک زندگی با کیفیت و یک طبیعت زیبا و با رعایت اصول اقتصاد پای‌دار و حفظ منافع نسل‌های آتی تعیین می‌گردد.

خواست لائیسیته با پذیرش اصل جدایی دولت و سیستم سیاسی از دین و متکی کردن تصمیمات کشوری نه برپایه احکام دینی واسلامی، بلکه بر پایه قانون واندیشه بشری و دست‌گاه قانون‌گذار ناشی از انتخاب مردم معنا می‌یابد.

روشن‌فکران و نیروهای مذهبی روشن‌تر بگویند

در این نوشته کوتاه نکته مورد بحث من بند سوم است. در جامعه ایران حاکمیت قدرت سیاسی مذهبی موجود منجربه تخریب امکانات توسعه وترقی شده و استبداد دینی با احکام کهنه و اعتقادی خود، جامعه را به خفقان کشیده است. حکومت مذهبی، قانون اساسی مذهبی، حکومت‌گران شیعه، احکام اسلامی در زمینه‌های گوناگون، همه وهمه، به قدرت سیاسی بعد ایدئولوژیک مذهبی داده تا این قدرت بتواند خودرا بیان اراده الهی و نیرویی مقدس تلقی دهد. تجربه سی وسه سال خشونت حکومت دینی، بخشی از جامعه وبخشی از اپوزیسیون را به پذیرش حکومت غیر مذهبی و یا لائیک سوق داده است. برای بسیاراز کسانی که از جناح چپ و ملی این دولت را، برپایه فرصت‌طلبی و یا مصلحت‌گرایی، مورد تایید قرار دادند و یا کسانی که از جناح مذهبی به این نوع قدرت سیاسی دینی معتقد بودند و آن‌را الگویی برای جامعه می‌دانستند، آشکار شد که این تجربه بیان شکست اسلام سیاسی و فروریختن توهم راه جدید با عدل الهی است. در بستر واقعیت اجتماعی آن‌هایی که صادق بودند، به تناقضات پی بردند و به‌شک افتادند و گروهی از آنان کم و بیش به رد دولت دینی رسیدند. علی‌رغم این روند پر تناقض و مثبت، نزد کسانی که امروز از دولت لائیک صحبت می‌کنند، نگاهشان همیشه از روشنی کافی برخوردار نیست. مفهوم لائیسیته به‌معنای جنگ علیه مذهب و از بین بردن دین در جامعه نیست. اصل لائیسیته بر جدایی یک اصل بنیادی یعنی جدایی حکومت‌داری از دین‌داری است. هرکسی در چنین جامعه ای آزاد است اندیشه واعتقاد خود را بیان کند و ترویج کند، ولی طبق لائیسیته مذهب شیعه و قرآن مبنای سیاست نیستند و کشورداری نه برپایه اصول دین و ارزش‌های دینی، بلکه برپایه قانون و رای شهروند صورت می‌گیرد.

نیروهای مذهبی و روشن‌فکران و سیاست‌مداران دینی همیشه از صراحت برخوردار نیستند

ما، اشخاص و نیروهای کوچکی بودیم، که از همان ابتدا مخالف حکومت دینی خمینی بوده و از همان ابتدا بر ضد حکومت اسلامی در ایران مبارزه نمودیم. متاسفانه در لحظه انقلاب ایده دمکراسی بر رفتارمان و اندیشه مان غلبه نداشت، چراکه بسیاری از ما مارکسیست بودیم، که البته اندکی بعد برای بسیاری این باور فروریخت. بهرحال اعتبار قدرت سیاسی شیعه به‌مرور از بین رفت و امروز خواست دولت غیردینی هم در خارج و هم در ایران گسترده‌تر شده است. دراین مورد به‌میزان وسیعی تئوری‌های آل احمدها و شریعتی‌ها و سروش‌ها و روحانیون فرو ریخت چرا که آشکارا اسلام در قدرت نشان داد که بیدادگر است و آزادی‌کش است. امروز ایده دمکراسی و لائیسیته در نزد همه رشد کرده است و حتا بسیاری ازروشن‌فکران و سیاست‌مداران مذهبی نیز باین سو گرایش یافته‌اند. ما به‌جلو باید برویم، نیروهای چپ ودمکرات دقیق‌تر شده‌اند ولی جسارت خود را باید افزایش دهند و خواست لائیسیته را در ایران و خارج پرقدرت‌تر نمایند. چنین خواستی را امروز در هر جا که هستیم باید آشکارا مطرح کرد. در این دوران اخیر و به‌ویژه از چند سال پیش افکار و اشخاص و نیروهای لائیک به‌طرز برجسته افزایش یافته‌اند. اینان پراکنده‌اند. باید یک قطب مستقل  مهم بوجود بیاید، ولی هنوز که هنوز است این صدا و این تمایل برای هم‌سویی قدرت‌مند نیست.

نیروهای مذهبی و روشن‌فکران و سیاست‌مداران دینی همیشه از صراحت برخوردار نیستند. انگار همیشه یک چیزی را پنهان می‌کنند‌، انگار در ته دل امیدی برای نجات اسلام سیاسی دارند. نسیه و خجالتی نمی‌توان حرف زد، دوپهلو و با رمز نباید موضع گرفت، هم ازقرآن و هم از قانون نمی‌شود صحبت کرد. به‌علاوه افراد ونیروهایی مذهبی که خود را لائیک می‌دانند گاه به‌طور مستقیم و غیر‌مستقیم، آهسته و با نجوا، باز ما را به آبشخور دین خود می‌کشانند. اینان از بینش دینی خود در تعریف دولت لائیک به‌طور همه جانبه نبریده‌اند. آنان صراحت باید داشته باشند. اینان اگر به بینش مذهبی برای تعریف سیاست و اقتصاد و مشی مملکت‌داری معتقدند، نمی‌توانند خود را مدافع دولت و سیاستی لائیک معرفی کنند. برای این‌که بحث روشن‌تر باشد و سایه روشن‌های افکار مشخص گردد، من از این نیروها دعوت می‌کنم به موارد زیر توجه کنند و نظر خود را جهت کمک به جنبش آشکارا بیان کنند. برای رفع هرگونه سو‌تفاهم و سو‌تعبیر، از اشخاص و نیروها ی مسلمان می‌خواهم که نگرش خود را در پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها مطرح کرده وبا ارایه نظر در موارد زیرزمینه استراتژی علیه حکومت دینی کنونی را به‌سهم خود دقیق‌تر نمایند. اشتباه نخواهم کرد که بگویم امروز آقایان موسوی و کروبی متاسفانه طرف‌دار دولت لائیک نیستند. آنان از قانون اساسی شیعه و این نظام ولایت فقیهی حمایت می‌کنند. حال آن‌که ما می‌دانیم که این رژیم برپایه مذهب شیعه بوده و دین رسمی کشوری را اسلام و تخلف ازآن را جرم  می‌داند. این سیستم سیاسی کنونی بر پایه استبداد فردی و آپارتاید سیاسی و مذهبی و ایدئولوژیک قرار دارد. تنها رد این بینش دینی و عمل ناشی از آن در کشورداری، راه درست است. من نمی‌گویم افراد مذهبی از مذهب خود دست بکشند ، این حق هر شهروند است که به یک دین اعتقاد داشته باشد و یا نداشته باشد و یا حتا علیه دین باشد، هم‌چنان‌که من هستم. بحث اینست که از خدا و قرآن و اسلام و امامان و سنت پیامبر به‌عنوان پایه حکومت‌داری نباید استفاده شود و با این معیار‌های دینی، خوبی و بدی سیاست‌ها مورد سنجش نباید قرار گیرد. ما قانون اساسی و دولت و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع منطبق بر دین اسلام و مذهب شیعه نمی‌خواهیم، زیرا در چنین حالتی دولت و حکومت لائیک هرگز میسر نخواهد بود.

 قرآن، زن ودیگراندیشان درجامعه

برای پذیرش قدرت سیاسی لائیک در شرایط ایران، با توجه به آن‌چه که برما و جامعه ما تاکنون رفته است، چند موضع‌گیری برجسته حیاتی است. می‌دانیم که برخی مواضع قرآنی پایه ایدئولوژیک و توجیه دینی برای اجرای استبداد و دیگرکشی در جامعه ایران بوده است. سرکوب و ترور دیگراندیشان از بی‌خدا تا معتقد به ادیان دیگر، از گرایش‌های سیاسی تا نگاه‌های هنرمندانه، پیوسته بر اساس این نگرش قرآنی صورت گرفته است. روشن‌فکران وسیاست‌مداران معتقد به اسلام در‌باره گفتار زیر که پشتوانه عمل سیاسی در ایران بوده است، چه می‌گویند؟

«همانا کیفر آنان‌که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به‌قتل رسانده، یا بدار کشند ویا دست و پایشان به خلاف ببرند، یا با نفی و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آن‌هاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذب خواهند بود.»(سوره المائده، آیه 33)

در نفی حقوق زن و عدم برابری حقوقی آن‌ها با مردان به این‌گونه آیات مستقیم یا غیر‌مستقیم اتکا شده است. این آیه و یا آیات دیگر در‌باره موقعیت اجتماعی و ارث و حجاب در قضاوت‌، زمینه ذهنی و دینی برای سرکوب زنان و اعمال سلطه برآن‌ها بوده است.

«مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقر داشته و هم به واسطه آن‌که مردان از مال خود نفقه دهند. پس زنان شایسته و مطیع آن‌هایند که در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و زنانی که از نافرمانی آنان بیم‌ناکید باید نخست آن‌ها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خواب‌گاه آن‌ها دوری گزینید، و اگر باز مطیع نشدند آنان را به زدن تنبیه کنید، چنان‌چه اطاعت کردند دیگر حق ستمی ندارید که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشان است.»(سوره النساء، آیه 34). دردیدگاه اسلامی مرد سلطه دارد و تصمیم می‌گیرد ودر مورد غیر‌مسلمان راه دوستی نباید پیشه کرد و از جمله در قرآن به مردان خطاب می‏شود: «ای مردان مومن زنان مشرک را نگیرید، حتا اگر از حسن آنان به شگفت آیید. یک کنیز مومن بهتر از آزاد مشرک است» (221 بقره).

این آیات نمونه‌ای از یک دست‌گاه فکری است که عمل ناشی از آن جامعه را با التهاب مواجه ساخته و برابری حقوتی شهروندان، دین‌دار و ناباور، را از بین می‌برد. چنین فکری به بردگی اعتراض ندارد و بلکه در جسجوی تسلیم فرد است، آزادگی نمی‌خواهد بلکه اطاعت از خدا و پیامبر اسلام می‌خواهد و به‌ناگزیر ولایت مطلقه فقیه و سلطان مذهبی و آیت‌اله مرجع تنها و تنها فرد مطیع می‌خواهد. در اپوزیسیون کسانی هستند که این‌گونه گفتار را مهم نمی‌دانند و از کنار آن می‌گذرند و چه بسا گویند که مسئله مهم ما این نیست، گروه دیگر از روی اعتقاد این گفتار را به تفسیر می‌کشند و از معنای مشخص آن دور می‌کنند و یا توجیه می‌نمایند و بالاخره کسان دیگری هستند که این گفتار را برای جامعه بشری و بردباری و احترام لازم در جامعه هولناک می‌دانند. در یک دولت لائیک سیاست‌مدار مسوول نمی‌تواند گفتار قرآنی را تبلیغ کند و آن‌را در خطبه و پیام و نامه رسمی و روزنامه دولتی تکرار کند. این‌گونه افکار توهین به زن، ستایش از خشونت و نفی بردباری است و به‌طور قطع قابل تحمل نیست. بر پایه چنین تفکری است که در ایران اسلامی نه تنها زنان سرکوب می‌شوند، بلکه تمامی دین‌داران غیر‌شیعه مانند سنی‌ها، بهایی‌ها، یهودی‌ها، ارامنه، زرتشتی‌ها  نیز زیر فشار قرار داشته و یا آشکارا سرکوب و گاه اعدام می‌شوند و دین‌داران دیگر هم مانند دراویش و شیخی‌ها و شیعیان خارج از قدرت در ایران به تناسب دوری اشان از حکومت سرکوب می‌گردند. سیاست تبعیض هم مذهبی است و هم سیاسی است. دین در قدرت به‌ ناگزیر به نظام مطلقه می‌گراید و تا آن‌جا پیش می‌رود تا برای قبولاندن «مشروعیت» خوی شنه تنها گرایش‌های سیاسی را می‌کوبد، بلکه به‌علاوه به سرکوب خودی‌ها نیز دست می‌زند. روشن‌فکران دینی به‌ما بگویند که آیا این رجوع به قرآن درست است یا نه؟ دوستان، ما به تفسیر شما نیازنداریم، ما به صراحت شما محتاج هستیم.

شیعه، زن، بهشت وجامعه

نگاه شیعه ادامه همین سلطه‌طلبی مردسالار و همین خشونت‌طلبی است. علی رهبر شیعیان در خطبه نکوهش درباره زنان در نهج البلاغه معتقد است که غیرت زن کفر و غیرت مرد ایمان است و باز می‌گوید جهاد زن خوش‌رفتاری و اطاعت از شوهر است. علی در نهج‏البلاغه میگوید: «الْمَرْأَهُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا،»‌ یعنی زنان همگی شر هستند و از همه بدتر این‌که چاره‌ای از آنان نیست(حکمت 238 ص510، انتشارات دار الهجره، قم‏).

علامه مجلسی نیز در حلیۀالمتقین یادآوری کرده که علی می‌گفت: مردی که کارهای اورا زنی تدبیر می‌کند، ملعون است. بنابراین، با این نگاه شیعه، بناگزیر ستم بر دیگران و محروم نگه داشتن زن توجیه شده است. تلاش مداوم رژیم برای پس زدن زن‌ها در جامعه از چنین ایدئولوژی زن‌ستیزی مایه می‌گیرد. خوش‌بختانه مقاومت و مبارزه زنان ایران و کارزار جهانی حمایت از حقوق بشر در ایران و جهان پیوسته مانع از آن شده تا به‌راحتی این حکومت به‌طور کامل به‌اهداف‌اش در این زمینه برسد. مسلم است که برخی خواهند گفت افکار موافق زن نیز در اسلام وجود دارد. روشن است که گفتار متضادهم در قرآن و شیعه موجود است، ولی امر اساسی این است که روح غالب فرهنگ شیعه و قرآن بر خلاف موقعیت و منافع زن وبرابری او با مرد است. از جهت دیگر از این معادله دینی باید خارج شد. دولتی که براین اعتقاد مذهبی عمل کند به بی‌راهه رفته است و از منطق لائیک کاملن دورشده است. چه دولت کنونی و چه مسلمانان خارج از حکومت پیوسته ارادت بی‌مانندی نسبت به علی و خاندان او داشته و گفتار او را سرمشق جامعه قرار می‌دهند. حال اگر اعتقاد فردی باشد‌، مسوولیت در چارچوب احساس و تفکر فرد می‌ماند. در حالی‌که نماینده یک نظام مذهبی سیاسی با مسوولیت دولتی و اجتماعی‌اش، با گفتار حمایت‌آمیز نسبت به علی و شیعه، به جامعه و منافع عمومی ضربه می‌زند و جز واکنش منفی نتیجه دیگری در اجتماع نمی‌آفریند، زیرا همه شهروندان به یک آیین نیستند و ارزش‌های دینی و اخلاقی برابر ندارند.‌

برخی گفته‌های مذهبی به افسانه‌های اروتیک و خنده‌آور نزدیک است و بیان‌گر ایدئولوژی مردسالاری است که سلطه بر زن رادر اعماق جامعه تشویق می‌کند

درحکومت اسلامی ایدئولوژی شهادت و مرگ نقش بسیار برجسته‌ای داشته و پیوسته چه در هنگام جنگ و چه در سیاست‌های تبلیغاتی روزمره حکومتی در رسانه‌ها و مراسم مذهبی و اجتماعی مبلغان دست‌گاه حاکم مردم را به‌مرگ دعوت نموده و بشارت داده، شمایی که مرگ را برای بقای رژیم پذیرفته‌اید، بهشت در انتظار شماست. در اسلام برای تسلط بر روان مردها، از نادانی و اروتیسم در بهشت استفاده می‌شود. قرآن با توصیف بهشت و حوریان بهشتی دل و روح مردان راشیفته نموده و برای رام کردن و به تسلیم کشاندن آنان اروتیسم حوریانه را پیشنهاد می‌کند. قرآن سرشار از وعده بهشت است و دل مومن در وسوسه بازیافتن شیر و عسل و پستان و هم آغوشی با دختران باکره و حوریان بهشتی می‌طپد. این ایدئولوژی اروتیک مردسالار نقش مهمی در ساختار روانی مردان و انگیزه آنان ایفا می‌نماید و ایجا‌د این شیفتگی سکسی یک جانبه برای عمل‌کرد هوش‌مندانه در اجتماع  زیان‌آور است. به‌رسمیت شناختن حق مرد برای داشتن چند همسر و نیز ایجاد سیستم صیغه در راستای همین دیدگاه قرار می‌گیرد. اسلام برای به اطاعت درآوردن انسان‌ها از تصاویر و پیام‌های سکسی بی‌شماری استفاده می‌نماید و با ایجاد تب امیال جنسی مردانه به گسترش نفوذ خود و به استحکام قدرت سیاسی می‌پردازد.

بحارالانوار نوشته علامه مجلسی از عمده‌ترین و گسترده‌ترین دائره المعارف بزرگ حدیث شیعه است. این کتاب شامل کلیه مباحث اسلامی از تفسیر قرآن تا فقه وکلام و تفسیر و اخلاق و لغت در بردارد. این کتاب بیست وشش جلدی که درسال 1070 هجری شروع و در سال 1103 به پایان رسید یکی از منابع اساسی شیعه است و از جمله ماجرای بهشت به‌شرح زیر می‌آید:

«بیش‌تر نهر‌های بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند.»

«دوشیزگان با چنان صدایی می‌خوانند که خلایق تا‌کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است، این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی می‌کنند.»

«هریک از آن حوریان، هفتاد حله پوشیده‌اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حله معلوم است. از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را می‌یابد که هر یک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسر نشده باشد.»

«پس آن مومن با قوت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می‌کشد. مومن متحیر می‌باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می‌کند از شدت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می‌نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف می‌گردد که خوش‌روتر و خوش‌بوی‌تر از اولی است.»

«هیچ مومنی داخل بهشت نمی‌شود مگر آن‌که خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام و هفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند.»(‌منبع تمامی این نقل قول‌ها جلد هشتم، صفحات 127 ، 196 ، 205 .)

این گفته‌ها هم به افسانه‌های اروتیک و خنده‌آور نزدیک است و هم بیان‌گر ایدئولوژی مردسالاری است که سلطه بر زن رادر اعماق جامعه تشویق می‌کند. در این دیدگاه زنان بی‌شمار در خدمت نیاز جنسی مردانند و تمامی زنان و حوریان آوازه‌خوان فقط خواست سیراب کردن امیال مرد را دارند. در فرهنگ عامیانه و شوخی‌های جاری در ایران و در متلک‌های روحانیون و حتا رفتار شکنجه‌گران این رژیم، ما شاهد تاثیر‌گذاری این پورنوگرافی می‌باشیم. در زمان جنگ ایران و عراق یکی از ویژگی‌های بسیج جوانان رفتن به بهشت و ملاقات با حوریان بود. دولت لائیک و دست‌گاه رسانه‌ای نمی‌توانند این پدیده را نادیده بیانگارند و مرتب تبلیغ بهشت را بکنند و برای سلطه سکسی مرد از یک‌سو و از سوی دیگر تحکیم اعتقادت یک مذهب خاص و حفظ قدرت زمینه‌سازی نمایند.

فقه شیعه، بیضه مرد و جزای اسلامی درجامعه

در سال 1357 قانون‌گذار مسلمان ایران به حکم اصل چهارم قانون اساسی مبنی بر اسلامی شدن قوانین، در صدد «حذف و اصلاح قوانین خلاف شرع و وضع قوانینی منطبق با موازین شرعی و فقهی» برآمد. قوانین جزایی برگرفته از فقه جزایی اسلام می‌باشد. فقه جزایی اسلام با بهره‌گیری از نظر فقهای امامیه و اهل سنت و با اتکا به آیات قرانی و سنت محمد و امام باقر و امام صادق و دیگران تدوین شده است. قانون مجازات اسلامی، مشتمل بر چهار کتاب (کلیات، حدود، قصاص و دیات) و با ۴۹۷ ماده برای مدت پنج سال به صورت آزمایشی تصویب گردید که اجرای آزمایشی آن در ۱۲ اسفند ۱۳۷۵ به مدت ده سال تمدید شد. در سال ۱۳۸۹ نیز نمایندگان مجلس بار دیگر مدت اجرای آزمایشی این قانون را تا پایان سال ۱۳۹۰ تمدید کردند. هم اکنون قانون مجازات اسلامی مهم‌ترین مجموعه قوانین کیفری در جمهوری اسلامی است. قانون مجازات اسلامی (دزدی، قصاص، حجاب، قتل و غیره.) متکی به استاندارهای لازم در قوانین بین‏المللی نمی‌باشد. به‌عنوان نمونه در ایران کودک بر اساس مبانی فقه اسلام تعریف می‏شود، حداکثر پانزده سال تمام قمری برای پسران و نه سال تمام قمری برای دختران. چنین تعریفی با قوانین بین‌المللی هم‌خوانی ندارد.

قوانین جزایی ایران نشان‌گر خوار نمودن زن و تهمت به شرافت انسانی اوست. این بینش جزایی که خود را مطابق روح دینی و نظر علمای بزرگ مذهبی درجه یک شیعه قرار داده، در تضاد با حقوق بشر می‌باشد. این افکار زن‌ستیز با قدرت تمام باید رد شده و محکوم گردد و از دست‌گاه قضایی ایران شسته شود. توجه کنید:

قانون مجازات اسلامی به طور روشنی در نحوه پوشش زنان نیز وارد می‏شود.  ماده 638 قانون مجازات اسلامی عدم رعایت حجاب شرعی را جرم معرفی می‌نماید. به موجب این ماده «هرکس علنا در انظار عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس از 10 روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می‌گردد.»

درقانون جزایی اسلامی درماده 300 قانون مجازات اسلامی، بخش دیات چنین می‌آید:

«خون‌بهای قتل زن مسلمان‌، خواه این قتل عمدن صورت گرفته باشد و خواه غیر عمدی‌، 50 شتر است.

ماده 435 قانون مجازات اسلامی :

خون‌بهای قطع بیضه چپ یک مرد مسلمان 66 شتر است و خون‌بهای قطع بیضه راست او 34 شتر. خون‌بهای قطع هر دو بیضه چپ و راست مرد مسلمان 100 شتر است.

علت تفاوت خون‌بهای میان بیضه چپ و راست روایت عبداله ابن سنان از حضرت امام جعفر صادق است که فرمود به بیضه چپ دو ثلث دیه کامل تعلق می‌گیرد زیرا بچه از بیضه چپ به‌وجود می‌آید.

تبصره: فرقی در این حکم میان بیضه جوان و بیضه پیر و کودک و بالغ و عنین و سالم نیست.»

«پرسش‌کده» که یک سامانه اینترنتی پرسش و پاسخ فارسی در جمهوری اسلامی است و بیان‌گر فرهنگ و ذهنیت رایج می‌باشد درباره برتری و قدرت مرد چنین می‌گوید:

«این که حق طلاق به مرد داده شده، دلیلش این است که بالاخره یک زندگى جمعى نیاز به مدیر دارد و اسلام نیز کسى را که کم‏تر در مقابل عواطف و احساسات تحت تاثیر قرار مى‏گیرد و از نظر مدیریت جمعى قوى‏تر است، به عنوان مسوول اداره زندگى مشترک معرفى کرده و حتا نفقه و هزینه اداره این زندگى را هم بر او واجب نموده است. در این که نوع مردان نسبت به زنان، از نظر مدیریت، قوى‏ترند و انعطاف‏پذیرى کم‏ترى در برابر احساسات خام دارند، شکى نیست. به عبارت دیگر زندگى مشترک نیاز به مدیریت دارد و یکى از شوون این مدیریت، مسئله‏اجراى طلاق و انفکاک است.»

این قوانین جزایی اسلامی که از فقه اسلامی و با رعایت خواست قرآنی تنظیم شده در برابر قوانین مدرن وحقوق بشر و خرد می‌باشد و به‌علاوه فرهنگ وسیاست واپس‌گرایی که در جامعه پدید آمده در تضاد با فضای سالم و حکومت‌داری لائیک می‌باشد. رجوع به قرآن وسنت اسلامی به‌عنوان یک اجبار و یا امر ترجیحی در ضدیت با روح سکولاریسم و سیاست لائیکی می‌باشد زیرا سیاست لائیک جدا از ملاک‌های دینی، جامعه را بر پایه اصول غیر‌دینی و بر پایه حقوق بین‌المللی مدیریت می‌کند. سیاست‌مدار و روشن‌فکر مسلمان اگر معتقد به حکومت لائیک است آشکار به رد فقه اسلامی باید دست بزند.

سخن آخر

با آن‌چه که بیان شد و مثال‌های مشخصی که ارایه شد، سه محوری که برشمردیم مورد پرسش ما از روشن‌فکران دینی است. تمام مشکلات به این سه محور پایان نمی‌پذیرند، ولی برای اجتناب از کلی‌گویی در دستور کار تبادل نظر ماست. دولت لائیک در سه زمینه، یکم در باره قرآن و رابطه آن با دیگراندیشان در اجتماع، دوم درباره افکار شیعه و عمل‌کرد ناشی از آن در مورد زن و مرد و بهشت و سوم درباره فرهنگ جزایی اسلامی موجود و مدیریت جامعه، در تناقض آشکار با بینش و اعتقاد مذهبی است. هر آن مذهب به‌عنوان ملاک و معیار مطرح باشد، این امر اغتشاش آور و بحران زاست. دین به‌طورکلی و دین اسلام و مذهب شیعه در ایران از عرصه سیاست حکومتی باید کنار رانده شوند. این امتزاج جز تباهی نتیجه دیگری ندارد. اگراصل دولت لائیک را بپذیریم، دیگر چنین دست‌گاهی نمی‌تواند برای مراسم مذهبی درجامعه و یا برنامه‌های دینی رادیو و تلویزیون هزینه کلان در بودجه سالانه خود در نظر گیرد. رابطه این دولت با افسانه امام زمان و چاه جمکران به‌طور روشن باید قطع شود. حقوق تمام آخوندها و هزینه مراکز علمیه قم و مشهد و غیره در بودجه دولتی باید حذف گردد. حجاب اجباری و جداسازی‌ها براساس جنسیت در مدارس و یا هر جای دیگر باید از بین برود. شما سیاست‌مداران و روشن‌فکران دینی در داخل و خارج جواب روشن دهید، آیا پیوند حکومت وسیاست دولتی درایران با قرآن و شیعه و سنت پیامبری باید قطع بشود یا نه؟‌ آقایان ابوالحسن بنی‌صدر، عبدالکریم سروش، ماشااله شمس‌الواعظین، یوسف اشکوری، محسن کدیور، عباس عبدی، شما در باره حمایت از لائیسیته و حقوق بشر و در نقد استبداد حاکم بسیار گفته‌اید، در این‌جا و در رابطه با بحث‌های برشمرده دراین نوشته نیازمندیم تا از سایه روشن‌ها‌ی فکری آگاه شویم. با توجه به آن‌چه در این نوشته آمد آیا حکومت لائیک را شما هم به همین‌گونه تعریف می‌کنید؟ آیا با صراحت شما نیز رجوع به معیار‌های قرآنی و شیعه و فقه را رد می‌کنید یا نه؟ دولت لائیک یعنی تحقق گسست میان دین و حکومت، زیرا هر نظام سیاسی که خود را در چارچوب احکام و اصول و ‌محدودیت دینی قراردهد و معیار را انطباق بااین چارچوب بگذارد، از روح قانون‌گذاری و عقل بشری و نظرخواهی شهروندان دورمی‌گردد. شما چه فکر می‌کنید؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,