شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«رقاص جناب وکیل کری کوسکی»

۱۳۹۰ مرداد ۲۹

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

«ویتولد گومبرویچ»  (Witold Marian Gombrowicz)نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس لهستانی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات داستانی این کشور در قرن بیستم است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آثار گومبرویچ از داستان‌ای کوتاه تا رمان‌ها و نمایش‌نامه‌هایش سرشار از غرایب و موقعیت‌های طنزآمیز و بازی‌گوشانه است. گومبرویچ در این آثار اغلب گونه‌های ادبی، از رمانتیک، گوتیک، اروتیک، سورئال تا بدیل‌هایی بر داستان‌های عامیانه و رمان سیاه (پلیسی و جنایی) را می‌آزماید، و از ورای آن‌ها آثاری بزرگ و مستقل می‌آفریند. هنر گومبرویچ که شاید در بادی امر به نظر خواننده‌ی نا‌آشنا تقلیدی سبک از شیوه‌های شناخته شده‌ی ادبی بیاید، برداشتی نو از این شیوه‌ها و استعاره‌هاست که در لایه‌های پنهان خود به تاریک‌ترین زوایای روح انسان نقب می‌زنند و خصلت‌هایی را برملا می‌کنند که باورشان دشوار است، خصلت‌هایی که به عمد یا به سهو معمولن از حوزه‌های آگاهی انسان بیرون رانده می‌شوند.

دست‌مایه‌های گومبرویچ در آثارش، سنت، مذهب، فلسفه‌ی وجود، ملی‌گرایی، تمامی‌خواهی سیاسی، بلوغ فکری، خامی جوانی، سوداگری و کاسب‌کاری، نخوت، غرور و تحقیر است.

گومبرویچ در 1937 نخستین رمان خود «فردیدورک» (Ferdydurke) را منتشر کرد. این اثر در بدو انتشار مورد نقد جدی قرار نگرفت و در عوض با سو‌‌تعبیرهایی مواجه شد. دست‌مایه‌ی خامی و نابالغی در این اثر که به عنوان یکی از مایه‌های اصلی به آثار بعدی گومبرویچ راه یافت، از سوی بعضی منتقدان به نویسنده‌ی جوان و بی نام و نشان اثر نسبت داده شد و گومبرویچ را برآشفت. با این همه فردیدورک به عنوان یکی از شاه‌کارهای مدرن ادبیات قرن بیستم تا به امروز بر اعتبار خود افزوده و تحسین نویسندگانی مثل «کوندرا» و «سوزان سونتاگ» را برانگیخته است.

گومبرویچ از خانواده‌ای مرفه بود. در رشته حقوق در دانش‌گاه ورشو تحصیل کرد. در اوایل دهه 30 شروع به نوشتن داستان‌های کوتاه کرد که بعدها زیر عنوان «خاطرات دوران نابالغی»  (Memoirs Of A Time Of Immaturity)به چاپ رسید. از همین دوران مقاله‌هایش را در اختیار جراید گذاشت و به ویژه با«روزنامه صبح» (Kurier Poranny) لهستان هم‌کاری نزدیکی داشت.

گومبرویچ در آستانه آغاز جنگ جهانی دوم به سفری دریایی با کشتی از لهستان به آمریکای جنوبی رفت. در آرژانتین بود که جنگ آغاز شد و او به امید پایان گرفتن آن تصمیم گرفت در «بوینس آیرس» بماند، اقامتی که بیست و چهار سال به درازا کشید و بیش‌تر آن هم در تنگ‌دستی گذشت، تا در 1963 که با دریافت بورسی از «بنیاد فورد»  (Ford Foundation)به اروپا برگشت. یک سال در برلین غربی ماند و با سلامتی رو به تحلیل راهی پاریس شد. در پاریس با «ریتا لابروس»  (Rita Labrosse)  دانش‌جوی کانادایی ادبیات مدرن آشنا شد و با کمک او ارتباط نزدیک‌تری با مترجمان و ناشران فرانسوی پیدا کرد. گومبرویچ در 1968 با ریتا لابروس ازدواج کرد و حقوق کلیه‌ی آثارش را به او سپرد.

گومبرویچ گذشته از داستان کوتاه و رمان، طی شانزده سال از 1953 تا تا زمان مرگش در 1969 یادداشت‌های روزانه می نوشت و در مجله ادبی لهستانی زبان «فرهنگ» ( KULTURA) که در پاریس منتشر می‌شد به چاپ می‌رساند. این یادداشت‌ها که شامل مشاهدات روزانه، نقد آثار خودش و دیگران، دیدگاه‌های سیاسی، اجتماعی و بحث و تبادل نظر با نویسندگان و هنرمندان است، امروزه به زبان‌های مختلف ترجمه شده و به عنوان اثری مهم در کارنامه گومبرویچ و یکی از به‌ترین کتاب‌های یاداشت‌های روزانه در نوع خود محسوب می‌شود.

گومبرویچ در سال‌های آخر زندگی‌اش و پس از ترجمه بعضی از نمایش‌نامه‌ها و رمان‌هایش به زبان فرانسه به شهرت نسبی رسید. در بازپسین سال زندگی نامش در فهرست نامزدهای جایزه نوبل قرار گرفت. از او هم‌چنین یک کتاب درباره‌ی زندگی و آثارش به نام «گونه‌ای وصیت‌نامه»  (A Kind of Testament) باقی مانده که برای شناخت سبک، دیدگاه‌ها و روند خلاقیت ادبی در آثارش منبعی معتبر است.

او در یادداشتی خطاب به همسرش در مورد آثار خود چنین می‌گوید: «آثار من بسیار شیک هستند، مثل یک مجموعه از چمدان‌ها: چمدان بزرگ؛ رمان‌هایم. دو چمدان متوسط؛ خاطرات و نمایش‌نامه‌هایم. چمدان کوچک‌تر؛ داستان‌های کوتاهم.»

نقد و نگاه

داستان «رقاص جناب وکیل کری کوسکی» در 1926 نوشته شده است. این داستان نخستین اثری بود که گومبرویچ را به گفته‌ی خودش تا اندازه‌ای راضی به ادامه‌ی نوشتن کرد. پس از آن گومبرویچ داستان‌های کوتاه دیگری نوشت که سرانجام با سرمایه‌ی پدرش در 1933 زیر عنوان «خاطرات دوران نابالغی» به چاپ رسید. این داستان‌ها از جمله «رقاص جناب وکیل کری کوسکی» سال‌ها بعد در مجموعه داستان‌های «باکاکای» (Bacacay)  که در 1957 به چاپ رسید، گنجانده شدند.

گومبروویچ در توصیف داستان «رقاص جناب وکیل کری کوسکی» می‌نویسد: « قهرمان داستان که به شدت از سوی کری کووسکی مورد توهین قرار گرفته، بیش از آن که از او متنفر باشد، عاشق اوست، او را می‌ستاید در حالی که باید از او منزجر باشد، زیرا ضعیف‌تر از آن است که با منطق خود منطق وکیل را به چالش بکشد. پس او را تحت فشار می‌گذارد چون قادر نیست نابودش کند.»

«رقاص جناب وکیل کری کوسکی» توسط «مهرشید متولی» به فارسی ترجمه شده است.

موسیقی متن:

Fine, Irving; Diversions

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,