Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
پس‌نشینی تند

«گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را»

2011 August 20

اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه

راستش را بخواهید خودم هم قبول دارم که بخش زیادی از پول‌دارشدن یا نشدن آدم‌ها به ویژگی‌های شخصیتی خودشان برمی‌گردد. برای مثال یکی از نمونه‌های آشکارش خود همین بنده‌ی حقیر، در تمام عمر نزدیک به چهل ساله‌ام که حداقل بیست و اندی‌اش در روزنامه‌خوانی سپری شده، حتا یک‌بار، تاکید می‌کنم حتا یک‌بار صفحه‌ی اقتصادی هیچ روزنامه‌ای را ورق نزده‌ام و البته حالا که برمی‌گردم و صادقانه به آن نگاه می‌کنم می‌بینم که به هیچ عنوان کار درستی نکرده‌ام زیرا که در زیر آسمان به این بزرگی یک دانه‌ی ارزن هم از خودم ندارم، چه رسد به مال و اموال، اما به هر روی راهی بوده است که خودم برگزیده‌ام. اما چرا نگفتم همه‌ی پول‌دار شدن به شخصیت و خواستن و نخواستن خود آدم‌ها بستگی دارد؟ چرا که فکر می‌کنم شانس، اقبال و بی‌نظمی و بی‌عدالتی موجود در عالم نیز یکی از عوامل تعیین‌کننده‌ی موقعیت اقتصادی آدم‌هاست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«بیژن‌ پاکزاد» را که حتمن می‌شناسید، فروشنده، تولیدکننده و طراح مد و لباس مشهور ایرانی که چندی پیش عمرش را داد به شما. ایشان چند سال پیش از مرگش مصاحبه‌ی مفصلی با یک از خبرگزاری‌ها کرده بود و درباره‌ی موضوعات مختلفی سخن گفته بود. اما بخشی از صحبت‌های وی درباره ثروت و ثروت‌مند شدن برایم عجیب و غیرقابل قبول آمد. «پاکزاد» در این گفت‌وگو در جمله‌ای و نقل به مضمون گفته بود که: «پول‌دار شدن لیاقت می‌خواهد و پول خودش به سمت کسانی می‌رود که قدر آن را بدانند.» راستش هر‌چه با خودم فکر کردم نتوانستم رابطه‌ی آدم‌های متمول و ثروت‌مندی هم‌چون او را با لیاقت و شمار فراوانی از تهی‌دستان را با بی‌لیاقتی تشخیص بدهم.

«بیژن ‌پاکزاد» در خانواده‌ای مرفه و ثروت‌مند به دنیا آمده بود و صد البته با تلاش‌های خودش توانست این ثروت را چندین برابر کند. اما آیا شرایط جبری و خانوادگی که ایشان در آن به دنیا آمده و پرورش یافته بود در دست‌یابی به این موفقیت بی‌تاثیر بوده است؟ به گمان من آنان‌که سعی می‌کنند تا هر طوری که هست نقش شرایط، توانایی‌ها و جبر جغرافیایی و زمانی را در پیش‌رفت انسان‌ها بی‌تاثیر ببینند ره به ترکستان می‌برند. آیا می‌توان شرایط فرزند یازدهم یک خانواده‌ی فقیر در یک کشور عقب‌مانده‌ی آفریقایی را برای رسیدن به درجات بالای علم و ثروت و موفقیت با امثال «بیژن‌ پاکزاد» برابر دانست و به تبع آن اظهار نظر کرد که بله گناه فقر، بی‌پولی، بی‌سوادی و بی‌فرهنگی آدم‌ها بر گردن خود آن‌ها و بی‌عرضگی‌شان می‌باشد؟

در جهان معاصر مفهومی به نام «فرصت‌های برابر برای همه‌ی انسان‌ها» وجود ندارد که اگر چنین بود می‌توانستیم از لیاقت برای پول‌دارشدن، مرفه بودن و کسب تحصیلات عالی سخن بگوییم. در این دنیای وانفسا بعضی‌ها با تبعیض ذاتی به دنیا می‌آیند بزرگ می‌شوند و رشد می‌کنند و برخی با امکانات ویژه و منحصر‌به‌فرد و بدیهی است که این شرایط بر رفتار و منش این انسان‌ها هم تاثیر خود را گذاشته و خواهد گذارد.

در مجتمع آپارتمانی که در آن زندگی می‌کنیم بالکن مشترکی وجود دارد که متاسفانه و با وجود آن‌که هر چند روز یک‌بار به‌وسیله‌ی کارگران بخش نظافت مجتمع پاک‌سازی می‌شود در بیش‌تر مواقع بسیار کثیف و آلوده است. علت آن هم ساکنین برخی از واحدها هستند که زباله‌های خود را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کنند که با نهایت شرم‌ساری اکثر آن‌ها را کارگران محروم، مستمند و عقب‌مانده‌ی کشورهایی چون بنگلادش و میانمار تشکیل می‌دهند. فرزندان و نسل بعدی این آدم‌ها در همین خانواده‌ها و با همین شرایط فرهنگی و اقتصادی بزرگ شده و شمار تازه‌ای از عقب‌ماندگان، بی‌فرهنگان و فقیران را به دنیا اضافه می‌کنند و این چرخه هم‌چنان ادامه خواهد یافت. نگارنده بر این باور است که تا روزی که فرصت‌های برابر تحصیلی، اطلاعاتی، فرهنگی و اقتصادی برای همه‌ی انسان‌ها فراهم نشود سخن گفتن از جامعه‌‌ی جهانی با شهروندانی متمدن، مرفه و بافرهنگ حرفی عبث و بیهوده خواهد بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,