Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
وضعیت کنونی،

«اقتدار یا بحران مشروعیت»

2011 August 22

ائتلاف سبز ملی ایرانیان(اسما)

رهبر کنونی ایران و دوست و هم‌راه همیشگی او هاشمی رفسنجانی، چون اصول‌گرایان، بر آن بوده‌اند تا با اتمی کردن ایران جهان را و ادار کنند تا حکومت مطلقه و‌لایت فقیه و حاکمان کنونی آن را به عنوان قوی‌ترین قدرت منطقه به رسمیت بشناسند.

رهبر و هاشمی رفسنجانی در سرکوب مخالفان و منتقدان و دیگراندیشان نیز با اصول‌گرایان هم‌راه بوده‌اند. اختلاف عمیق در تاکتیک‌ها، تضاد جدی در برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی، آمادگی بیش‌تر رهبر با رفسنجانی برای سازش‌های پنهانی و تصاحب قدرت اما اصول‌گرایان نسل دوم و اما نظامی را در برابر آنان نهاد و رهبر مذهبی را در انتخابات سال 88 ناچار نمود تا با هم‌راهی  و تمکین بیش‌تر به اصول‌گرایان بتواند مقام و موقعیت خود را بیمه و تضمین کند. و آقای رفسنجانی با امید به آن که انشعاب کنونی اصول‌گرایان به سه فراکسیون ادامه یابد، می‌کوشید تا به محور وحدت و ائتلاف سه جناح محافظه‌کاران سنتی‌، کارگزاران و رفرمیست‌های مذهبی بدل شده و با کسب اکثریت در انتخابات خبرگان رهبری  آینده و عرصه را بر اصول‌گرایان نسل جدید تنگ کند.

اصول‌گرایان تناقض بین مشروعیت محدود در رای اکثریت با رای ولایت فقیه در قانون اساسی را نه در خدمت رهبر جمهوری اسلامی که از آن روی برنمی‌تابند که ساخت، منافع، مواضع و تحقق برنامه‌های بلندپروازنه آن‌ها حتا در شبه دموکراسی محدود در ساختار و درون حکومتی ولایت مطلقه نیز نمی‌گنجد.

ضمن آن‌که اتمی شدن ایران می‌تواند احتمالن به برخورد محدود نظامی با اسراییل یا آمریکا، رقابت سرسام‌آور مالی، سیاسی و تسلیحاتی با عربستان، مصر و ترکیه منجر شود. در چنین رقابتی بخش نظامی سهم عمده‌ایی از بودجه کشور را خواهد بلعید. تنش‌های بین‌المللی می‌تواند تحریم نمایشی کنونی را به تحریم جدی بدل کند، اتمی شدن ایران ناسیونالیزم و غرور ملی همیشه زخم‌خورده ایرانیان را مرهم می‌نهد و حمایت آنان را برای دولتی که به زبان زور و قلدری با جهان سخن می‌گوید افزایش می‌دهد اما افزایش بی‌کاری و ناکارامدی یارانه‌های دولتی، سرخوردگی مردم از وعده‌های پوپولیستی، رکود برنامه‌های نیمه‌بند عمرانی، تورم و گرانی و… می‌تواند نارضایتی مردم ـ عوام ــ را چندان افزایش دهد که شورش‌های شهری دوره دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی تکرار شود و… این احتمالات البته حتمی و ناگزیز نیستند اما به عنوان یک احتمال به آمادگی و راه حل مناسب نیاز دارند.

از منظر اصول‌گرایان تندرو تنها یک دولت نیمه نظامی مقتدر، مستبد و بنیادگرا، حاکم اسلامی با اختیارات خلیفه سنتی، می‌توانست بابرنامه‌هایی چون مقابله دایمی با جامعه بین‌المللی و تنش آفرینی پی‌گیر، اتمی کردن و تبدیل ایران به قوی‌ترین قدرت منطقه، نابودی اسراییل یا دست‌کم متشنج نگه داشتن خاورمیانه با حمایت از گروه‌های افراطی‌ درفلسطین. لبنان و عراق را تحقق بخشیده و تداوم قدرت حاکمان کنونی را با سرکوب همه جانبه منتقدان و مخالفان هموار شده تضمین کند. از این منظر ــ خلیفه، امام برگزیده خدا، ولی فقیه، حاکم مذهبی در عصر غیبت رای الله را تحقق می‌بخشند و رای اکثریت مردم در برابر رای او شرعن مشروعیتی ندارد! بنیادگرایان نسل دوم و رهبران حکومت اسلامی در تلاش برای تولید فلسفه سیاسی متناسب با خاست‌گاه، ساختار و برنامه‌های خود، به کسانی چون پرفسور حسین نصر نیازمند‌اند که حکومت اسلامی قرن بیست و یکم، نظامی‌گرایی، مبارزه اسلام انقلابی با فرآیند جهانی شدن فرهنگ و مناسبات پس از جنگ سرد را از منابع سنتی استخراج کنند.

نسل دوم رادیکال‌های اسلامی ایران بر‌آن‌اند تا با سرکوب مخالفان و اعمال استبداد شدیدتر در داخل کشور و با بهره‌گیری سیاسی از معادن نفت و گاز و موقعیت ژئوپولیتیکی ایران، با تحریک ناسیونالیزم ایرانی واسلامی و طرح برنامه‌های پوپولیستی حکومتی مقتدر وماندگار در ایران برپا کرده و با تبدیل حکومت اسلامی به یک قدرت بزرگ نظامی دارای سلاح اتمی زمینه ظهور منجی موعود، امام دوازدهم را به تعبیر خود، و جنگ نهایی بین اسلام و کفر را بر جهان فراهم کنند. نظریات پرفسور نصر، هرچند در قالبی بسیار آکادمیک، پیچیده و غیر سیاسی عرضه می‌شود، اما در موقعیت کنونی برای قامت نسلی که خود را حامل پیام قدسی و سربازان جنگی مقدس می‌پندارند، جامه‌ای مطلوب و زیبنده می‌دوزد و همین کارکرد است که استقبال اصول‌گرایان تندرو و حامیان بنیاد‌گرای اسلامی منظقه‌ای را ازحضور او در مجادلات نظری در ایران معنا کرده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,