شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
29 September 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و هشتاد‌و‌پنجم

«منشور برادری معممین»

۱۳۹۰ شهریور ۰۲

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گفتیم که انشعاب میان معممین حکومتی انجام گرفت و موجب دل‌خوری دوستان قدیمی شد. آقای مهدوی‌کنی برای گله‌گذاری نزد آقای خمینی رفت، او در این مورد چنین خاطره‌نویسی کرده است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«بنده میان دو مرحله انتخابات (مجلس سوم شورای اسلامی) با مشورت دوستان با نامه‌ای که قبلن تهیه کرده بودم، خدمت امام شرف‌یاب شدم. نامه خطاب به حضرت امام بود و مضمون نامه این بود که با توجه به سوابق درخشان اعضای جامعه روحانیت مبارز در انقلاب آیا واقعن شما اسلام جامعه روحانیت را آمریکایی می‌دانید؟ اگر می‌دانید که هیچ، اما اگر این را قبول ندارید رسمن اعلام بفرمایید…

من خدمت امام شرف‌یاب شدم و قبل از این‌که نامه را تقدیم کنم، شفاهی عرض کردم که ما نمی‌دانستیم که بعد از 60 سال طلبگی و مبارزه در راه اسلام و انقلاب، آمریکایی شده‌ایم، ولی حالا فهمیده‌ایم که ما با مهر تایید جناب‌عالی، آمریکایی از آب درآمده‌ایم و شما اتهام آمریکایی بودن ما را تایید می‌فرمایید. گفتم اگر واقعن جناب‌عالی به عنوان امام و رهبر ما، ما را آمریکایی می‌دانید، قاعده‌اش این است که ما را از صفحه وجود محو بفرمایید. مگر ممکن است در ایران اسلامی و انقلابی، گروهی آمریکایی در لباس روحانیت باقی بمانند؟ قاعده‌اش این است که دستور بفرمایید ما را داخل دریاچه ساوه بریزند و در جامعه روحانیت را ببندند و کرکره‌اش را پایین بکشند. ما تا به حال فکر نمی‌کردیم اسلام‌مان اسلام آمریکایی است، زیرا ما معارف‌مان را در حوزه علمیه از مجالس درس فقه و اصول و اخلاق شما فرا گرفته‌ایم. علاوه بر آن سیاست را از شما آموخته‌ایم، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، از سال‌های قبل سال 1342 در خدمت شما بودیم، در تمام این مدت هم با شما بودیم و شما هم تایید و راه‌نمایی می‌فرمودید، چه‌طور می‌شود که ما در یک مقطعی یک دفعه منقلب شویم و به عنوان آمریکایی شناخته شویم؟ به علاوه، در این جریان تنها ما متهم نمی‌شویم، اکثریت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ائمه‌جمعه و جماعات و علما و روحانیت و طلاب حوزه‌های علمیه در شهرهای بزرگ ایران همه با ما در این مسایل مشترکند. … تا من گفتم اگر ما آمریکایی هستیم پس ما را به دریاچه ساوه بریزید، ایشان سریع سرشان را بلند کردند و گفتند نخیر، من کی چنین حرفی را زدم؟ من چنین حرفی نزدم. من به شماها علاقه دارم. خیر، چنین چیزی نیست، اصلن من چنین حرفی نزده‌ام، من چنین چیزی را تایید نکرده‌ام.

آقای مهدوی یادآور می‌شود که پس از مرحله دوم انتخابات حاضر نمی‌شود پیش خمینی برود و آقای خمینی هم مدتی بعد در جواب نامه آقای «محمد‌علی انصاری»، (که از نظر آقای مهدوی کنی محتملن با دستور خود او نوشته شده بود) مسایلی را مطرح کردند که به نام منشور برادری معروف شد و در آن، جامعه روحانیت را از تهمت اسلام آمریکایی مبرا نمود

…فرمودند که من به شما علاقه دارم و باید جبران کنم و این نسبت و تهمت را برطرف کنم.

من تا دیدم ایشان گفتند باید جبران کنم، گفتم پس اجازه بدهید بنده سوالی بنویسم و به شما بدهم. شما هم چیزی مرقوم بفرمایید که این اتهام را رفع کند. این دو خاصیت داشت، از نظر دینی خاصیت‌اش این بود که بالاخره امام ما را از این تهمت و این نقطه سیاه تبرئه کرده‌اند و از لحاظ سیاسی نیز در انتخابات تاثیر داشت. چون میان دو مرحله بود، برای مرحله بعدی انتخابات اثر می‌گذاشت و مفید بود.

از آن‌جا که امام به مسایل سیاسی خوب واقف بودند، مصلحت ندیدند که معادلات انتخابات را یک دفعه به هم بریزند. البته این برداشت من بود، ایشان فرمودند خیر، الان من چیزی نمی‌نویسم، ولی بعد از انتخابات بیایید و هر‌چه شما برای رفع این تهمت بنویسید من آن را تایید می‌کنم. ‌بنده خداحافظی کردم، منتها کمی دلم شکست، برای این‌که فکر نمی‌کردم امام این‌طور برخورد کند. بالاخره قلبن مقداری ناراحت شدم، ولی ابراز نکردم و مسئله را به خداوند متعال واگذار کردم.»

آقای مهدوی یادآور می‌شود که پس از مرحله دوم انتخابات حاضر نمی‌شود پیش خمینی برود و آقای خمینی هم مدتی بعد در جواب نامه آقای «محمد‌علی انصاری»، (که از نظر آقای مهدوی کنی محتملن با دستور خود او نوشته شده بود) مسایلی را مطرح کردند که به نام منشور برادری معروف شد و در آن، جامعه روحانیت را از تهمت اسلام آمریکایی مبرا نمود.

خمینی در بخشی از این منشور نوشت: «اما شما باید توجه داشته باشید تا زمانى که اختلاف و موضع‌گیری‌ها در حریم مسایل مذکور است، تهدیدى متوجه انقلاب نیست. اختلاف اگر زیربنایى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناح‌هاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفن سیاسى است و‌لو این‌که شکل عقیدتى به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تایید مى‏نمایم. … ولى هر دو باید کاملن متوجه باشند که موضع‌گیری‌ها باید به گونه‏اى باشد که در عین حفظ اصول اسلام براى همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابى خود و مردم علیه سرمایه‌دارى غرب و در راس آن آمریکاى جهان‌خوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین‌الملل و در راس آن شوروى متجاوز باشند. هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذره‏اى از سیاست (نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى) عدول نشود که اگر ذره‏اى از آن عدول شود، آن را با شمشیر عدالت اسلامى راست کنند. … شما آن‌قدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسى از اصول تخطى مى‏کند، در برابرش قاطعانه بایستید.»

رفتارها و موضع‌گیری‌های اولیه مجمع روحانیون هم بحثی جالب است،  آقای «منتظری» مصداق رهبری آینده، مطلوب جناح چپ و مجمع روحانیون و … بود و آن‌ها ولایت مطلقه را در حد زیادی قبول داشتند و حتا نظارت بر این ولی‌فقیه را هم بر نمی‌تابیدند و می‌گفتند این با ولایت مطلقه منافات دارد.

به طوری‌که آقای موسوی خوئینی‌ها در جلسات شورای بازنگری قانون اساسی و لغو شرط مرجعیت گفته بودند: «اصولن این‌که ما بیاییم در نظام و در راس این مخروط یک فردی را برگزینیم و بگوییم که همه زیر نظر او هستند بعد یک رهبری مخفی هم درست کنیم (منظور خبرگان است) و یک جمعی را ناظر بر کار او و مراقب او (قرار دهیم) که یک نوع حقی پیدا کنند هر روز و هر شب به او بگویند چرا این کار را کردی بیا توضیح بده چرا می‏خواهی آن کار را انجام بدهی. این در واقع یک رهبری مخفی درست کردن است که اسم آن رهبر علنی و رسمی مورد تایید خبرگان را رهبر بگذاریم اما در پشت صحنه یک تعداد را، آن هم کسانی که خود آن‌ها واجد شرایط رهبری‌اند بیاوریم و یک جمعی درست کنیم به نام خبرگان … این‌ها ناظر بر کسی هستند که برای رهبری انتخابش کرده‌ایم حالا این‌که بالاخره همه باید تحت مراقبت باشند بحثی نیست اما این را ما بیاییم رسمی و علنی در قانون اساسی بنویسیم، رهبر را تا این حد پایین بیاوریم که ما رهبری را که انتخاب کردیم تحت مراقبت یک جمعی باشد … یعنی رهبری مخفی.»

بارزترین نکته‌ای که پس از تفاوت پیروی در فقه سنتی و فقه پویا میان این دو گروه‌ معممین در جریان بود، مسایل اقتصادی بود، به طور مشخص بعد از انتخابات مجلس دوم که مجلس حزب‌اللهی شکل گرفت، این اختلافات در درون انقلاب‌یونی خودش را نشان داد که منشا آن را مسایل اقتصادی ذکر می‌کردند، البته نگاه‌های اقتصادی جریانی که دولت را هم در اختیار داشت و در مجلس هم به نوعی شاید اکثریت را داشت قابل دفاع بود چون آن روی‌کرد در اغلب موارد منطبق با روی‌کرد آقای خمینی «مرد شماره یک کشور» بود و او این اصلاحات را درحوزه‌ی اقتصاد به واقع مطالبه می‌کرد، نظراتی که وقتی از سوی او منتقل می‌شد غیرقابل تغییر بود و بی‌جهت دولت آقای موسوی مورد نقد قرار می‌گرفت.

در حوزه‌ی قانون‌گذاری در مجلس که نقطه‌ی کانونی این اختلافات بود، اختلاف بین مجلس و شورای‌ نگه‌بان، بر سر مسایل اراضی شهری بود. مجلس با اکثریت تصویب کرد که قانون اراضی شهری اجرا شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,