Saturday, 18 July 2015
06 December 2021
گزارش اجتماعی

«گسترش افسرده‌حالی در بین ایرانیان، بیماری یا …»

2011 August 26

ترانه رسولی/ رادیو کوچه

«80 درصد افرادی که دچار مشکلات روحی می‌شوند، در جهان سوم زندگی می‌کنند»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دکتر «مصطفی معین» رییس کرسی یونسکو در آموزش سلامت می‌افزاید: «مشکلات روحی به دلایل فقر، گرسنگی، بحران‌های مدیریتی و سایر عوامل در بین افراد جامعه به وجود می‌آید.»

بر طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، در حال حاضر بیش از ۴۵۰ میلیون نفر در جهان مستقیمن با اختلالات روانی یا معلولیت‌های ذهنی درگیرند که اغلب آن‌ها در کشورهای جهان سوم زندگی می‌کنند.

سازمان بهداشت جهانی پیش‌بینی می‌کند که تا بیست سال دیگر مردم بیش از هر بیماری دیگری به اختلالات روانی مبتلا خواهند شد.

اضطراب و افسردگی شایع‌ترین بیماری‌های روحی و روانی شناخته شده‌اند و بر طبق آمارهای بین‌المللی زنان تقریبن دو برابر مردان به افسردگی مبتلا هستند.

بر اساس گزارش انجمن روان‌پزشکان ایران آمار دقیقی از مبتلایان به اختلالات روان‌پزشکی در ایران وجود ندارد ولی این آمار در کشور تقریبن هم‌تراز با سایر کشورهاست که براساس آن 22 تا 25 درصد مردم به  اختلالات روحی و روانی مبتلا هستند.

روان‌شناسان در عین حال معتقدند: «با توجه به آمار اختلالات روانی و افسردگی نمی‌توان گفت که از هر چهار یا پنج نفر در ایران یک نفر بیمار روانی است بلکه طیف‌های گوناگون مشکلات روحی و روانی در  کشور وجود دارد.»

دکتر «شیکور ساکسنا» یکی از اعضای بخش بهداشت روانی سازمان بهداشت جهانی از افسردگی به عنوان یک اپیدمی خاموش یاد می‌کند.

به گفته وی افسردگی خیلی رایج‌تر از بیماری‌هایی مانند ایدز و سرطان است که مردم به‌طور گسترده از آن‌ها در هراسند و افزایش بار این بیماری برای بهداشت کشورها به ویژه در جهان سوم مشکل‌ساز خواهد بود چون این کشورها منابع کم‌تری برای بهداشت روانی اختصاص داده‌اند.

دکتر «میترا حفاظی» کارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت معتقد است‌: «افسردگی در واقع یک اختلال خلقی است که علامت بارز آن از دست دادن علاقه به زندگی است.»

وی با بیان این‌که عمل‌کرد فرد افسرده در مجموع از نظر فردی و اجتماعی دچار اختلال می‌شود، افزود: «شخص مبتلا به افسردگی علاقه به انجام کارهایی که قبلن به آن‌ها رغبت داشته است را ندارد و دچار غم و اندوه می‌شود.»

به گفته وی، کاهش انرژی، مختل شدن تمرکز، اختلال در خواب و اشتها، احساس گناه، دردهای فیزیکی، سردرد، مشکلات گوارشی و در انواع شدیدتر افکاری درباره مرگ و خودکشی از دیگر علایم افسردگی است.

نشانه‌های افسرده حالی و عدم نشاط  در جامعه

بر طبق تعاریف جدید سازمان بهداشت جهانی هم اکنون سلامتی تنها به منزله نداشتن بیماری جسمی نیست بلکه سلامتی دارای چهار بعد جسمی، روحی، اجتماعی و معنوی است و وقتی می‌توان گفت که یک فرد از سلامتی کامل برخوردار است که تمام ابعاد سلامتی را دارا باشد.

با توجه به تعریف سازمان بهداشت جهانی نمی‌توان تمامی افراد جامعه که به لحاظ جسمی مشکلی نداشته و سالم هستند را انسان‌هایی برخوردار از سلامتی قلمداد کرد چراکه از ابعاد دیگر سلامتی به لحاظ  روانی، اجتماعی و یا حتا معنوی برخوردار نیستند.

هم‌چنان‌ که کارشناسان اجتماعی و روان‌پزشکان نسبت به رواج اختلالات روحی و رفتاری در بین مردم ایران هشدار داده‌اند و امروز هر‌کسی با نگاه به خود و اطرافیان‌اش می‌تواند پیامدهای فقدان نشاط و سر زندگی را در جامعه ایران مشاهده کند.

افسرده‌حالی، اضطراب، بی‌حوصلگی، عبوس و عصبی بودن، خشم و پرخاش‌گری، عدم نشاط و سرزندگی و گسترش اختلالات رفتاری و ناهنجاری‌های اجتماعی همه و همه  علایم و نشانه‌هایی از بروز اختلالات روحی و روانی هستند که اکنون در زندگی روزمره ایرانیان قابل لمس و مشاهده است.

از سوی دیگر رواج صفاتی مانند دروغ‌گویی، پنهان‌کاری، زیرآب زنی، حسادت و چشم و هم چشمی و هم‌چنین افزایش ناهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی مانند اعتیاد به مواد مخدر‌، تجاوز و نزاع و درگیری نیز از فقدان سلامت معنوی و اجتماعی در بین مردم حکایت دارند.

مردم ایران ناامید و بی‌حوصله‌اند

رییس انجمن‌ علمی‌ مددکاران‌ اجتماعی‌ ایران‌ معتقد است: «بیماری‌ مردم‌ ایران‌ برخلاف‌ آن‌چه‌ رایج‌ شده‌ افسردگی‌ نیست‌، مردم‌ ایران‌ دچار بی‌هدفی‌، ناامیدی‌ و بی‌حوصلگی‌ شده‌اند.»

دکتر «مصطفی اقلیما» افزود: «بیماری‌ باید ریشه‌ ارگانیک‌ داشته‌ باشد در حالی‌ که‌ مردم‌ ما عمومن دچار چنین‌ مشکلی‌ نیستند، آن‌چه‌ ایرانیان‌ را به‌ رخوت‌ کشانده‌ و آن‌ها را به‌ ظاهر افسرده‌ می‌کند، مسایل‌ مختلف‌ است‌، مسایلی‌ که‌ ریشه‌ ارگانیک‌ یا شخصی‌ ندارند بلکه‌ ناشی‌ از شرایط‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی‌ و خانوادگی‌ است‌.»

وی با بیان این‌که اگر دختر جوان‌ شب‌ها دچار بی‌خوابی‌ می‌شود به‌ علت‌ بیماری‌های‌ عصبی‌ نیست‌ بلکه‌ به‌ دلیل‌ بی‌کاری‌ و بی‌هدفی‌ در زندگی‌ است‌، افزود: «امکان‌ اشتغال‌ کم‌ است، امکان‌ ادامه‌ تحصیل‌ محدود است، محدویت‌های‌ عرفی‌ و خانوادگی‌ مانع‌ از فعالیت‌های بسیاری‌ می‌شوند، تفریحات‌ زیادی‌ برای‌ آن‌ها وجود ندارد و او مجبور است‌ تمام‌ روز خود را تنها سپری‌ کند بدون‌ آن‌که‌ هدف‌ خاصی‌ برای‌ زندگی‌اش‌ یا امیدی‌ به‌ آینده‌ داشته‌ باشد.»

دکتر اقلیما معتقد است: «جوانان‌ دیگرمان‌ نیز کم‌ و بیش‌ با همین‌ مشکلات‌ مواجه‌اند، یا بی‌کارند یا شغل‌شان‌ را بر اساس‌ توانایی‌ها، استعدادها و علایق‌شان‌ انتخاب‌ نکرده‌اند و درآمد آن‌ها تکافوی‌ مخارج‌شان‌ را نمی‌کند.»

رییس‌ انجمن‌ علمی‌ مددکاران‌ اجتماعی‌ می‌افزاید: «در چنین‌ شرایطی‌ است‌ که‌ افراد اعتماد و امید خود را به‌ آینده‌ از دست‌ می‌دهند و چون‌ هدف‌ ویژه‌ا‌یی‌ ندارند بالطبع‌ برنامه‌ریزی‌ خاصی‌ نیز برای‌ زندگی‌ خود و پیش‌رفت‌ به‌ سوی‌ کمال‌ درنظر نمی‌گیرند.»

وی با اظهار این‌که اولین‌ نتیجه‌ چنین‌ شرایطی‌ بی‌توجهی‌ و بی‌حوصلگی‌ است‌ یا واکنش‌های‌ عصبی‌ تند و پرخاش‌جویانه‌، افزود: «مردی‌ که‌ از عهده‌ تامین‌ مایحتاج‌ زندگی‌ خود برنمی‌آید و توان‌ عملی‌کردن‌ خواسته‌های‌ کودکش‌ را ندارد با هر حرکت‌ ممکن‌ است‌ دست‌ به‌ پرخاش‌گری‌ بزند.»

وی تصریح کرد: «این‌گونه افراد افسرده‌ و عصبی‌ نیستند چرا که‌ در صورت‌ حل‌ مشکلات‌ و مسایل‌شان‌ و ایجاد شرایط‌ مطلوب‌ تمام‌ این‌ علایم‌ ناپدید خواهد شد و آن‌ها نیازمند درمان‌ نیستند بلکه‌ نیازمند ایجاد شرایط‌ سالم‌ و مطلوب‌ زندگی‌ هستند.»

معاون اجتماعی و فرهنگی‌ شهردار تهران نیز می‌گوید: «انسان زمانی شاد است که زندگی بر وفق‌ مراد او بوده و دغدغه‌‌ای نداشته باشد اما در حال حاضر سه موضوع مهم «شغل، ازدواج و مسکن» به دغدغه اصلی جوانان تبدیل شده است.

دکتر «سید محمد‌ هادی ایازی» افزود: «بر اساس نتایج یک نظر‌سنجی که توسط شهرداری تهران انجام شده  42 درصد از تهرانی‌ها اغلب شاد هستند، 30 درصد گاهی اوقات شاد و گاهی عبوس بوده و 28 درصد همیشه عبوس هستند.»

وی با اشاره به اهمیت ایجاد نشاط و شادی در بین جوانان و شهروندان، گفت: «باید بپذیریم برای گذران اوقات فراغت مردم تهران برنامه مدون و مناسبی وجود ندارد.»

به گفته وی، تمامی دست‌گاه‌هایی که به‌ نحوی مرتبط با این موضوع هستند موظف هستند جدی‌تر به آن بپردازند چرا که شرایط کنونی جامعه اقتضا می‌‌کند برنامه‌‌های شاد و مفرح برای جامعه جوان داشته باشیم.

دبیر انجمن روان‌پزشکان ایران معتقد است: «در شهرهای بزرگ عدم ‌رسیدگی به شهروندان به‌ علت تراکم جمعیت منجر به افزایش شیوع انواع اختلالات روانی به ‌خصوص اضطراب و افسردگی می‌‌‌شود.»

«پرویز مظاهری» می‌گوید: «البته این اختلالات در شهرهای کوچک هم دیده می‌‌شود، اما چون در این شهرها مردم زندگی آرام‌‌تری دارند، کم‌تر دچار اضطراب می‌شوند؛ ضمن این‌که همین مردم به ‌دلیل نبود امکانات کافی و تسهیلات، افسردگی کم‌تری را تجربه می‌کنند.»

سخن آخر این‌که در تاریخ ارزش‌مند و باشکوه  مردم ایران آیین‌ها و مراسمی بوده است که همه شادی‌آور و شادی‌بخش بوده‌اند، برگزاری انواع جشن‌ها، مراسم و آیین‌ها‌، گسترش نشاط و پویایی را در جامعه به ارمغان می‌آورده است.

 اگر در حال حاضر نشاط از جامعه ایرانی رخت بربسته است و اگر پویایی و شادی جای خود را با بی‌حوصلگی و افسرده‌حالی عوض کرده‌اند و هر روز شاهد اختلالات رفتاری و اخلاقی گوناگونی هستیم، علت را در جای دیگر می‌بایست جست‌وجو کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,