Saturday, 18 July 2015
24 September 2020
تمام رخ - پیرامون سخنان ناصر فریاد شیران

«تجاوز در مستطیل سبز»

2011 September 05

 آرش حسینی‌پژوه / رادیو کوچه

حاشیه‌های فوتبال ایران کم نیستند، از لابی‌گری‌ها تا فعالیت دلال‌ها و بعد هم روی سکو لیدر‌ها و پول‌های کلانی که رد و بدل می‌شود و ده‌ها مدل حاشیه دیگر فوتبال ایران را شاید در صدر حاشیه‌دارترین‌ها قرار دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به این حاشیه‌های معمول فوتبال در ایران، سخنان جدید «ناصر فریاد شیران» را هم اضافه کنید، فریاد شیران در گفت‌وگویی که در رسانه‌ها به تازگی منتشر شده است، حرف‌های جدیدی زده است که شاید در عنوان بشود حاشیه فوتبال نامید‌‌ش، اما در محتوا می‌تواند متنی فاجعه‌بار باشد.

«ناصر فریاد شیران» با اشاره به مدارس فوتبال این‌گونه می‌گوید: «در همین مدارس فوتبال افرادی هستند که متاسفانه به دنبال مسایل جنسی هستند و بچه‌ها را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند.»

«فریاد شیران» در شرح یکی از  حوادث مورد اشاره می‌گوید: «شما به روزنامه ایران ورزشی مراجعه کنید. 4 سال پیش در یکی از شماره‌های این روزنامه آمده بود که یک فردی ساک یکی از باش‌گاه‌های تهران روی دوشش بود و در منیریه در حال قدم زدن بود. یکی از بچه‌ها از این شخص می‌پرسد شما به کدام باش‌گاه تعلق دارید؟ می‌گوید من در فلان باش‌گاه هستم. بچه ذوق‌زده می‌گوید من می‌خواهم تست بدهم. آن فرد هم قبول می‌کند و می‌گوید فردا فلان ساعت بیا برویم تست بدهی. اما آن بچه هیچ‌وقت به محل تمرین نمی‌رود. آن فرد وقتی به این بچه معصوم تجاوز می‌کند او را می‌ترساند و از او می‌خواهد شاگردهای دیگر را هم بیاورد که از آن‌ها هم سو‌‌استفاده کند. این فرد با همین روش چهار نفر را مورد اذیت و آزار جنسی قرار می‌دهد.»

سخنان «فریاد شیران» در زمانی بیان می‌شود که اخبار آزار جنسی و تجاوز در رسانه‌های ما کم نیست، اما این خبر، نه تنها فوتبال و ورزش ایران را بلکه جامعه ایرانی را از وقوع یک فاجعه با خبر می‌کند.

وقتی در جریان یکی از همین اردو‌ها متوجه رابطه مربی باش‌گاه با یکی از هم‌تیمی‌ها شدیم، سعی کردیم به هم تیمی خودمون نزدیک بشیم و کمکش کنیم تا بتونه از تیم خارج بشود، اما او به کل ماجرا را انکار می‌کرد و از ترس آبرو‌اش حتا از سو استفاده‌ای که ازش می‌شد به ما هم حرفی نمی‌زد

بعد از شنیدن صحبت‌های فریاد شیران، این پرسش را می‌توان مطرح کرد که ابعاد این حوادث در چه سطحی است؟ آیا این امر به تازگی در ورزش ما رخ داده است و یا این‌که فاجعه‌ای نهادیه شده در فوتبال ماست.

در همین رابطه نظر یکی از کسانی را پرسیدم که چند سالی در رده‌های مختلف سنی فوتبال بازی کرده و تجربه مربی‌گری در مدارس فوتبال را هم داشته است، «یاشار» از هفت سالگی وارد مدارس فوتبال شده و سال‌ها از رده نونهالان تا نوجوانان و جوانان در رده‌های سنی مختلف و در تیم‌های مختلف بازی کرده است.

«یاشار» ضمن تایید سخنان فریاد شیران می‌گوید: «فاجعه‌ای که فریاد شیران به آن اشاره می‌کند چیز جدیدی نیست، سال‌هاست در مدارس فوتبال رایج است و من به شخصه موارد این چنینی بسیاری را دیده‌ام.»

او در باره تجربه شخصی خود پیرامون سو‌استفاده جنسی از بچه‌ها در مدارس فوتبال می‌گوید: «زمانی که ده سال داشتم در تیمی بازی می‌کردم که عضو هیت فوتبال یکی از مناطق تهران بود، زمینی که این تیم در آن تمرین می‌کرد به منزل‌مان نزدیک بود و برای همین من هم به همین باش‌گاه رفتم، مربی این باش‌گاه در ابتدا خیلی برخورد خوبی داشت و سریع با بچه‌های تازه وارد صمیمی می‌شد، و سعی می‌کرد ارتباط نزدیکی برقرار کند، ماه‌ها فکر می‌کردم این صمیمیت به خاطر شخصیت خوب این مربی است، تنها چند ماه بعد در جریان اردویی که با این تیم به شمال رفته بودم، متوجه شدم برخورد گرم این مربی دلایل دیگری داشته است و او با برخورد صمیمانه سعی داشت تا از بچه‌ها سو‌استفاده جنسی کند.»

«یاشار» ادامه می‌دهد: «وقتی در جریان یکی از همین اردو‌ها متوجه رابطه مربی باش‌گاه با یکی از هم تیمی‌ها شدیم، سعی کردیم به هم تیمی خودمون نزدیک بشیم و کمکش کنیم تا بتونه از تیم خارج بشود، اما او به کل ماجرا را انکار می‌کرد و از ترس آبرو‌اش حتا از سو‌استفاده‌ای که ازش می‌شد به ما هم حرفی نمی‌زد.»

«یاشار» معتقد است، این اتفاق‌ها تنها موردی و مختص به یک تیم نبوده است، بلکه در اکثر باش‌گاه‌ها و مدارس فوتبال رایج است، او می‌گوید در رده‌های سنی بالاتر و در تیم‌های دیگر نیز از این‌گونه موارد بسیار دیده است.

«یاشار» می‌گوید: «استعداد‌های فراوانی را دیدم که به خاطر همین دلایل فوتبال‌شون سوخت و حتا دیگه نزدیک زمین فوتبال هم نشدند، «سیروس» یکی از هم‌تیمی‌های ما که واقعن یکی از با استعداد‌ترین بازیکنانی بود که تا امروز دیده‌ام، وقتی متوجه رابطه مربی با مادر مطلقه‌اش شد، دست از فوتبال کشید.»

می‌توان گفت، عدم نظارت نهاد‌های مسوول، و وجود تابو برای سخن گفتن از این معضلات دلیل اصلی وقوع و حتا گسترش این فجایع است، این روزها هر کسی بدون نیاز به تایید فدراسیون فوتبال و تنها با هزینه‌ای معادل یک میلیون تومان می‌تواند باش‌گاهی را در هیت فوتبال مناطق مختلف تهران ثبت کند و با همان شماره ثبت اقدام به برگزاری مدارس فوتبال کند.

مشخص است وقتی راه‌اندازی مدارس فوتبال که در اصالت مکانی برای استعداد‌یابی است به این سادگی و بدون نیاز به تخصص و یا تایید فدراسیون ممکن است، این فجایع هم از دل آن بیرون خواهد آمد.

در اکثر کشورهای صاحب فوتبال مدارس فوتبال توسط تیم‌های بزرگ اداره می‌شود و این تیم‌ها در رده‌های سنی مختلف دست به کشف و جذب استعداد‌های جوان می‌زنند، اما در کشور ما ورزش هم همانند دیگر نهاد‌های جامعه به صورت دولتی اداره می‌شود، دولتی‌ها هم هزینه‌ای برای تیم‌های پایه انجام نمی‌دهند و تنها برای تیم بزرگ‌سالان خود هزینه می‌کنند، و مشخصن در فقدان حضور باش‌گاه‌های نامی در رده های سنی مختلف و سرمایه‌گذاری خصوصی و در فقدان حضور اهالی ورزش در ورزش است که دست شیادین باز می‌شود.

اما در این میان نمی‌توان سیاست‌های فرهنگی کلان کشور را هم نادیده گرفت، این‌که چگونه می‌شود مردانی بالغ تجاوز و سواستفاده جنسی را جای‌گزین رابطه‌ای معمول می‌کنند، خود بستر گسترده‌ای را برای ارزیابی جامعه‌شناسان می‌گشاید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۳ Comments


  1. 1

    فکر کنم این جمله « جای‌گزین رابطه‌ای معمول می‌کنند» در متن از نظر دستوری درست نیست قاعدتاً درستش می‌شود «جای‌گزین رابطه‌ای معمول ‌کنند»


  2. میترا
    2

    ممنون از آقای آرش . تنها خواستم بگم چون این اتفاق هنوز هم در مدارس فوتبال رخ میده بنابراین فعل این جمله:
    «جایگزین رابطه‌ای معمول ‌میکنند»
    هم درسته


  3. ناشناس
    3

    بچه بازی پدیده ای گسترده در ایران و دیگر کشور های فقیر و حتی ثروتمند در آمریکا و اروپاست. اگر از موارد بیمار گونه این پدیده بگذریم این گسترده گی بیشتر بعلت فقدان یک محیط مناسب برای سکس با زنان است. و مواردی مانند فقر و اعتیاد و بی سوادی آن را تقویت می کنند. این پدیده تنها اختصاص به جوامع مسلمان ندارد بلکه در میان دیگر ادیان بویژه کشیشان محروم از ازدواج و حتی کشورهای غنی و ثروتمند هم شایع است.
    بچه بازی کثیف ترین نوع سکس است بویژه اگربا پسر باشد. یک طرف یک فرد بالغ و زمخت و طرف دیگر پسر بچه ای معصوم و بیگناه که نه تنها هیچ تصوری از عمل جنسی ندارد بلکه اصولا ساختار بدنی و ذهنی اش برای مفعول شدن آفریده نشده است. اگر چه سکس با دختر بچه ها هم یک نوع بچه بازی کثیف محسوب می شود ولی چون قربانی این ماجرا یک دختر است. ساختار اصلی وجودش بدلیل مونث بودن با سکس سازگار است اگر چه بعلت کمی سن هنوز به مرحله داشتن میل جنسی و سکس نرسیده است. بدین لحاظ سکس با پسر بچه دارای عواقبی بسیار دهشتناکتر از نظر روانی برای اوست و با دختر بچه بازی تفاوت بسیار دارد. او وقتی بزرگ بشود یک جانی تمام عیار خواهد بود.(گفته می شود یکی از رهبران ایران که دستور مستقیم تجاوز به زندانیان در کهریزک را صادر کرده است خود در نوجوانی قربانی بچه بازی بوده است که حال انتقام گرفته است! ) دخترانی را تصور کنید که خود بیصبرانه مشتاق عمل جنسی هستند ولی آلت تناسلی آنها از فرط بیکاری خاک می خورد! و در همان هنگام برادران آنها مورد تجاوزجنسی قرار می گیرند.این جامعه خوشحال است که حجاب زنانش را حفظ کرده است! در حقیقت جور دختران خانه نشین را پسران جامعه می کشند!

    طبق نظریات ارزشمند فروید یک میل (اعم از جنسی و غیر جنسی) در صورت سرکوب از بین نمی رود و خود را تبدیل به صورت های دیگری می کند تا بلکه بتواند رنج عدم کامیابی خود را تا حدی جبران سازد.میل جنسی نیز در صورت سرکوب بصورت ناقص به انواع دیگری تبدیل می شود.فرضا اگر کسی را از جنس مخالف منع کنن او به سمت همجنس خواهد رفت و اگر او را ازهم جنس هم منع کنند بسوی بچه ها خواهد رفت! اگر او را از بچه ها منع کنند بسوی آمیزش با حیوانات سوق پیدا خواهد کرد! اگر او را از حیوانات هم منع کنند غریزه جنسی او بصور بسیار متفاوت تری خود را نشان خواهد داد برای مثال ممکن است رفتار خشونت آمیز پیشه کند و دچار جنون دگر آزاری و یا خود آزاری گردد و یا اینکه بحریصانه بدنبال جمع آوری مال و ثروت بیافتد و یا فوق العاده خسیس شود.و یا خود را بصورت افسردگی های بسیار آزار دهنده نشان دهد.
    به هر جهت این میل از بین نخواهد رفت پس بهترین راه برای حفظ سلامت غریزه جنسی دادن آزادی انتخاب به اوست.(این موضوع در حیوانت هم دیده شده است. برای مثال دو مار نر را از جفت هایشان جدا کردند و در یک قفس انداختند پس از مدتی مار قویتر مزاحم ناموس دیگری شد! و پس از مدتی کلنجار چون قویتر بود از او کام گرفت و مار دیگر چون ضعیف تر بود تسلیم شد و خود را به او سپارد!)
    این موضوع حتی برای زاهدان و تارکان دنیا نیز صدق می کند. زاهدان تارک دنیا معمولا بسیار شکمو هستند و بنظر می آید که غریزه جنسی آنها به شکمشان منتقل شده است. می گویند از یک زاهد پرسیدند وقتی شما جوان بودید چگونه ارضائ می شدید؟! فرمود گاه گاهی برایم فسنجان برایم می آوردند که در آن یک مرغ کامل بود وقتی می خواستم دو ران آن را از هم جدا کنم دو انگشتم را در سوراخ بین دو رانش می کردم و چون هم گرم بود و هم نرم , ناگهان ارضا می شدم!
    جلوی رودخانه را نمی توان گرفت بلکه باید رودخانه را در جهت مناسب هدایت کرد. فرض کنید که از فردا بچه بازی در افغانستان ممنوع شود . می دانید چه اتفاقی می افتد؟ این جمعیت دیوانه می شوند! . آمار قتل ها و دعواها و تجاوزها ناگهان هزار برابر می شود!چرا چون این رودخانه منی جایی ندارد برود!

    داستان جالبی است که می گویند در زمان یکی از شاهان قاجار , شاه دستور داد برای حفظ عفت عمومی در نجیب خانه ها را ببندند! صدراعظم با این کار مخالف بود. او برای نشان دادن مخالفتش دستور داد که در توالت و دستشویی های دربار را ببندند! مدتی گذشت و مردمی که به دربار رفت و آمد داشتند, برای قضای حاجت به پشت درختان باغ می رفتند! کم کم بوی کثافت و مدفوع باغ را پر کرد! یک روز شاه در حال عبور از باغ کاخ متوجه بوی بد مدفوع شد. با عصبانیت علت را پرسید گفتند دستور صدر اعظم است! و مردم ناچارند بعلت بسته بودن دستشویی ها هر جا که توانستند ادرار و مدفوع کنند! شاه فورا صدر اعظم را احضار کرد و با غیظ علت این دستور را پرسید. صدر اعظم جواب داد قربان می خواستم به جنابعالی نشان دهم که وقتی در نجیب خانه ها را می بندید چه اتفاقی می افتد!مردم برای خالی کردن خودشان مزاحم نوامیس مردم خواهند شد!
    و به صغیر و کبیر و پسر و دختر رحم نخواهند کرد و بقول معروف از خر نر هم نخواهند گذشت!(هم امر در جریان انقلاب ایران روی داد.پس بستن شهر نو و جمع آوری روسپیان, این امر به سطح شهر ها منتقل شد و دیگر تمیز خودی و غیر خودی ممکن نیست و از این رو چه بسیار زنان عفیف در معرض مزاحمت های سخیف قرار گرفتند) از این روی زنان روسپی فرشتگانی برای شفای جامعه بشمار می آیند!(فرشتگان بیکینی پوش!)و بشریت باید از آنان عذرخواهی کرده و از آنان تقدیر بعمل بیاورد!

    گر می نخوری طعنه مزن مستان را
    صد کار کنی که می غلام است آن را!

    سکس دریاست و هر گونه رفتار محدود کننده با آن باید بسیار محتاطانه صورت بگیرد. اصل بر آزادی عمل جنسی است مگر آنکه خلافش ثابت شود. تنها خط قرمز غریزه جنسی عشق است. یعنی تا جایی که با عشق و دوستی ومحبت تضاد نداشته باشد آزاد است. امروزه به برکت تکنولوژی و تولید وسایل پیشرفته جلوگیری می توان محدوده آزادی عمل سکس را بسیار بیشترتصور کرد و این راهی است که مطمئنا بشریت از آن سود خواهد برد.دلیلی ندارد که بخواهیم بی جهت خود را با نیروی عظیم سکس که بقول فروید ۹۹ درصد ناخودآگاه ما را اشغال کرده است در گیر کنیم. سکس هم چون غذا خوردن است و تا زنده هستیم محکوم هستیم که آن را بخوریم.