شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و نود‌و‌هشت

«ما پذیرفته‌ایم که رهبری در راس هرم این نظام است»

۱۳۹۰ شهریور ۱۷

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

«عبدالواحد موسوی لاری» عضو مجمع روحانیون مبارز و وزیر کشور دولت خاتمی در مصاحبه با هفته‌نامه «مثلث» نکات بسیار جالبی را در ابتدای شهریور ماه امسال مطرح کرده که می‌تواند برای جوانانی که دل‌بسته اصلاح‌طلبان و روحانیون هستند هشداری برای تفکر بیش‌تر باشد، او در این مصاحبه به صورت شفاف و صریح مواضع مشخص اصلاح‌طلبان را یادآوری نموده است، به گزیده‌ای از این سخنان توجه کنید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«صراحتن عرض می‌کنم که به اعتقاد من، جریان روحانی رقیب ما – نمی‌خواهم از لفظ مقابل، مخالف و… استفاده کنم – چنین رفتاری را در عصر حضرت امام و بعد از امام همواره در پیش گرفته‌اند. این‌ها در عصر امام ضمن این‌که به ایشان ارادت داشتند اما این‌طور نبود که تمام نظرات امام را دربست بپذیرند. فی‌المثل امام از دولت آقای موسوی حمایت می‌کرد اما آن‌ها مخالفت می‌کردند. نامه‌های انتقادی برای امام می‌نوشتند و از ایشان به خاطر برخی کارها انتقاد می‌کردند… یا از جریانی که در مقابل امام می‌ایستادند، حمایت‌های صریح و روشن داشتند.

البته من هیچ‌گاه منتقد به آن رفتار نیستم، به دلیل این‌که آن‌ها مجموعه‌ای فکری بودند که امام خمینی را به عنوان رهبر نظام قبول داشتند اما ممکن بود با پاره‌ای از دیدگاه‌های ایشان هم‌راه نباشند و نسبت به آن‌ها انتقاداتی داشتند و انتقادات خود را نیز مطرح می‌کردند. از این نظر باید از آن‌ها تقدیر کرد که دیدگاه خود را به صورت صریح و روشن مطرح می‌کردند اما از این سوی ماجرا که آن‌ها بعد از رحلت حضرت امام – مثلن همان‌گونه که در عصر امام منتقد امام می‌شدند در این زمان رویه این چنینی در پیش نگرفتند و این‌گونه نکردند – دیدگاه‌های تشکل خود را با دیدگاه رهبری برابر بدانند و هر‌کسی که دیدگاه‌های آن‌ها را نپذیرد به مخالفت با رهبری متهم کنند، که نمی‌دانم چرا در آن زمان انتقاد از امام جایز بود، اما امروزه چنین نیست. من این را تفاوت دیروز و امروز آن‌ها می‌بینم. تغییر مواضع در زمان امام و بعد از ایشان، از طرف مقابل قصه دیده می‌شود، نه از طرف ما. ما در آن زمان «دوران حیات امام» و این زمان در چارچوب ولایت فقیه حرکت کرده و می‌کنیم. ما پذیرفته‌ایم که رهبری در راس هرم این نظام است، طبعن رهبری را پذیرفته‌ایم و این‌که با ایشان کار می‌کنیم یعنی التزام داریم، البته ممکن است در جایی هم انتقاد داشته باشیم که حتمن آن را مطرح می‌کنیم.»

موسوی لاری در پاسخ به این سوال که رهبر در نماز جمعه 29 خرداد 88 بر پرهیز از هرگونه اردوکشی خیابانی تاکید کردند اما مجمع روحانیون با وجود تاکید ایشان برای 30 خرداد بیانیه‌ای به منظور دعوت از مردم برای حضور در خیابان‌ها صادر کرد. این تناقض را چگونه حل می کنید، گفته است‌: «ما قبل از این نماز جمعه، یعنی در 28 خرداد تقاضای راهپیمایی را به وزارت کشور داده بودیم، اطلاعیه‌ای نداده بودیم. بعد از نماز جمعه 29 خرداد بیانیه دادیم و رفتارها را نقد کردیم اما دعوت به حضور در خیابان‌ها نداشتیم چرا که می‌خواستیم در چارچوب حرکت کنیم، گرچه اعتراض را حق خودمان می‌دانستیم. ما در 28 خرداد یعنی قبل از خطبه‌های نماز جمعه تقاضای رسمی به وزارت کشور ارایه کردیم اما وزارت کشور تا 30 خرداد پاسخ ما را نداد. زمانی هم که پاسخ داد ما از مردم خواستیم به خیابان‌ها نیایند. به هرحال ما یک جریان معترض بودیم ولی می‌خواستیم اعتراض‌مان را قانونی پی‌گیری کنیم و وقتی وزارت کشور جواب رد داد، گرچه این پاسخ را قبول نداشتیم اما به پی‌گیری اعتراضات‌مان از طریق قانونی وفادار مانده و اعلام کردیم راهپیمایی نداریم.»

او هم‌چنین در پاسخ به این سوال که شما به عنوان یک تشکل روحانی که می‌فرمایید معتقد به امام، ولایت و قانون‌اساسی هستید، وقتی رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که اردوکشی خیابانی نکنید، چند درصد احتمال می‌دادید که وزارت کشور به شما مجوز بدهد، پاسخ داد: «پاسخ فوری برای یک جمع که باید جلسه‌ای تشکیل و نظرات‌شان گرفته شود کمی دشوار است و زمان می‌برد، ثانین ما باید منتظر می‌ماندیم تا وزارت کشور پاسخ رسمی بدهد، احتمال می‌دادیم شاید برداشت وزارت کشور از فرمایشات رهبری این باشد که برگزاری راهپیمایی در چارچوب قوانین و با رعایت مسایل اشکالی ندارد.

مجمع روحانیون یک جریان اصلاح‌طلبی درون نظام است که تمام اهتمام خود را صرف سرافرازی و بالندگی نظام، حرکت در مدار ارزش‌هایی که بر اساس آن‌ها پایه‌ریزی و تا حدود زیادی در قانون اساسی متبلور و در رهنمودهای امام به خصوص در وصیت‌نامه سیاسی الهی ایشان منعکس شده، می‌کند. بنابراین ما یک جریان اصلاح‌طلب درون نظام هستیم و برای حفظ نظام تلاش می‌کنیم.

نسبت ما با جنبش سبز اصلاح‌طلبی است. قطعن با آن‌ها وجه اشتراک داریم. ممکن است وجه افتراق هم داشته باشیم. اما بنای ما بیان نقاط افتراق با گروه‌ها نیست، چرا که در مقطعی هستیم که نقاط اشتراک برای ما مهم است. ما دقیقن نقاط افتراق خود را هم با آن‌ها و هم با جریان متحجر داخلی روشن کردیم. یعنی از منظر ما، نقطه افتراق ما شکستن سقف نظام و خروج از آن است. ما همیشه گفته‌ایم که جریانی در داخل این نظام و زیر سقف جمهوری اسلامی هستیم. همین نقطه افتراق اصلی است با همه کسانی که اصل جمهوری اسلامی را نفی می‌کنند. حرف‌مان با جریان متحجر داخل نظام هم این بود که شما ناکارآمدی نظام را با بیانی دیگر مشابه سلطنت‌طلبان بیان می‌کنید. حرف ما با جریانی که انتخابات را زینتی می‌دانستند، مردم را نابالغ تلقی می‌کردند این است که این حرف شما همان حرف سلطنت‌طلبان است.

ما در تمام بیانیه‌های مجمع و مواضع اعضای آن، روی یک نکته تردید نکردیم و آن این‌که بگوییم یک جریان اصلاح‌طلب در درون این نظام هستیم و به رفتار مدیران اعتراض داریم، نه به اصل نظام. همین وجه افتراق ما با براندازهاست. تمام بیانیه‌های مجمع تاکید بر تثبیت اصل حاکمیت نظام، تایید اصل نظام، حرکت در چارچوب نظام و حرکت در چارچوب قانون اساسی است.

نظام ولایت فقیه یک سیستم است. این سیستم چارچوبی دارد که در راس آن ولی‌فقیه است و در قاعده این هرم نیز قوای سه گانه، نیروهای مسلح، آحاد مردم، نهادهای مدنی و… وجود دارند. وقتی ما از قانون اساسی حرف می‌زنیم، مگر می‌توانیم بگوییم قانون اساسی را قبول داریم اما اصل ولایت فقیه را قبول نداریم؟ ما وقتی بر اجرای قانون اساسی تاکید می‌کنیم، یعنی حتمن از ولایت فقیه دفاع می‌کنیم. ما وقتی می‌گوییم که اصلاح‌طلب درون این نظام هستیم، یعنی اصالت‌های این نظام را – که ولایت فقیه از جمله آن‌هاست – قبول داریم. اگر قبول نداشتیم در این چارچوب قرار نمی‌گرفتیم. در یک حرکت عمومی که خواسته مردم برقراری عدالت و آزادی مشروع و قانونی است و حق قانونی خود را مطالبه می‌کنند، ممکن است تعدادی هم به بیراهه بروند. من با این افراد که سنخیتی ندارم.

در زمان آقای خاتمی هم چنین اتفاقاتی «جریان انحرافی» رخ داد، یعنی جریانی که شاید اعتقاد چندانی به خط آقای خاتمی نداشته و به نام تندرو در جامعه شناخته می‌شدند، در کنار رییس جمهوری سابق قرار گرفتند و حتا بحث عبور از آقای خاتمی را هم مطرح کردند. شما چرا آن زمان نسبت به حضور چنین افرادی هشدار نمی‌دادید؟ مگر آقای گنجی در شورای نگهبان «مدیر داخلی شورای نگهبان» زیر نظر آقای جنتی کار نمی‌کرد؟ همه مردم می‌گفتند که آقای گنجی در تشکیلات شما مشکل دارد، اما آیا کسی حاضر شد صف خود را از او جدا کند؟ آیا امروز حاضرند صف خود را از عناصر پیرامونی آقای احمدی‌نژاد و رفتارهای‌شان به صورت عملی نه صرف رسانه‌ای جدا کنند؟ چرا فقط زبانی می‌گویند فلانی و فلانی نباشند اما اقدامی نمی‌کنند؟»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,