Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
دایره‌ی شکسته

«رمانتیکی پر از رمز و راز»

2011 September 08

مه‌شب‌ تاجیک/ رادیو کوچه

«هانس هاینتس اورس» (Hans Heinz Ewers) نویسنده‌ی آلمانی، در سال1871 در «دوسلدروف» دیده به جهان گشود. هنگامی‏ که او هم‌زمان با پایان سد‌ه‌ی نوزدهم کار نویسندگی خود را آغاز کرد، گرایش‏های جدیدی در ادبیات آلمانی رخ نموده بود. رمانتیسم کهنه‌ی‏ آلمانی نفس‏های واپسین خود را می‏‌کشید و مکاتبی چون رالیسم‏ و ناتورالیسم در حال شکفتن بودند. اما شگفت که در چنین زمانه‏ای، اورس شیفتگی خود را به‏ رمانتیسم آن هم از نوع آلمانی‏اش نشان می‏دهد. البته آن‌چه مشخص است این‌که در پایان سده‌ی نوزده و اوایل سده‌ی بیست، نویسندگانی چون «هوفمانس‏ تال»، «راینر ماریا ریلکه» و «هرمان هسه» با نگاهی به سنت‌های کهن‏ ایده‌الیسم آلمانی، «نیورمانتیسم» را بنیان نهادند. از این‏رو می‏باید گمان‏ داشت که اورس نیز در این دسته جای گیرد. اما اورس هرچند از لحاظ زمانی در دوره‌ی نیورمانتیک‏ها زندگی می‏کرد، اما به واقع بیش‌تر به‏ رمانتیک‏های قدیمی‏تر آلمانی‏ها هم‌چون «ارنست تیودور» «آمادئوس‏ هوفمان» نزدیک بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برشمردن وجوه تمایز میان رمانتیسم پیشین که با جنبش‌های ادبی و با توفان و تهاجم درآمیخته است کاری دشوار است. رمانتیسم پیشین یا پیش رمانتیسم بسیار خشن‏تر، خردستیزتر و رازآمیزتر از شکل‏های‏ بعدی این مکتب است. با این توضیح و پس از کندوکاو در آثار اورس‏ درمی‏یابیم که آثار وی ریشه در پیش رمانتیسم و جنبش توفان‏ دارد که آن‌ها نیز به نوبه‌ی خود بی‏تاثیر از دوره‌ی باروک، اکارت و سرچشمه‏های آیینی ادبیات کهن آلمانی نبوده‏اند. به یک معنا اورس‏ با نادیده گرفتن گسست تاریخی در سنت‏های ادبی آلمان خط سیری‏ را دنبال کرده است که از چندین سده تا زمان وی ادامه داشته است. در رمانتیسم اورس همان ویژگی ناب روح آلمانی قدیم دیده‏ می‏شود، گونه‏ای خودستیز و گرایش به امور فوق عقلی و ماوراطبیعی، چیزی که گوته آن را دیوزدگی نام نهاده و گفته بود «علایم دیوزدگی‏ آن چیزی است که عقل ما از حل آن سرباز می‏زنند.»

رمانتیک‏های آلمانی دوست داشتند به همه‏چیز رنگ و بوی رمز و راز دهند. همه‏چیز در نگاه آنان اسرارآمیز، جادویی‏ و در عین حال تیره و خشن و ترس‌ناک بود. به گمان هوفمان زندگی‏ ما تنها در پناه رازآمیزی تاب‏آوردنی می‏شود. این ویژگی برجسته‏ رمانتیسم آلمانی است. رمانتیسم آلمانی برخلاف گونه‌ی فرانسوی و انگلیسی خود بسیار محشور با اندیشه‌ی مرگ، بیماری، جنون و هراس‏ بود. در واقع پدر داستان‏های هراس‏آور را نه «ادگار آلن‏پو» بلکه می‏باید آلمانی‏هایی مانند «هوفمان» دانست. اورس نیز برخلاف نیورمانتیک‏هایی‏ چون هرمان هسه به وجه تیره و خشن رمانتیسم کهن آلمانی توجه‏ نشان داد. گرایش اورس که بیش‌تر در حیطه‌ی داستان کوتاه و رمان کار می‏کرد، پرداختن به آثار تخیلی بود. شماری از منتقدان بر این باورند که برخی از آثار او زاده‌ی هوس نویسنده برای بال و پر دادن به‏ اندیشه‏هایی پوچ و بیهوده‏اند و در واقع قهرمانان او نیز از چنین‏ اندیشه‏های وهم‏آلودی سرچشمه می‏گیرند. در بسیاری از داستان‏های اورس، قدرت تخیل نویسنده با تشریح‏ جزییاتی شگفت‏انگیز رفته‏رفته تا حد کابوس‏هایی به دور از اندیشه‏ای سلیم بدل می‏شود.

نقطه‌ی اوج آثار اورس پرداختن به مضمونی به غایت دور از ذهن و انحرافی است که با واقعیت‌ها رابطه‏ای بس اندک دارد. جالب آن‌که او با آفریدن شخصیتی به نام «فرانک براون» که در بسیاری از رمان‏های وی ظاهر می‏شود و به قول او با ذکر این‏ گفته که می‏خواهد «به ژرفای طبیعت» آدمی نظر بیفکند، در تلاش است تا به آثار خود مشروعیت بخشد. از سوی دیگر ما گونه‏ای جبرگرایی ناشی از تورات و تاثیر محیط را در آثارش باز می‏شناسیم که او را به ناتورالیست‌ها نزدیک می‏سازد. از این لحاظ او را می‏باید با «گی‌ دوموپاسان» سنجید که بر لبه‌ی رمانتیسم و ناتورالیسم گام می‏نهاد. او نیز به مانند «گی دوموپاسان»، گرچه‏ اورس تحت تاثیر جنون، رمانتیسمی سیاه و وهم‏آلود را با گرایش‏های ناتورالیستی و در واقع با جنبه‏های زننده و خشن این‏ مکتب درهم آمیخت. شاید در این باره تاثیر «هاوپتمان»‏ بر او بی‌تاثیر نبوده باشد. باید به یادداشت که ناتورالیسم او و ترسیم چهره‏ای‏ انتقادی از جامعه‏ای هیولامنش و منحط که با نگاهی روان‌کاوانه‏ و جامعه‏شناسانه ارایه می‏شود، در حاشیه باقی می‏ماند و هر دو نگاه جامعه‏شناختی و روان‏شناختی او از این اندیشه پرده برمی‏دارد که نویسنده می‏کوشد با جنبه‏هایی از تخیل غیرعادی و تحریم‏ شده‌ی خوانندگان ارتباط برقرار کند. اورس با نکته‏سنجی ژرف‏ آگاهانه یا ناخودآگاه در آثارش نشان می‏دهد که اروتیسم و جنبه‏هایی از پدیده‏های خشن و مشمئزکننده تا چه حد می‏توانند در هم بیامیزند و در واقع دو روی یک سکه باشند، هم‌چنان‏که‏ در داستان‌های او می‌بینیم که گرایش‌های سادیستی به خون، تا چه حد جنبه‏ای اروتیک و شهوانی دارد.

جالب‏ است که بدانیم در سده‌ی هجدهم و نوزده دانش‌جویان رمانتیک آلمانی‏ شیفته‌ی دوئل با شمشیر بودند. آنان به گونه‏ای باورنکردنی و با معیارهای امروزی به شکلی بیمارگونه در پی بهانه‏ای بودند تا با شمشیر به جان یک‌دیگر بیفتند و دانش‌جویی که در کارنامه‌ی خود چند دوئل نمی‏داشت، بسیار سرافکنده می‏بود. آنان نه تنها زخم کریه شمشیر در صورت را زشت نمی‏دیدند، بلکه به گمان‏ ایشان صورت شکافته و زخم دیده از شمشیر مایه مباهات و نشانی از غرور و مردانگی بود‌. از دیگر ویژگی‏های رمانتیسم آلمانی دل‌بستگی به امور متضاد بود. آنان عشق و مرگ را توامان مطرح می‏کردند، احساسات‏ رقیق و پرسوز و گداز، کنار خوی جنگ‏پرستانه و ستیزه‏جویانه، معجون شگفتی از کار درمی‏آمد و نیز جنبه‏های شیطانی با امور عرفانی و الهی درهم می‏آمیخت. و اورس در آثارش تمام این‌ها را با هم مطرح می‌نمود.

منبع‌ها: ادبیات داستانی، مجله

گلستانه، مجله

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,