Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت دویست‌و‌ده

«بهای قدرتی که تقسیم نشد»

2011 September 22

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

دومین گروهی که پس از گروه «فرقان» به عملیات تروریستی متوسل شدند، «مجاهدین خلق» بودند، این گروه اگرچه تعدادی از افراد مهم حکومتی را از بین بردند، اما در همه حال بیش از کردارشان وانمود کردند، البته باید اذعان نمود که آغاز فاز ترور از سوی مجاهدین خلق و در حقیقت از سرگیری استراتژی تروریسم نتیجه ناکامی از کسب قدرت به شیوه‌های دموکراتیک بود. آن‌ها سهمی از قدرت را حق خود می‌دانستند اما وقتی آخرین تلاش‌های‌شان برای تصاحب قدرت از طریق «بنی‌صدر» نیز ناکام ماند برای ورود به فاز ترور هیچ تردیدی به خود راه ندادند، شاید تنها اعطای چند کرسی نمایندگی در مجلس می‌توانست آن‌ها را از این اقدام و رفتارهای پس از آن بازدارد، اما آقای خمینی تمامیت‌خواه‌تر از این بود که قدرتی را با آنان تقسیم کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مرور بر برخی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که مجاهدین خلق از مدت‌ها قبل خود را برای ورود به فاز ترور و حملات تروریستی آماده کرده و بارها به انحاء مختلف آن را ابراز کرده بود. با این حال آن‌ها در روزهای اول انقلاب طرف‌دار شدید خمینی بودند. در همین راستا در نشریه‌های‌شان بیش از همه عکس خمینی را چاپ می‌کردند و بیش از همه بر به کار بردن واژه «امام» برای آیت‌اله خمینی تاکید می‌کردند. آن‌ها امیدوار بودند با نزدیک شدن به خمینی بتوانند مسوول تشکیل دولت شوند. آن‌ها معتقد بودند روحانیت نه تجربه‌ای در اداره حکومت دارد و نه از دانش لازم برای این کار برخوردار است. اما با وجود این تلقی بود که به خمینی نزدیک شدند. اما خمینی تاکید داشت که مجاهدین خلق باید سلاح‌های‌شان را زمین بگذارند. مجاهدین خلق که از خمینی ناامید شدند شیوه‌های خود را تغییر دادند. سازمان در تبلیغات بعدی خود با ترسیم دو اسلام: «توحیدی مجاهدین» و «اسلام ارتجاعی» وارد مبارزه شد. به همین‌گونه تمام گروه‌های موجود در ایران را با معیار هم‌سویی یا اختلاف با سازمان طبقه‌بندی می‌کرد .

بعد از این‌که مجاهدین خلق از خمینی ناامید شدند سعی کردند از سازوکارها و قواعد دموکراتیک برای جلب آرا‌ استفاده کنند. آن‌ها خیلی زود فهمیدند که باید در انتخابات شرکت کنند. بر همین اساس «مریم رجوی» در اولین دور انتخابات مجلس شرکت کرد ولی نتوانست به مجلس راه یابد. دیگر کاندیداهای مجاهدین خلق هم نتایجی به‌تر از مریم رجوی کسب نکردند.

با این وجود «مسعود رجوی» درصدد برآمد که در انتخابات ریاست‌ جمهوری شرکت کند و این درحالی بود که وی همه‌پرسی قانون اساس در 12 فروردین 1358 را تحریم کرده بود و در عین حال قانون اساسی را قبول نداشت. به همین دلیل نتوانست در انتخابات کاندیدا شود. این گروه هم‌زمان هم خود را مسلح نگه داشته بود و از چاشنی تهدید هم بهره می‌گرفت.

در یک مورد مسعود رجوی در میتینگ انتخاباتی امجدیه در خرداد ماه 59 عملن تهدید کرد در صورت لزوم به اقدامات تروریستی متوسل خواهند شد. وی گفت: «یک عده می‌خواهند ایران را ترکیه کنند اما ایران که ترکیه بشو نیست، لبنان خواهد شد. ما خواستار تروریسم نیستیم اما نمی‌شود انکار کرد تروریسم واکنش‌های اجتناب‌ناپذیری دارد که در آن صورت نه قدرتی برای دولت خواهد گذاشت و نه برای مجلس .»

رجوی به صراحت می‌گفت چنان‌چه بخشی از قدرت را به دست نگیرد از تروریسم دریغ نخواهد کرد. این در حالی بود که مجاهدین خلق حتا در جریان انتخابات دور اول مجلس نتوانسته بود رای لازم را به دست آورد.

رجوی در جایی دیگر ضمن تاکید بر مواضع قبلی‌اش اعلام کرد: «مجاهدین نیز از همان نخستین دور انتخابات مجلس پیوسته یکی از مهم‌ترین محور حرف‌های‌شان همین بوده است که بدون یک مجلس واقعن ملی فراگیر نمایندگان طبقات و اقشار مختلف مردم خبری از زندگی مسالمت‌آمیز در کار نخواهد بود. در امجدیه نیز من با زبان صریح‌تر این نکته را یادآور شدم و حتا به آن‌ها که درصدد ایجاد ترکیه در ایران هستند هشدار دادم که مبادا از لبنان سر در بیاورند.»

در هر حال سازمان مجاهدین خلق بعد از ناکامی در استفاده از نام و عنوان خمینی و نتیجه نگرفتن در انتخابات دور اول مجلش تلاش کرد خود را به بنی‌صدر نزدیک کند و از طریق پناه گرفتن در پشت رییس‌ جمهوری اهداف‌اش را پیش ببرد اما مشکل آن‌جا بود که بنی‌صدر نیز خود با آیت‌اله خمینی دچار مشکل شد و سپس مقدمات عزل‌اش فراهم آمد. در واقع هر‌چه بیش‌تر زمزمه‌های برکناری بنی‌صدر مطرح می‌شد بیانیه‌های مجاهدین خلق نیز تندتر می‌شد به نحوی که هم‌زمان با تصویب طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی مجلس شورای اسلامی، سازمان مجاهدین خلق طی بیانیه‌ای عملن نمایندگان را تهدید کرد که به این طرح رای منفی بدهند.

در این اطلاعیه آمده بود: «…سازمان مجاهدین خلق ایران به تمامی نمایندگان که در مجلس حضور می‌یابند، نسبت به کلیه عواقب گسترده عزل رییس جمهوری در فضایی هیستریک ارتجاعی حاکم، زنهار می‌دهد. از این رو با یادآوری مجالس و ادوار قانون‌گذاری که در تاریخ معاصر ایران به استقرار دیکتاتوری منجر شده است، ما به فرد فرد نمایندگان حاضر و به ویژه آن‌ها که نسبت به سرنوشت مردم ایران احساس مسوولیت می‌کنند، تذکر می‌دهیم که خود را شایسته لعن و نفرین ابدی ملت ایران نساخته و مرعوب صحنه‌های ساختگی چماق‌داران در برابر مجلس نشوند.»

وقتی طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس با 177 رای موافق، 12 رای ممتنع و یک رای مخالف تصویب شد، سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع و قطع امید از اقدامات دموکراتیک، در 30 خرداد 1360، اعلام کرد که فعالیت‌های این سازمان وارد فاز نظامی شده است و اعضای این گروه که مسلح به انواع اسلحه‌های سرد و گرم بودند اقدامات خشنی را سازمان دادند، شاید سال 1360 خونین‌ترین سال ترورها در ایران باشد، افراد سرشناسی که توسط این گروه ترور شدند عبارتند از‌: انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، 7 تیرماه 13360، که در آن «سید محمد بهشتی» و بیش از 70 تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند، «محمد کچویی» «پدر توابین و رییس زندان اوین» 8 تیرماه 1360، «حسن آیت» 14«طراح سقوط بنی‌صدر» مرداد 1360، انفجار 8 شهریور 1360 که در آن «محمد‌علی رجایی» و «محمد‌جواد باهنر» و یک نفر دیگر کشته شدند، «اسداله مدنی» «امام جمعه تبریز» 20 شهریور 1360، «عبدالکریم هاشمی‌نژاد» «نماینده‌ی اول استان مازندران» 7 مهر 1360، «سید عبدالحسین دستغیب» «امام جمعه شیراز» و 12 نفر دیگر از هم‌راهان وی در نماز جمعه 20 آذر 1360، «محمد صدوقی» «امام جمعه و نماینده یزد» 11 تیر 1361، «عطااله اشرفی‌اصفهانی» «امام جمعه کرمانشاه» 23 مهر 1361، «اسداله لاجوردی» «رییس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دهه شصت» 1 شهریور 1377 و «علی صیاد شیرازی» اردی‌بهشت 1378.

«سرلشکر رحیم صفوی» فرمان‌ده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یازده سال پس از ترور «صیاد شیرازی» در مراسمی که جهت بزرگ‌داشت وی در نظر گرفته شده بود با بیان این‌که دستور ترور صیاد شیرازی از جانب صدام به مجاهدین داده شد، گفت: «سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرح‌ریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد.» وی تصریح کرد: «بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.»

فرمان‌ده سابق کل سپاه ادامه داد: «سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی طی یک طرح عملیاتی از ساعت 4 تا 8 صبح تمام مقرهای منافقین از پادگان اشرف گرفته تا العماره را با شلیک بیش از هزار موشک و گلوله توپ‌خانه برد بلند، منهدم و تلفات سنگینی را به آن‌ها وارد کرد.» صفوی خاطرنشان کرد: «به دنبال این عملیات بود که عراق هیچ واکنشی از خود نشان نداد و تنها به گله مختصری بسنده کرد.»

مسلمن ترورهای گروه‌های معاند با نظام بی‌پاسخ نمانده است، همان‌گونه که این تحریکات دو طرفه تنها یک قربانی داشته و هیچ سودی را ایجاد ننموده، هزینه عدم تحمل دوسویه اقتدارگرایان را فقط شهروندان ایرانی پرداخت کرده‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,