شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
07 October 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت دویست‌و‌سیزده

«۴۴۴ روز رویایی برای خمینی»

۱۳۹۰ مهر ۰۴

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در مورد سرگذشت دولت بازرگان، نهضت ملی، گروگان‌گیری آمریکاییان و پیوند میان آن‌ها روایات متفاوتی وجود دارد، ولی آن‌چه در تمامی آن‌ها مشترک است، سواستفاده از دولت موقت برای ایجاد ثبات و سپس انهدام همیشگی این عوامل به واسطه اشغال سفارت و اسناد مرتبط مکشوف و گاهن ساختگی، مغرضانه و سیاه‌نمایی شده بود. 444 روزی که توانست سرنوشت ملتی را تغییر دهد و مفهومی جدید را برای انقلاب تعریف نماید و رویاهای آیت‌اله خمینی را تعبیر کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

روزنامه «وطن» امروز در سال 1389 به نقل از یک کارشناس امنیتی مدعی شد حمله به سفارت آمریکا در تهران در آبان ماه سال 1358، استراتژی کاخ سفید بود که توسط محمد موسوی خوئینی‌ها به اجرا گذاشته شد. این کارشناس امنیتی که هویت‌اش مشخص نشده، به روزنامه طرف‌دار دولت احمدی‌نژاد گفته که موسوی خوئینی‌ها بدون هماهنگی با آیت‌اله خمینی و به کمک چند تن از دانش‌جویان پیرو خط امام، اقدام به تسخیر سفارت آمریکا در تهران کرده است.

از سویی «محسن رضایی» با بیان این‌که ایران نمی‌خواست تا ختم مسئله عراق خطر خود را برای آمریکا زیاد نشان دهد تصریح کرد: «اگر امام در اوایل انقلاب بازرگان را بر سر کار نمی‌گذاشت شاید انقلاب به ثمر نمی‌رسید، بازرگان بزرگ‌ترین کلاهی بود که امام بر سر آمریکا گذاشت، ایشان نیرویی را به‌کار گرفت که آمریکا احساس خطر نکند.»

«محسن رضایی» با بیان این‌که ایران نمی‌خواست تا ختم مسئله عراق خطر خود را برای آمریکا زیاد نشان دهد تصریح کرد: «اگر امام در اوایل انقلاب بازرگان را بر سر کار نمی‌گذاشت شاید انقلاب به ثمر نمی‌رسید، بازرگان بزرگ‌ترین کلاهی بود که امام بر سر آمریکا گذاشت، ایشان نیرویی را به‌کار گرفت که آمریکا احساس خطر نکند.»

«محمد هاشمی رفسنجانی» سال 87 در یک مصاحبه گفت: «امام وقتی که پاریس بودند آقای بازرگان و پسر آقای شریعت‌مداری را به حضور پذیرفتند و به‌طور مفصل با ایشان صحبت کردند. آن‌ها پیشنهاد سازش با امام را داشتند تا امام شورای سلطنت را بپذیرد و دولت بختیار را قبول کند و در عوض، سه وزیر داشته باشد. امام برافروختند و خیلی تند با آن‌ها صحبت کردند. بعد از نماز، امام در جمع صحبت کردند و برای اولین بار گریه کردند. می‌‌گفتند سیاسیون آمده‌‌اند و به من پیشنهاد سازش می‌‌دهند، خمینی چگونه می‌‌تواند سازش کند وقتی که چهار جوانی را که تا دیروز با خانواده‌‌‌های‌شان نهار می‌‌خوردند امروز شهید کرده‌‌اند؟ لذا بعدن که بازرگان از لندن برگشت خواست تا دوباره با امام ملاقات کند که ایشان قبول نکردند. بنابراین من این‌ها را می‌‌دانم ولی تحلیل خود من این است که دولت بازرگان برای دوران گذار انتخاب مناسبی بود. وقتی که قرار است دولت بختیار ساقط بشود باید دولتی جای‌گزین آن بشود که خیلی تند نباشد و می‌‌بایست از افراد شناخته شده‌‌ای انتخاب می‌‌شدند که بین‌شان ارتباط وجود داشت. این برای دوران گذر بود. بعد وقتی که لانه جاسوسی تسخیر شد و اسناد هم بر جا ماند متوجه شدیم که آمریکا چندین توطئه زیر سر داشت، از قبیل کودتا و بمباران محل زندگی امام. بنابراین به نظر من آقای مهندس بازرگان و نهضت آزادی برای دوران گذار انتخاب بسیار مناسبی بود. به نظر من دولتی که قرار بود قانون اساسی و آیین‌نامه بنویسد و ابزارهای انتقال قدرت را از دولت شاهنشاهی به دولت جمهوری اسلامی فراهم بیاورد باید واجد چنین ویژگی‌هایی می‌‌بود.»

 آقای بازرگان و هم‌چنین سیاست‌مداران آمریکایی از درک رابطه ساختاری موجود بین بحران گروگان‌گیری و جنگ قدرت در ایران ناتوان بودند. دانش‌جویان پیرو خمینی با تخریب وجهه صدها تن، عملن سیاست خارجی ایران را درست گرفتند و هیچ‌کدام از روحانیون هوادار خمینی نیز با اقدامات دانش‌جویان و گروگان‌گیری، مخالفتی به عمل نیاوردند. به نظر می‌رسید که چپ‌گرایان مانند حزب توده و فداییان خلق نیز عمق ماجرای گروگان‌گیری را درنیافته بودند و از پیوستن به کاروان مخالفت با آمریکا و حملات وارده به ملی‌گرایان شادمان بودند. مجاهدین خلق نیز هم‌پای آنان از این اقدام دانش‌جویان ستایش کردند، اما وقتی حامیان خمینی به پاک‌سازی برخی اعضای مجاهدین «که جز 500 دانش‌جوی تسخیرکننده سفارت بودند» پرداختند، از شدت حمایت‌شان کاسته شد. چپ‌گرایان تصور نمی‌کردند که با شناسایی دانش‌جویان پیرو خط امام به عنوان ضد امپریالیست، به نوعی به خود ضربه می‌زنند. آن‌ها خود را از دستاویز مهمی که می‌توانستند از آن برای بسیج توده‌ها استفاده کنند، یعنی همان ژست ضد امپریالیستی، محروم کردند.

در اوج شور و هیجان ناشی از بحران گروگان‌گیری در کشور، حامیان خمینی خواستار برگزاری رفراندوم برای پیش‌نویس قانون اساسی خود شدند. چپ‌گرایان و ملی‌گرایان به مخالفت خود با ولایت فقیه ادامه دادند و جدی‌ترین چالش با آن توسط شریعت‌مداری صورت گرفت که فتوایی علیه آن صادر کرد. اپوزیسیون نامتحد ولایت فقیه در آن شرایط، حریف مکتبی‌ها و بنیادگرایان نمی‌شد. به همین خاطر، در 11 و 12 آذر 1358 و در اوج بحران، همه‌پرسی برگزار شد و شورای انقلاب مدعی شد که از مجموع بیش از 15 میلیون رای ماخوذه تنها 30.688 رای، مخالف قانون اساسی بوده است. در همه‌پرسی پیشین «همه‌پرسی تایید جمهوری اسلامی»، 20 میلیون نفر شرکت کرده بودند و در انتخابات جدید، 17 درصد واجدین شرایط رای‌گیری، با عدم شرکت، به قانون اساسی رای ندادند. بدین‌سان، بنیادگرایان به قیمت از دست دادن بخشی از پای‌گاه مردمی خود، به قانون تئوکراتیک خویش دست یافتند.

شریعت‌مداری و حزب جمهوری خلق مسلمان زیر نظر او به مخالفت خود با این قانون ادامه دادند و هنگامی که در درگیری بین آن‌ها و حامیان خمینی، یک محافظ شریعت‌مداری کشته شد، نیروهای حزب خلق مسلمان، قیامی را در تبریز به راه انداخته و ایست‌گاه رادیو و تلویزیون شهر را تصرف کردند. سپاه پاسداران به دفتر مرکزی حزب یورش برده و شماری از افراد شورشی توسط دادگاه‌های انقلاب به چوبه‌دار سپرده شدند. شریعت‌مداری نیز تا پایان عمر تحت حبس خانگی قرار گرفت.

نخستین تحریمات اقتصادی آمریکا علیه ایران در همین جریان علیه ایران وضع شد. در حقیقت تصرف غیرقانونی سفارت ایالات متحده آمریکا و به گروگان گرفتن کارکنان آن به مدت 444 روز، باعث پیدایش سال‌ها دشمنی آمریکاییان علیه ایران، از جمله قطع تمام روابط، ضبط و مصادره میلیون‌ها دلار اموال ایران در خارج از کشور، وضع تحریمات علیه ایران، و طرد ایران از جوامع غربی شد که تا به امروز نیز ادامه دارد.

«ویلیام داگرتی»، یکی از گروگان‌ها، سال‌ها بعد در این باره در یک مصاحبه با شبکه سی ان ان توضیح داد:

«وقتی این‌طور کشور شما (آمریکا) را تحقیری می‌کنند که ما را کردند، این‌جور چیزها به یاد آدم می‌ماند. آدم کسانی را که آن‌طور به حیثیت شما و خانواده و کشورتان اهانت کردند را فراموش نمی‌کند. تنفر آنان از آمریکایی‌ها را هنوز به خوبی به یاد دارم. از هر روزنه بدن‌شان در حال نشت کردن بود.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,