Saturday, 18 July 2015
03 December 2020
پس‌نشینی تند

«از یاد می‌بریم»

2011 September 26

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

هنگامی‌که در سال‌های آغازین قرن نوزدهم روند صنعتی شدن اروپا، آمریکا و به تدریج آسیا آغاز شد، مردم به تدریج از روستاها و شهرهای کوچک‌تر به سمت شهرهای بزرگ‌تر و صنعتی‌تر کوچ کردند. این مهاجرت به دلایل فراوانی صورت می‌گرفت که دو نمونه از مهم‌ترین آن‌ها جست‌وجو برای کار و در کنارش استفاده از مواهب فن‌آوری در زندگی روزمره بود. ماشین روز به روز بخش بیش‌تری از کارهایی را بر دوش می‌گرفت که تا چندی پیش از آن انجامش بر عهده‌ی آدمیان بود و این زندگی را برای بشر آسان‌تر می‌کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در اثر این مهاجرت‌ها ساختار زندگی اجتماعی انسان دچار تغییرات جدی شده بود از جمله این‌که دیگر افراد و اعضای یک فامیل و قبیله مانند جوامع سنتی همگی در کنار یک‌دیگر زندگی نمی‌کردند و به تدریج از هم دورتر و دورتر می‌شدند. مشغله‌ها و گرفتاری‌های کاری، اوقات فراغت بشر را کم‌تر کرده بود و انسان‌ها روز به روز از هم دورتر می‌شدند. از دیگر سو اما فن‌آوری به مدد بشر آمده بود و با گسترش راه‌ها و وسایل نقلیه‌ی سریع‌تر و ارزان‌تر، امکان سفر در فاصله‌های زمانی کوتاهی به دست آمده بود که برای انسان بدوی یک آرزو به شمار می‌آمد. حالا افراد می‌توانستند مسافت‌های طولانی را در مدت زمانی کوتاهی طی کنند که تا چند دهه پیش از آن باید ماه‌ها از عمرشان را برایش تلف می‌کردند. پس فن‌آوری، دوری و نزدیکی را با هم برای بشر به ارمغان آورد. گرچه که آدم‌ها در کنار هم زندگی نمی‌کردند اما هرگاه که اراده می‌کردند می‌توانستند به سرعت هم‌دیگر را ملاقات کنند و دل‌تنگی‌ها را بزدایند.

روند پرسرعت رشد فن‌آوری‌های مدرن سر بازایستادن نداشت. اختراع و اکتشافات نوین یکی پس از دیگری از راه می‌رسید و با فرارسیدن عصر الکترونیک به یک‌باره گام‌هایی که گمان می‌رفت در صدسال برداشته شود، در یک دهه و یا کم‌تر پیموده می‌شد. حالا عصر ارتباطات مدرن آغاز شده بود و هر کسی در کسری از ثانیه می‌توانست با استفاده از شبکه‌ی جهانی اینترنت و به مدد گسترش شبکه‌های اجتماعی، از حال و احوال عزیزانش در هر کجای دنیا که باشند باخبر شده و صدا و تصویر آنان را مشاهده کند. این فن‌آوری اخلاقیات ویژه‌ی خود را نیز به همراه آورد و انسان کنونی را روز به روز تنبل‌تر کرد. بشر امروزی به خلوت‌گاه کوچک خود خزید و راه‌های ارتباطی خود با دیگران را به ارتباطات مجازی محدود کرد.

انسان در فضای مجازی چیزهای زیادی را از دست داده است، برای نمونه دوستانش و حریم خصوصی‌اش را. حالا گرچه و در عین حال که می‌داند فلان دوستش دیروز چه چیز نوش جان کرده و یا موهایش را چه مدلی کوتاه کرده، ماه‌ها او را از نزدیک ندیده است. تصویر زیباترین بناهای باستانی جهان را دیده و آن‌ها را می‌شناسد اما به پارک نزدیک آپارتمانش یک‌بار هم سر نزده است. به مدد فن‌آوری‌های مدرن، برای جشن تولد نزدیک‌ترین عزیزانش در آن سوی دنیا هدیه می‌فرستد اما ماه‌هاست که لذت در آغوش کشیدن‌شان را نچشیده است. انسان شاید احتیاج به یک بازنگری کلی در شیوه‌های ارتباطی جدیدش داشته باشد. بشر به روابط رودر رو و چهره به چهره نیازمند است. به دیدن تصویر یک دوست در فضای مجازی و یا شنیدن صدای یک عزیز از راه دور بسنده نکنیم، ما به بودن در کنار یک‌دیگر محتاجیم. این تغییرات نیازمند یک حرکت جمعی است که زمزمه‌های آن هم اکنون در جای جای جهان آغاز شده است. فراموش نکنیم که فن‌آوری آمده بود تا زندگی ما را آسان‌تر و زیباتر کند و این ما هستیم که باید حد و اندازه‌های تاثیر آن را تعیین کنیم و آرزوهای‌مان را از دست ندهیم. چه اشکالی دارد تا برای نمونه فضای مجازی را بهانه‌ای بکنیم برای قرارهای دسته‌جمعی بی‌هزینه و آسان، برای دیدار عزیزانی که روزها و ماه‌ها و سال‌ها ندیدیم‌شان یا شاید برای شادی‌ها و دست‌افشانی‌های جمعی. می‌شود اگر که بخواهیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,