Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
این‌جا آسیاست- گشت و گذار- قسمت ششم

«نسخه بدلی لاس و‌گاس»

2011 September 29

سحر بیاتی/ رادیو کوچه

دنیای امروز عرصه رقابت نام‌های بزرگ جهانی است، از «فیس بوک» تا «گوگل» و «مایکروسافت» تا جنگ برندهای معتبر پوشاک، اما این میان برای همه نام‌های معتبر جهانی یک رقیب چشم بادامی در کمین نشسته است. چینی‌ها، متخصص در تولید نسخه بدلی نام‌های بزرگ جهانی، می‌خواهد «نوکیا» و «سامسونگ» باشد یا «گوچی»، «فرگاباما»، «هرمس» یا حتا برندهای قدیمی‌تری چون «آدیداس» و «پوما». اما چینی‌ها فقط به این نام‌های بزرگ اکتفا نکرده‌اند و نسخه دیگری از «لاس وگاس» را در شمال پایتخت مالزی بنا نهادند. تنها کازینوی کشورهای اسلامی، بزرگ‌ترین کازینوی دنیا بعد از «لاس وگاس»، و البته نسخه بدلی «برج ایفل»، «اسکار» و «ونیز». هر چند این نسخه بدلی زیباست و ارزش دیدن و گشت زدن دارد اما یادتان باشد، توقعی که از مدل چینی یا بدلی اجناس خریداری شده را دارید از «لاس وگاس»، «ونیز» و «ایفل» مالزیایی هم داشته باشید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این‌جا آسیاست، «گنتینگ هایلند»، کوالالامپور

این بار راهی می‌شوم به سمت ارتفاعات پایتخت مالزی، مجموعه دیدنی «گنتیگ هایلند» که در سال 1964 توسط یک مرد چینی به نام «لیم گه تونگ» ساخته شد.

فرقی نمی‌کند با ماشین‌های سواری یا با اتوبوس، مسئله رسیدن به ارتفاع 1800 متری از سطح دریا و رفتن در راه جاده‌ای است سرسبز و پر پیچ و خم با نوستالژی جاده «کندوان» خودمان یا همان جاده چالوس دوست‌داشتنی، با این تفاوت که هرگز پاییز هزار رنگ و برف نزدیکی «گچسر» و «دیزین» را در این جاده نخواهید دید، تا چشم کار می‌کند سبز است و سبز، آرام و بی‌سر و صدا، سکوتش پر است از رمز و راز؛ شاید هم نه رمزی دارد نه رازی اما ذهن من دوست دارد قصه ببافد از جنوب شرق آسیا، جایی که آخرین بازماندگان مادر‌سالارها به روایت «اوریانا فالاچی» روزنامه‌نگار بزرگ ایتالیایی در کتاب «جنس ضعیف» در آن زندگی کرده‌اند.

هوای خنک و ناب کوهستانی را فرو می‌دهم در ریه‌هام چقدر این هوا را به ریه‌هام بدهکار بودم، چقدر هم‌وطنانم این هوا را به ریه‌های‌شان بدهکارند. چه کسی گفته بود آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ من پاسخ را یافته‌ام، قاطعانه باید گفت نه آسمان در جایی در این نزدیکی در همین آسیا خاکستری است و مردم برای تنفس ذره‌ای اکسیژن روز شماری می‌کنند و نهایت تدبیر مسوولان هم ریختن مقادیری آب با هواپیمای آب پاش بر سرشان است و بس.

خدای قهار بودایی‌ها

در راه رسیدن به «گنتینگ هایلند» (ارتفاعات گنتینگ) معبدی است که به معبد «بهشت و جهنم» شهرت یافته است.

این معبد مانند سایر معابد بودایی از چند عبادت‌گاه کوچک و تعداد زیادی از خدایان سنگی تشکیل شده است و یک بودای بزرگ سنگی نیز در انتهای معبد به چشم می‌خورد. از سویی دیگر با مجسمه‌های رنگی بودایی‌ها تمامی تعالیم خود را در قالب بهشت و جهنم در این معبد نمایش داده‌اند.

به نظر خدای معبد چینی‌ها خدایی قهار است. چرا که سه پنجم تصاویر را به جهنم اختصاص داده‌اند و تصویرشان از بهشت تنها به یک نقاشی و یک کاروان برآورده کردن آرزو خلاصه می‌شود. ظاهرن در آموزه‌های چینی تصویرسازی از بهشت به مراتب کم‌تر از تصویر اسلام است. این‌جا حتا خبری از باغ‌های میوه و جوی‌های شراب و حوریان بهشتی که اسلام  وعده داده هم نیست. چینی‌ها حتا مظاهر قهری و پاداشی دین را به شدت مادی دیده‌اند.

نکته مورد توجه در مجسمه‌هایی که راوی جهنم هستند، شباهت عذاب‌ها با روایت‌های مسلمانان است. حضور افراد در دادگاهی که یک خدای جهنم بر سر آن است. در هر مرحله عذاب برای اعمال مشخصی اختصاص می‌یابد. از دزدی، قتل، بی‌احترامی به والدین و عدم دستگیری از مساکین، تا زنا و عدم وفاداری و بی توجهی به حقوق دیگران عذابی مشخص دارد.

نمی‌دانم چرا خدای عشق و چشم‌پوشی، محبت و گذشت در هیچ یک از روایات مذهبی که تا کنون دیده‌ام وجود ندارد. گویی خدا بشر را برای عذابی سخت خلق کرد و جهان دادگاهی است برای گردن زدن همه خطاکاران، بی‌خبر از این‌که خالق این همه زیبایی و سرسبزی، پروردگار آهنگ و تناسب نمی‌تواند تا این حد خشن، بی‌گذشت و مادی با جهان و هر‌چه در آن هست مقابله کند.

شاید اگر تعریف درستی از عشق الهی داشتیم به صلح بیش‌تر از جنگ می‌اندیشیدیم.

تاریخ‌چه «گنتینگ هایلند»

پس از گشت‌وگذار در معبد جهنم و بهشت با سوال‌های بی‌پاسخ از معنای مرگ و زندگی و روایت‌های مشابه از زندگی پس از مرگ پیچ و خم‌های جاده را از سر می‌گیرم برای رسیدن به آدم‌های سرخوش،  رها شدگان در هیجان و ریسک و بی‌خبری، تا در نهایت می‌رسم به انتهای جاده و مجموعه تفریحی «گنتینگ هایلند.»

 روایت‌های متفاوتی از ساخت بنای اولیه «گنتیگ» شنیدم برخی می‌گویند آقای «لیم» این بنا را برای همسرش که بیمار بود ساخت، برخی معتقدند که آقای «لیم» کازینوی «گنتینگ» را در ابتدا برای تجمع فامیلی و دوستانه‌اش بنا کرد. همان‌طور که پیش‌تر هم گفتم بزرگ‌ترین تفریح مهاجران چینی به مالزی مصرف تریاک و قمار بود. شاید این کازینو هم برای تفریح و سرگرمی نزدیکان «لیم» ساخته شده بود.

وب سایت رسمی مجموعه «گنتیگ» درباره تاریخ ساخت مجموعه می‌نویسد: «در سال ۱۹۶۴ شخصی به نام «سری لیم گوه تونگ» اولین برنامه‌ریزی برای پیدایش یک مجموعه تفریحی در بلندی‌های «گنتینگ» را انجام داد. وی پیش‌بینی کرد که با توجه به آب و هوای گرمسیری و استوایی کشور مالزی، وجود یک چنین مجموعه اقامتی تفریحی بتواند بسیار مفید باشد. وی با هم‌کاری عده‌ای دیگر و بعدها با هم‌کاری دولت مالزی و سرمایه‌گذاری تمام اموال شخصی خود در این پروژه توانست در سال ۱۹۷۱ اولین هتل مجموعه‌ی «گنتینگ» را با نام هتل «گنتینگ» افتتاح کند. این هتل در حال حاضر هتل «تم پارک» نام دارد. بعد از آن رشد مجموعه با در نظر گرفتن موضوع عدم نابودی جنگل‌های استوایی اطراف تا به امروز ادامه پیدا کرد، هتل‌های جدیدی یکی پس از دیگری افتتاح شدند. تا سال ۲۰۰۸ میلادی پنج هتل با نام‌های هتل «تم پارک»، هتل «گنتینگ»، هتل «هایلندز»، هتل «ریسورت» و هتل «فرست وورد» بهره‌برداری شده‌اند.»

البته روایت دیگری هم هست که برخی تور لیدرها (راه‌نمای گردش‌گری) می‌گوید: «آقای لی کارگری چینی بوده و زمین‌های اطراف گنتینگ را با قیمت خیلی ارزان خریداری کرده است و آخرهفته‌ها برای تفریح با دوستان کوه‌نوردش به آن‌جا می‌رفته‌. کم کم به فکر دایر کردن یک قمارخانه کوچک خانوادگی در آن‌جا می‌افتد و بعدها به فکر توسعه آن و از آن‌جایی که رفت‌وآمد به قله کوه کار هر قماربازی نبوده به فکر راه‌اندازی یک تله کابین می‌افتد و خلاصه رویاهایش هر روز به واقعیت نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند تا جایی که بعدها بزرگ‌ترین هتل جهان با بیش از شش هزار و صد اتاق در آن‌جا ساخته می‌شود و انواع پارک‌ها و کازینو‌ها و بناهای دیگر مکمل این قمارخانه می‌شوند.

امروز دیگر آقای لی زنده نیست تا ببیند آن قمارخانه محقر تبدیل به یکی از جذاب‌ترین و محبوب‌ترین مکان‌های تفریحی مالزی شده. باتوجه به این‌که مالزی کشوری مسلمان است اسلام‌گرایان افراطی بارها سعی در بستن کازینو داشتند ولی دکتر «مهاتیر محمد» بنیان‌گذار مالزی مدرن که در آن زمان سمت  نخست وزیری را به عهده داشته‌، رسمن مجوز فعالیت کازینو را به شرط ممنوعیت ورود مسلمانان صادر می‌کند تا کشورش امروز از این مجموعه صاحب درآمدی روزانه حدود چهار میلیون دلار باشد. ضمن این‌که ده‌ها هزار فرصت شغلی ایجاد شد و سالانه چیزی معادل جمعیت خود مالزی گردش‌گر از سراسر دنیا به این کشور سرازیر شد.»

با ورود به مجموعه شهربازی و کازینوی «گنتینگ هایلند» قصه تازه‌ای پیش روی من قرار می‌گیرد، قصه‌ای که در آن نه خبری از مجازات است، نه از درد و رنج، هر‌چه هست سرخوشی و سرمستی آدم‌هایی است که گاه یک شب همه دار و ندارشان را به یک «طاس» و یک «آس پیک» می‌بازند. این قصه ادامه دارد این بار با روایت بازنده‌های «بی بی دل» و برنده‌های «شاه خشت.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. soroush
    1

    kheili haal kardam sahar joon